سفره ی خلیفه
ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ مهر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: سفره ی خلیفه ،شریک ،مهدی عباسی ،منصب قضا

شریک بن عبدالله نخعی - از فقهای معروف قرن دوم هجری - به علم و تقوا معروف بود مهدی بن منصور خلیفه عباسی علاقه فراوان داشت که منصب « قضا » را به او واگذار کند ،

ولی شریک بن عبدالله برای آنکه خود را از دستگاه ظلم دور نگه دارد زیر این بار نمی رفت .  و نیز خلیفه علاقه مند بود که شریک را معلم خصوصی فرزندان خود قرار دهد تا به آنها علم حدیث بیاموزد شریک این کار را نیز قبول نمی کرد و به همان زندگی آزاد و فقیرانه ای که داشت قانع بود .

روزی خلیفه او را طلبید و به او گفت : باید امروز یکی از این سه کار را قبول کنی ، یا عهده دار منصب « قضا » بشوی ، یا کار تعلیم و تربیت فرزندان مرا قبول کنی ،یا آنکه همین امروز نهار با ما باشی و بر سر سفره ی ما باشی .

شریک با خود فکری کرد و گفت ، حالا که اجبار و اضطرار است ، البته از آن سه کار ، سومی بر من آسانتر است .

خلیفه ضمنا به مدیر مطبخ دستور داد که امروز لذیذترین غذاها را برای شریک تهیه کن . غذاهای رنگارنگ از مغز استخوان آمیخته به ثبات و عسل تهیه کردند و سر سفره آوردند .

شریک که تا آن وقت همچو غذایی نخورده و ندیده بود با اشتهای کامل خورد . خوانسالار آهسته بیخ گوش خلیفه گفت :

بخدا قسم که دیگر این مرد روی رستگاری نخواهد دید .

طولی نکشید که دیدند  شریک هم عهده دار تعلیم فرزندان خلیفه شد و هم منصب « قضا » را قبول کرده و برایش از بیت المال مقرری نیز معین شد .

روزی با متصدی پرداخت حقوق حرفش شد ، متصدی به او گفت : تو که گندم به ما نفروخته ای که این قدر سماجت می کنی ؟

شریک گفت :

  (((((((چیزی از گندم بهتر به شما فروخته ام ، من دین خود را فروخته ام )))))))

داستان راستان شهید مطهری ( ره ) به نقل از مروج الذهب ج2 حالات مهدی عباسی

((((((((((((((((نکنه برای دنیای دیگران دی خود را بفروشیم ))))))))))))))))))))