اولین واکنش جدی امام خمینی (ره) به عملکرد سلطنت پهلوی چه بود؟.......
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: اولین واکنش جدی امام خمینی (ره) به عملکرد سلطنت ،اهداف پهلوی

اولین واکنش جدی امام خمینی (ره) به عملکرد سلطنت پهلوی چه بود؟ و رژیم چه اهدافی را با آن دنبال می‌کرد؟

پاسخ:

حضرت امام (ره) که بیش از چهل سال متوالی و با تیزبینی و آینده‌نگری، مسائل سیاسی و اعتقادی جامعة ایران را تعقیب می‌نمود و در حالی که کوله‌باری از تجربیات مبارزات علمای گذشته و حوادث سیاسی را بر دوش داشت در یکی از حساس‌ترین شرایط تاریخی ایران، پا به عرصة مبارزات سیاسی و ادارة انقلاب اسلامی مردم ایران گذاشت.(1) و این در حالی بود که رژیم پهلوی با تصور این که با فوت آیت الله کاشانی و مرجع بزرگ جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی بروجردی در جناح روحانیت قدرت قابل ملاحظه و یک پارچه‌ای برای مقابله با رژیم وجود نخواهد داشت پا به عرصه کارزار گذاشت.

اولین موضع‌گیری رسمی امام در قبال رژیمحضرت امام با توجّه به تفکّر سنتی که متخذ از فقه سنتی جواهری بود، خود را برای شروع یک قیام عظیم آماده می‌کرد. بر این اساس اولین موضع‌گیری امام در قبال حکومت مربوط به یکی از سه موج مبارزاتی جنبش پانزدهم خرداد می‌باشد از این رو باید این سه موج مبارزاتی از هم تفکیک و جداگانه بحث شود.
الف) موج اول مبارزه: موج اول مبارزه با طرح لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی آغاز می‌شود. که با مبارزات پیگیر حضرت امام منجر به لغو آن در تاریخ دهم آذر 1341 می‌گردد.
ب) موج دوّم مبارزه: موج دوّم جنبش را باید از جریان رفراندوم اصول مربوط به انقلاب سفید شاه در 19 دی 1341 پیگیری نمود که حضرت امام با تحریم جریان رفراندوم، جنبش 15 خرداد را تداوم بخشید.
ج) موج سوّم مبارزه: اوج تقابل را می بایست در موج سوّم مبارزه از محرم سال 1383 قمری مطابق با خرداد 42 شمسی جستجو کرد، که با طرح سه انگیزه اساسی به عنوان اهداف اصلی جنبش به اوج اعتلای خود نزدیک می‌شد:
1. تهاجم به شاه به عنوان مشکل اول مملکت.
2. دفاع از کیان اسلام.
3. تهاجم به اسرائیل و امریکا به عنوان حامیان اصلی رژیم شاه.(2)
با توجّه به این دورنمای کلّی از روند مبارزاتی حضرت امام باید خاطرنشان شد که به دلیل محدوده ی موضوع، ما در اینجا فقط به موج اول مبارزة که اولین واکنش امام در قبال رژیم است خواهیم پرداخت و از تبیین دیگر زمینه‌ها چشم‌پوشی خواهیم کرد.
لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی دومین طرح اصلاحات امریکایی در ایران می‌باشد بعد از انحلال مجلس بیستم به وسیلة امینی در اوایل سال 1340 مقررات مورد نیاز دولت با فرم ابتکاری! تصویب‌نامه انجام می‌گرفت. در اصول 91 و 92 متمم قانون اساسی تشکیل انجمن‌های ایالتی و ولایتی پیش‌بینی و شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان در موارد 7 و 9 نظام‌نامه انجمن مصوب دوره اول مجلس معین شده بود و سه امر را در برداشت:
1. باید متدین به دین حنیف اسلام باشند و فساد عقیده نداشته باشند.
2. هنگام سوگند باید به قرآن مجید سوگند یاد نمایند.
3. طایفه نسوان از انتخاب کردن و انتخاب شدن محرومند.
مطبوعات روز 16 مهر 41 اعلام داشتند که دولت لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی جدید را تصویب کرده و متن آن را منتشر ساخته است.(3) این لایحه در ظاهر به منظور ایجاد زمینه لازم برای حضور هر چه بیش‌تر مردم، به خصوص زنان در فعالیت‌های اجتماعی بود.(4) امّا در حقیقت اولین حرکت آشکار محمد رضا شاه برای تهاجم به هویت مذهبی مردم و اقدام برای زدودن این هویت در ساختار اجتماعی جامعه ایران بود. در این لایحه اصولی بود که عملاً هویت مذهبی جامعه سنتی ایران را زیر سؤال می‌برد. این اصول عبارت بودند از:
1. الغای شرط مسلمان بودن برای انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان.
