اوضاع سیاسی عصر امام هادی علیه السلام .........................
ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ خرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: اوضاع سیاسی عصر امام هادی علیه السلام ،نقش امام هادی در پیش برد نهضت علوی

اوضاع سیاسی عصر امام هادی علیه السلام و نقش امام در پیش برد نهضت علوی چیست؟

پاسخ:


اوضاع سیاسی عصر امام هادی علیه السلام
الف : بحران مشروعیت در حکومت عباسی عباسیان در این دوره با بحران شدید مشروعیت در حکومت خود مواجه بودند، بحران مشروعیت از مهم ترین عواملی بود که قدرت سیاسی عباسیان را به چالش کشیده و منجر به تزلزل و عدم ثبات سیاسی در قلمرو اسلامی می گردید.
در دوره اول عباسیان حاکمان از اقتدار بیشتری برخوردار بوده و برای جبران مشروعیت حکومت خود به ترفندهای مختلفی دست می زدند، مامون خود را به اهل بیت علیهم السلام نزدیک کرد و سعی کرد با این روش مقداری از بحران ها را کاهش دهد. اما حاکمان پس از مأمون به خوبی نتوانستند به اوضاع تسلط یابند از این روی در تأمین مشروعیت خود به نظامی گری و زور و قدرت و سرکوب و قتل و خونریزی روی آوردند.

ب : قیام ها بر علیه حکومت عباسی از جمله عوامل ضعف سیاسی و کاهش اقتدار، شیوع قیام ها بر علیه حاکمیت عباسیان بود. در همه قیام ها به نوعی مسئله مشروعیت عباسیان مطرح است.
1 - قیام های ایدئولوژی و عقیدتی : این قیام ها برخاسته از مبنای فکری برخی از فرقه های اسلامی هم چون زیدیه و سایر فرقه های شیعی بود، علویان در شهر های مختلف قلمرو عباسیان به قیام بر علیه حاکمیت عباسیان دست زده و مشروعیت آن ها را مخدوش می کردند این نوع قیام ها از آن رو در افزایش بود که برای عباسیان بسیار مشکل ساز شد.
عباسیان در آغاز قیام و استقرار حکومت خود شعار الرضا من ال محمد را سرلوحه شعار خود کرده بودند و پس از رسیدن به قدرت، از این شعار خود روی گردان شدند، و همین سبب گردید علویان بر علیه آنان دست به شورش مستمر بزنند.
قیام های علویان در مناطق مختلف قلمرو عباسیان و شهرهایی مانند کوفه، مکه، مدینه، بصره، خراسان، ری و طبرستان (مازندران) و گیلان و دیگر مناطق گسترده بود(1) و از هر سو حکومت مرکزی را دچار بحران و چالش می کرد، این قیام ها تبعات اجتماعی و سیاسی بسیار مخرب در جهان اسلام بر جای می گذاشت. ناامنی در مناطق مختلف، بحران های اجتماعی و اقتصادی در پی داشت، راه زنان و غارت گران و دزدان در جامعه امنیت را مخدوش می کردند. بدین ترتیب وضع اجتماعی، آسیب های فراوانی ببار می آورد. جامعه همواره در تلاطم و آشفتگی ناشی از تبعات بحران های بزرگ واقع شده بود. حاکمان در این دوره با مواجه با این پدیده ها از مدیریت اجتماعی و داشتن برنامه های مقتدرانه و تصمیمات عاقلانه عاجز بودند.
2 – قیام های قبیلگی : دومین نوع از قیام ها، بر علیه حاکمیت عباسیان در عصر امام هادی علیه السلام، قیام های قبیلگی و اعراب طرفدار بنی امیه و مخالف عباسیان از خوارج و سایر فرقه های مذهبی بود. عدم اتکای سیاسی عباسیان به اعراب و قبایل عربی به جز خویشان و نزدیکان خود نوعی سلب اعتماد از اعراب بود که برای اعراب نگران کننده بود. قبایل عربی در مناطق مختلف به قیام علیه عباسیان دست زدند. قبایل عربی مثل بنی هلال، فزاره ، مره ، غطفان، اشجع، ثعلبه و معزبیان ساکن مدینه دست به شورش زدند. در شام و فلسطین و حمص و نواحی دیگر شبیه این قیام ها و شورش ها واقع شد، راه زنان، حجاج را از زیارت باز داشته و به کاروان حجاج دست یازی می کردند.
3 – قیام های ایرانیان : نوع سوم از قیام ها قیام های ایرانیان با گرایشات مختلف بود که از طرف ایرانیان، خاندان های بزرگ ایرانی بر علیه عباسیان بود. در برخی از این قیام ها طرفداری از اهل بیت علیهم السلام و جانبداری از حکومت آن ها برجسته است . قیام هایی چون قیام بابک و مازیار و دیگر قیام های ایرانیان نیز به نوعی مشروعیت عباسیان را به چالش می کشید. گرایشات به علویان نیز در برخی از این قیام ها به چشم می خورد.
4- قیام های اقلیت های دینی : قیام های دیگری نیز گاه از سوی اقلیت های دینی بر علیه عباسیان در نواحی دمشق صورت گرفته، همه این ها نشان می دهد که اوضاع اجتماعی و سیاسی عصر امام هادی علیه السلام که عباسیان تسلط داشتند بسیار آشفته بود و این آشفتگی اجتماعی و سیاسی هر چه شدت می یافت زندگی آن حضرت نیز که در حصر و تحت مراقبت نیروهای نظامی بود، تحت الشعاع قرار گرقته و بیشتر مورد اذیت حکومت واقع می شد .
20 سال از دوران امامت آن حضرت در شهر نظامی سامرا و تحت مراقبت شدید نظامی بود و متوکل بر آن حضرت بسیار سخت می گرفت و با آن حضرت برخورد نامناسب داشت. (2)

