روش حکومت حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ چگونه خواهد بود؟
ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: روش حکومت حضرت مهدی

پاسخ:

در پاسخ لازم است به نکاتی اشاره نماییم:
الف) از مجموع آن چه در متون دینی در باب دولت و حکومت آمده است چنین بر می آید که اسلام بر شکل خاصی از ساختار نظام سیاسی با جزئیات مشخص اصرار ندارد بلکه اسلام فراتر از معرفی شکل خاصی از حکومت و مناسب با احکام ثابت و تغییر ناپذیر خود، چارچوب کلی را معرفی نموده که آن چارچوب در درون خود تغییرات و اشکال متعدد و متنوع را پذیرا می شود البته اشکال حکومت نباید از چارچوب فراتر برود.
اسلام نه به طور کلی مردم را به حال خود رها کرده که هر چه خواستند انجام دهند و نه شکل و فرم محدودی را برای حکومت معرفی می کند که فقط در شرائط زمانی و مکانی خاصی قابل اجرا باشد. از چارچوب کلی به «حکومت و نظام اسلامی» تعبیر می شود این چارچوب کلی در زمانی با شکلی و در زمان دیگر با ساختار و شکل دیگر ظهور می کند و در عین حال هیچ یک از آن اشکال با ماهیت اسلامی بودن حکومت تضاد ندارد. این امر نتیجه این مطلب دقیق علمی و عقلائی است که اسلام احکام ثابتی دارد که برای همه جوامع تا روز قیامت وضع شده و در مقابل آن ها احکام جزئی و متغیّر با شرائط خاص زمانی و مکانی وضع می گردد که آن نیز لازم الاتباع است. اصول حاکم بر ساختار نظام سیاسی و چارچوب کلی که بدان اشاره شد عبارتند از:
1ـ ضرورت الهی بودن حکومت.
2ـ اسلامی بودن قوانین.
3ـ ضرورت مشروعیت الهی مجریان یعنی مجریان قانون باید افراد صالح و لایق باشند.
4ـ توجه به جایگاه مهم مردم به عنوان مبدأ شکل گیری و کارآمدی همه نهادهای حکومتی.
5ـ نظارت دقیق بر عمال حکومت به خاطر خطاپذیری آنان.
ب) تشکیل حکومت در هر جامعه عقلاً مستلزم وجود ساختارها و نهادهائی جهت اداره هر چه کارآمدتر است منتهی ساختارها به مقتضای گستردگی و عدم گستردگی جامعه و نیز مقتضیات زمان و مکان فرق می کند.(1)
پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ به مقتضای شرائط زمان و مکان اقداماتی را برای حاکمیت اسلامی به عمل آوردند که عبارتند از:
1ـ تشکیل کادر سیاسی و شورای اداری مدینه که این کار بعد از پایان پیمان دوم صورت گرفت و حضرت یک گروه 12 نفری از نمایندگان خود را در رأس قبایل به عنوان نقباء انتخاب کرد و هر یک را برای اداره امور قبیله خود قرار داد و هر یک از این نمایندگان سه نائب رئیس داشت و پیامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ برای اداره کل نمایندگان رئیسی تعیین نمودند بدین ترتیب مجموعه شورای سیاسی مدینه از 49 نفر تشکیل می یافت که به امور اقتصادی، اجتماعی و... رسیدگی می کردند و شخص پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در رأس قدرت قرار داشت و تمامی مسائل در نهایت با تصمیم گیری شخص ایشان حل می شد.(2)
2ـ سیاست پیامبر در اداره امور جامعه بر اساس مشورت می چرخید و خدا او را مأمور به مشورت نموده بود.(3)
3ـ تنظیم ساختار قضائی و تعیین قضات و اعزام آن ها به شهر های مختلف.
5ـ نصب فرمانداران و صدور و ابلاغ بخش نامه های حکومتی.
6ـ تنظیم و اجرای عهد نامه ها و معاهدات بین گروه های مختلف در مدینه و برقراری مؤاخات بین مسلمانان.
7ـ بر اندازی قدرت جمعی مشرکان واعلان برائت از آنان.
این ها نمونه ای از سیره پیامبر خاتم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ راجع به برقراری حکومت اسلامی است و از روایات(4) بسیاری استفاده می شود که روش حکومت امام زمان همان روش پیامبر اسلام می باشد و ایشان برای پیاده کردن دستورات اسلام قرآن را که قانون اساسی حکومتش می باشد محور قرار داده و می خواهد آرمانی ترین نظام عادلانه را در جهان ایجاد کند نظامی که قانون آن قرآن و مجریان آن 313 نفر به تعداد مجاهدین جنگ بدر و بودجه آن همان ثروت ها و برکاتی است که از آسمان به موقع می بارد و زمین خزائن خود را بیرون می دهد.
