آیا در قرآن کریم، به جمال و زیبایی اشاره شده است؟
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: آیا در قرآن کریم، به جمال و زیبایی اشاره شده است؟ ،جمال و زیبایی در قرآن

پاسخ:

واژه شناسی: جمال به معنای، زیبایی(1) و آراستگی زیاد و کامل، خوش منظری و زینت(2) است. کلمه ی «جمیل» نیز برای مزید زیبایی به کار می‌رود(3) فَصَبْرٌ جَمِیلٌ(4) (یعقوب گفت) صبر و خویشتن‌داری من جمیل و زیباست. واژة زینت به معنای آن چه را که انسان در تمام احوال، چه در دنیا و چه در آخرت آن را زشت نداند و از آن خوشش آید (زیبا) در تمام احوال می‌باشد.(5) هر سه واژه در قرآن کریم، به کار رفته است.(6)
انواع جمال: در یک تقسیم جمال دو نوع است:
1. زیبایی که به بدن یا فعل و کار انسان مربوط است ... خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ ...(7) زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود بردارید... .»
2. زیبایی که به سایر پدیده‌ها، غیر از انسان مربوط می‌شود. مانند ... وَأَنْبَتْنَا فِیهَا مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ(8) و از هر نوع گیاه به جهت انگیزه در آن رویاندیم.» و جمال و زیبایی که در آیة «و لکم فیها جمال حین تریحون و حین تسرحون. (و در آن ها برای شما زینت و شکوه است هنگامی که به استراحت‌گاهشان باز می‌گردانید و هنگامی که (صبحگاهان) به صحرا می‌فرستید).»آمده است، از نوع دوّم(9) است.
و در واقع جمال استغناء و خودکفائی جامعه است، جمال تولید و تأمین فرآورده‌های مورد نیاز یک ملّت است، و به تعبیر گویاتر جمال استقلال اقتصادی و ترک هرگونه وابستگی و حرکت دسته جمعی گوسفندان و چهارپایان به سوی بیابان و چراگاه، سپس بازگشتشان با پستان‌های پر از شیر(10) دو منظرة خوش و زیبایی است(11) که قرآن از آن به جمال تعبیر کرده است.

اهمیّت جمال و زیبایی از دیدگاه اسلامبه گواه روانشناسان، حس زیبایی، یکی از چهار بعد روح انسانی است،‌که به ضمیمه ی حسّ نیکی، و حس دانایی، و حسّ مذهبی، ابعاد اصلی روان آدمی را تشکیل می‌دهند آن ها معتقدند تمام زیبائی‌های ادبی، شعری، صنایع ظریفه، و هنر به معنی واقعی، همه مولود این حسّ است، با وجود این چگونه ممکن است، یک قانون صحیح، این حسّ اصیل را در روح انسان خفه کند، ‌و عواقب سوء عدم اشباع صحیح آن را نادیده بگیرد، از این روی در اسلام استفاده کردن از زیبایی‌های طبیعت،‌ لباس‌های زیبا و متناسب، به کار بردن انواع عطر‌ها، و امثال آن، هم مجاز شمرده شده است و هم به آن توصیّه و سفارش شده است. روایات زیادی در این زمینه از پیشوایان مذهبی در کتب معتبر نقل شده است. به عنوان نمونه در تاریخ زندگی امام حسن مجتبی ـ علیه‌السّلام ـ می‌خوانیم هنگامی که به نماز برمی‌خواست، بهترین لباس‌های خود را می‌پوشید. سؤال کردند چرا بهترین لباسِ خود را می‌پوشید؟ فرمود:‌ « اِنَّ اللهَ جمیلَ یحبّ الجمال، فَاَتجمَّلُ لربّی و هو یقول اخذوا زینَتَکم عند کلِّ مسجدِ فَاُحِبُّ اَن البَس اَجمل ثیابی. خداوند زیبا است و زیبایی را دوست دارد و به همین جهت، من لباسِ زیبا برای راز و نیاز با پروردگارم می‌پوشم و هم او دستور داده است که زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد برگیرید پس من دوست دارم زیباترین لباسم را بپوشم.» (12) امیرمؤمنان علی ـ علیه‌السّلام ـ فرمود:‌« ما لی اَراکُم قَلَحاً ما لَکُم لا تَستاکُونَ؟. چرا دندان‌های شما را زرد و کثیف می‌بینم، چرا مسواک نمی‌کنید؟»(13) و یا امام کاظم ـ علیه‌السّلام ـ می‌فرماید: « العَطرُ مِنْ سُنَنِ المُرسلینَ . بهره‌وری از عطر، از شیوة همه رسولان خدا است. »(14)
رسول گرامی اسلام فرمود: « بِئس العَبدُ القاذُرَةُ» بنده ی نامرتّب و کثیف، بنده ی بدی است.(15) شخص از امام صادق ـ علیه‌السّلام ـ پرسید: آشکار نمودن نعمت که در آیه ی قرآن کریم، به آن دستور داده شده است چگونه است؟ آن حضرت در حواب فرمود: « یُنَظِّفُ ثَوبَهُ، وَ یُطَیِّب ریحَهُ، وَ یُجَصِّصُ دارَهُ، وَ‌ یُکَنِّسُ اَفییَتَهُ.» لباسش را پاکیزه سازد، خویش را خوشبو کند،‌خانه‌اش را گچ‌کاری پاکیزه نماید، و آستانة خانه‌اش را جارو و تمیز کند»(16) در حدیث دیگری علی ـ علیه‌السّلام ـ فرمود: « جَمالُ الرَّجُلِ الوَقارِ» وقار، زیبایی انسان است و نیز فرمود: « وَقارُ الرَّجُلِ نورٌ و زینَةٌ» وقار انسان، نور و آراستگی است.(17)

