چادر بله یا خیر ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: چادر بله یا خیر ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

آیا درست است که آیه‌ای در قرآن کریم در مورد حجاب (اسلامی) به صورت چادر بیان نشده است؟ چرا؟

پاسخ:

با بیان چند نکته، جواب سؤال روشن خواهد شد:
اوّل: قرآن کریم، می‌فرماید: «به زنان مؤمنه بگو دیدگان خویش فروگیرند (از نگاه هوس‌آلوده) و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را به جز آن مقدار که نمایان است، آشکار ننمایند و (اطراف) روسری‌های خود را بر سینة خود افکنند تا گردن و سینه با آن پوشانده شود، و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان و (محرم‌های دیگر) ... و هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانی‌شان دانسته شود (و صدای خلخال و... که بر پا دارند به گوش رسد) و همگی به سوی خدا باز گردید‌ ای مؤمنان تا رستگار شوید.»(1)
در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: «ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلباب‌ها (روسری‌های بلند، یا چیزی شبیه چادر) خود را بر بدن خویش فرو افکنند، این کار برای این‌که شناخته نشوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است.»(2)
دوّم: خیلی قاطعانه نمی‌توان گفت که در آیات فوق به خصوص «آیه ی 59، سوره ی احزاب» اسمی از چادر برده نشده است چون یک احتمال این است که «جلباب» به معنای چادر و شبیه آن باشد، چنان‌که «شهید مطهری (ره)» از دو نفر از لغویین چنین نقل می‌کند 1ـ «جلباب» عبارت است از پیراهن و یک جامه ی گشاد و کوچکتر از ملحفه و یا خود ملحفه (چادر مانند) که زن به وسیله ی آن تمام جامه‌های خویش را می‌پوشد یا روسری بزرگ 2ـ «جلباب» جامه‌ای است از چارقد بزرگتر و از عبا کوچکتر که زن به وسیله ی آن سر و سینه ی خود را می‌پوشاند(3). گذشته از این با توجّه به شأن نزول آیه، و دستور پوشیدن زینت‌ها، و پوشاندن حجم بدن تنها با چادر و امثال آن ممکن است. پس می‌توان گفت: غیرمستقیم از چادر اسم برده شده است.
سوّم: اگر بپذیریم اسمی از چادر برده نشده است، رازش این است که قرآن کریم، کتاب قانون است و بنا است برای همیشه، برای عموم بشریّت به‌عنوان قانون باقی بماند، لذّا کلیّات را بیان می‌کند. چنان‌که در مجموع آیات حجاب به نکات کلّی اشاره شده است مانند: 1ـ فروبستن چشم از نگاه هوس‌آلود. 2ـ حفظ عفّت‌دامن، 3ـ زینت را ظاهر نکردن. 4ـ سر و سینه را پوشاندن (با هر وسیله‌ای که می‌تواند). 5ـ صدای زیور آلات را ظاهر نکردن. 6ـ بگونه‌ای هوس‌انگیز سخن نگفتن. 7ـ در خانه ماندن و در میان مردم خیلی ظاهر نشدن و ... پس یکی از اصول این است که سر و سینه و بدن را به‌پوشاند، حالا با چادر، با مقنعه و مانتوی بلند، با چادر عربی، مهمّ حفظ کامل بدن از نامحرم است، بلی در کشورهای ایران، عراق و بعضی از قسمت‌های دیگر، چادر و یا چادر عربی به‌عنوان بهترین حجاب شناخته شده است و علمای ما هم به اتّفاق این مسئله را تأیید می‌کنند که بهترین حجاب در این زمان چادر است،(4) در روایت آمده‌ است که «مرد نابینائی از حضرت فاطمه ـ علیها السّلام ـ اجازه ورود خواست، حضرت خود را پوشاند (و چادر بسر کردند) سپس اجازة ورود دادند، پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ که همراه آن‌ مرد بود، پرسید: چرا خود را پوشاندی (و چادر سر کردی) او که تو را نمی‌بیند؟! عرض کرد: پدر اگر او مرا نمی‌بیند من که او را می‌بینم، علاوه بر این او بو را استشمام می‌کند. پیامبر فرمود: گواهی می‌دهم که تو پارة تن من هستی.»(5)
بنابراین اوّلاً. نمی‌توان قاطعانه گفت در قرآن کریم، از چادر اسمی نبرده است، چون «جلباب» را بعضی به معنای همان چادر و ملحفة بلند گرفته‌اند و ثانیاً. در قرآن کریم، بنا نیست همه جزئیات بیان شود، مسائل حجاب در روایات و فتاوای علماء بخوبی بیان شده است.

