عشق در غرب باستان
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: عشق در غرب باستان

در مورد مسئله عشق باید گفت به غیر از تعداد انگشت شماری (سانشه و فرانسوآ) هیچ

الهی دانی عشق را در رابطه زن و شوهر مهم و مثبت نمی دانست.

در حالی آه الهی دانان قرن بیستم مرتب به اهمیت عشق در روابط زناشویی اشاره می آنند

در قرون قبل، در بین الهی دانان عشق باری منفی داشت.

"سنت ژروم" در ارتباط با عشق به همسر این طور گفته است:

قشع بیش از حد یک مرد به زنش نیز زنا شمرده می شود... هیچ چیز پست تر از این

نیست آه مردی همسرش را بسان معشوقه دوست بدارد، به هیچ وجه درست نیست آه

مردی خود را به عنوان عاشق به زنش نشان دهد بلکه باید خود را به عنوان شوهر نمایان

آند.

عنوان می آند آه: "مردی آه بیش (St Hierosme) " به همین ترتیب "سنت هی اروسم

از حد عشق به زنش را به نمایش بگذارد زنا آار است. زیرا مرد نباید از زن خود مثل

فاحشه استفاده برد و زن نیز نباید شوهرش را به عنوان عاشق بنگرد چرا که پیوند مقدس

ازدواج باید تقدس و پاآی خودش را حفظ آند.

چرا این دشمنی با عشق؟ در حقیقت عشق آتشین در رابطه زناشویی به منزله تهدیدی برای

روابط اجتماعی و رابطه با خدا به حساب می آمد.

از رنسانس یا عصر روشنایی نیز در زمینه مسائل جنسی همان واقعیت قرون وسطی را

مشاهده می آنیم با توجه به این آه آلیسا تنها هدف روابط جنسی را تولید مثل می دانست،

تمام رفتارهای جنسی آه به تولید مثل ختم نمی شوند به شدت محکوم بودند. به عنوان مثال:

خودارضائی به عنوان عملی شنیع تلقی می شد، با وجود این عده ای از الهی دانان به زنی

آه شوهرش در عمل جنسی عجول بوده به طوری آه زن به لذت جنسی دست نیافته است

این اجازه را می دادند آه با لمس خود حالت ارضا (ارگاسم) را در خود ایجاد آند.

علت این مسئله نه ارضای جنسی زن بلکه این عقیده بود آه پزشکان آن زمان معتقد بودند

ترشح واژنی زن در تشکیل جنین سالم اجتناب ناپذیر است.

در مورد آموزش جنسی باید گفت تعداد آتاب هایی آه در این زمینه سخن می گفتند بسیار

نادر بود زیرا معتقد بودند بهتر است گناهکاران چیزهایی آه نمی دانند و ممکن است آگاهی

از آن ها موجب افزایش گناهانشان شود، نیاموزند.

اخلاق گرایان قرن ششم میلادی اغلب به لاتین می نوشتند و وقتی به فرانسه می نوشتند

اغلب از ذآر جزئیات تکنیکی پرهیز می آردند.