جمال و زیبایی پسندیده و ناپسند از دیدگاه اسلاماسلام مانند تمام موارد، حدّ اعتدال را انتخاب کرده است، نه مانند بعضی که می‌پندارند استفاده از زینت‌ها و تجملات هرچند به صورت معتدل «و حلال» بوده باشد، مخالف زهد و پارسائی است، و نه مانند تجمل‌پرستانی که غرق در زینت و تجمّل می‌شوند، و تن به هر گونه عمل نادرستی برای رسیدن به این هدف نامقدّس می‌دهند و اگر ساختمان روح و جسم انسان را در نظر بگیریم می‌بینیم که تعلیمات اسلام در این زمینه درست هماهنگِ ویژگی‌های روح انسان و ساختمان جسم او است.(18) خدای سبحان در قرآن کریم کسانی را که زینت‌های حلال و معتدل را ممنوع و حرام می‌کنند مورد نکوهش قرار داده می‌فرماید: قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ(19) چه کسی حرام کرده است زینت‌هایی را که خداوند برای بندگانش آفریده است... . البتّه در آیه قبلش ضمن دستور به استفاده از زینت می‌فرماید: یَا بَنِی آدَمَ خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ وَکُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ(20) بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست نمی‌دارد.» بنابراین استفادة از زیبایی‌ها در حد اعتدال و معتدل آن پسندیده و اگر سر از اسراف و افراط درآورد که نامش تجمُل‌پرستی است ناپسند خواهد بود.

 


پاورقی:

1. ابن منظور، لسان العرب، دارالاحیاء التراث العربی، ج2، ص 363.
2. طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، دفتر انتشارات اسلامی، ج 12، ص 311.
3. راغب اصفهانی، المفردات، المکتبة المرتضویه، تهران، ص 97 و شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه، ج1، ص 386.
4. یوسف: 12: 18.
5. راغب اصفهانی، المفردات، تهران، المکتبة المرتضویه، ‌ص 218.
6. برای اطلاعات بیشتر به المعجم المفهرس رجوع شود.
7. اعراف: 7: 31.
8. ق: 50: 7 و همچنین ما آسمان نزدیک (=پایین) را با ستارگان آراستم. صافات: 37: 6.
9. راغب اصفهانی، المفردات، تهران، المکتبة المرتضویه، ص 97.
10. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، چاپ مروی، دارالکتب الاسلامیه، چاپ سیزدهم، 1373، ج11، ص 160 و 159 با کمی تغییر در عبارت.
11. ترجمه تفسیر المیزان، همان، ج 12، ص 311.
12. مکارم شیرازی، ناصر تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیّه، چاپخانة مروی، ‌چاپ هفدهم، 1374، ج6، ص 151، حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 3، ابواب احکام الملابس، ص 331، ح5705.
13. کلینی، محمد بن یعقوب، فروع کافی، با تصحیح محمد آخوندی، دارالکتب الاسلامیه، 1350 ه‍ ش، ج 6، ص 496.
14. فروع کافی، همان، ص 511.
15. فروع کافی، کلینی، داراکتب اسلامیه، 1350 ه‍ ش، با تصحیح محمد آخوندی، ج 6،‌ ص 439.
16. حرّ عاملی، وسائل الشیعه، تحقیق شیخ عبدالرحیم ربانی شیرازی، داراحیاء التراث العربی، چاپ ششم، ج 3، ص 341.
17. میزان الحکمه، محمدی ری‌شهری، طبع و نشر مکتب الاعلام الاسلامی، 1405 ه‍ ق، نشر مکتب الاعلام الاسلامی،‌ ج 10، ص 607 و 606.
18. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، چاپخانة مروی، چاپ هفدهم، 1374 ه‍ ش، ج 6، ص 150.
19. اعراف: 7: 32.
20. اعراف: 7: 31.
21. عبدوس محمد محمدی اشتهاردی، محمدتقی، بیست و پنج اصل از اصول اخلاقی امامان، دفتر تبلیغات اسلامی، 1375، ص 292ـ269.
22. محمدی ری‌شهری، میزان الحکمه، چاپ و نشر مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ سوّم، 1367، ج 2، ص 81ـ76.