اطلاعات دقیق وجامعی در خصوص رجعت وحکومت دیگر ائمه بعد از ظهور می خواستم ؟
ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: اطلاعات دقیق وجامعی در خصوص رجعت وحکومت دیگر ائمه

پاسخ:

برای ارائه ی یک پاسخ جامع وکامل در آغاز لازم است تعریفی روشن از (رجعت) آورده، بعد زمان و جایگاه اعتقادی آن را از منظر عقل ونقل بیان نموده و در پایان، اشاره ی کوتاه به رجعت کنندگان و فلسفه و حکمت رجعت نماییم :
رجعت در لغت به معنای یک بار بازگشتن است(1) و در اصطلاح علم کلام در عقیده شیعیان عبارت است از اینکه: خداوند گروهی از اموات را در هنگام ظهور حضرت مهدی آل محمد (عج) به همان صورتی که در عالم ماده داشتند به دنیا بر می‌گرداند، گروهی را عزیز و گروهی را ذلیل می‌کند و اهل حق را بر اهل باطل غلبه داده، داد مظلومان را از ستمگران می‌گیرد.(2)
رجعت با اندک فاصله بعد از ظهور ولی عصر(عج) و پیش از شهادت آن حضرت و برپاشدن قیامت واقع خواهد شد. و بازگشت به دنیا طبق روایات اختصاص به مؤمن خالص و کافر خالص دارد. کما اینکه امام صادق _ علیه السلام _ در این باره فرموده: بازگشت به دنیا عمومی نیست بلکه اختصاص دارد به کسانی که به مرتبه ایمان کامل و یا شرک محض رسیدند.(3) ولی بازگشت گروه مؤمنان اختیاری است چنانچه امام صادق _ علیه السلام _ می‌فرماید: هنگام ظهور حضرت مهدی (عج) (فرشتگان الهی) بر قبر اهل ایمان وارد می‌شوند و به او می‌گویند: ای اهل ایمان همانا صاحب و مولایت ظهور کرده است، اگر خواستی با اختیار و اراده خود به او می‌پیوندی و یا در جوار کرامت و رحمت پروردگارت باقی بمانی.(4)
بعد از ذکر مقدمه فوق اذعان می‌داریم که : اعتقاد به رجعت هر چند از ضروریات اسلام نیست و شیعه در عین اعتقاد به رجعت و اینکه آن یک مسأله قرآنی و حدیثی است و از مکتب اهل بیت ـ علیهم السلام ـ گرفته شده است، آن را به عنوان ضروری دین نمی داند، به طوری که اگر کسی منکر آن شد، کافر باشد، حتی مذهب شیعه را نیز آن چنان با این مسأله وابسته نمی داند که اگر شخصی آن را منکر شد از مذهب شیعه خارج باشد، لذا طبق نقل مرحوم طبرسی در مجمع البیان بعضی از شیعیان رجعت را بدان گونه که اکثریت شیعه معترفند، قبول ندارند و می گویند: مقصود، رجعت حکومت به خاندان پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در زمان ظهور حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ است.(5)
در این مورد می توانید به دو کتاب «اصل الشیعه و اصولها» نوشته مرحوم کاشف الغطاء، و «عقاید الامامیة» نوشته مرحوم شیخ محمد رضا مظفر مراجعه نمائید. آنها در پاسخ به احمد امین مصری به این مطلب اشاره کرده اند.
اما افزون براینکه از جمله اجماعیات شیعه و معتقدات مذهب فرقه محقه،وقوع رجعت است و با وجود روایات فراوانی که از ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ راجع به مسأله رجعت نقل شده به گونه ای که اعتقاد به آن را ضروری می سازد، گرچه آن را ضروری دین ندانیم، ولی در عین حال یک مسأله ای است که از بعضی جهات دارای ابهام و اجمال بوده و کیفیت آن به وضوح و تفصیل در روایات بیان نشده است، که از جمله آن تبیین دقیق زمان رجعت و ترتیب رجعت کنندگان می باشد.
بهرحال اکثر علماء امامیه دعوای اجماع بر حقیقت رجعت کرده اند مانند محمد بن بابویه در رساله«اعتقادات»، شیخ مفید، سید مرتضی، شیخ طوسی، سید بن طاووس و غیر ایشان از اکابر علمای امامیه و پیوسته این عقیده مطرح بوده و بسیاری از علماء و محدثین شیعه رسائل مفرده در این باب تألیف نموده اند رجعت دلایل فراوان روایی وقرانی داشته و از دیدگاه عقل نیز ممکن و قابل پذیرش است،
اما از نظرعقل : زیرا قدرت بی نهایت خداوند ایجاب می‌کند که همانگونه که توانسته است انسان را از نطفه به وجود آورده، پس از مردن نیز میتواند او را دوباره به دنیا بازگرداند. زیرا قدرت خدای متعال بر همه ممکنات احاطه دارد و احدی از پیروان ادیان آسمانی در این امر تردید نداشته است.
بنابراین اگر کسی بخواهد امکان رجعت را انکار کند، باید به یکی از دو امر گردن نهد: یا قبول کند که زنده شدن مردگان حتی در روز رستاخیز به طور کلی محال است که التزام به این امر مخالف اصل پذیرفته شده عقلی و دینی _ معاد _ است. یا اینکه قدرت خداوند را نسبت به زنده کردن مردگان نفی کند در حالی که هیچ شکی در قدرت خداوند هم وجود ندارد. بلکه این مطلب نسبت به امتهای گذشته بارها تحقق یافته است، و با توجه به این که دو فرض فوق، هر دو باطل هستند می‌توان گفت هم قابلیت قابل یعنی زنده شدن و بازگشت به دنیا و هم فاعلیت فاعل، یعنی قدرت خداوند محرز و غیرقابل انکار است.با توجه به اینکه هیچ دلیل متقنی بر غیرممکن بودن رجعت وجود ندارد انکار آن بدون دلیل، سفسطه و برخلاف اصول مسلم فلسفه است. شیخ الرئیس ابوعلی سینا کلام معروفی دارد، می‌گوید: هر مطلبی که به گوش شما می‌رسد تا مادامی که برهان قطعی بر بطلان آن اقامه نشده است آن را در ظرف امکان قرار بدهید.