آیا درست است که آیه‌ای در قرآن کریم در مورد حجاب (اسلامی) به صورت چادر بیان نشده است؟ چرا؟

پاسخ:

با بیان چند نکته، جواب سؤال روشن خواهد شد:
اوّل: قرآن کریم، می‌فرماید: «به زنان مؤمنه بگو دیدگان خویش فروگیرند (از نگاه هوس‌آلوده) و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را به جز آن مقدار که نمایان است، آشکار ننمایند و (اطراف) روسری‌های خود را بر سینة خود افکنند تا گردن و سینه با آن پوشانده شود، و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان و (محرم‌های دیگر) ... و هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانی‌شان دانسته شود (و صدای خلخال و... که بر پا دارند به گوش رسد) و همگی به سوی خدا باز گردید‌ ای مؤمنان تا رستگار شوید.»(1)
در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: «ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلباب‌ها (روسری‌های بلند، یا چیزی شبیه چادر) خود را بر بدن خویش فرو افکنند، این کار برای این‌که شناخته نشوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است.»(2)
دوّم: خیلی قاطعانه نمی‌توان گفت که در آیات فوق به خصوص «آیه ی 59، سوره ی احزاب» اسمی از چادر برده نشده است چون یک احتمال این است که «جلباب» به معنای چادر و شبیه آن باشد، چنان‌که «شهید مطهری (ره)» از دو نفر از لغویین چنین نقل می‌کند 1ـ «جلباب» عبارت است از پیراهن و یک جامه ی گشاد و کوچکتر از ملحفه و یا خود ملحفه (چادر مانند) که زن به وسیله ی آن تمام جامه‌های خویش را می‌پوشد یا روسری بزرگ 2ـ «جلباب» جامه‌ای است از چارقد بزرگتر و از عبا کوچکتر که زن به وسیله ی آن سر و سینه ی خود را می‌پوشاند(3). گذشته از این با توجّه به شأن نزول آیه، و دستور پوشیدن زینت‌ها، و پوشاندن حجم بدن تنها با چادر و امثال آن ممکن است. پس می‌توان گفت: غیرمستقیم از چادر اسم برده شده است.
سوّم: اگر بپذیریم اسمی از چادر برده نشده است، رازش این است که قرآن کریم، کتاب قانون است و بنا است برای همیشه، برای عموم بشریّت به‌عنوان قانون باقی بماند، لذّا کلیّات را بیان می‌کند. چنان‌که در مجموع آیات حجاب به نکات کلّی اشاره شده است مانند: 1ـ فروبستن چشم از نگاه هوس‌آلود. 2ـ حفظ عفّت‌دامن، 3ـ زینت را ظاهر نکردن. 4ـ سر و سینه را پوشاندن (با هر وسیله‌ای که می‌تواند). 5ـ صدای زیور آلات را ظاهر نکردن. 6ـ بگونه‌ای هوس‌انگیز سخن نگفتن. 7ـ در خانه ماندن و در میان مردم خیلی ظاهر نشدن و ... پس یکی از اصول این است که سر و سینه و بدن را به‌پوشاند، حالا با چادر، با مقنعه و مانتوی بلند، با چادر عربی، مهمّ حفظ کامل بدن از نامحرم است، بلی در کشورهای ایران، عراق و بعضی از قسمت‌های دیگر، چادر و یا چادر عربی به‌عنوان بهترین حجاب شناخته شده است و علمای ما هم به اتّفاق این مسئله را تأیید می‌کنند که بهترین حجاب در این زمان چادر است،(4) در روایت آمده‌ است که «مرد نابینائی از حضرت فاطمه ـ علیها السّلام ـ اجازه ورود خواست، حضرت خود را پوشاند (و چادر بسر کردند) سپس اجازة ورود دادند، پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ که همراه آن‌ مرد بود، پرسید: چرا خود را پوشاندی (و چادر سر کردی) او که تو را نمی‌بیند؟! عرض کرد: پدر اگر او مرا نمی‌بیند من که او را می‌بینم، علاوه بر این او بو را استشمام می‌کند. پیامبر فرمود: گواهی می‌دهم که تو پارة تن من هستی.»(5)
بنابراین اوّلاً. نمی‌توان قاطعانه گفت در قرآن کریم، از چادر اسمی نبرده است، چون «جلباب» را بعضی به معنای همان چادر و ملحفة بلند گرفته‌اند و ثانیاً. در قرآن کریم، بنا نیست همه جزئیات بیان شود، مسائل حجاب در روایات و فتاوای علماء بخوبی بیان شده است.

