آیا صحیح است که بگوئیم هر کسی تقلید نکند مسلمان نیست.................
ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: آیا صحیح است که بگوئیم هر کسی تقلید نکند مسلمان

آیا صحیح است که بگوئیم هر کسی تقلید نکند مسلمان نیست و نماز و روزه و عبادات دیگرش قبول حق نیست؟

پاسخ:

به عنوان مقدمه پاسخ باید گفت: تقلید کردن جزء شروط مسلمانی نیست که اگر کسی از افراد مسلمین از تقلید روی بگرداند او را غیر مسلمان بنامند. بل همین که انسان از پدر و مادر مسلمان به دنیا بیاید.مسلمان است و یا اگر کافر بوده به محض گفتن شهادتین از روی اعتقاد و ایمان به او مسلمان گفته شده و احکام مسلمین در مورد او به اجرا در می‌آید.(1)
دیگر اینکه: در فقه اسلامی که برگرفته از قرآن و احادیث معصومین ـ علیهم السّلام ـ می‌باشد، آمده است: «عقیدة مسلمان به اصول دین باید از روی دلیل باشد ولی در احکام غیر ضروری دین باید یا مجتهد باشد که بتواند را از روی دلیل به دست آورد، یا از مجتهد تقلید کند یعنی به دستور او رفتار نماید یا از راه احتیاط طوری به وظیفه خود عمل کند که یقین کند تکلیف خود را انجام داده است، مثلاً اگر عده‌ای از مجتهدین عملی را حرام و عده‌ای دیگر می‌گویند حرام نیست،‌آن عمل را انجام ندهد....»(2)
پس وظیفه هر انسان مسلمانی است که یا خود در مسائل دینی متخصص شود (مجتهد) تا بر وظایف خود آگاهی داشته باشد و به آنها عمل کند. البته همان طور که در متن مسئله بالا هم ذکر شده مجتهد و متخصص در فقه اسلامی باید احکام شرعی را از روی دلیل و مستند به قرآن و سنت معصومین ـ علیهم السّلام ـ استنباط کند. و یا اینکه در موارد نیاز به مجتهد رجوع کرده و از او دستور گرفته و تقلید کند همان‌طور که خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید:
فَسئلوُا أَهلَ الذِّکرِ إن کنتُم لاتَعلَموُن اگر نمی‌دانید از آگاهان بپرسید.(3)
البته از نظر عقلی این عمل هم ضروری است که انسان در هر رشته از علوم و نیازمندیها یا باید با تلاش و زحمت خود در آن علم خاص به تخصص برسد و یا به هنگام نیاز به آن علم به متخصص آن رشته رجوع کند. مانند همه امورات روزمره که ما مثلاً برای ساختن خانه یا... به مهندس ساختمان رجوع می‌کنیم. برای مداوای بیماری، به پزشک رجوع می‌کنیم، برای برق‌کشی، از متخصص برق کمک می‌گیریم. و معتقدیم که برای درست انجام دادن، باید از متخصصین در هر امری کمک بجویم. در علوم دینی و احکام شرعی هم همین‌طور است.
در این جا بیان نکته‌ای لازم به نظر می‌رسد و آن این که ممکن است مسلمانی پیش خود فرض کند که ما به عبادات خود واقف هستیم و می‌دانیم مثلاً نماز واجب است و هر نمازی چند رکعت است، روزه واجب شده، حج درصورت استطاعت مالی واجب است و ... پس چه نیازی به تقلید است؟ باید به چنین شخصی گفت که شناخت صحت و درستی عباداتی که بر ما واجب شده کار آسانی نیست و نکات مهم و ریزی در آنها نهفته است که به جز مجتهدین (بعد از سالها زحمت و تلاش در فراگیری علوم مختلف) کسی نمی‌تواند به آنها پاسخ دهد. مثلاً یک انسان مسلمان از کجا می‌داند در موقع شک در تعداد رکعات نماز، وظیفه او چیست؟ اینکه در هنگام روزه‌داری، اگر نخواست در مکانی قرار گیرد که گرد و غبار شدیدی دارد، وظیفه‌اش چگونه خواهد بود؟ و ... پس از آن‌جا که وظیفه ما عمل کردن بر طبق سیره و سنت معصومین است و مشی بر این طریق جز با مراجعه به فقها که در فهم دین تخصص لازم را دارند میسور نیست، از این روی مراجعه به فقیه جامع‌الشرایط برای کسی که از این تخصص برخوردار نیست لازم و واجب است.
از طرفی وظایف ما منحصر به عبادات نیست بلکه ما در مسائلی همچون معاملات و احکام ازدواج، روابط زناشوئی .... نیازمند به تخصص مجتهد هستیم.
نکته‌ دیگری که باید به آن اشاره کرد این است که به مقام اجتهاد رسیدن نیاز به زحمت و تلاش و گذاشتن وقت زیادی دارد همچنین این رشته علمی، هوش سرشاری را می‌طلبد و صبر و طاقت زیادی می‌خواهد تا انسان بتواند به لطف خدا به آن مقام برسد که عملاً همه انسانها نمی‌توانند با این اوصاف به مقام اجتهاد برسند، پس آنهایی که توانایی تحصیل در این راه را دارند، خود قدم در راه گذاشته‌اند تا متخصص شوند و دیگران نیز وظیفه در تقلید و پیروی دارند پس کسانی که در عبادات خود، به علم ناقص خویش رفتار می‌کنند و از مجتهد جامع‌الشرایط پیروی نمی‌کنند عبادات آنها مورد قبول واقع نمی‌شود، چنان‌که در مسائل شرعی آمده است که: «اگر مکلف مدتی اعمال خود را بدون تقلید انجام دهد درصورتی اعمال او صحیح است که بفهمد به وظیفة‌ واقعی خود رفتار کرده است یا عمل او (با فتوای مجتهدی که وظیفه‌اش تقلید از او بوده، یا با فتوای مجتهدی که فعلاً باید از او تقلید کند مطابق باشد».(4)
پس نتیجه گرفته می‌شود که اگر کسی در مسائل شرعی تقلید نکند همچنان مسلمان هست ولی عبادات او پذیرفته نیست (چون بدون اتکاء به دلیل عمل کرده است) مگر با شروطی که در مسئله (بالا) گفته شد.

 


پاورقی:

1. رجوع شود به مسأله 108 رساله، توضیح‌المسائل مراجع (دوازده مرجع)، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، ج 1.
2. همان، مسأله 1.
3. انبیاء: 7.
4. همان، مسأله 14.