سفر به جنَت آباد .......................................................
ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ مهر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: سفر به جنَت آباد ،مرجع تقلید ،زهره ،بلوغ

*****زهره می خواهد به جنَت آباد برود .

جنَت آباد بسیار سرسبز است .

آن جا همه نوع گلی هست .

چشمه ها و جویبارهای فراوان با آب های خنک و گوارا در آن جاری است .

آن جا همه با هم دوست و مهربان و صمیمی هستند .

زندگی در آن برای زهره یک آرزوست ؛

آرزویی که  هر صبح با امید آن از بستر بر می خیزد .

زهره تصمیم خود را گرفته است .

مادرش که نگران اوست ، می گوید :

- ببین دخترم ! تو راه جنَت آباد رای ، بلد نیستی . تازه اگر بلد هم باشی با مشکلات و خطرهای راه چه می کنی ؟..........

زهره برای رفتن لظ شماری می کند .

او فکر می کند در این راه به هیچ کس نیازی ندارد.

زهره به تنهایی به راه می افتد .

در بین راه با خود می گوید ، شاید راه جنَت آباد این نباشد !

اما می رود و می رود .

در مسیر به راه های دیگری نیز بر می خورد .

یکی را بر می گزیند و می رود

((((((((((((((((((((( آیا زهره سرانجام به جنَت آباد خواهد رسید ؟ )))))))))))))))))))) .

((((((((((((((((((((با چه مشکلاتی و خطرهایی روبه رو خواهد شد ؟)))))))))))))))).

*****رفتن به سوی بهشت نیز بدون راهنما و مربَی امکان پذیر نیست .

اگر می خواهیم به سوی بهشت برویم باید مسیر را خوب بشناسیم .

*** « مرجع تقلید » کسی است که راه بهشت را از قرآن و سخنان پیشوایان معصومین ( ع ) فرا گرفته است  به ما نشان می دهد .

من و تو با تقلید از او می توانیم ای مسیر را پیدا کنیم و به سلامت بپیماییم .

مرجع تقلید دستورات اسلام را در کتابی به نام « رساله »  نوشته و در اختیار ما قرار می دهد .

با تهیه کردن این کتاب و مطالعه آن ما را در مسیر زندگی یاری می کند .

من و تو وقتی به سن بلوغ رسیدیم نیاز به مطالعه این کتاب داریم و احکامی که در زندگی باا آن سر و کار داریم بدست می آوریم و با عمل به آن احکام به جنَت آباد به سلامت می رسیم و الا نه .

((((((( پس بکوشیم با تقلید از مجتهد به بهشت وعده داده شده برسیم ))))))))).

                                                                  احکام دختران اول راهنمایی