آیا درست است که آیه‌ای در قرآن کریم در مورد حجاب (اسلامی) به صورت چادر بیان نشده است؟ چرا؟

پاسخ:

با بیان چند نکته، جواب سؤال روشن خواهد شد:
اوّل: قرآن کریم، می‌فرماید: «به زنان مؤمنه بگو دیدگان خویش فروگیرند (از نگاه هوس‌آلوده) و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را به جز آن مقدار که نمایان است، آشکار ننمایند و (اطراف) روسری‌های خود را بر سینة خود افکنند تا گردن و سینه با آن پوشانده شود، و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان و (محرم‌های دیگر) ... و هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانی‌شان دانسته شود (و صدای خلخال و... که بر پا دارند به گوش رسد) و همگی به سوی خدا باز گردید‌ ای مؤمنان تا رستگار شوید.»(1)
در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: «ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلباب‌ها (روسری‌های بلند، یا چیزی شبیه چادر) خود را بر بدن خویش فرو افکنند، این کار برای این‌که شناخته نشوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است.»(2)
دوّم: خیلی قاطعانه نمی‌توان گفت که در آیات فوق به خصوص «آیه ی 59، سوره ی احزاب» اسمی از چادر برده نشده است چون یک احتمال این است که «جلباب» به معنای چادر و شبیه آن باشد، چنان‌که «شهید مطهری (ره)» از دو نفر از لغویین چنین نقل می‌کند 1ـ «جلباب» عبارت است از پیراهن و یک جامه ی گشاد و کوچکتر از ملحفه و یا خود ملحفه (چادر مانند) که زن به وسیله ی آن تمام جامه‌های خویش را می‌پوشد یا روسری بزرگ 2ـ «جلباب» جامه‌ای است از چارقد بزرگتر و از عبا کوچکتر که زن به وسیله ی آن سر و سینه ی خود را می‌پوشاند(3). گذشته از این با توجّه به شأن نزول آیه، و دستور پوشیدن زینت‌ها، و پوشاندن حجم بدن تنها با چادر و امثال آن ممکن است. پس می‌توان گفت: غیرمستقیم از چادر اسم برده شده است.
سوّم: اگر بپذیریم اسمی از چادر برده نشده است، رازش این است که قرآن کریم، کتاب قانون است و بنا است برای همیشه، برای عموم بشریّت به‌عنوان قانون باقی بماند، لذّا کلیّات را بیان می‌کند. چنان‌که در مجموع آیات حجاب به نکات کلّی اشاره شده است مانند: 1ـ فروبستن چشم از نگاه هوس‌آلود. 2ـ حفظ عفّت‌دامن، 3ـ زینت را ظاهر نکردن. 4ـ سر و سینه را پوشاندن (با هر وسیله‌ای که می‌تواند). 5ـ صدای زیور آلات را ظاهر نکردن. 6ـ بگونه‌ای هوس‌انگیز سخن نگفتن. 7ـ در خانه ماندن و در میان مردم خیلی ظاهر نشدن و ... پس یکی از اصول این است که سر و سینه و بدن را به‌پوشاند، حالا با چادر، با مقنعه و مانتوی بلند، با چادر عربی، مهمّ حفظ کامل بدن از نامحرم است، بلی در کشورهای ایران، عراق و بعضی از قسمت‌های دیگر، چادر و یا چادر عربی به‌عنوان بهترین حجاب شناخته شده است و علمای ما هم به اتّفاق این مسئله را تأیید می‌کنند که بهترین حجاب در این زمان چادر است،(4) در روایت آمده‌ است که «مرد نابینائی از حضرت فاطمه ـ علیها السّلام ـ اجازه ورود خواست، حضرت خود را پوشاند (و چادر بسر کردند) سپس اجازة ورود دادند، پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ که همراه آن‌ مرد بود، پرسید: چرا خود را پوشاندی (و چادر سر کردی) او که تو را نمی‌بیند؟! عرض کرد: پدر اگر او مرا نمی‌بیند من که او را می‌بینم، علاوه بر این او بو را استشمام می‌کند. پیامبر فرمود: گواهی می‌دهم که تو پارة تن من هستی.»(5)
بنابراین اوّلاً. نمی‌توان قاطعانه گفت در قرآن کریم، از چادر اسمی نبرده است، چون «جلباب» را بعضی به معنای همان چادر و ملحفة بلند گرفته‌اند و ثانیاً. در قرآن کریم، بنا نیست همه جزئیات بیان شود، مسائل حجاب در روایات و فتاوای علماء بخوبی بیان شده است