2. الغای سوگند به کلام الله مجید از سوی انتخاب شوندگان و تبدیل آن به سوگند به کتاب آسمانی.
3. دادن حق رأی به زنان.
دلایل رژیم در تغییر و تبدیل قانون، یکی زورآزمایی با روحانیت و دوستداران مذهب بود که آنها را برای همیشه کنار بگذارند و دیگر مجبور به محافظه‌کاری در مقابل مراجع دینی نباشند. دیگراین که ‌با برداشتن مذهب رسمی و سوگند به قرآن به گروه‌های صاحب نفوذ غیر معتقد به قرآن و اسلام از جمله بهائیان که عملاً ‌سیاست کشور را در اختیار داشتند، فرصت دهد تا موجودیت خود را اعلام دارندو نیز این که با عنوان کردن آزادی زنان دلیل عقب ماندن و محرومیت گذشته آنها را به عهده اسلام و قانون اساسی بگذارد، و در آخر مانع بزرگی از سر راه حکومت برای پیوستن به پروژه غرب برداشته می‌شد.(5)
بنابراین لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی به دلیل وجود این دو اصل اساسی، با مخالفت‌های علما و مراجع دینی روبه‌رو شد. در این مخالفت‌ها چهره شاخصی به نام امام خمینی (ره) ظهور کرد که از این تاریخ به بعد سرنوشت جامعه ایران با سرنوشت او گره خورد و تا ریشه کن کردن کامل رژیم پهلوی به فعالیت خود ادامه داد.
حضرت امام خمینی (ره) که در آن هنگام به عنوان مرجع تقلید در قم اقامت داشتند، کاملاً دریافته بودند که توطئه‌ای بزرگ توسط رژیم در کار است، که تصویب این لایحه مقدمة اجرای آنها است. و رژیم می‌خواهد عکس‌العمل روحانیت را در این زمینه مطالعه کند. اولین اجتماع امام خمینی و دیگر مراجع در منزل مرحوم آیت الله حائری (مؤسس حوزه علمیه قم) تشکیل یافت(6) و تصمیمات ذیل گرفته شد:
1. طی تلگرافی به شاه مخالفت مراجع با لایحه مزبور اعلام و لغو فوری آن درخواست شود.
2. با علمای تهران و شهرستان‌ها تماس گرفته شود و از آنان درخواست شود که مردم را نسبت به اهداف لایحه آگاه کنند و از آنان بخواهند که با مقاومت همه جانبه مانع از تصویب لایحه شود.
3. حداقل هفته‌ای یک بار جلسه‌ای برای مشورت و تبادل نظر میان علمای حوزه برقرار شود تا مبارزه با وحدت و اتفاق نظر کامل همراه باشد.
روز 23 مهرماه 1341 شاه به مراجع قم جوابی همراه با بی‌اعتنایی می‌دهد(7) و از طرفی موضوع را به دولت احاله می‌کند. این بار مراجع داخل و خارج ایران در تلگراف‌های جداگانه به دولت، خواهان لغو آن می‌شوند.
حضرت امام در تلگراف‌های متعددی به شاه و علم نخست‌وزیر وقت موضوع را به صورت جدی پی‌گیری کرده، و آن را بدعت در اسلام قلمداد می‌کند.(8) دولت که مدتی استراتژی سکوت را پیش رو گرفته و جوابی به تلگراف‌ها نمی‌داد، سرانجام در تاریخ 22 آبان 41 مجبور به شکستن این استراتژی شد و با لحنی آرام به درخواست علما و مراجع پاسخ گفت و از لایحه عقب‌نشینی کرد.(9) هر چند بعضی از معترضین پاسخ علم را کافی دانسته و قانع شدند ولی حضرت امام (ره) که همیشه دارای هوشیاری خاص یک رهبر بود، متوجه حیله دولت شدند و اظهار داشتند که لایحه‌ای که در هیئت دولت تصویب شده است با یک تلگراف خصوصی توسط «علم» از رسمیت و قانونیت نمی‌افتد. بنابراین علماء و مراجع قانع شدند که مبارزه را تا الغای رسمی تصویب‌نامه ادامه دهند.(10)
سرانجام روز شنبه 10 آذر علم مصاحبه‌ای ترتیب داد و به خبرنگاران گفت هیئت دولت تصویب نمود که مقررات تصویب‌نامه شانزده مهر 41 مربوط به انتخابات انجمن‌های ایالتی و ولایتی قابل اجرا نخواهند بود.(11)
حضرت امام که در مورد تصویب‌نامه به تمام اهدافش رسیده بود، نمی‌خواست رژیم را رها کند.‌به همین جهت ضمن اعلامیه تشکر از مردم چنین می‌نویسد: «... قیام عمومی دینی شما موجب عبرت برای اجانب گردید لیکن لازم است متذکر شوم که مسلمین باید بیش از پیش بیدار و هوشیار بوده و مراقب اوضاع خود و مصالح اسلام باشند و صفوف خود را فشرده‌تر کنند که اگر خدای ناخواسته دست‌های ناپاکی به سوی مقدسات آنها دراز شد، قطع کنند...».(12)

