اسلام چه حقوقى براى زنان قائل است؟
ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۱ خرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: اسلام چه حقوقى براى زنان قائل است؟

با ظهور اسلام و تعلیمات ویژه آن زندگى زن وارد مرحله نوینى گردید، که با گذشته فاصله زیادى داشت، در این دوره دیگر مستقل و از کلیّه حقوق فردى و اجتماعى و انسانى برخوردار گردید، پایه تعلیمات اسلام در مورد زن همانست که در آیات قرآن مى‏خوانیم‏ «وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِی عَلَیْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ» یعنى زن همان اندازه که در اجتماع وظائف سنگین بعهده دارد حقوق قابل توجهى نیز دارا است.

اسلام زن را مانند مرد برخوردار از روح کامل انسانى و اراده و اختیار دانسته و او را در مسیر تکامل که هدف خلقت است، مى‏بیند، لذا هر دو را در یک صفّ قرار داده و با خطابهاى «یا أَیُّهَا النَّاسُ* و یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا*» مخاطب ساخته، برنامه‏هاى تربیتى و اخلاقى و علمى را براى آنها لازم کرده است، و با آیاتى مثل: «وَ مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ» (غافر 40) و عده برخوردار شدن از سعادت کامل به هر دو جنس داده و با آیاتى مانند:

«مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ. (نحل 95)

تصریح کرده است که هر یک از زن و مرد مى‏توانند بدنبال اجراء برنامه‏هاى اسلام به تکامل معنوى و مادّى برسند، و به حیاتى «طیّب» و پاکیزه که سراسر آرامش است گام نهند.

اسلام زن را مانند مرد به تمام معنى مستقل و آزاد مى‏داند، و قرآن با آیاتى نظیر:

«کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ رَهِینَةٌ» و یا «مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها»*

این آزادى را براى عموم افراد اعم از زن و مرد بیان مى‏دارد، و لذا در برنامه‏هاى مجازاتى هم مى‏بینیم در آیاتى مثل:

«الزَّانِیَةُ وَ الزَّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ» و مانند آن هر دو را به مجازات واحدى محکوم مى‏کند.

از طرفى چون استقلال، لازمه اراده و اختیار است لذا اسلام این استقلال را در کلیه حقوق اقتصادى مى‏آورد و انواع و اقسام ارتباطات مالى را براى زن بلامانع دانسته و او را مالک درآمد و سرمایه خویش مى‏شمارد. در سوره نساء مى‏خوانیم:

«لِلرِّجالِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبُوا وَ لِلنِّساءِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبْنَ»

با توجه به لغت «اکتساب» که بر خلاف «کسب» براى بدست آوردن مالى است که نتیجه‏اش متعلق به شخص بدست‏آورنده است‏ «1» و همچنین با در نظر گرفتن قانون کلى:

«الناس مسلطون على اموالهم»

یعنى «همه مردم بر اموال خویش مسلطند».

بدست مى‏آید چگونه اسلام به استقلال اقتصادى زن احترام مى‏گذارده و تفاوتى بین زن و مرد نگذاشته است.

خلاصه آنکه زن در اسلام یک رکن اساسى اجتماع بشمار مى‏رود، و هرگز نباید با او معامله یک موجود فاقد اراده و وابسته و نیازمند به قیّم نمود.

در معنى تساوى نباید اشتباه کرد:

تنها مطلبى که باید به آن توجه داشت (و در اسلام به آن توجه خاص شده) ولى بعضى روى یک سلسله احساسات افراطى و حساب نشده آن را انکار مى‏کنند، مسأله تفاوتهاى روحى و جسمى زن و مرد و تفاوت وظایف آنها است.

______________________________
(1)

- به کتاب مفردات راغب رجوع شود- البته این نکته در مواردى است، که لغت «کسب» و «اکتساب» در برابر هم آمده باشد.

ما هرچه را انکار کنیم این حقیقت را نمى‏توانیم انکار نمائیم که بین این دو جنس هم از نظر جسمى و هم از نظر روحى تفاوت زیادى هست، که ذکر آنها در کتب مختلف، ما را از تکرار آنها بى‏نیاز مى‏سازد، و خلاصه همه آنها این است که: چون زن پایگاه پیدایش وجود انسان است، و رشد نونهالان در دامن او انجام مى‏پذیرد، همانطور که جسماً متناسب با حمل و پرورش و تربیت نسلهاى بعد آفریده شده، از نظر روحى هم سهم بیشترى از عواطف و احساسات دارد.

با وجود این اختلافات دامنه‏دار آیا مى‏توان گفت زن و مرد باید در تمام شئون همراه یکدیگر گام برداشته و در تمام کارها صددرصد مساوى باشند؟!

