چرا خداوند حوادثی مانند سیل و زلزله.................................
ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٥ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: چرا خداوند حوادثی مانند سیل و زلزله ،از بین رفتن بعضی از مردم در زلزله

چرا خداوند حوادثی مانند سیل و زلزله را بوجود می‌آورد تا انسانها از بین بروند؟

پاسخ:

اولاً توجه به این نکته لازم است که معلومات ما در برابر مجهولات بسیار ناچیز است، و آنچه ما از اسرار آفرینش و جهان هستی می‌دانیم در برابر آنچه نمی‌دانیم همچون قطره‌ای در برابر اقیانوس عظیمی است. بنابراین اگر ما نتوانستیم اسرار وقوع فلان طوفان یا زلزله را دریابیم نمی‌توانیم به کّلی آن را مورد انتقاد قرار دهیم. در گذشته بسیاری از مسائل را جزء شرور و آفات می‌شمردیم، ولی امروز در پرتو پیشرفت‌های علمی و کشف اسرار تازه از جهان آفرینش آنها را مفید و سودمند می‌دانیم، فی‌المثل در سابق قضاوت عمومی بر این بود که گریه پی‌در‌پی نوزادان جز شکنجه‌ای برای خودشان، و آزاری برای پدر و مادر بیش نیست. در حالی که امروز می‌گویند اگر این گریه نباشد ممکن است نوزاد سلامت خود را به کلّی از دست دهد، گریه بهترین ورزش برای او است، گریه دستگاه تنفس او را به کار می‌اندازد، جریان خون او را سریع می‌کند، و تمام بافتهای بدن را تغذیه می‌کند، عضلات دست و پا را و سینه و شکم را قوی می‌سازد، به علاوه رطوبتهای اضافی موجود در مغز او را که ممکن است مایه عفونت گردد بیرون می‌فرستد.(1) باید جهان طبیعت را از دیدة عقل و خرد بررسی کرد نه از دیدة عاطفی، و چه بسا داروی‌های تفکیکی و عاطفی، عادلانه‌ترین و اخلاقی‌ترین کارها را بد تلّقی کند، روی این اساس حوادثی که مایملک انسانهای منطقه‌ای را نابود می‌کند، از نظر جزء نگری، شّر و ناگوار است ولی در مطالعة مجموعه حوادث طبیعت، چه بسا معلول یک رشته خیرهای بی‌شمار قبلی بوده و یا سرچشمة پدید آمدن فراوانی است که زندگی انسانهای بی‌شماری را تأمین می‌کند، این نوع شّر قلیل در برابر آن خیر کثیر (که تفکیک پذیر نیستند) شّر محسوب نمی‌شود. ثانیاً جهان طبیعت بر پایه اسباب و مسیّات استوار است و اصطکاک و تزاحم در طبیعت آن نهفته است، خواستن جهانی که مرض و بیماری، مرگ و میر، تنازع و خصومت در میان آفریده‌های آن نباشد، در حقیقت خواستن شیری است که فاقد خوی در زندگی، پنجه افکنی و حمله وری باشد، آتش در هر کجا باشد اثر ویژه آن سوزاندن است، خواه در کعبه و مسجد، خواه در خانه و مغازه، بنابراین نمی‌توان انتظار داشت که جهان مادّه خارج از نظام علّیت، کاری را صورت دهد.(2) البته عدل الهی ایجاب می‌کند که گرفتاران و حادثه دیدگان بی‌گناه را از طریق پاداشهای اخروی و یا تخفیف در احکام، اعانت نماید همچنانکه در قرآن می‌فرماید: و بشّر الصابرین، الّذین اذا اصبتهم مصیبهّ قالو انّا الله و انّا الیه راجعون اولئک علیهم طلوات منا ربهّم و رحمة(3) و بشارت بده به صابران. کسانی که در هنگام مواجهه با مصیبت می گویند: ما از خدا خداییم و به سوی او باز می گردم، اینان کسانی اند که رحمت خدا شامل حالشان می شود ... ثالثاً. آنچه متّعلق به ذاتی و اصلی ارادة خداست کمالاتی است که از این عالم به وجود می‌آید