نقش زکات در آموزه های دینی چیست؟
ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: نقش زکات در آموزه های دینی چیست؟

پاسخ:

زکات در لغت به معنای نموّ (رشد) و طهارت (پاکیزگی) است.(1) و در اصطلاح شرع به این فریضه مالی زکات گفته می شود. زیرا پرداخت زکات از یک طرف به سبب برکت الهی باعث رشد و زیادی ثروت و مال می شود و از طرف دیگر موجب پاک شدن انسان از بخل و خودبینی می شود.(2)
در قرآن کریم زکات هم در انفاق واجب استعمال شده و هم در انفاق مستحب.
انفاق واجب مانند: «و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و همراه رکوع کنندگان رکوع کنید (نماز را با جماعت بگزارید)».(3)
انفاق مستحب مانند: «سرپرست و ولی شما تنها خداست و پیامبر او آنها که ایمان آورده اند همانا که نماز را برپا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند».(4)
و گاهی هم از زکات به صدقه تعبیر شده مانند: «از اموال آنها صدقه ای (به عنوان زکات) بگیر تا بوسیله آن آنها را پاک سازی و پرورش دهی و(به هنگام گرفتن زکات) به آنها دعا کن، که دعای تو، مایه آرامش آنهاست و خداوند شنوا و داناست».(5)
یکی از احکام بنیادی و بسیار مهم دین مبین اسلام، مسأله انفاق و زکات است، و این حکم اسلامی به اندازه ای با شکوه و با عظمت است که قرآن هشدارمی دهد که در پرداخت آن نهایت ادب و احترم را به خرج دهید چرا که گیرنده خداست، و می فرماید: «آیا نمی دانستید که فقط خداوند توبه را از بندگانش می پذیرد و صدقات را می گیرد و خداوند توبه پذیر و مهربان است».(6)
انفاق و زکات نیز مانند نماز در میان آموزه های دینی نقش اساسی در شخصیت فرد و اصلاح جامعه دارد، و اثرات تربیتی برای پرداخت کننده آن و از بین بردن فقر و فساد در اجتماع در پرتو زکات حاصل می گردد.

زکات و خودسازی فردشهید مطهری (ره) درباره نقش زکات در خودسازی فرد می فرماید: اینکه انسان چیزی داشته باشد و از خود جدا کند و مظهر رحمانیت پروردگار شود، نقش بزرگی در ساختن انسان دارد، انسان ها در سایه گذشتها، بخششها و ایثارها روحشان روح انسانی می گردد، روی این حساب کسی نمی تواند بگوید شخص قانعی هستم و به آرامی می سازم و نمی خواهم چیزی داشته باشم لذا شخص کاملی هستم، خیر شخصی که می تواند داشته باشد بایستی بدست بیاورد و با بخشش مال، خود را تکمیل کند، نداشتن و ندادن کمال نیست بدست آوردن و از خود جدا ساختن عامل سازندگی انسان است.(7) حضرت زهرا(علیها السلام) در خطبه معروف فدکیه می فرماید: «فرض اللّه الزکاة تزکیة للنفس»(8) خداوند زکات را واجب کرد تا موجب تزکیه و خودسازی نفس گردد.

زکات میدان امتحاناز سنت های ثابت الهی این است که انسان را مورد امتحان و آزمایش قرار می دهد تا در سایه آن به کمال و تعالی نائل گردد و از جمله این میادین امتحان، میدان مال است و لذا پرداخت کننده زکات در میدان ابتلاء و امتحان موفق و سربلند بیرون آمده و پرداخت زکات برای او موجب کمال است. امام صادق(علیه السلام) می فرماید: فلسفه وجوب زکات آزمایش اغنیاء و باز شدن درب کمک و یاری به روی محتاجان است.(9) و قرآن می فرماید: «به یقین (همه شما) در اموال و جانهای خود آزمایش می شوید،(10) امام صادق(علیه السلام) فرمود: منظور از امتحان در اموال پرداخت زکات است و امتحان در انفس، آماده کردن نفس است بر صبر».(11)
روایاتی دلالت دارند که زکات موجب حفظ مال و حتی ازدیاد آن می شود، به عنوان نمونه: پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)فرمودند: مریضهایتان را بوسیله صدقه مداوا و اموالتان را بوسیله زکات حفظ کنید».(12)
حضرت علی(علیه السلام) می فرمایند: «خداوند ایمان را جهت پاک شدن از شرک واجب نمود و نماز را برای منزه شدن از کبر، و زکات را موجب روزی و...».(13)
حضرت زهرا (علیها السلام) می فرمایند: «خداوند زکات را برای تزکیه نفس و زیاد شدن مال قرار داده است».(14)