مگر نه این است که باید طرفدار عدالت در اجتماع بود؟ آیا عدالت غیر از این است که هرکس به وظیفه خود پرداخته و از مواهب و مزایاى وجودى خویش بهره‏مند گردد؟!

بنابراین آیا دخالت دادن زن در کارهائى که خارج از تناسب روحى و جسمى اوست بر خلاف عدالت نمى‏باشد؟.

اینجاست که مى‏بینیم اسلام در عین طرفدارى از عدالت، مرد را در پاره‏اى از کارهاى اجتماعى که به خشونت و یا دقت بیشترى نیازمند است. مانند: سرپرستى کانون خانه و ... مقدم داشته و مقام معاونت را به زن واگذار کرده است.

یک «خانه» و یک «اجتماع» هر کدام احتیاج به مدیر دارند و مسأله مدیریت در آخرین مرحله خود، باید در یک شخص منتهى گردد، وگرنه کشمکش و هرج و مرج برقرار خواهد شد.

با این وضع آیا بهتر است که مرد براى این کار نامزد گردد یا زن؟ همه محاسبات دور از تعصب مى‏گوید وضع ساختمانى مرد ایجاب مى‏کند که مدیریت خانواده به عهده او نهاده شود و زن «معاون» او گردد.

گرچه جمعى اصرار دارند این واقعیتها را نادیده گیرند، ولى وضع زندگى خارجى حتى در جهان امروز و حتى در مللى که به زنان آزادى و مساوات کامل داده‏اند، نشان مى‏دهد که عملًا مطلب همان است که در بالا گفته شد اگر چه در سخن خلاف آن گفته شود. «1»

______________________________
(1)- تفسیر نمونه 2/ 113

ارزش معنوى مرد و زن‏

قرآن مجید، زن و مرد را در پیشگاه خدا و در وصول به مقامات معنوى در شرائط مشابه یکسان مى‏شمارد و هرگز اختلاف جنسیّت و تفاوت ساختمان جسمانى و به دنبال آن پاره‏اى از تفاوتها در مسئولیّتهاى اجتماعى را دلیل بر تفاوت میان این دو از نظر بدست آوردن تکامل انسانى نمى‏شمارد بلکه هر دو را از این نظر کاملًا در یک سطح قرار مى‏دهد و لذا آنها را با هم ذکر کرده است آیات فراوان قرآن در عصر و زمانى نازل گردید که بسیارى از ملل دنیا در انسان بودن جنس زن تردید داشتند و آن را یک موجود نفرین شده، و سرچشمه گناه و انحراف و مرگ مى‏دانستند!.

بسیارى از ملل پیشین حتّى معتقد بودند که عبادات زن در پیشگاه خدا مقبول نیست. بسیارى از یونانى‏ها زن را یک موجود پلید و از عمل شیطان مى‏دانستند، رومى‏ها و بعضى از یونانى‏ها معتقد بودند که اصولًا زن داراى روح انسانى نیست و بنابراین روح انسانى منحصراً در اختیار مردان است.

جالب اینکه تا همین اواخر علماى مسیحى در اسپانیا در این باره بحث مى‏کردند که آیا زن مثل مرد، روح انسانى دارد و روح او بعد از مرگ جاودان خواهد ماند یا نه؟ و پس از مباحثاتى به این نتیجه رسیدند که چون روح زن، برزخى است میان روح انسان و حیوان، جاویدان نیست بجز روح مریم‏ «1»!

از اینجا روشن مى‏شود این اتّهام که پاره‏اى از افراد بى‏اطلاع گاهى اسلام را متّهم مى‏کنند که اسلام دین مردها است نه زنها، چه اندازه از حقیقت دور است، به طور کلّى اگر در پاره‏اى از قوانین اسلام به خاطر تفاوتهاى جسمى و عاطفى که میان زن و مرد وجود دارد تفاوتهائى از نظر مسئولیتهاى اجتماعى دیده مى‏شود به هیچ وجه به ارزش معنوى زن لطمه نمى‏زند، و از این لحاظ زن و مرد با یکدیگر تفاوتى ندارند

______________________________
(1)- به کتابهاى «کرامرتسو» و «عذر تقصیر به پیشگاه محمد صلى الله علیه و آله» و «حقوق زن در اسلام» و سایر کتابهاى مربوط به عقائد و آراء بشرى مراجعه شود.

و درهاى سعادت به طور یکسان بروى هر دو باز است، چنانکه در آیه قرآن مى‏خوانیم‏ بعضکم من بعض‏ «همه از یک جنس و یک جامعه هستید». «1»

______________________________
(1)- تفسیر نمونه 3/ 223

یکصد و هشتاد پرسش و پاسخ، ص: 466