ولی شرور همیشه ملازم با نوعی عدم هستند که نیاز به آفریننده ندارند، مانند بیماری که از نبود صحّت و عافیت ناشی می‌شود و مرگ و فقر که همراه با نداشتن حیات و اموال است. البته شّر مطلق است هرگز وجود خارجی ندارد. رابعاً، درست است که انسان در دل بلاها و مصائب قرار گرفته و جهان ماّده آمیخته با حوادث ناگواری چون طوفان، سیل و زلزله است، ولی چنان نیست که بشر در کاهش بخشی ازآنها ناتوان باشد، او می‌تواند باهوش خدا‌دادی از زیانهای آنها بکاهد، بلکه از آنها به سود خود بهره گیرد. ساختن خانه‌های ضّد زلزله در مراکز زلزله خیز، و احداث سدّهای استوار در محل‌های سیل‌خیز، بخشی از زیانهای ناشی از این دو حادثه طبیعی را جلوگیری می‌کند و چه بسا انسان از آن به سود خود بهره می‌گیرد.(4) علاوه، در مواردی هم که چنین حوادثی منجر به مرگ و میر می‌شود، در صورتی شّر و کاستی تلّقی می‌شود که زندگی دنیا دائمی و هدف قرار گیرد، ولی اگر مرگ به صورت ترک خانه‌ای و انتقال به منزلگاه برتر باشد، در این صورت نعمت و کرامت خواهد بود. خامساً، در قرآن و روایات اسلامی بخش عظمی از مصائب جوامع انسانی، به عنوان مجازات گناهان دانسته شده است. ضمناً گناهان و کردار ناشایسته انسان، تکونیاً و بر اساس قانون علّیت نه تنها دو مورد شخص گنهکار تأثیر سؤ دارد، بلکه نسبت به سرونشت سایر افراد جامعه نیز مؤثّر است، قرآن کریم صریحاً اعلام می‌کند که: و اتّقوا فتنه لاتصیبّن الذّین ظلموا منکم خاّصه(5)
یعنی: از فتنه ای که تنها به ستمگران شما نمی رسد بترسید و در مورد گروهی از امت های پیشین که هر کدام به خاطر گناهانشان گرفتار مجازاتهایی شدند می فرماید: فکلّاً اخذنا بذنبه .. و منهم من اغرقنا و ماکان الله لیظلمهم و لکن کانوا انفسهم یظلمون(6) یعنی هر یک از ایشان را به گناهش گرفتار کردیم ... بعضی را غرق کردیم و این خدا نبود که برایشان ستم کرد، بلکه خودشان بر خود ستم کردند، امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید: «انّ الله تعالی اذا عضنب علی امّة ثّم لم ینزل بها العدب، اغلی اسعارها ، و قصّر اعصارها ، و لم تربح تجّارها و لم تغزر انهارها و لم تزکّ ثمارها، و سلّط علیها شرارها و حبس علیها امطارها»(7) یعنی هرگاه خدا بر قومی خشم گیرد ولی بر آن ها عذابی نازل نکند مایحتاج آن ها را گران می کند و عمر ایشان را کوتاه می کند و تجارتشان را کم سود و رود های آن را کم آب کرده و اشرار را بر آن ها حاکم می کند و آن ها را از باران محروم می کند و از حضرت امیر نقل است که فرمود: «توقّوا الذنوب، فما بلیّه و لانقص رزق الا بذنب» یعنی از گناه پرهیز کنید زیرا هیچ بلا و مصیبتی جز به سبب گناه رخ نمی‌دهد.(8)

نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. ر.ک: مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، قم، مدرسه امیرالمؤمنین، چاپ چهارم، 1374، ج4، ص443.
2. ر.ک: سبحانی، جعفر، مدخل مسائل جدید در علم کلام، قم، مؤسسه امام صادق، چاپ اول، 1375، ص123.
3. بقره: 155 ـ 157.
4. سبحانی، جعفر، همان، ص122.
5. انفال: 25.
6. عنکبوت: 40.
7. مجلسی، محمد باقر، بحارالنوار، ج70، ص353.
8. محمد ری‌شهری، محمد، میزان الحکمة، چاپ دوم، دارالحدیث، ج4، ص1900، ح6635.