ج : سلطه نظامیان بر حکومت مداران از تحولات سیاسی این دوره می توان به سلطه نظامیان بر امور سیاسی و اجتماعی یاد کرد که دخالت آن ها تا حد انتخاب خلیفه پیش رفت . در دوران اول حکومت عباسیان، ایرانیان که در امور دیوانی و تشکیلات تخصصی داشتند در ارکان مهم حکومت نفوذ کرده و اداره امور جهان اسلام در دست ایرانیان کاردان و وزرایی لایق بود، اما در این دوره اعتماد عباسیان بر عنصر ایرانی کاهش یافت و این اعتماد بر نظامیان گرایید.
لذا در دوره امام هادی علیه السلام نظامیان بر تمام امور مسلط شدند، همین امر سبب آشفتگی امور سیاسی و اجتماعی و پیدایش بحران ها بود، حکومت نظامی بر اکثر شهر های اطراف پایتخت حتی فرمانداران و والیان از میان نظامیان بود، نظامیانی که هیچ سابقه دیوانی و حکومتی نداشتند ، بلکه صرفاً از قدرت نظامی و در امور نظامی مهارت داشتند.
اگر نظامیانی که سابقه علمی و دیوانی داشتند ، بر جامعه مسلط بودند وضع به این حد بحرانی نمی شد، حضور نظامیان در هرم قدرت عباسیان بعنوان تامین کننده مشروعیت حکومت آنان محسوب می شد در حالی که مشروعیت پیش از این از راه های دیگر تأمین می شد.(3)

د : تنگنا قرار گرفتن علویان از میان حاکمان عباسی، مدت حکومت متوکل طولانی بود و او در دشمنی علویان و اهل بیت از همه عباسیان سر سخت بود، در دوره او بسیاری از سادات و علویان در زندان ها و توسط ماموران متوکل در مناطق مختلف به شهادت رسیدند، او بارها امام هادی علیه السلام را احضار و به آن حضرت جسارت کرد، بارها آن حضرت را به بزم می گساری خود احضار نمود و به زور مأموران خود، به کاخش جلب کرد. ولی آن امام همام او را موعظه و پند داد و فضای مجلس او را دگرگون می ساخت .
بارها می شد متوکل خودش بر مرکب سوار می شد و امام هادی علیه السلام و دیگر علویان و سادات را با حالت پیاده و تحقیرآمیز در پی مرکبش در محله های سامرا حرکت می کرد و هدفش تحقیر مقام امام علیه السلام بود اما در تمام این رفتارها هرگز مقام معنوی و جایگاه دینی آن حضرت کاهش نیافت. بلکه در میان مردم به محبوبیتش افزوده می شد و متوکل با این رفتارها تحقیر می گردید.(4)

