تفاوتهاى مردم سالارى دینى با دموکراسى جهانى
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ خرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: تفاوتهاى مردم سالارى دینى با دموکراسى جهانى

در اسلام آنچه ما به عنوان حاکمیت اسلام شناخته ایم و امروز هم بناى کلى این جامعه بر آن قرار دارد، مردم سالارى دینى است ، که با دموکراسى هاى رایج دنیا در بنیاد اختلاف دارد. و ریشه مشروعیت راى مردم در دمکراسى هاى رایج دنیا اساسا با مشروعیت راءى مردم در نظام مردم سالارى اسلامى که ما به دنبال آن هستیم و آن را حکومت اسلامى و حاکمیت اسلام به حساب مى آوریم ، متفاوت است . لذا در روشها، تفاوت بین اینهاست . در دمکراسى هاى رایج جهانى ، ضوابطى که ما براى اداره ى کشور و براى مدیران آن قائل هستیم ، وجود ندارد؛ ممکن است ضوابط دیگرى باشد. در اینجا قدرت طلبى وجود ندارد. این طور نیست که دعوا بر سر این باشد که چه کسى بر اسب قدرت سوار شود و بتواند از هر وسیله یى براى این کار استفاده کند. این که مى گوییم سیاست ما عین دیانت است و دیانت ما عین سیاست است ، یک طرف قضیه این است که سیاست و بنیان آن باید براساس دین باشد؛ روى دیگر سکه هم این است که فعالیت سیاسى نمى تواند از معیارها و ضوابط دینى و اخلاقى خارج باشد. کار غیر اخلاقى براى کسب قدرت ، مطلقا جایز نیست و کسى را که در صراط مدیریت قرار دارد، از اهلیت و صلاحیت مى اندازد؛ لذا این ضوابط باید به طور کامل در همه ى رده ها رعایت شود. قانون براى رهبرى ، ریاست جمهورى ، مسؤ ولان قواى سه گانه و رده هاى مختلف مدیریت ، تا رده هاى شوراهاى شهر و روستاها و دیگر جاها ضوابطى را معین کرده است که برخاسته ى از همان دید و فکر اسلامى است این ضوابط باید احراز شود. باید تشخیص داده شود که این شرایط در این شخص وجود دارد، بعد او در معرض راى مردم قرار بگیرد؛ اگر ملاک راى مردم است ؛ یا نصب بشود، اگر ملاک ، انتصاب است ؛ مثل بعضى از مسئوولیتهایى که وجود دارد. حاکم اسلامى در قبال مسائل مهم جامعه ، در مقابل اخلاق و معنویت مردم ، در قبال حفظ استقلال کشور و حفظ آزادى مردم - در آن حدودى که اسلام مقرر کرده است مسؤ ول است

