آیا مجازات قطع دست خشونت‏آمیز است؟
ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ خرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: آیا مجازات قطع دست خشونت‏آمیز است؟

قبل از پاسخ به این سؤال، لازم است شرایط مجازات قطع دست سارق را بیان کنیم‏

آنچه از مجموع روایات اسلامى استفاده مى‏شود این است که اجراى این حدّ اسلامى (بریدن دست) شرائط زیادى دارد که بدون آن اقدام به این کار جائز نیست از جمله اینکه:

1- متاعى که سرقت شده باید حد اقل یک ربع دینار  باشد.

2- از جاى محفوظى مانند خانه و مغازه و جیب‏هاى داخلى سرقت شود.

3- در قحطسالى که مردم گرسنه‏اند و راه به جائى ندارند نباشد.

4- سارق عاقل و بالغ باشد، و در حال اختیار دست به این کار بزند.

5- سرقت پدر از مال فرزند، یا سرقت شریک از مال مورد شرکت این حکم را ندارد.

6- سرقت میوه از درختان باغ را نیز از این حکم استثناء کرده‏اند:

7- کلیه مواردى که احتمال اشتباهى براى سارق در میان باشد که مال خود را به مال دیگرى احتمالا اشتباه کرده است از این حکم مستثنى است.

و پاره‏اى از شرائط دیگر که شرح آن در کتب فقهى آمده است.

اشتباه نشود منظور از ذکر شرائط بالا این نیست که سرقتها تنها در صورت اجتماع این شرائط حرام است، بلکه منظور این است که اجراى حد مزبور، مخصوص اینجا است وگرنه سرقت به هر شکل و به هر صورت، و به هر اندازه و هر کیفیت در اسلام حرام است.

اندازه قطع دست سارق.

معروف در میان فقهاى ما با استفاده از روایات اهل بیت علیهم السلام این است که تنها چهار انگشت از دست راست بریده مى‏شود، نه بیشتر، اگر چه فقهاى اهل تسنن بیش از آن گفته‏اند.

آیا این مجازات اسلامى خشونت‏آمیز است؟

بارها این ایراد از طرف مخالفان اسلام و یا پاره‏اى از مسلمانان کم اطلاع شده است که این مجازات اسلامى بسیار شدید به نظر مى‏رسد و اگر بنا بشود این حکم در دنیاى امروز عمل شود باید بسیارى از دستها را ببرند، به علاوه اجراى این حکم سبب مى‏شود که یک نفر گذشته از اینکه عضو حساسى از بدن خود را از دست دهد تا پایان عمر انگشت نما باشد.

در پاسخ این ایراد باید به این حقیقت توجه داشت که:

اولا- همانطور که در شرائط این حکم گفتیم هر سارقى مشمول آن نخواهد شود بلکه تنها یک دسته از سارقان خطرناک هستند که رسماً مشمول آن مى‏شوند.

ثانیاً- با توجه به اینکه راه اثبات جرم در اسلام شرائط خاصى دارد این موضوع بازهم تقلیل پیدا مى‏کند.

ثالثا- بسیارى از ایرادهائى که افراد کم اطلاع بر قوانین اسلام مى‏کنند به خاطر آن است که یک حکم را به طور مستقل و منهاى تمام احکام دیگر مورد بررسى قرار مى‏دهند، یعنى به عبارت دیگر آن حکم را در یک جامعه صددرصد غیر اسلامى فرض مى‏کنند، ولى اگر توجه داشته باشیم که اسلام تنها این یک حکم نیست بلکه مجموعه احکامى است که پیاده شدن آن در یک اجتماع سبب اجراى عدالت اجتماعى، و مبارزه با فقر، و تعلیم و تربیت صحیح، و آموزش و پرورش کافى، آگاهى و بیدارى و تقوا مى‏گردد، روشن مى‏شود که مشمولان این حکم چه اندازه کم خواهند بود. اشتباه نشود، منظور این نیست که در جوامع امروز این حکم نباید اجراء شود بلکه منظور این است که هنگام داورى و قضاوت باید تمام این جوانب را در نظر گرفت.

خلاصه حکومت اسلامى موظف است که براى تمام افراد ملت خود نیازمندیهاى اولى زندگى را فراهم سازد، و به آنها آموزش لازم دهد، و از نظر اخلاقى نیز تربیت کند، بدیهى است در چنان محیطى افراد متخلف بسیار کم خواهند شد.

رابعا- اگر ملاحظه مى‏کنیم امروز دزدى فراوان است به خاطر آن است که چنین حکمى اجراء نمى‏شود و لذا در محیطهائى که این حکم اسلامى اجراء مى‏گردد (مانند محیط عربستان سعودى که تا سالهاى اخیر این حکم در آن اجراء مى‏شد) امنیت فوق العاده از نظر مالى در همه جا حکمفرما بود. بسیارى از زائران خانه خدا با چشم خود چمدانها یا کیفهاى پول را در کوچه و خیابانهاى حجاز دیده‏اند که هیچ‏کس جرئت دست زدن به آن را ندارد تا اینکه مأمورین «اداره جمع‏آورى گمشده‏ها» بیایند و آن را به اداره مزبور ببرند و صاحبش بیاید و نشانه دهد و بگیرد. غالب مغازه‏ها در شبها در و پیکرى ندارند و در عین حال کسى هم دست به سرقت نمى‏زند.

جالب اینکه این حکم اسلامى با اینکه قرنها اجراء مى‏شد و در پناه آن مسلمانان آغاز اسلام در امنیت و رفاه مى‏زیستند در مورد تعداد بسیار کمى از افراد که از چند نفر تجاوز نمى‏کرد این حکم در طى چند قرن اجراء گردید.

آیا بریدن چند دست خطاکار براى امنیت چند قرن یک ملت قیمت گزافى است که پرداخت مى‏شود؟

بعضى اشکال مى‏کنند.

که اجراى این حد در مورد سارق به خاطر ربع دینار منافات با آن همه احترامى که اسلام براى جان مسلمان و حفظ او از هر گونه گزند قائل شده ندارد، تا آنجا که دیه بریدن چهار انگشت یک انسان مبلغ گزافى تعیین شده است.

اتفاقاً همین سؤال- به طورى که از بعضى از تواریخ برمى‏آید- از عالم بزرگ اسلام، علم الهدى مرحوم سید مرتضى، در حدود یک هزار سال قبل شد، سؤال‏کننده موضوع سؤال خود را طى شعرى به شرح ذیل مطرح کرد:

ید بخمس مئین عسجد ودیت‏

 

ما بالها قطعت فى ربع دینار؟

     

 

یعنى: دستى که دیه آن پانصد دینار است‏ «1».

چرا به خاطر یک ربع دینار بریده مى‏شود؟

«سید مرتضى» در جواب او این شعر را سرود:

عز الامانة اغلاها و أرخصها

 

ذل الخیانة فافهم حکمة البارى‏

     

یعنى عزت امانت آن دست را گران‏قیمت کرد.

و ذلت خیانت بهاى آن را پائین آورد، فلسفه حکم خدا را بدان‏ «2» «3»

______________________________
(1)- البته باید توجه داشت که پانصد دینار در صورتى است که پنج انگشت قطع شود و اما همانطور که گفتیم بنابر مذهب شیعه در سرقت تنها چهار انگشت قطع مى‏شود.

(2)- در تفسیر آلوسى جلد ششم صفحه یکصد و سى و چهار این جریان نقل شده ولى بجاى علم الهدى، علم الدین السخاوى آمده است.

(3)- تفسیر نمونه 4/ 376

یکصد و هشتاد پرسش و پاسخ، ص:603 -  606