نقش امام هادی و تاثیر آن در پیش برد نهضت علویامام هادی علیه السلام با وجود شرایط بسیار سخت سیاسی و اجتماعی، از اسلام ناب و سیره نبوی صلی الله علیه و آله و سلم بر محوریت مکتب اهل بیت علیهم السلام حراست و نگهبانی نمود و در این راه تلاش های فراوانی از خود نشان داد، که به حسب وظیفه الهی و امامت بود.
1ـ حفظ میراث و دستاوردهای ائمه پیشین علیهم السلام : با تکیه بر نیروی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امیر مؤمنان علیه السلام .
2ـ پاسخ به شبهات عقیدتی: در زمینه های مختلف از جمله، توحید، نبوت، امامت، معاد و دفاع از اصل اسلام، امام علیه السلام بارها اساس دین اسلام را از خطر نابودی نجات داد عقاید مسلمانان در این دوره بارها توسط برخی از رهبران ادیان دیگر به چالش کشیده شد، اگر تدابیر و علوم الهی امام علیه السلام و اقدامات مهم فرهنگی امام علیه السلام نبود اساس عقاید اسلام و مسلمین از بین می رفت.
3ـ تربیت شاگردان بزرگ: امام از طریق تربیت شاگردان مختلف که برخی از آن ها از شاگردان اجداد طاهرینش بودند علوم آن ها را افزایش داد و آنان را در حمایت از دین اسلام پشتبانی علمی نمود. شاگردانی که هر یک دارای آثار علمی گرانسنگ بودند و میراث امامت و مکتب علوی را به آیندگان منتقل نموده و در فرهنگ سازی نقش بسیار موثر داشتند افرادی چون ابوهاشم جعفری، اسماعیل بن مهران، علی بن مهزیار اهوازی، حسین بن سعید اهوازی که حدود 30 کتاب نوشته بود. فضل بن شاذان که دارای تالیفات زیادی بود، ابو حماد رازی (ری شهری) و عبدالعظیم حسنی که در ری مدفون است از شاگردان امام هادی علیه السلام بود که همه این شاگردان به عنوان شاخه های گسترده امامت بودند.(5)
4ـ مناظرات امام هادی با رهبران مذاهب و فرق دیگر : بیشتر در این گفتگوها قصد مناظره کنندگان چیره شدن بر امام علیه السلام بود ولی امام قصد هدایت آن ها را داشت و با نگاه امامت و ترحم به آنان متوجه می شد بسیاری از سرداران نظامی که از ترکان ماوراء النهر بودند با درک مقام امامت با دیدن فضایل آن حضرت به امامت آن حضرت ایمان می آوردند.
5ـ مبارزه با غلات: از جمله فعالیت های امام علیه السلام در حفظ نهضت و مکتب علوی استوار بر سیره نبوی، مبارزه با غلو و غالیان و فرقه های گمراه با گرایشات صوفی مآبانه بود. آن حضرت با تمام گرایشاتی که مغایر با خط اسلام ناب و اصیل بود از طرق مختلف مبارزه می کرد و به اصحاب خود و وکلای خود طی نامه یا پیام شفاهی به دوری و پرهیز از آنان را موکداً توصیه کرده و شیعه را از غلو و گرفتاری در انحرافات نجات می داد. و بدین نحو خط امامت و اسلام را حراست می نمود.
6ـ تاسیس سازمان وکالت :امام هادی علیه السلام به ابتکاری گسترده و بزرگ در این دوره با توجه به شرایط اجتماعی و سیاسی دست زد و آن تاسیس نهاد وکالت بود، با توجه به گستردگی و پراکندگی شیعیان درمناطق مختلف قلمرو اسلامی در ایران و آفریقا و حجاز ، وکلا و نمایندگانی در این مناطق انتخاب کرد اگر چه در دوره ائمه پیشین علیهم السلام نیز این رسم گسترده و به هم پیوسته را بر اساس ضرورت زمان ایجاد کرد و هرگاه در زمینه عقاید دینی و مشکلات شرعی و... مشکلی برای شیعه یا عقاید دیگر مسلمانان پیش آمد می نمود با یک نامه از طریق پیک های مطمئن این مشکل را در مدت کوتاه و فوری حل می نمود و بدین سبب از عقاید شیعه و اسلام و نهضت علوی پاسداری می نمود.