در حقیقت بحث، از نوع بحث قیامت است و به همان دلائلی که روز رستاخیز ثابت می‌شود امکان رجعت نیز قابل اثبات است و علاوه بر آن ادله جداگانه‌ای هم دارد، بنابراین هر گونه تردید در مورد امکان رجعت منجر به تردید نسبت به قیامت می‌شود.
حضرت آیت الله مکارم شیرازی (دام عزه) فرمودند: بدون تردید احیای گروهی از مردگان در این دنیا از محالات نیست همان طوری که احیای جمیع انسانها در قیامت کاملا ممکن است و تعجب از چنین امری همچون تعجب گروهی از مشرکان جاهلیت از مسئله معاد است و سخریه در برابر آن همانند سخریه آنها در مورد معاد می‌باشد، چرا که عقل چنین چیزی را محال نمی بیند، و قدرت خدا آن چنان وسیع و گسترده است که همه این امور در برابر آن سهل و آسان است.(6)
اما ادله ی نقلی : الف- آیات و دلائل قرآنی متعدد در باب اثبات رجعت وجود دارند که به برخی انها اشاره می کنیم :
آیه اول: یَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ یُکَذِّبُ بِآیاتِنا(7)
ترجمه: (به خاطر آور) روزی را که ما از هر امتی، گروهی را از کسانی که آیات ما را تکذیب می کردند محشور می کنیم و آنها را نگه می داریم تا به یکدیگر ملحق شوند.(8)
از این آیه به خوبی استفاده می شود که امتها تقسیم می شوند: عده ای تا قیامت به حال خود می مانند ولی عده ای در آن قیامت صغرا (رجعت) که قبل از قیامت کبرا است به حساب می آیند چنین حشری همان رجعت است و گرنه حشر قیامت عمومی و همگانی است، این طور نیست که از هر امتی دسته ای محشور شوند، زیرا در مورد حشر قیامت می فرماید: وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً(9) «پس همه را محشور کردیم و احدی را باقی نگذاشتیم.»(10)
امامیه که معتقد به رجعت هستند به این آیه استدلال کرده اند. زیرا آیه می گوید: از هر امتی گروهی را محشور می کنیم معلوم می شود روزی که این گروها از هر امتی محشور می شوند، غیر از روز قیامت است. زیرا در مورد روز قیامت حشر همگانی می باشد. اخبار بسیاری دلالت دارند بر اینکه خداوند در زمان قیام حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ گروهی از آنها که مرده اند را زنده می کند که بعضی از رجعت کنندگان دوستان حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ و بعضی، از دشمنان حضرت اند .....(11)
تفاسیری که این آیه را دال بر رجعت می دانند بسیارند که در بخش منابع متذکر می شویم.
آیة دوم: إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهادُ(12)
ترجمه: ما به یقین پیامبران خود و کسانی را که ایمان آورده اند در زندگی دنیا و (در آخرت) روزی که گواهان به پا می خیزند یاری می دهیم.(13)
علی بن ابراهیم و سعد بن عبدالله روایت کرده اند که حضرت جعفر صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: که یاری دنیا در رجعت است مگر نمی دانی که بسیاری از پیغمبران یاری نشدند در دنیا تا کشته شدند بلکه این یاری در رجعت است.
از جمله تفاسیری که این آیه را دال بر رجعت دانسته اند عبارتند از: تفسیر جامع سید ابراهیم بروجردی، تفسیر شریف لاهیجی، تفسیر قمی، تفسیر البرهان مرحوم بحرانی، تفسیر نور الثقلین و ....
آیه سوم: إِنَّ الَّذِی فَرَضَ عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لَرادُّکَ إِلی مَعادٍ(14)
ترجمه: آن کس که قرآن را بر تو فرض کرد تو را به جایگاهت باز می گرداند بگو«پروردگار من از همه بهتر می داند چه کسی(برنامه) هدایت آورده و چه کسی در گمراهی آشکار است.
احادیث بسیار وارد شده که مراد از کلمه معاد رجعت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به سوی دنیا است.(15)
گروهی از مفسران گفته اند: منظور از کلمه معاد رجعت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به عالم دنیا(16) است.
مرحوم علامه طباطبائی می فرماید: ..... و قمی در تفسیر خود از جریر از ابی جعفر و از ابی خالد کابلی از علی بن الحسین ـ علیهما السّلام ـ روایت کرده که فرمود: مراد از معاد رجعت است و شاید مسأله رجعت جزء باطن باشد نه تفسیر ظاهر(17) چنانکه ملاحظه کردید آیات مذکوره به روشنی صحت مسأله رجعت را بیان می کند که البته آیات دیگری ذکر شده که ما جهت اختصار به همین مقدار اکتفاء می کنیم
ب- روایات : در روایات آمده است که وقتی حضرت ظهور می فرماید خبر مسرّت بخش ظهور در قبرها به اموات می رسد ... و آن ها با میل و رغبت فراوانی این فرصت گران مایه را غنیمت دانسته و از آن استقبال می کنند.(18)