نرم افزر پاسخ

 


پاورقی:

1. تاریخ معاصر ایران از دیدگاه امام خمینی (ره) ، ص 21.
2. تأملات سیاسی در تاریخ تفکّر اسلامی، ص 255.
3. جلال الدین مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج 1، ص 622.
4. روحانیت در این زمان معتقد بودند که عنوان کردن حق رأی برای زنان صرفاً‌یک عوام‌فریبی بیش نیست. زیرا همه می‌دانستند که مردان هم در واقع حق رأی نداشتند. و هر کس که مورد نظر رژیم بود را همان از صندوق به عنوان وکیل بیرون می‌آمد. پیدا بود که در چنین شرایطی عنوان کردن حق رأی برای زنان صرفاً یک مانور تبلیغاتی دروغین بود که در پرتو آن می‌خواستند هر چه بیش‌تر حریم اسلام و روحانیت شکسته شود. امام در این رابطه فرمودند: «ما با ترقی زن‌ها مخالف نیستیم. ما با فحشا مخالفیم. با این کارهای غلط مخالفیم. مگر مردها در این مملکت آزادی دارند که زن‌ها داشته باشند، مگر آزادی زن و آزادی مرد با لفظ درست می‌شود.» سخنرانی حضرت امام (ره) در دوّم ذی الحجه سال 1383 هـ ق.
5. تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج 1 ، ص 639.
6. دوانی، علی، نهضت دو ماهه روحانیون ایران، قم، حکمت، سال 41.
7. همان.
8. روحانی، سید حمید، بررسی و تحلیل از نهضت امام خمینی، تهران، انتشارات امام خمینی، 1359، ص 155 الی ص 158.
9. تاریخ سیاسی معاصر ایران، ج 1، 630.
10. بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی (ره) ، همان.
11. روزنامه اطلاعات و کیهان، تاریخ 10 : آذر : 1341 به نقل ازتاریخ سیاسی معاصر ایران.
12. بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی ، همان.