منظور از «اشاعة فحشاء» که در قرآن بیان شده چیست؟
ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: منظور از «اشاعة فحشاء» که در قرآن بیان

منظور از «اشاعة فحشاء» که در قرآن بیان شده چیست؟ آیا این همه «فحشاء» که در جامعه اتفاق افتاده، همان است که قرآن می‌گوید، از قبیل: غیبت، تهمت، افتراء،بدگویی‌ها و..؟

پاسخ:

قرآن کریم می‌فرماید: ان الذین یحبون آن تشیع الفاحشة فی الذین ءامنوا لهم عذاب الیم فی الدنیا و الآخرة(1) کسانی که دوست دارند زشتی‌ها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناکی برای آن‌ها در دنیا و آخرت است.
کلمة «فحش» و «فحشاء» و «فاحشه» به معنای هرگونه رفتار و گفتاری است که زشتی آن بزرگ باشد،(2) ولی در قرآن کریم، کلمة «فاحشه» یا «فحشاء» غالباً در موارد انحرافات جنسی و آلودگی ناموسی به کار رفته است و گاهی نیز در معنای وسیع نیز استعمال شده است. چنانکه خداوند می‌فرماید: والذین یجتنبون کبائر الاثم و الفواحش(3) کسانی که از گناهان بزرگ و از اعمال زشت و قبیح اجتناب می‌کنند. منظور قرآن از «اشاعة فحشاء» هرگونه رفتارو گفتاری است که زشتی آن بزرگ باشد و اشاعة فحشاء منحصر در تهمت، دروغ، غیبت، افترا، بدگویی و.. نیست بلکه این موارد و تمام موارد زشت و گناه‌آلود از مصادیق اشاعة فحشاء می‌باشند و هرگونه کمک به ترویج و توسعة زشتی و گناه نیز محکوم و گناه است. قرآن کریم این عمل را در آیة مذکور محکوم و ممنوع کرده است و به مروّجان و اشاعه دهندگان فحشاء وعدة عذاب دردناک در دنیا و آخرت داده شده است. (4)
منظور از عذاب دردناک در دنیا ممکن است همان حدود، تعزیرات شرعیه و عکس‌العمل‌های اجتماعی و آثار شوم فردی آن‌ها باشد که در دنیا دامنگیر مرتکبین این اعمال شود. و عذاب دردناک آخرت نیز دوری از رحمت خدا و خشم و غضب الهی و آتش دوزخ است. حضرت موسی بن جعفر- علیه السلام- می‌فرماید: «گوش و چشم خود را در مقابل برادر مسلمانت تکذیب کن، حتی اگر پنجاه نفر سوگند خوردند که او کاری کرده و او بگوید نکرده‌ام از او بپذیر و از آنها نپذیر، هرگز چیزی که مایة عیب و ننگ او است و شخصیتش را از میان می‌برد در جامعه پخش مکن که از آن‌ها خواهی بود که خداوند دربارة آن‌ها فرموده: «کسانی که دوست می‌دارند زشتی‌ها در میان مؤمنان پخش شود عذاب دردناکی در دنیا و آخرت دارند.»(5)

نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. نور:19.
2. الراغب الاصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، بیجا، دارالکاتب العربی، ص 387.
3. شوری:37.
4. ر.ک: طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة علمی، ج 15، ص 93.
5. ر.ک: الجمعة العروسی الحویزی، نور الثقلین، قم، مؤسسة مطبوعاتی اسماعیلیان، ج 2، ص 582.