چه کسانی در هنگام ظهور زنده می‌شوند؟بر اساس روایات، این مسأله اجمالاً قطعی و مسلم است که ائمه ـ علیهم السّلام ـ وعده‌ای از مؤمنین و کفار در زمان ظهور مهدی ـ علیه السّلام ـ دوباره زنده می‌شوند. و این موضوع به عنوان «رجعت» جزء معتقدات شیعه و ضروری مذهب می‌باشد.
توضیح مطلب این است که زنده شدن مردگان و بازگشت آنان به دنیا، چون از امور غیبی مربوط به آینده است، لذا اعتقاد به آن متوقف است بر وجود دلائل معتبر نقلی از معصومین ـ علیهم السّلام ـ . در روایات مربوط به این موضوع گرچه خصوصیات آن به طور کامل بیان نشده است ولی اصل مسأله رجعت در حد تواتر از ائمه ـ علیهم السّلام ـ نقل شده است. که خداوند به هنگام ظهور امام زمان (عج) گروهی از شیعیان آن حضرت را که پیشتر مرده‌اند، باز می‌گرداند تا به ثواب یاری و کمک به آن حضرت برسند و حکومتش را ببینند. و هم چنین گروهی از دشمنان او را باز می‌گرداند تا از آنان انتقام بگیرد و شیعیان از مشاهدة ظهور حق و بالا گرفتن کلمه اهل آن، خشنود گردند.(19)
وهم چنین در روایات از موضوع «رجعت» به عنوان ایام الله تعبیر شده است. امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: ایام الله ـ که مایة سرور و عزت مؤمنین است ـ سه مرحله دارد که رجعت یکی از آن است. «ایام الله ثلاثة: یوم یقوم القائم و یوم الکره و یوم القیامه».(20) و در حدیث دیگر نیز امام صادق ـ علیه السّلام ـ ایمان به رجعت را ضروری شمرده و می‌فرماید: «از ما نیست کسی که اعتقاد به بازگشت ما نداشته باشد.»(21)
از روایات مربوط به این موضوع استفاده می‌شود که امر رجعت عمومی نیست، بلکه ائمه ـ علیهم السّلام ـ و عده خاصی از مؤمنین و کفار خالص در عصر قیام حضرت مهدی (عج) دوباره زنده می‌شوند. امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: «رجعت و بازگشت مردگان به دنیا، همگانی و فراگیر نیست، بلکه مربوط به عده‌ای خاص است، برنمی‌گردند به دنیا مگر کسانی که از ایمان پاک برخوردارند و یا به حد شرک خالص رسیده‌اند.» و نیز می‌فرماید: «فقط کسانی در زمان ظهور قائم ما به سوی دنیا باز می‌گردند که ایمانش را خالص کرده باشند و یا به مرز کفر خالص رسیده باشند. غیر از این دو گروه، دیگران برگشتی به دنیا نخواهند داشت، مگر در قیامت.»
بنابراین مسأله رجعت محدود به افراد خاصی است که در روایات اجمالا به برخی از این افراد و گروه‌ها اشاره شده است، ذیلاً به این روایات پرداخته می‌شود:

رجعت ائمه ـ علیهم السّلام ـبیشتر روایات این باب مربوط است به رجعت و بازگشت ائمه ـ علیهم السّلام ـ . در این مورد نیز ما با دو دسته روایات مواجه هستیم:
دسته‌ای از این روایات رجعت را برای تمام ائمه ـ علیهم السّلام ـ ثابت می‌کند. برخی دیگر از روایات ـ برای ذکر مصداق ـ تنها نام دو امام یعنی امیر المؤمنین و امام حسین ـ علیهم السّلام ـ را ذکر نموده است. و در پاره‌ای از روایات نام پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نیز آمده است.(22) امّا سایر ائمه ـ علیهم السّلام ـ از آنان به طور خاص ذکری به میان نیامده است، بلکه به طور عام قائل به رجعت همه ائمه شده‌اند. نظیر آنچه که از امام صادق ـ علیه السّلام ـ در این زمینه نقل شده است. حضرت می‌فرماید: «هیچ امام و پیشوایی نیست مگر این که مجدداً در زمان خودش در آینده به دنیا باز می‌گردد در حالی که نیکان و بدان زمان او نیز همراه او بر می‌گردند تا افراد با ایمان از انسانهای کافر جدا شوند.»(23) و در حدیث دیگر امام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: «دوباره به سوی شما بر می‌گردند پیامبر شما و امیر المؤمنین علی ـ علیه السّلام ـ و امامان معصوم ـ علیهم السّلام ـ».(24)اولین کسی که به دنیا باز می‌گردد امام حسین ـ علیه السّلام ـ است با اصحاب و یارانش
امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: «اولین کسی که قبر او شکافته می‌شود و به سوی دنیا باز می‌گردد، حسین بن علی ـ علیه السّلام ـ است.»(25) و در جای دیگر می‌فرماید: «نخستین فردی که به دنیا باز می‌گردد، حسین بن علی است پس حکومت می‌کند تا وقتی که در اثر پیری ابروان او بر چشمانش می‌افتد.»(26) که اشاره به طولانی بودن حکومت امام حسین در عصر رجعت است. و نیز از امام صادق علیه السّلام ـ نقل شده است که : نخستین کسی که سر ازخاک بر می‌دارد و با هفتاد و پنج هزار نفر از شیعیان، رجعت می‌کنند حسین بن علی ـ علیه السّلام ـ است.(27)
جابر نیز از امام باقر ـ علیه السّلام ـ نقل می‌کند که امام حسین ـ علیه السّلام ـ در روز عاشورا، پیش از شهادتش، به تفصیل درمورد رجعت خود و یاران خود سخن گفت: «بشارت باد شما را به خدا قسم اگر این قوم ما را بکشند، ما نخستین کسانی هستیم که نزد پیامبرمان باز می‌گردیم و تا مدتی که خدا بخواهد توقف خواهیم کرد، آن گاه من اولین کسی هستم که قبرش شکافته می‌شود و ناگهان از قبر خارج می‌شوم، در حالی که امیر المؤمنین نیز از قبرش خارج شده و مهدی ما نیز قیام نموده است.»(28) در این روایت، رجعت امام حسین و امیر المؤمنین ـ علیهما السّلام ـ همزمان با قیام حضرت مهدی (عج) بیان شده است. در روایت دیگر امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: «امام حسین ـ علیه السّلام ـ همراه با شهدای کربلا و هفتاد پیامبر، بازگشت می‌نماید. رو می‌آورد به سوی دنیا امام حسین همراه با کسانی که با وی به قتل رسیده بودند و همراهی می‌کنند او را هفتاد پیامبری که با موسی بن عمران مبعوث شدند. آن وقت حضرت قائم انگشترش را به او می‌سپارد.»(29)
در ادامة این حدیث اشاره به غسل و دفن امام زمان ـ علیه السّلام ـ به وسیله امام حسین ـ علیه السّلام ـ نیز شده است. مفضل نیز از امام صادق ـ علیه السّلام ـ در این مورد نقل می‌کنند که امام حسین ـ علیه السّلام ـ با دوازده هزار نفر از شیعیانش رجعت می‌کنند، در حالی که عمامة سیاه پوشیده است.(30)
علاوه بر اصحاب امام حسین ـ علیه السّلام ـ در روایات دیگر اشاره به رجعت بعضی از مؤمنین و شیعیان علی ـ علیه السّلام ـ نیز شده است. امام باقر ـ علیه السّلام ـ از امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ نقل می‌کند که. در هنگام ظهور حضرت مهدی، مؤمنان، لبیک گویان، گروه گروه از قبرها بیرون می‌آیند و حضرت از این رخداد فوق العاده با تعجب یاد می‌کند. پس چقدر حیرت آور است (زنده شدن مردگان) چگونه در حیرت نباشم از زنده شدن مردگان که خداوند آنان را از قبورشان بر می‌انگیزند در حالی که گروه گروه مشغول گفتن لبّیک لبّیک ای دعوت کننده به سوی خدا، هستند.»(31)