تفاوت دیگر دمکراسى هاى رایج دنیا با نظام مردم سالارى دینى این است که در مردم سالارى دینى کارهاى رایج دنیا و اسرافها و تبلیغات پر خرج مطلقا نباید انجام بگیرد. ما در همین سیستان و بلوچستان هزاران جوان را با استعدادهاى خوب و قابل رشد و قابل استفاده ى براى اداره ى کشور مشاهده مى کنیم که اینها در یک جا معطل و منتظر یک وسیله ى جزئى مانده اند براى این که بتوانند کار خود را دنبال کنند؛ آنگاه عده یى بیایند میلیاردها صرف تبلیغات کنند براى اینکه نظر مردم را به سمت خود جلب کنند آن هم با روشهاى بعضا غلط و بعضا خلاف شرع که شنیده شد در بعضى از مناطق ، نامزدهاى انتخاب با شعارهاى ضد اسلامى و ضد نظام خواسته اند نظر مردم را جلب کنند. البته مردم با بى اعتنایى خود، پاسخ اینها را دادند؛ لیکن معلوم شد دستگاه نظارت بر این امور، دستگاه دقیقى نبوده و به وظیفه ى خود عمل نکرده و درک و احساس مسؤ ولیت مردم از آن دستگاه نظارت بیشتر بوده است و غالبا دست رد به سینه ى اینها زده اند و اینها را رد کرده اند. البته انتخابات گذشت ؛ اما این که مسؤ ولان امور به وظیفه ى خود عمل نکنند، نگذشته است ؛ این قابل بررسى و قابل تعقیب و پیگیرى است ؛ باید معلوم بشود واقعا تعمد داشته اند یا نه . کسانى که امام صریحا اینها را از گردونه ى سیاست کشور خارج کرده اند، چرا باید افرادى برخلاف نظر امام و بر خلاف آنچه مبناى جمهورى اسلامى است ، اینها را وارد میدان کنند؟ البته مردم به اینها پاسخ رد دادند و معلوم شد برخلاف آنچه ادعا مى کردند، هیچ پایگاه و وزنى در بین مردم ندارد. رعایت ضوابط در همه ى بخشها و زمینه ها یک امر لازم است و باید با دقت و به طور کامل مراعات شود؛ آن وقت افرادى که صالح هستند، در اختیار مردم قرار بگیرند تا آراء مردم ، اصلح را در بین اینها انتخاب کند، آنگاه انتخابات به نحوه ى رایجى که وجود دارد، ان شاء الله مفید خواهد بود. همه باید این معنا را رعایت کنند. وقتى ما در دنیا شعار تحقق اسلام را مى دهیم ، این امر کوچکى نیست ؛ پشت سر این شعار، احساسات و ایمان و عقیده و دین بخش ‍ عظیمى از جمعیت کره ى زمین قرار دارد. اگر ما بتوانیم ثابت کنیم که حقیقتا به دنبال این شعار هستیم و ثابت کنیم که این شعار کارایى دارد، آنگاه یک میلیارد و چند صد میلیون نفر جمعیت پشت سر این شعار قرار خواهند خواهند گرفت ؛ این چیز کمى نیست . امروز غیر از منطقه اى اسلامى و غیر از مجموعه ى اسلامى ، دلهاى زیادى در دنیا هستند که مى توانند این پیام را بپذیرد که دمکراسى با شیوه یى که امروز امریکاییها - که مظهر زورگویى و قلدرى هستند - پرچمدارش شده اند، دردى از دردهاى مردم را دوا نمى کند. امریکا مظهر قلدرى و زورگویى و زورمدارى است و ابزارهاى مادى زورگویى هم دارد، اما اینها کافى نیست ؛ اینها جوله است ؛ للباطل جوله . در عمر خود شبیه این جوله را نسبت به قدرتهایى که امروز اثرى از آثارشان وجود ندارد، دیده ایم ؛ چه در سطوح ملى و چه در سطوح بین المللى . اتحاد جماهیر شوروى که امروز نشانى از آن در دنیا وجود ندارد، تا همین چند سال قبل یک قدرت بود و تا چند دهه ى پیش از این ، همین زورگوییها و همین طور اعمال قدرتها را مى کرد. شوروى ها در مجارستان ، لهستان و اروپاى شرقى چه کردند؛ کارهایى را که امروز در امریکا در دنیا مى کند یا تهدید مى کند خواهد کرد، آنها انجام مى دادند. با این که در آن روز دو قدرت و دو قطب وجود داشت و رقیب یکدیگر بودند، اما وجود آن رقابت مانع از فجایع آفرینى و جنایات نمى شد. آن کشور وسیع در داخل خود هم همین کارها را مى کرد. مناطقى از دنیا را مى گرفت و به خودش ‍ متصل مى کرد و حکومتهایى را به زور تغییر مى داد. بار اولى نیست که دنیا با قلدرى و زورمدارى بین المللى که امروز مظهرش آمریکاست مواجه است ؛ قبلا هم وجود داشته است ، بعد هم دیدیم که بکلى محو و مضمل شدند. قبلا هم وجود داشته است ، بعد هم دیدیم که بکلى محو و مضمحل شدند. بنابراین هیچ ضمانتى وجود ندارد که قدرتهاى زورگو در جوله یى که مى کنند، باقى بمانند. این جوله شعله یى است که بلند مى شود و بعد هم فرو مى نشیند و عوامل نابودى این حرکت در خود او نهفته است . یک روز بود که تنها در یک نقطه ى

 

 

 

 

دنیا پرچم آمریکا سوزانده مى شد و شعار مرگ بر امریکا داده مى شد ؛ اما شما امروز ببینید در چند نقطه دنیا پرچم امریکا سوزانده مى شود و شعار مرگ بر آمریکا داده مى شود. در خود امریکا پرچم امریکا را آتش زدند؛ این پدیده ى مهمى است .

چه عاملى باعث این کار شد؟ آیا جز ایستادگى و استقامت یک ملت شجاع و مؤ من به اهداف و به راه خود توانست این موج را بتدریج سراسرى کند؟ این چیزها تدریجى است - دفعى نیست - و آثار آن را در بلند مدت مى شود فهمید. بیست و چهار سال است که ما با مشکلات دست و پنجه نرم مى کنیم ؛ اما در تمام این مدت پیش رفتیم و در یک نقطه متوقف نشدیم کسانى که سعى دایم آیه یاءس بخوانند و دلها را ناامید کنند، اگر دشمن و عامل دشمن نباشند، غافلند و به قضایا نگاه وسیع ندارند. ما وقتى به قضایا نگاه وسیع مى کنیم ، مى بینیم امروز جمهورى اسلامى توانسته است در ملتهاى مسلمان بیدارى ایجاد کند... حالا عده یى در داخل کشور ما بیایند و شعار برگشتن امریکا را بدهند. این نشانه ى نهایت غفلت و ضعف و زبونى و ذلت پذیرى در دلهاى خود اینهاست ؟ ما به فضل اسلام ، قوى هستیم . ما باید قوت خودمان را بشناسیم و از آن استفاده کنیم در درجه اول هم باید کارایى خود را در داخل کشور نشان دهیم . کارایى هم یک چیز معجزشان نیست ؛ هر کس اگر به وظیفه ى خود عمل کند، راه خود را بشناسد و از آن تخطى نکند، این مى شود کارایى .

                                                                            نرم افزار بوستان حکایت