این دستاورد بزرگ زمینه ساز برای دوره غیبت نیز محسوب می شد و مردم را با شرایط عصر غیبت و نبود امام معصوم علیه السلام در میان مردم و حضور نمایندگان امام علیه السلام در جامعه آشنا می کرد همین نهاد و سازمان زمینه ساز حل مشکلات دوره غیبت کبری نیز گردید، چون در دوره غیبت صغری امام زمان علیه السلام وکلا و نمایندگانی داشتند. ولی پس از انقضای دوره غیبت صغری و آغاز غیبت کبری، شرایط تغییر یافت و کم کم مرجعیت و فقهای اسلام جایگزین نواب خاص شدند، لذا اساس و اصل ولایت فقیه و نماینده عام امام معصوم علیه السلام در دوره غیبت کبری که اکنون شکل گرفته در دوره امام هادی علیه السلام بصورت وسیع بنیانگذاری شده و مورد تایید امام معصوم علیه السلام بود.
امام علیه السلام با تشکیل نهاد وکالت برای آیندگان این پیام را داد که فقهای با تقوی در دوره عدم حضور امام معصوم علیه السلام در جامعه می توانند از طرف امام علیه السلام به حل و فصل و حراست و پاسداری و تصدّی امور اجتماعی در صورت فراهم بودن شرایط اقدام کنند.
با وقوف از میزان نقش مرجعیت شیعه و محدثان بزرگ و معتبر شیعه در حفظ عقاید مردم با نوشتن و جمع آوری آثار و کتاب های فراوان و اساس اسلام و پاسداری از فرهنگ اسلام می توان به عظمت اندیشه های امام هادی علیه السلام در تأسیس نهاد وکالت پی برد . در واقع اساس مرجعیت بصورت عملی در عصر امام هادی علیه السلام نهاده شد، این دستاورد در حفظ مکتب علوی نقش کاملاً برجسته و تعیین کننده دارد.
مرجعیت در دوره غیبت کبری مهم ترین سازمان حفاظت و پاسداری از نهضت علوی و گسترش دهنده آن بوده که در طول تاریخ با مرجعیت این وظیفه تحقق یافته، هدایت قیام های ضد استعماری و استبدادی توسط مراجع انجام گرفته است که برخاسته از نهاد وکالت بود.
7ـ نامه نگاری ها : امام هادی علیه السلام با شیوه نامه نگاری نیز در حفظ نهضت علوی و مکتب تشیع نقش مهمی ایفا کرده. نامه هایی که به وکلای خود و شیعیان نوشت نظیر نامه ای که به مردم اهواز نوشت در گسترش نهضت علوی نقش کاملاً برجسته ایفا کرده است.(6)

نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. یعقوبی، تاریخ، ترجمه: آیتی، تهران، علمی فرهنگی، چهارم ، 1374، ج 2، ص 550- 501 .
2. شیخ مفید، الارشاد، قم، آل البیت، اول، 1413، ج 2، ص307.
3. ر.ک: ابن اثیر، الکامل، ترجمه: خلیلی، تهران، علمی فرهنگی، ج 11، ص 210 و 290.
4. ر.ک: طبری، تاریخ الرسل و الملوک، ترجمه پاینده، تهران، اساطیر، ج 14، ص 300 – 1 .
5. شیخ طوسی، الفهرست، جامعه مدرسین، بی تا، ص 489 .
6. ر.ک: حرانی، تحف العقول رک : طبرسی، احتجاج، بیروت، اعلمی، 1403، (دو جلد در یک جلد) ص450. و ر.ک: حرانی، تحف العقول .