رجعت دشمنان اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ و کفار برای کیفر و انتقامبعضی از روایات این باب، مربوط است به بازگشت معاندین و کفار تا به دست مؤمنان، ذلت و عذاب را بچشند و مؤمنان نیز تشفی پیدا کنند. امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: «زمانی که مهدی ما ظهور نماید، خداوند کسانی را که به اذیت و آزار بندگان مؤمن می‌پرداختند، با همان قیافه قبلی‌شان، به دنیا باز می‌گرداند تا مؤمنین از آنان انتقام بگیرند.»(32) این روایت با توجه به آنچه در روایتی که قبلاً از امام صادق ـ علیه السّلام ـ نقل شد (ما من امام الا و یکرفی قرنه و یکرمعه البر و الفاجر فی دهره حتی یمیز المؤمن من الکافر) نشان می‌دهد که قبل از قیامت در زمان رجعت نیز بازخواست و دادرسی وجود دارد. و بازگشت این عده از کفار با قیافه‌های اصلی شان، برای کیفر و تنبیه است.
هم چنین در ذیل آیة و اقسموا بالله جهد ایمانهم لایبعث الله من یموت بلی وعداً علیه حقاً و لکن اکثر الناس لا یعلمون... لیعلم الذین کفروا انهم کانوا کاذبین(33) امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: «یعنی فی الرجعه یردهم فیقتلهم و یشفی صدور المؤمنین فیهم».(34) یعنی در زمان رجعت خداوند آنان را بر می‌گرداند تا به دست مؤمنین کشته شوند و مؤمنین تسلی پیدا کنند.

رجعت بعضی از شیعیان برای یاری حضرت مهدی (عج)امام صادق ـ علیه السّلام ـ به ابی‌بصیر می‌فرماید: «ای ابابصیر هنگامی که قیام کند مهدی ما، خداوند گروهی از شیعیان ما را به سوی او بر می‌انگیزند و از قبرهایشان خارج می‌کند. پس آنان با او بیعت می‌کنند در حالی که شمشیرهای‌شان بر گردن آنان آویخته است، این خبر به گوش شیعیانی که زنده‌اند می‌رسد و می‌گویند: فلانی‌ها از قبرشان خارج شده‌اند و به سپاه حضرت مهدی ملحق گردیده‌اند!».(35)
این حدیث بیانگر انعکاس وسیع خبر زنده شدن و بازگشت مجدد این عده از شیعیان و ملحق شدن آنان با سپاه امام زمان می‌باشد، به گونه‌ که این خبر باشکوه، در میان شیعیان در حال حیات ـ که هر کدام چنین آرزویی را در دل می‌پرورانند ـ و در مجالس آنان رد و بدل و گفتگو می‌شود.
در حدیث دیگر نیز امام صادق ـ علیه السّلام ـ از برانگیخته شدن این عده از شیعیان برای یاری امام زمان (عج) سخن می‌گوید: «هنگامی که قائم ما ظهور نماید خداوند عده‌ای از شیعیان را زنده می‌کند و آنان لبیک گویان گروه گروه به سوی او حرکت می‌کنند. آن وقت است که تردید منکران، رنگ می‌بازد و آنان نابود می‌شوند.»(36)

رجعت انصار و وزراء حضرت مهدی که به طور خاص از آنان نام برده شده استدر برخی از روایات نام بعضی از افراد ذکر شده است مثل: اصحاب کهف، یوشع بن نون، سلمان فارسی، مقداد، ابودجانه، مالک اشتر و... و حتی تصریح شده است که این افراد در سمت وزراء و معاونان حکومت جهانی حضرت، در جهان از ناحیه حضرت، فرمانروایی می‌کنند. امام صادق ـ علیه السّلام ـ در این مورد می‌فرماید: «از پشت کوفه تعداد 27 مرد، برای یاری مهدی، از قبرهایشان خارج می‌شوند که 15 نفر از آنان از قوم موسی است ـ آنانی که هدایت شدند و بر اساس حق رفتار نمودند ـ و 7 نفر از اصحاب کهف و یوشع بن نون و سلمان و ابودجانه انصاری و مقداد و مالک اشتر، می‌باشند. اینها همواره در پیشگاه مهدی مشغول خدمت و حکمرانی هستند.»(37)
رجعت مفضّل بن عمر، امام صادق ـ علیه السّلام ـ در مورد وی که از اصحاب خاص حضرت می‌باشد، می‌فرماید: تو نه تنها در هنگام ظهور مهدی (عج) دوباره زنده می‌شوی، بلکه جزء افراد ویژة مهدی خواهی بود که مرتب فرمان صادر می‌کنی ـ یا مفضل انت و اربعة و اربعون رجلاً تحشرون مع القائم. انت علی یمین القائم تأمر و تنهی و الناس ... اطوع لک منهم الیوم».(38)

رجعت داود بن کثیر الرّقیامام صادق ـ علیه السّلام ـ در مورد شأن و منزلت این صحابی بزرگوار خود می‌فرماید: «انزلوا داود الرقی منی بمنزلة المقداد من رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ».(39) یعنی قدر و منزلت این مرد نزد من نظیر مقداد نزد پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ است. و نیز می‌فرماید: «من سرّه ان ینظر الی رجلٍ من اصحاب القائم فلینظر الی هذا» (داود رقی).(40) کسی که می‌خواهد مردی از یاران مهدی را ببیند به او نگاه کند.