 


پاورقی:

1. نور: 24: 31.
2. احزاب: 33: 59.
3. ر. ک: مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، قم، انتشارات صدرا، چاپ چهلم، 1373، ص 173. و طبرسی، مجمع البیان، بیروت، دار المعرفة، چاپ دوّم، 1408، ج7، ص 578.
4. وحیدی، محمد، احکام بانوان، واحد خواهران، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ هشتم، 1370، ص37.
5. دفتر تحقیقات مسجد علی‌بن‌الحسین گوهر صدف، تهران، سازمان چاپ وانتشارات وزارت ارشاد، چاپ دوّم، 1374، ص 17.

 


پاورقی:

1. نور: 24: 31.
2. احزاب: 33: 59.
3. ر. ک: مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، قم، انتشارات صدرا، چاپ چهلم، 1373، ص 173. و طبرسی، مجمع البیان، بیروت، دار المعرفة، چاپ دوّم، 1408، ج7، ص 578.
4. وحیدی، محمد، احکام بانوان، واحد خواهران، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ هشتم، 1370، ص37.
5. دفتر تحقیقات مسجد علی‌بن‌الحسین گوهر صدف، تهران، سازمان چاپ وانتشارات وزارت ارشاد، چاپ دوّم، 1374، ص 17.

 


پاورقی:

1. نور: 24: 31.
2. احزاب: 33: 59.
3. ر. ک: مطهری، مرتضی، مسئله حجاب، قم، انتشارات صدرا، چاپ چهلم، 1373، ص 173. و طبرسی، مجمع البیان، بیروت، دار المعرفة، چاپ دوّم، 1408، ج7، ص 578.
4. وحیدی، محمد، احکام بانوان، واحد خواهران، دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ هشتم، 1370، ص37.
5. دفتر تحقیقات مسجد علی‌بن‌الحسین گوهر صدف، تهران، سازمان چاپ وانتشارات وزارت ارشاد، چاپ دوّم، 1374، ص 17.