چرا ملل فاقد ایمان زندگى مرفّه دارند؟
ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: چرا ملل فاقد ایمان زندگى مرفّه دارند؟

در سوره اعراف آیه 96 مى‏خوانیم: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ ...» (اگر مردمى که در شهرها و آبادیها زندگى دارند ایمان بیاورند و تقوى پیشه کنند برکات آسمان و زمین را بر آنها مى‏گشائیم ...)

با توجه به آیه شریفه این سؤال مطرح مى‏شود که اگر ایمان و تقوا موجب نزول انواع برکات الهى است چرا مشاهده مى‏کنیم ملتهاى بى‏ایمانى را که غرق ناز و نعمتند؟

پاسخ این سؤال با توجه به دو نکته روشن مى‏گردد:

1- اینکه تصور مى‏شود ملتهاى فاقد ایمان و پرهیزگارى غرق در ناز و نعمتند، اشتباه بزرگى است که از اشتباه دیگرى یعنى ثروت را دلیل بر خوشبختى گرفتن سرچشمه مى‏گیرد.

معمولا مردم این طور فکر مى‏کنند که هر ملتى صنایعش پیشرفته‏تر و ثروتش بیشتر باشد خوشبختر است در حالى که اگر به درون این جوامع نفوذ کنیم و دردهاى جانکاهى که روح و جسم آنها را درهم مى‏کوبد از نزدیک ببینیم قبول خواهیم کرد که بسیارى از آنها از بیچاره‏ترین مردم روى زمین هستند، بگذریم از اینکه همان پیشرفت نسبى، نتیجه بکار بستن اصولى همانند کوشش و تلاش و نظم و حس مسئولیت است که در متن تعلیمات انبیا قرار دارد.

در همین ایام که این قسمت از تفسیر را مى‏نویسیم، این خبر در جرائد منتشر شد که در «نیویورک» یعنى یکى از ثروتمندترین و پیشرفته‏ترین نقاط دنیاى مادى، بر اثرخاموشى ناگهانى برق صحنه عجیبى به وجود آمد، یعنى بسیارى از مردم به مغازه‏ها حمله بردند و هستى آنها را غارت کردند، تا آنجا که‏ سه هزار نفر از غارتگران بوسیله پلیس بازداشت شدند.

مسلماً تعداد غارتگران واقعى چندین برابر این عدد بوده و تنها این عده بودند که نتوانستند به موقع فرار کنند، و نیز مسلم است که آنها غارتگران حرفه‏اى نبوده‏اند که نفرات خود را براى چنان حمله عمومى از قبل آماده کرده باشند، زیرا حادثه یک حادثه ناگهانى بود.

بنابراین چنین نتیجه مى‏گیریم که با یک خاموشى برق، دهها هزار نفر از مردم یک شهر ثروتمند و به اصطلاح پیشرفته تبدیل به‏ «غارتگر» شدند، این نه تنها دلیل بر انحطاط اخلاقى یک ملّت است بلکه دلیل بر ناامنى شدید اجتماعى نیز مى‏باشد.

خبر دیگرى که در جرائد بود این خبر را تکمیل کرد و آن اینکه یکى از شخصیتهاى معروف که در همین ایام در نیویورک در یکى از هتلهاى مشهور چندین ده طبقه‏اى نیویورک سکونت داشت مى‏گوید: قطع برق، سبب شد که راه رفتن در راهروهاى هتل به صورت کار خطرناکى درآید، به طورى که متصدیان هتل اجازه نمى‏دادند کسى تنها از راهروها بگذرد و به اطاق خود برسد مبادا گرفتار غارتگران گردد، لذا مسافران را در اکیپهاى ده نفرى یا بیشتر، با مأمورین مسلح به اطاقهاى خود مى‏فرستادند!، شخص مزبور اضافه مى‏کند که تا گرسنگى شدید به او فشار نمى‏آورده جرئت نداشته است از اطاق خویش خارج گردد!

اما همین خاموشى برق در کشورهاى عقب مانده شرقى هرگز چنین مشکلاتى را به وجود نمى‏آورده و این نشان مى‏دهد که آنها در عین ثروت و پیشرفت صنایع کمترین امنیت در محیط خودشان ندارند، از این گذشته ناظران عینى مى‏گویند آدم‏کشى در آن محیطها همانند نوشیدن یک جرعه آب است، به همین آسانى.

و مى‏دانیم اگر تمام دنیا را به کسى بدهند و در چنین شرائطى زندگى کند، از بیچاره‏ترین مردم جهان خواهد بود، تازه مشکل امنیت تنها یکى از مشکلات آنها است، نابسامانیهاى فراوان اجتماعى دیگرى دارند که آنها نیز به نوبه خود بسیار دردناکند، با توجه به این حقایق، ثروت را نباید با خوشبختى اشتباه کرد.

2- اما اینکه گفته مى‏شود چرا جوامعى که داراى ایمان و پرهیزگارى هستند عقب مانده‏اند اگر منظور از ایمان و پرهیزگارى تنها ادعاى اسلام و ادعاى پایبند بودن به اصول تعلیمات انبیاء بوده باشد، قبول داریم چنین افرادى عقب مانده‏اند، ولى مى‏دانیم حقیقت ایمان و پرهیزگارى چیزى جز نفوذ آن در تمام اعمال و همه شئون زندگى نیست، و این امرى است که با ادعا تأمین نمى‏گردد.

با نهایت تأسف امروز اصول تعلیمات اسلام و پیامبران خدا در بسیارى از جوامع اسلامى متروک یا نیمه متروک مانده است و چهره این جوامع، چهره مسلمانان راستین نیست.

اسلام دعوت به پاکى و درستکارى و امانت و تلاش و کوشش مى‏کند کو آن امانت و تلاش؟ اسلام دعوت به علم و دانش و آگاهى و بیدارى مى‏کند کو آن علم و آگاهى سرشار؟ اسلام دعوت به اتحاد و فشردگى صفوف و فداکارى مى‏کند، آیا براستى این اصل به طور کامل در جوامع اسلامى امروز حکمفرما است و با این حال عقب مانده‏اند؟! بنابراین باید اعتراف کرد اسلام چیزى است و ما مسلمانان چیز دیگر. «1»

______________________________
(1)- تفسیر نمونه 6/ 268

یکصد و هشتاد پرسش و پاسخ، ص: 625