رجعت عبدالله بن شریک عامریامام باقر ـ علیه السّلام ـ در مورد وی می‌فرماید: گویا می‌بینم که عبدالله بن شریک با چهار هزار نفر سپاه، پیشاپیش حضرت مهدی (عج) تکبیرگویان، از دامنه کوه بالا می‌روند. «کانی بعبدالله بن شریک العامری علیه عمامة سوداء ... بین یدی قائمنا اهل البیت فی اربعة آلاف یکبرون».(41)

رجعت اسماعیل فرزند امام صادق ـ علیه السّلام ـ ابوخدیجه از امام صادق ـ علیه السّلام ـ در مورد فرزندش اسماعیل نقل می‌کند که وی نخستین کسی است که با ده نفر از یارانش زنده می‌شوند و ظهور می‌کنند و عبدالله بن شریک یکی از این ده نفراست که وظیفه پرچمداری را به عهده دارد. «انه یکون اول منشور فی عشرة من اصحابه و منهم عبدالله بن شریک و هو صاحب لوائه».(42)

رجعت حمران بن اعین و میسّر بن عبدالعزیزامام صادق ـ علیه السّلام ـ در مورد این دو نفر می‌فرماید: گویا می‌بینم که آنان در حالی که شمشیر در دست دارند، ‌در میان مردم، میان صفا و مروه مشغول صحبت می‌باشند. «کانی بحمران بن اعین و میسّر بن عبدالعزیز یخطبان الناس باسیافهم بین الصفا و المروه».(43)
کلام آخر: قابل توجه سؤال کننده محترم و خوانندگان عزیز: اینکه، روایات بحث رجعت، هرگز درصدد برشمردن تعداد و آمار افراد و یا ذکر اسامی آنان، نمی‌باشد. بلکه این روایات ضمن اشاره به اسامی برخی از افراد گروه‌ها، مسأله رجعت مردگان به دنیا را، محدود و مختص کسانی می‌داند که قبل از مرگ از درجه بالای ایمان برخوردار بوده و در حمایت از دین الهی و اطاعت از ائمه ـ علیهم السّلام ـ کوتاهی ننموده‌اند و یا کسانی که در راه کفر و عناد با اهلبیت ـ علیهم السّلام ـ از هیچ تلاشی فروگذار نبوده‌اند. اما غیر از این دو گروه ـ چنانچه قبلاً اشاره شد ـ بازگشت به دنیا نخواهند اشت (و اماما سوی هذین فلا رجوع لهم الی یوم الماب).
بنابراین آنچه مهم و تعیین کننده است خلوص ایمان در پرتو عمل به دستورات الهی و اعتصام به ولایت امام معصوم ـ علیهم السّلام ـ است تا در اثر چنین پیوندی خداوند نیز وی را از چنین فوز عظیمی در ایام الله ظهور مهدی و رجعت اهلبیت ـ علیهم السّلام ـ برخوردار نماید.
به همین خاطر مهم‌ترین تقاضای شیعه از خداوند در دعای عهد این است که: «پروردگارا! ما را از یاران و کمک کنندگان حضرتش قرار بده و شرف شهادت در محضر او را نصیب ما بفرما، پروردگارا اگر چنانچه مرگ میان من و ظهور او فاصله انداخت، پس من را بعد از مرگ نیز هنگام ظهورش، از قبرم خارج فرما در حالی که کفنم را پوشیده و شمشیربه دست آماده انجام فرمان حضرت باشم.»(44) جالب این است که این آرزو و تقاضا، بعد از اعلام بیعت اکید با حضرت ولی عصرارواحنا فداه و امضای عهد و پیمان با او، ابراز می شود. (عقدا و بیعة له فی عنقی لا احول عنها و لا ازول ابداً). بدیهی است که تمام دشواری و اهمیت کار، عمل به این بیعت و به پایان رساندن آن است.

