راه شناخت امام زمان (عج) در آخر الزمان چیست؟
ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ تیر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: راه شناخت امام زمان (عج) در آخر الزمان چیست؟

پاسخ:

برای شناخت امام زمان(عج) می توان از چهار منبع استفاده کرد:

الف. قرآن کریمقرآن کریم تجلّی ذات باری‌تعالی بر نبی مکرّم اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ است. برخی از آیات قرآن ظهور در مسأله مهدویت داشته و مباحث پایان و آینده جهان را بررسی می‌کنند و برخی دیگر از آیات با عنایت به روایات به تأویل برده شده است.
به عنوان نمونه دو آیه را ذکر می‌کنیم:
1. وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الأرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ (ما در زبور بعد از ذکر تورات نوشتیم، سرانجام، بندگان شایسته من، وارث و حاکم زمین خواهد شد)(1) امام باقر ـ علیه السلام ـ در تأویل و تفسیر این آیه شریفه فرموده است: «این بندگان شایسته ، حضرت مهدی (عج) و اصحاب او در آخر الزمان هستند.»(2)
2. «خداوند برای آنهایی که ایمان آورده وعمل صالح انجام داده است، وعده داده‌اند که آنان را خلیفه روی زمین نموده، همانگونه که پیشینیان آنها را خلیفه ساخته بود...».(3) امام سجاد ـ علیه السلام ـ بعد از تلاوت این آیه شریفه فرموده است: «اینان از شیعیان ما هستند. خداوند این کار را در حق آنان به دست مردی از ما خاندان خواهد کرد. آن مرد مهدی این امت است».(4)

ب. سنتروایات گسترده‌ای از منابع حدیثی امامیه همانند کمال الدین و تاج النعمة (شیخ صدوق)، الغیبة (طوسی)، الغیبة (نعمانی)، اصول کافی (کلینی) و... به مسأله مهدویت پرداخته و مباحث آن را شناسانده‌اند، و در کتابهای حدیثی اهل سنت نیز روایات نبوی متعددی در مورد مسأله مهدویت ذکر شده است که در ذیل به عنوان نمونه چند روایت ذکر می‌شود:
1. حضرت مهدی (عج) در صحیفه فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ ، جابر می‌گوید: روزی بر فاطمه ـ سلام الله علیها ـ وارد شدم، صحیفه‌ای را در دست مبارک او دیدم که اسم پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ و تمامی اسامی ائمه دوازده گانه ـ علیهم السلام ـ در آن ثبت شده بود. و جابر همه آن اسامی را ذکر کرده که از جمله اسم مبارک حضرت مهدی (عج) در این روایت این چنین آمده است: «ابا القاسم، (م ح م د) بن الحسن و هو حجة الله تعالی علی خلقه و امّه جاریة و اسمها «نرجس».(5)
2. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «مردی از اهل بیت من قیام خواهد کرد که او هم نام من است و اخلاق او همانند اخلاق من است و زمین را پر از قسط و عدل می کند همانطور که پر از جور و ظلم شده است.»(6)
3. امام رضا(ع) فرمود: «... حضرت قائم کسی است که وقتی ظهور می کند در سن پیران است ولی به نظر جوان می آید، اندامی قوی و تنومند دارد به طوری که اگر دست را به سوی بزرگ ترین درخت دراز کند آن را از ریشه بیرون می آورد و اگر میان کوه ها فریاد بر آورد صخره ها می شکنند و از جاکنده می شوند، عصای موسی و انگشتر سلیمان همراه اوست»(7)
4. امام رضا(ع) فرمود: «مهدی داناترین، بردبارترین، پرهیزگارترین مردمان است، او از همه انسان ها بخشنده تر، شجاع تر و عابدتر است».(8)
5. از رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ : به مهدی بشارت می‌دهم، مردی از قریش و از عترت من می‌باشد.»(9) و هم چنین روایات زیادی از فریقین در این مورد رسیده است که زمینه بیان آن نمی‌باشد.

ج. عرفانعرفان راه دیگری برای شناخت امام زمان (عج) است. عرفای اسلامی که اصحاب کشف و شهودند مسأله مهدی موعود را مطرح کرده و برعظمت مقام آن تأکید نموده‌اند. آنان این مطلب را در قالب های شعر و نثر به دیگران رسانده‌اند. و در عرفان این موضوع را از حقایق مسلم دین و وقایع حتمی جهان می‌دانند. از آن حضرت به قطب زمان، ولی دوران و خاتم اولیاء یاد کرده‌اند. و به چند نمونه از دیدگاه عرفانی اشاره می‌شود:
1. شیخ عطار نیشابوری، عطار که مطالب عرفانی فراوانی در بعد شخصیتی حضرت مهدی (عج) گفته است، به نمونه‌ای از اشعار او درباره آن حضرت اشاره می‌گردد:
اوست باب اولیاء عین الیقین
اوست اسرار معانی را معین
اوست دانا در همه روی زمین
اوست بنیاد و همه اسرار دین
اوست عالم بر علوم اولین
اوست ظاهر بر ظهور آخرین...
نام او، نام محمد (ص) آمده
خلق او، خلق احمد آمده...
صد هزاران اولیا روی زمین
از خدا خواهند مهدی را یقین
یا الهی، مهدی را از غیب آر
تا جهان عدل گردد آشکار...(10)
2. محمود شبستری، ایشان تحت عنوان «قاعده ختم ولایت» می‌گوید: «غرض از ختم ولایت وجود مبارک حضرت مهدی (عج) است که سلسله ولایت به او ختم می‌گردد. حقیقت کمال به نقطه دائره اخیر به ظهور می‌رسد که خاتم اولیاء باشد. یعنی دائره وجود ولایت مطلقه حضرت مهدی (عج) که نقطه ختم ولایت است، در حقیقت مظهر همه ولایت هاست که در وجود انبیاء و اولیاء گذشته فرد فرد وجود داشته‌اند، و در این نشئه به وجود خاتم اولیا حضرت مهدی ظهور یافته است.(11)

