در واقعه ی زلزله افرادی که در زیر آوار جان می دهند،.............
ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٥ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: در واقعه ی زلزله افرادی که در زیر آوار جان می دهند ،حساب‌رسی اعمال کشته های زلزله

در واقعه ی زلزله افرادی که در زیر آوار جان می دهند، حساب‌رسی اعمال آنها چه حکمی دارد؟ آیا باید در آن دنیا بمانند تا مرگ واقعی آنها فرا رسد؟

پاسخ:

از نظر قرآن کریم، مرگی که به حیات مادی انسان خاتمه می‌دهد بر دو نوع است:
1. مرگ طبیعی یا حتمی، مرگی است که شخص، عمر طبیعی خود را به پایان رسانده و اجل حتمی او فرا رسد و به طور طبیعی بمیرد.
2. مرگ زودرس یا معلّق (غیرحتمی)، مرگی است که ممکن است برای انسان در اثر سوء تغذیه، مبتلا شدن به اعتیاد، ارتکاب گناهان و یا عوامل طبیعی از قبیل زلزله و غیره به وجود آید و شخص خیلی زودتر از آن مدت که می‌توانست به طور طبیعی زندگی کند، از دنیا برود، در حالی که اگر این علل و عوامل نبود،‌ساختمان بدنی و استعداد جسمانی او ایجاب می‌کرد که او برای مدتی طولانی در دنیا بماند.
در قرآن کریم و روایات، از مرگ طبیعی به «اجل مسمی» و از مرگ زودرس به «اجل معلّق» یاد شده است.
برای «اجل» دو معنا شده است: 1. به معنای مدت و زمان، مثل این که گفته شود، اجل فلانی پنجاه سال است، یعنی مدت عمر او این مقدار است، آیة شریفه: و لکل امة اجل(1) برای هر گروهی مهلت و زمان خاص است، به همین معنا است.
2. به معنای رأس و سرآمد مدت، مثلا گفته می‌شود «اجل دین»، یعنی نقطة سرآمد و پایانی آن که باید در آن نقطه، دین پرداخته شود، قرآن کریم در این باره می‌فرماید: فاذا جاء اجلهم لایستأخرون ساعة و لا یستقدمون(2) وقتی مدت هر قومی به سر رسید، لحظه ای جلو یا عقب نمی شود.
بنابراین، ‌با توجه به دو نوع «اجل»، بسیاری از موجودات از نظر ساختمان طبیعی و ذاتی استعداد و قابلیت بقا را برای مدتی طولانی دارند، ولی در اثنای این مدت ممکن است موانعی ایجاد شود که آنها را از رسیدن به حداکثر عمر طبیعی، باز دارد، مثلاً یک چراغ نفت‌سوز، با توجه به مخزن نفت آن، ممکن است بیست ساعت، استعداد روشنایی داشته باشد، اما وزش یک باد شدید و ریزش باران و یا عدم مراقبت از آن، سبب می‌شود که عمر آن کوتاه گردد، در این مثال اگر چراغ با هیچ مانعی برخورد نکند و تا آخرین قطرة نفت آن، بسوزد سپس خاموش شد، به اجل حتمی و مسمّای خود رسیده است و اگر موانعی قبل از آن باعث خاموشی چراغ گردد، مدت عمر آن را اجل غیرحتمی،‌ معلّق و مشروط می‌گوییم.
با توجه به این دو نوع اجل، بسیاری از مطالب نیز قابل حل می‌گردد، از جمله این که در روایات می‌خوانیم: «صله رحم» عمر را زیاد و یا قطع صلة رحم، عمر را کوتاه می‌کند و یا صدقه، باعث ازدیاد عمر است.» منظور از عمر و اجل در این نوع روایات، «اجل غیرحتمی و معلق» است، نه «اجل حتمی و مسمی».
و اگر در آیه‌ای از قرآن می‌خوانیم: فاذا جاء اجلهم ...(3) منظور از اجل همان، «مرگ حتمی و اجل مسمی» است.
در زلزلة نیز به سبب به وجود آمدن مانع که باعث گردیده انسان‌هایی عمر طبیعی خود را از دست دهند (اجل غیرحتمی) و با مرگ زودرس، به جهان آخرت بپیوندند، دیگر به آنها فرصت دوباره‌ای داده نمی‌شود، تا زندگی دوباره‌ای را شروع نمایند، زیرا ظرف مرگ و جهان برزخ و قیامت، ظرف خاتمه دادن به زندگی دنیوی است و کسی که به هر دلیلی از این دنیا می‌رود، دیگر پرسش از این که، برای زندگی مجدد به آنها مهلت داده می‌شود یا خیر؟ پرسش صحیحی نیست، بلکه همة افراد بعد از این دنیا، باید به انتظار حسابرسی و ثواب و عقاب باشند. زندگی و حیات برزخی با زندگی دنیا و جهان مادی تفاوت دارد.

نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. اعراف: 34.
2. همان.
3. همان.