آثار اجتماعی زکاتفقر عامل بسیاری از مفاسد است و تأمین زندگی محرومین از طریق زکات جامعه را از بخشی از مفاسد پاک می کند و جامعه را از آلودگی های ناشی از فقر و محرومیت و فاصله طبقاتی تطهیر می کنند. چنان که در قرآن کریم می فرماید: «تطّهرهم» بوسیله زکات آنها را پاک ساز.(15)
امام صادق(علیه السلام) نیز در این باره می فرمایند: «اگر همه مردم زکات اموالشان را بدهند، فقیر محتاجی باقی نمی ماند...».(16)
حاصل آنکه زکات در وجود فرد و جامعه اثر پاک کردن و کامل نمودن را دارد. جامعه را از فساد و آلودگی پاک می کند و شخص پرداخت کننده زکات را به رشد و کمال می رساند.
سؤال: نقش اصلی (آموزش اصلی) نماز و زکات به صورت پیوندی در دین چیست؟
از جوابی که به دو سؤال قبلی شما دادیم جواب این سوال روشن شد، بعد از اصل ایمان مهمترین اصل عملی اقامه نماز و انفاق است، معمولاً دستور به نماز همراه با زکات در قرآن آمده است که از 32 بار ذکر زکات 28 بار آن همراه با نماز آمده است. یعنی یاد خدا همراه با توجه به خلق خداست. اگر کمک به محرومان همراه با نماز و رابطه با خدا بود مفید است وگرنه همراه با منت و استحمار خواهد بود و سر از برده کشی در خواهد آورد، خلق منهای خدا مارکسیسم است، خدای منهای خلق رهبانیت، اما خلق در مسیر اللّه روش اسلام است، در جامعه الهی که حرکت و سیر الی اللّه دارد، اضطراب ها و ناهنجاریهای روحی و روانی و کمبودهای معنوی با نماز درمان می یابد و خلأهای اقتصادی و نابسامانی های ناشی از آن با انفاق پر و مرتفع می شود.(17)
امیرالمؤمنین امام علی(علیه السلام) نقش پیوندی نماز و زکات را اینگونه بیان می فرمایند: «پس برای مسلمانان زکات با نماز وسیله ی آشنایی قرار داده شد (ادای آن مانند نماز وسیله تقرب بخداست) هر که آنرا به میل و رغبت و خوشدلی اداء نماید برای او کفّاره و پوشاننده گناهان و مانع نگاهدارنده از آتش (دوزخ) است و نباید کسی (که آنرا پرداخت می کند) بیاد آن باشد و نباید از آن بسیار اندوه به خود راه دهد، زیرا(به یاد مال بودن و اندوه خوردن بر اثر علاقه به دارایی است، و علاقه به آن منافات با تقرّب با خداست).(18) چنانکه ملاحظه می شود با هم بودن نماز و زکات برای قرب به خداست. زیرا با نماز ذکر خدا در دل ریشه دار می شود و با پرداخت زکات محبت غیر خدا یعنی مال و دنیا از دل خارج می شود و پیوند این دو (نماز و زکات) با هم موجب عشق و تقرّب به خدای متعال می گردد و دل را که حرم اللّه است از غیر خدا پاک و منزه می کند.
نکته دیگری که از پیوند نماز و زکات بدست می آید این است که نماز مترتب بر زکات شده و لذا نماز بدون زکات مقبول نیست چنانکه این معنا از روایات ائمه طاهرین نیز بدست می آید.
به عنوان نمونه: امام محمد باقر(علیه السلام) می فرماید: به درستی که خداوند تبارک و تعالی زکات را همراه با نماز آورده و فرموده: «و اقیمواالصلواة و آتوا الزکاة»(19) نماز را بپا دارید و زکات را بپردازید. پس اگر کسی نماز را بخواند ولی زکات را اداء نکند مثل این است که نماز نخوانده است.
در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که یکسال بعد از نازل شدن آیه وجوب زکات پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) به منادی امر کرد که ندا دهد: ای مسلمانان زکات اموالتان را بدهید و اموالتان را تزکیه کنید تا نمازتان قبول گردد... .(20)
بنابراین همراه بودن نماز و زکات به منزله این است که انسان با این دو بال می تواند به خدا تقرب بجوید. با ترک یکی دیگری بی اثر می شود و انسان را به کمال نمی رساند.

 


پاورقی:

1. ابن اثیر، نهایه، مطبوعاتی اسماعیلیان، چاپ چهارم، 1367، ج 2، ص 307، و مقابیس اللغه، مکتب الاعلام، 1404 هـ . ق، ص 17.
2. الزکات و الخمس، مؤسسة البلاغ، مؤسسة البلاغ، چاپ اول، 1412 هـ . ق، ص 12 - 13.
3. بقره: 43.
4. مائده: 55. تفسیر نور، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ سوم، 1416 هـ . ق، ص 119.
5. توبه: 103.
6. توبه: 104.
7. مطهری، مرتضی، آشنایی با قرآن، تفسیر سوره حمد و بقره، انتشارات صدرا، ص 69 - 70.
8. ناسخ التواریخ، جلد4، از کتاب دوم، ص 104 - 103 و سجادی، محمد تقی، سیری کوتاه در زندگی فاطمه زهرا (س)، انتشارات نبوی، 1372، ص 156.
9. حر عاملی، وسائل الشیعه، مؤسسه ال البیت، چاپ سوم، 1416 هـ . ق، ج 9، ص 12، ح 6.
10. آل عمران: 86.
11. حر عاملی، وسائل الشیعه، موسسه ال البیت، چاپ سوم، 1416 هـ . ق. ج9، ص 12 و 79.
12. همان، ص 15.
13. نهج البلاغه، کلمات قصار، حکمت 252.
14. ناسخ التواریخ، جلد 4 از کتاب دوم، ص 104 - 103، خطبه معروف فدکیه.
15. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ ششم، 1379، ج 5، ص 125، و تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیة، چاپ سیزدهم، 1371، ج 8، ص 118.
16. حر عاملی، وسائل الشیعه، مؤسسه ال البیت، چاپ سوم، 1416 هـ . ق، ج 9، ص 12.
17. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 1، ص 45 و 230، ج 3، ص 119.
18. نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 190، ص 646 - 647.
19. حر عاملی، وسائل الشیعه، انتشارات ال البیت، چاپ سوم، 1416 هـ . ق، ج 9، ص 22، ح 2.
20. همان، ص9، ح 1.