آیا افرادی که نماز را فقط .............................
ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: آیا افرادی که نماز را فقط

آیا افرادی که نماز را فقط به خاطر رفع تکلیف خوانده اند، در قیامت نمازشان مورد قبول واقع می شود؟

پاسخ:

نماز نور دیدة پیامبر(1) ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و موجب تقرّب پرهیزکاران(2) و بهترین تکلیفی است که وضع شده است(3) و از بهترین و برترین کارها(4) و ستون دین بوده(5) که اقامه آن موجب دوری و پرهیز انسان از فحشاء و منکر می باشد.(6)
منظور از خواندن نماز فقط به خاطر رفع «تکلیف» این است که ، شخصی اعتقاد به نماز و وجوب آن دارد ولی به عللی ، از جمله تنبلی و بی حوصلگی به آن محبتی ندارد و فقط از ترس عقاب و برای رفع تکلیف آن را به جای می آورد.
نماز چنین شخصی (اگر شرایط دیگر صحّت را داشته باشد) از نظر ظاهری صحیح بوده و نیازی به قضا (از نظر فقهی) ندارد. و نماز این شخصی از نظر ظاهری مورد قبول واقع می شود.(7)
منتهی باید توجه داشت که نماز ظاهری دارد و باطنی و آنچه منظور اصلی پروردگار متعال و باعث قرب الی الله می شود باطن و حقیقت نماز است.(8) و هر یک اثر مخصوص به خود را دارند.
اثر خواندن ظاهر نماز (با شرایطی که در فقه و توضیح المسائل آمده است)، اسقاط تکلیف و نجات از عذاب است. اما اثرات باطنی نماز (که مقصود اصلی هستند) بالاتر و عمیق تر است. از جمله: پاداش و ثوابهای اخروی و دنیوی، رسیدن به مقامات معنوی، تقرّب به خدا، دوری از گناهان بزرگ، برپایی خیمة دین.(9)
بنابراین شخصی که فقط به جنبة ظاهری و مقدار فقهی نماز اکتفا می کند، نباید انتظار داشته باشد که از آثار و فوائد دنیوی و آخروی آن مانند مصون بودن از گناهان و یا پاک شدن از آلودگی های گناه و جایگاه والای مصلیین در بهشت برخوردار باشد.

 


پاورقی:

1. ر.ک: محمدی ری شهری، محمد، ترجمة میزان الحکمه، مترجم: حمیدرضا شیخی، دارالحدیث، چاپ اول، 1377 هـ ش، ج 7، ص 3093، ح 10535.
2. ر.ک: همان، ص 3094، ح 10537.
3. ر.ک: همان، ص 3094، ح 10541.
4. ر.ک: همان، ح 10544.
5. ر.ک: همان، ح 10546.
6. ر.ک: همان، ص 3096، ح 10551.
7. ر.ک: دستغیب، گناهان کبیره، انتشارات جهان، چاپ ششم، ج 2، ص 205.
8. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، انتشارات اسراء، چاپ سوم، 1381، ج 2، ص 165. و ر.ک: ملکی، جواد، اسرار الصلوة، پیام آزادی، مترجم: رجب زاده، چاپ چهارم، 1372، ص 297.
9. ر.ک: تفسیر تسنیم، همان، ص 166.