همان گونه که ذکر شد اصحاب خاص حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ 313 نفرند لکن در عین حالی که همه آن ها از اولیاء الله هستند دارای یک مقام نیستند بلکه یک نفر از آن ها (حضرت مسیح روح الله) سمت وزیری حضرت را دارد و 12 نفر دیگر که به آن ها نقباء گفته می شود در مرکز حکومت خدمت حضرت هستند و طبیعی است که بر اساس دستور قرآن خیلی از امور را حضرت با مشورت انجام می دهد که در این جا نمونه ای از مشورت حضرت را با یارانش می آوریم:
یکی از یاران حضرت، سفیانی را دستگیر می کند و هنگام نماز عشا او را به نزد حضرت صاحب الامر می آورد امام ـ علیه السلام ـ با اصحاب خاص خود مشورت می کند و آنان به قتل او رأی می دهند و او را می کشند.(5) و از اینجا معلوم می شود که در حکومت حضرت به مسأله مشورت اهمیت داده می شود.
دسته دیگری از اصحاب به «گواهان و ناظران اعمال» خوانده می شوند و مأموریت آن ها نظارت بر عملکرد عمّال حکومت امام زمان و دیگر انسانهاست و بدین وسیله و نیز با استفاده از وسائل و ابزار پیشرفته زندگی در عصر حکومت امام زمان، به گونه ای که عالم مانند کف دست دیده می شود، از تجاوز و انحرافات جلوگیری می شود و این ابزار پیشرفته در خدمت انسان، تقویت ایمان و تربیت بشریت قرار می گیرد. دسته دیگر از اصحاب امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ سمت فرماندهی ارتش، قضاوت، امامت و حکومت بر شهرها را بر عهده دارند.(6)
ما اعتقاد نداریم که حضرت همه کارهای حکومت خویش را با معجزه انجام دهد بلکه با گماردن عمّالی توانمند، مهذب و لایق، کارهایش را به پیش می برد. عمالی که امام صادق ـ علیه السلام ـ در توصیف آنان می فرماید: «نشان سجده بر پیشانی آن ها نقش بسته است آن ها شیران روز و زاهدان شب اند...»(7)
چنین کارگزاران و مهره های لایق را جذب می کند و آن ها را به شهرها می فرستد و به آن ها دستور می دهد که به عدل و احسان عمل نموده و شهر ها را آباد کنند.
با چنین یارانی دستگاه قضائی بیدار و آگاهی را بوجود می آورد که نسبت به مجرمان مراقبت شدید و دقیق دارند و مجرمان نمی توانند از چنگ شان فرار کنند و از عدالت سرباز زنند در چنین عصری برخی(8) از روایات راجع به خود حضرت می گوید ایشان هم طبق قانون دادرسی محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ داوری می کند یعنی هم به موازین ظاهری دادرسی می شود که آن ها عبارتند از اقرار، گواهی گواهان و امثال آن و هم از طرق روانی و علمی برای کشف مجرمان و جنایتکاران استفاده می کند، همان امری که از روایات در مورد داود ـ علیه السلام ـ نقل شده است، که ایشان بر حسب باطن، قضاوت می کرده است و شاهد و گواه نمی خواسته است.
بنابر این حضرت برای تحقق بخشیدن به اهداف انبیاء و اجرای عدالت جهانی هم از توانمند ترین نیروها استفاده می کند و هم خود حضرت بر عمّال و کارگزاران خویش مراقبت شدید دارد.
آری مطابق برخی روایات یکی از علامات و روش های حضرت دقت حساب رسی نسبت به کارگزاران حکومتش است.(9)
روش آن حضرت نسبت به مستکبران و کافران لجوج که قابل هدایت نیستند کشتن و نابود کردن است زیرا بعد از آمدن و رفتن 124هزار پیامبر و اوصیای هر یک، دیگر حجت بر اولین و آخرین نسل بشر تمام شده و دیگر آن روزگار که اولیاء و انبیاء از دم تیغ دشمنان شان بگذرد گذشته است و روزگار موعظه به پایان رسیده است.

 


پاورقی:

1. دیلمی، احمد، نشر معارف، ، 1381، مقدمه بر مبانی حقوقی کلامی نظام سیاسی در اسلام، ص 149، و علامه طباطبایی، سید محمد حسین، جمع آوری و تنظیم از سید مهدی آیت اللهی، جهان آرا، بی تا، فراز هایی از اسلام، ص 99.
2. ابن هشام، سیره النبویه، مطبعه المصطفی، الحلبی، قاهره، 1960، ج 2، ص86.
3. شوری : 38، و آل عمران : 159.
4. علامه مجلسی، محمد باقر، بیروت، لبنان، موسسه الوفاء، چاپ دوم، 1403 هـ.ق، بحار، ج 52، ص 291 به بعد.
5. کورانی، علی، سازمان تبلیغات، دوم، 1371، عصر ظهور، ص 337.
6. شیخ الرئیس، شیخ عباس، قم، عصر ظهور، دوم، 1384، موعود امم، ص 165، و مهدی موعود، ص 983.
7. بحار الانوار، ج 52، ص 386.
8. بحار، ج 52، ص 291.
9. مشرقین، چهارم، 1379، نهج البلاغه خطبه 138 و المهدی الموعود.