ح. حکمتحکماء و فلاسفه اسلامی نیز به مسأله ولی کامل و خلیفه خدا در زمین توجه داشته و بر مبنای اندیشه خود از آن سخن گفته و آن را شناسانده‌اند که به چند نمونه از نظریه بزرگان اهل حکمت اشاره می‌شود:
1. معلم ثانی ابونصر فارابی، حکیم فارابی، در تحلیلی که دارد، زندگی صحیح اجتماعی را در مدیریت کامل و آگاه به زمان و مکان می‌داند. و آن مدیر کامل را به زمان حضور و غیبت پیش بینی کرده می‌گوید: رئیس مدینه فاضله، نمی‌تواند هر کسی باشد. و کسی می‌تواند که دارای ملکه کامل باشد، چنین انسانی، انسان کامل است. که بالفعل هم عقل است و هم معقول، هم مدیر است و هم مدبّر، هم معلم است و هم مرشد. او اشراف کامل بر همه دارد. زیرا بقای مدینه فاضله، به امام و رهبر است. و اینگونه رهبر متصل به عقل الهی است و از برکت علم تأویل برخوردار می‌باشد. و به همه معارف حسی و غیرحسی آشنائی کامل دارد. و چنین انسانی شایسته‌ی خلافت الهی در زمین است. و ارتباط با عالم غیب داشته، در بیان معارف اشتباه نمی‌کند... و بعد می‌‌گوید: اگر زمانی چنین انسانی در جامعه حضور نداشت و از منظرها پنهان و در حال غیبت به سر می‌برد، باید شرائع و احکامی را که این رئیس ‌و یا امثال آن در حال حضور وضع کرده‌اند، بگیرند و همانها را قوانین قطعی جامعه قرار دهند و جامعه را به آن اداره کنند.(12)
2. شیخ اشراق، شهاب الدین سهروردی می‌گوید: هیچ گاه عالم از حکمت و از وجود کسی که قائم به حکمت است و حجّت‌های روشن خدا در نزد او می‌باشد، خالی نخواهد بود. و این کس همان خلیفه خدا در زمین است. پس، در هر زمانی چنین شخصی بهم رسد که نمونه کامل علم و عمل بوده و رهبری امت به او بوده و خلافت الهی در زمین نیز به عهده او می‌باشد. و زمین هرگز از چنین انسانی تهی نخواهد ماند. امّا این چنین رهبر و پیشوای جامعه، گاهی در ظاهر بوده و حکومت تشکیل می‌دهد. و گامی در نهایت پنهانی بوده و در غیبت به سر می‌برد. و آن که در غیبت به سر می‌برد مردم او را «قطب زمان» می‌نامند. او در جای بی‌نشانی زندگی کرده و از او نشانی در دست نمی‌باشد. هر گاه این امام و رهبر ظاهر گردد و در رأس حکومت قرار گیرد، زمان، زمانی نورانی خواهد شد.(13)

 


پاورقی:

1. انبیا:105.
2. طبرسی، ابوعلی الفضل بن الحسن، مجمع البیان، بیروت، دار احیاء التراث، 1406، ج7، ص66.
3. نور:56.
4. طبرسی، مجمع البیان، همان، ص152.
5. صدوق، ابی جعفر محمد بن بابویه قمی، کمال الدین تمام النعمة، ترجمه کمره ی نشر دار الحدیث، قم، 1370، ج1، ص420.
6. صافی گلپایگانی، لطف الله، منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر، موسسه حضرت معصومه(س)، چاپ اول، 1419ه‍ ق، ص232.
7. طبسی، نجم الدین، چشم اندازی به حکومت مهدی(عج)، بوستان کتاب، چاپ سوم، 1380ش، ص82.
8. همان، ص83-82.
9. ابن حجر هیثمی، ‌شهاب الدین احمد شافعی، صواعق المحرقة، مکتبة القاهره، 1385 ق، ص99.
10. نیشابوری، عطار، فرید الدین، مظهر العجائب، چ سنگی، ص44.
11. لاهیجی، محمد، مفتاح الاعجاز شرح گلشن راز، مرکز نشر، انتشارات سعدی، 1371ش، ص313.
12. ابونصر فارابی، آراء اهل المدینه الفاضله، چاپ مصر، 1368 ق، ص89.
13. اشراق، شهاب الدین سهروردی، حکمة الاشراق، قم، انتشارات بیدار، ج2، ص11.