راه نجات
ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: راه نجات

 

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

على بن ابى حمزه میگوید: دوستى داشتم که در دیوان بنى امیه منشى بود. روزى بمن گفت از امام صادق (ع ) استجازه کن ، تا بمحضر مبارکش شرفیاب شوم . اجازه گرفتم ، در موعد مقرر حضور امام آمد سلام کرد و نشست سپس ‍ گفت من در دیوان بنى امیه عضویت داشتم ، در حکومت آنان اموال بسیارى گرد آوردم و در این کار از مقررات اسلام دیده فروبستم و بى پروا هر مال غیر مشروعى را طلب میکردم . امام علیه السلام فرمود: اگر بنى امیه در اداره امور خود کسانى را در خدمت خویش نمى یافتند حقوق اهل بیت رسول اکرم را پایمال نمى نمودند.

سپس دوستم سؤ ال کرد: آیا براى من راه نجاتى هست ؟ حضرت در پاسخ از او پرسید: اگر بگویم عمل میکنى ؟ جواب داد عمل میکنم . امام علیه السلام فرمود: باید از تمام اموالى که در اداره آنها بدست آورده اى دل برگیرى و از خود دور کنى ، قسمتى را که میدانى از آن کیست به صاحبش برگردانى و آنرا که نمیدانى به مستمندان صدقه بدهى و با انجام این وظیفه ، من بهشت جاودان و سعادت ابدى را براى تو ضمانت میکنم . دوست من پس از شنیدن سخنان امام (ع ) مدتى دراز ساکت شد و درباره دستور امام فکر کرد سرانجام تصمیم گرفت و با قاطعیت بعرض رساند که دستورتان انجام شده است .

على بن ابى حمزه میگوید: آن مرد در معیت ما بکوفه برگشت و فرموده امام را در مورد تمام اموالى که در اختیار داشت حتى جامه اى که در برش بود اجراء نمود و همه آنها را رد کرد و ما از رفقا و دوستان پولى جمع آورى کردیم ، از آن پول لباسى براى او خریدیم و باقیمانده آنرا براى مصارف روزانه اش تسلیم وى نمودیم .

او با اجراء برنامه درمانى امام صادق علیه السلام بیمارى اخلاقى خود را علاج نمود، غریزه حرص و طمع خویش را مهار کرد از بندگى مال آزاد شد، بسلامت فکر و پاکى اخلاق نائل آمد، و از خوى تجاوزکارى بحقوق دگران رهائى یافت .

پس از جریان چند ماهى بیش نگذشت که مریض شد و بسترى گردید و دوستان مکرر از وى عیادت کردند. روزى نزد او رفتم دیدم در حال احتضار است و لحظات آخر زندگى را میگذراند، چشم گشود و بمن نگاهى کرد و گفت : على بن ابى حمزه ، امام صادق بوعده خود وفا کرد و سپس دیده بربست و از دنیا رفت .

ابى حمزه میگوید از کوفه بمدینه بازگشتم حضور امام صادق علیه السلام رسیدم تا چشم آنحضرت بمن افتاد فرمود على بن ابى حمزه بخدا قسم وعده اى را که بدوستت داده بودیم وفا کردیم . عرض کردم راست است ، والله او خود در موقع مرگ این مطلب را بمن اعلام کرد.

نرم افزار بوستان حکایت