فلسفه رجعت و بازگشت به دنیابا استفاده از آیات و روایات که در باب رجعت وارد شده است، به چند حکمت اشاره می‌کنیم:

1. رسیدن به تکاملعالم دنیا ظرف فعلیت یافتن قوه ها و تکامل استعدادها است و برای رسیدن به آخرت خلق شده است.(45) تا موجودات ارزنده خویش را در دامن خود پرورش داده به تکامل مطلوب برساند، اما از آنجایی که عدة از مؤمنان خالص به خاطر موانع و مرگهای غیرطبیعی از ادامه این مسیر معنوی باز مانده‌اند. حکمت خدای حکیم ایجاب می‌کند که آنان به دنیا برگردند و سفر تکاملی خود را به پایان برسانند. چنانچه امام صادق _ علیه السلام _ می‌فرماید: هر مؤمنی که کشته شده باشد به دنیا بر می‌گردد تا _ بعد از زندگی مجدد _ به مرگ طبیعی بمیرد و هر مؤمنی که مرده باشد بدنیا بر میگردد تا کشته شود (و به ثواب شهادت برسد).(46)

2. کیفر دنیویگروهی از منافقان و جباران سرسخت علاوه بر کیفر خاص خود در رستاخیز باید مجازاتهایی در این جهان، نظیر آنچه بعضی از اقوام سرکش دیدند، ببینند و... و ممکن است آیه شریفة: و حرام علی قریة اهلکناها انهم لا یرجعون(47) یعنی حرام است بر اهل شهرهای که بر اثر گناه نابودشان کردیم، که بازگردند، آنها هرگز باز نمیگردند.
نیز اشاره به همین معنا باشد چرا که عدم بازگشت را در مورد کسانی می‌گوید که در این جهان به کیفر شدید خود رسیدند و از آن روشن می‌شود گروهی که چنین کیفرهایی را ندیدند باید بازگردند و مجازات شوند.(48)
بنابراین هدف از بازگشت مجدد این دو گروه، تکمیل یک حلقه تکاملی برای دسته اول و تنزل به پست ترین درجة ذلت برای دستة دوم است و با توجه به اینکه رجعت عمومی نیست و اختصاص به مؤمنان خالص و کافران محض دارد، چنانچه امام صادق _ علیه السلام _ فرمود: رجعت جنبة عمومی ندارد، بلکه اختصاص دارد به کسانی که به ایمان کامل و شرک خالص رسیده باشند.(49) معلوم می‌شود که این دو مورد از حکمتهای اساسی رجعت است.

3. یاری دین و شرکت در تشکیل حکومت عدل جهانیاز آیات و روایات متعدد استفاده می‌شود که دین اسلام بر همه ادیان و مکاتب موجود بشری غلبه گردیده حکومت عدل الهی به دست توانمند و با کفایت قائم آل محمد _ صلی الله علیه و آله _ جهانگیر می‌شود، خداوند می‌فرماید: همانا ما فرستادگان خویش و مؤمنان را در دنیا و روزی که شاهدان برخیزند، یاری خواهیم کرد.(50)
از ظاهر این آیه استفاده می‌شود که این نصرت دسته جمعی انجام می‌شود نه به صورت فردی اما از این که چنین نصرتی تا هنوز تحقق پیدا نکرده است، قطعاً در آینده محقق خواهد شد، زیرا وعده الهی تخلف ناپذیر است. لذا امام صادق _ علیه السلام _ در تفسیر همین آیه می‌فرماید: به خدا سوگند این نصرت در رجعت است چرا که بسیاری از پیامبران و ائمه _ علیهم السلام _ در دنیا کشته شدند و کسی آنها را یاری نکردند؟ و این مطلب در رجعت تحقق خواهد یافت.(51)
و نیز امام باقر _ علیه السلام _ در تفسیر آیه مبارکه: هو الذی ارسل...: یعنی او کسی است که رسول خود را با دین حق برای هدایت بشر فرستاد تا او را بر همه ادیان پیروز گرداند. فرموده: یظهره الله عزوجل فی الرجعه:(52) یعنی خداوند دین حق را در رجعت بر سایر ادیان برتری میدهد.

4. انتقام و قصاص مستقیمچه بسا افرادی در این دنیا بودند که از تمامی حقوقشان به عنوانهای مختلفی محروم گشته و مظلومانه به قتل رسیده‌اند بدون اینکه حق او گرفته شده باشد، از حکمتهای رجعت این است که خداوند، هر دو طرف را به دنیا بر میگرداند تا شخص مظلوم به دست خود داد خود را از ظالم بگیرد. از امام کاظم _ علیه السلام _ نقل شده که فرمود: مردمی که مرده اند به دنیا بازگشت خواهند کرد تا انتقام خود را بگیرند، به هر کس آزاری رسیده به مثل آن قصاص می‌کند و هر کس خشمی دیده بمانند آن انتقام می‌گیرد و هر کس کشته شد، قاتل را به دست خود به تقاص خون خود می‌کشد و برای این منظور دشمنان آنان نیز به دنیا بر می‌گردند تا آنها خون ریخته شده خود را تلافی کنند و بعد از کشتن آنها سی ماه زنده می‌مانند، سپس همگی در یک شب می‌میرند، در حالی که انتقام خون خود را گرفته و دلهایشان شفا یافته است، دشمنان آنها به سختترین عذاب دوزخ مبتلا می‌شوند.(53)

 


پاورقی:

1. ابن منظور، لسان العرب، نشر ادب الحوزه، 1405 ق، ج 8، ص 114.
2. شیخ مفید، اوائل المقالات، مکتبه الداوری، ص 89.
3. بحرانی، سیدهاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، تهران، آفتاب، ج 2، ص 408.
4. محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، بیروت، موسسه الوفاء، ج 53، ص 52.
5. طاهری، حبیب الله، سیمای آفتاب، قم، زائر، 1385ش، ص338.
6. تفسیر نمونه، دار الکتب الاسلامیه، آفتاب 1368 ش، ج 15، ص 556.
7. سورة نمل، آیة 83.
8. ترجمه قرآن، آیة الله مکارم.
9. کهف، آیة 47.
10. رجعت علامه مجلسی برگرفته از کتاب حق الیقین،‌ ص 16.
11. ترجمه تفسیر مجمع البیان، ج 18، ص 140.
12. سورة غافر، آیة 51.
13. ترجمه آیة الله مکارم.
14. سورة قصص، آیة 85.
15. رجعت علامه مجلسی.
16. تفسیر آسان، ج 15، ص 222.
17. ترجمه المیزان، ج 16، ص 131. . ترجمه آیة الله مکارم.
18. مرحوم مجلسی، بحار الانوار، ج 1، ص 35.
19. شیعه و رجعت، ص 250، تألیف الشیخ محمد رضا الطبسی النجفی، ترجمه و تلخیص از سید محمد میرشاه ولد، ‌قطع وزیری، چ اول، 1376، دار النشر اسلام، قم.
20. معجم الاحادیث الامام المهدی (عج)، ج 4، ص 82. حدیث شماره 1152، تألیف الهیئة العلمیه تحت اشراف الشیخ علی الکورانی، طبع الاولی، 1411 هـ .ق، موسسة المعارف الاسلامیه، قم.
21. همان، ص 84، ح 1154.
22. ر.ک: سیمای آفتاب، ص 345، دکتر حبیب الله طاهری، چاپ اول، 1380 هـ .ش، انتشارات زایر، قم.
23. رجعت از نگاه عقل و دین، ص 94، غلام رضا مغیثی، چ اول، 1380، قطع رقعی، انتشارات قم.
24. معجم احادیث المهدی، ج 5، ص 327، ش 1763.
25. میزان الحکمه، ج 4، ص 58، ش 6932، محمدی ری شهری، چاپ مکتب الاعلام، 1362 هـ .ش.
26. معجم احادیث المهدی، ج 5، ص 328، ش 1766.
27. البیعة لله، ص 152، نوشته فریده گل محمدی آرمان، چ اول، زمستان 1376، دار النشر اسلام، قم.
28. بحار الانوار، ج 53، ص 61، حدیث 52.
29. معجم احادیث المهدی، ج 3، ص 89، ش 1158.
30. البیعة لله، ص 275.
31. بحار الانوار، ج 53، ص 46، حدیث 20.
32. معجم احادیث الامام المهدی، ج 4، ص 95، ش 1162.
33. سوره نحل، 39 ـ 40.
34. معجم احادیث الامام المهدی، ج 5، ص 214، ش 1638.
35. الشیعه و الرجعه، ج 1، ص 385، تألیف الشیخ محمدرضا الطبسی النجفی، طبع الثالثه، 1385 هـ، 1966 م، نجف.
36. معجم الاحادیث الامام المهدی،‌ج 4، ص 101، ش 1167.
37. بحار الانوار، ج 53، ص 90، حدیث 95.
38. معجم احادیث الامام المهدی، ج 4، ص 98، ش 1165.
39. جامع الرواة، ج 1، ص 308، محمد بن علی الاردبیلی الغروی الحائری، طبع کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، 1403 هـ .ق، قم.
40. همان.
41. اثباه الهداة، ج 3، ص 561، تألیف محمد بن الحسن الشیخ الحر العاملی، بی‌تا.
42. چشم اندازی به حکومت مهدی، ص 95، نجم الدین طبسی، ویرایش دوم، چاپ سوم، 1380، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، (بوستان کتاب).
43. میزان الحکمه، ج 4، ص 58، ش 6934.
44. بحار الانوار، ج 53، ص 96، مفاتیح الجنان، چاپ فیض، ص 893، (دعای عهد).
45. نهج البلاغه، ح 463، ترجمه محمد دشتی، نشر نسیم حیات، 1379.
46. بحار، ج 53، ص 40.
47. انبیاء، 59.
48. تفسیر نمونه، ج 15، ص 560، تاریخ نشر، 1362.
49. محمدرضا ضمیری، رجعت، ص 55، نشر موعود، تهران، چ دوم، 1380 ش.
50. مؤمن، 51.
51. یزدی حائری، شیخ علی، الزام الناصب، قم، موسسه مطبوعاتی حق بین، 1397 ق.
52. بحار، ج 53، ص 64.
53. علی دوانی، مهدی موعود، ترجمه ج 13، ص 1188، دار الکتب الاسلامیه،چ 27، 1375.