منظور از «اشاعة فحشاء» که در قرآن بیان شده چیست؟
ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: منظور از «اشاعة فحشاء» که در قرآن بیان

پاسخ:

قرآن کریم می‌فرماید: ان الذین یحبون آن تشیع الفاحشة فی الذین ءامنوا لهم عذاب الیم فی الدنیا و الآخرة(1) کسانی که دوست دارند زشتی‌ها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناکی برای آن‌ها در دنیا و آخرت است.
کلمة «فحش» و «فحشاء» و «فاحشه» به معنای هرگونه رفتار و گفتاری است که زشتی آن بزرگ باشد،(2) ولی در قرآن کریم، کلمة «فاحشه» یا «فحشاء» غالباً در موارد انحرافات جنسی و آلودگی ناموسی به کار رفته است و گاهی نیز در معنای وسیع نیز استعمال شده است. چنانکه خداوند می‌فرماید: والذین یجتنبون کبائر الاثم و الفواحش(3) کسانی که از گناهان بزرگ و از اعمال زشت و قبیح اجتناب می‌کنند. منظور قرآن از «اشاعة فحشاء» هرگونه رفتارو گفتاری است که زشتی آن بزرگ باشد و اشاعة فحشاء منحصر در تهمت، دروغ، غیبت، افترا، بدگویی و.. نیست بلکه این موارد و تمام موارد زشت و گناه‌آلود از مصادیق اشاعة فحشاء می‌باشند و هرگونه کمک به ترویج و توسعة زشتی و گناه نیز محکوم و گناه است. قرآن کریم این عمل را در آیة مذکور محکوم و ممنوع کرده است و به مروّجان و اشاعه دهندگان فحشاء وعدة عذاب دردناک در دنیا و آخرت داده شده است. (4)
منظور از عذاب دردناک در دنیا ممکن است همان حدود، تعزیرات شرعیه و عکس‌العمل‌های اجتماعی و آثار شوم فردی آن‌ها باشد که در دنیا دامنگیر مرتکبین این اعمال شود. و عذاب دردناک آخرت نیز دوری از رحمت خدا و خشم و غضب الهی و آتش دوزخ است. حضرت موسی بن جعفر- علیه السلام- می‌فرماید: «گوش و چشم خود را در مقابل برادر مسلمانت تکذیب کن، حتی اگر پنجاه نفر سوگند خوردند که او کاری کرده و او بگوید نکرده‌ام از او بپذیر و از آنها نپذیر، هرگز چیزی که مایة عیب و ننگ او است و شخصیتش را از میان می‌برد در جامعه پخش مکن که از آن‌ها خواهی بود که خداوند دربارة آن‌ها فرموده: «کسانی که دوست می‌دارند زشتی‌ها در میان مؤمنان پخش شود عذاب دردناکی در دنیا و آخرت دارند.»(5)

 


پاورقی:

1. نور:19.
2. الراغب الاصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، بیجا، دارالکاتب العربی، ص 387.
3. شوری:37.
4. ر.ک: طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسة علمی، ج 15، ص 93.
5. ر.ک: الجمعة العروسی الحویزی، نور الثقلین، قم، مؤسسة مطبوعاتی اسماعیلیان، ج 2، ص 582.