دولت امام زمان بعد از ظهور چه فرق هایی با دولت و زندگی کنونی دارد؟
ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: دولت امام زمان بعد از ظهور چه فرق هایی با دولت و ز

پاسخ:

اگر مقصود از سوال مورد نظر مقایسه میان جمهوری اسلامی و حکومت اسلامی ایران با دولت و حکومت جهانی امام زمان ـ علیه السلام ـ باشد. در پاسخ باید گفت که از نظر ماهیت و حقیقت یکی است و انگیزه و هدف در هر دو قیام و دولت، حاکمیت اسلام ناب و گسترش عدالت اسلامی و تحکیم ارزش های انسانی اسلامی در قالب یک حکومت ولائی می باشد، اگر چه از نظر مصداق و نماد وجودی نظام جمهوری اسلامی به رهبری فقیه امامی عادل روزنه بسی کوچک و شعاع بس اندک از پرتو عظیم حکومت جهانی و مدینه فاضله و نورانی مهدوی می باشد، و به طور کلی از جهت تحقق اهداف و توسعه و گستردگی حاکمیت عدالت و قسط و جهان شمولی با حکومت جهانی مهدوی قابل مقایسه نیست و امیدواریم انشاء الله که مقدمه برای تشکیل دولت جهانی امام زمان ـ علیه السلام ـ باشد.
اما اگر مقصود از سئوال مورد نظر مقایسه بین دولت ها و حکومت های موجود در جهان با حکومت و دولت جهانی امام زمان ـ علیه السلام ـ باشد، پاسخ آن این است که دولت جهانی مهدوی با دولت ها و حکومت های موجود از هر دو نظر متفاوت است یعنی هم تفاوت ماهیتی و مفهومی دارد و هم از نظر وجود خارجی و مصداق با هم متفاوت اند و تنها اشتراکی که دارند از حیث لفظ است که هم بر دولت جهانی امام زمان ـ علیه السلام ـ حکومت و دولت اطلاق می شود و هم بر حکومت و دولت های قبل از آن، حکومت و دولت اطلاق می شود زیرا: در یک بررسی اجمالی می بینیم چهار نوع حکومت در دنیا بیشتر نداریم:
الف: حکومت استبدادی (در چهره اصلی اش) منظور حکومت استبداد فردی است، که حال و وضع اش در گذشته و حال روشن است، و در یک جمله کوتاه می توان گفت: هر نوع بردگی و بدبختی و سیه روزی و عقب ماندگی که دامنگیر نوع بشر شده، از این نوع حکومت مرگ آفرین سرچشمه گرفته است.
ب: حکومت استبدادی (در لباس دموکراسی) یعنی همان حکومت خودکامه فردی و جبار که لباس دموکراسی را در بر می کند و عنوان آن را یدک می کشد و با راه انداختن حزب و مجلس ساختگی ادای دموکراسی را در می آورد ولی در حقیقت هیچ خبری از دموکراسی و حاکمیت آراء مردم بر سرنوشت شان وجود ندارد. چنان چه در خیلی از ممالک و نظام های سلطنتی و شبه سلطنتی مشاهده می کنیم. این نوع حکومت در گذشته وجود نداشت چرا که مردم اش و حتی دیکتاتورهایش رک و راست بودند و یا شاید عقل شان نمی رسید که می توان استبداد را در قالب دموکراسی ارائه داد.
ج: حکومت استبدادی گروهی (دیکتاتوری پرولتاریا) این نوع حکومت در گذشته با این محتوا وجود نداشت و فرآورده عصر ماشین و مخصوص کشورهای کمونیستی است که طبقه «پرولتاریا» (کارگر جدید) زمام امور را به دست می گیرند و خواسته های خود را در تمام زمینه ها زیر لوای کمونیسم و مارکسیسم تحقق می بخشند. گرچه مارکسست ها هستند که عنوان دیکتاتوری پرولتاریا را به عنوان شعار حکومت شان انتخاب کرده اند ولی با قطع نظر از مفاهیمی که زیر این عنوان نهفته شده، باید دید آیا این طبقه پرولتاریا است که بر چنین جوامعی حکومت می کند یا اعضای کمیته مرکزی حزب و دبیر کل آن، آن هم حزبی که نه فراگیر است و نه انتخاب آزادی در آن صورت می گیرد و نه رنگ و بوی از دموکراسی دارد و خود کامگی و استبداد سران گردانندگان حکومت، و توسل به خشونت و سلب آزادی انسان ها در آن چیزی نیست که بر کسی پنهان باشد.
د: حکومت دموکراسی (در چهره اصلی اش) این نوع حکومت که عالی ترین و کامل ترین نوع حکومت در دنیای امروزش می دانند و حتی ادعا و ادای آن مایه مباهات بسیاری از زمام داران است، تا چه رسد به وجود عینی و خارجی اش، از نظر مفهوم در یک جمله خلاصه می شود و آن این که: در این سیستم حکومت، تمام مردم از هر گروه و قشری ظاهراً با آزادی کامل می توانند به پای صندوق های رأی رفته و نمایندگان واقعی خود را انتخاب کنند، و سرنوشت خویش را برای چند سال و تحت ضوابط خاصی به دست آن ها بسپارند. اما با تمام امتیازاتی که در این طرز حکومت به چشم می خورد هنگامی که به عمق و محصول نهایی اش می اندیشیم می بینیم بر خلاف ظاهر زیبایش، چهره وحشت ناکی دارد، زیرا: یکی از پیامد های این گونه حکومت ها استثمار گروهی است یعنی حکومت «اکثریت ها» با توجه به این که اقلیت ها همیشه نفرات محدود و ناچیزی نیستند که بتوان در محاسبات گروهی آن ها را نادیده گرفت، این است که استثمار دسته جمعی را مجاز می شمرد و به پنجاه و یک درصد جمعیت مردم جهان اجازه می دهد افکار و مقاصد خود را بر چهل و نه درصد جمعیت تحمیل کنند و این ضربه بزرگی بر عدالت و آزادی در جهان انسانیت که تحت عنوان مترقی ترین نوع حکومت انجام می گیرد. و بدتر از آن این که در این نوع حکومت غالباً اقلیت ها در چهره اکثریت ظاهر می شوند به این ترتیب که صاحبان «زر» و «زور» با در دست داشتن وسائل ارتباط جمعی و با تغذیه اهداف و مقاصد و برنامه ها اشخاص مورد نظر خویش به طور مستقیم و غیر مستقیم، به مطبوعات تجارتی، رادیوها و تلویزیون های بازاری، چنان اکثریت را شستشوی مغزی می دهند و افکار محیط را در مسیر خواسته های خود منحرف می سازند که عملا حکومتی روی کار می آید که تنها در مسیر منافع این اقلیت افزون طلب گام بر می دارد.(1) و لذا این حکومت مثل حکومت های سه گانه پیشین که توضیح داده شد در تحکیم ارزش های والای انسانی و توسعه عدالت اجتماعی در ابعاد گوناگون آن ناکام بوده و هرگز بر سر انجام مطلوب جوامع بشری نخواهد رسید.
این جا است که تفاوت های اساسی ماهیتی و وجودی میان حکومت جهانی امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ با حکومت های چهارگانه که توضیح دادیم روشن می گردد: حکومت های موجود چهارگانه نه الهی است و نه در حقیقت مردم سالار و دموکرات حتی دموکرات ترین و مردمی ترین دولت های موجود در دنیا، و به همین جهت در گسترش و توسعه عدالت که اساس کار حکومت ها می باشد هیچ دست آورد قابل توجه در سطح عمومی ندارند.
اما حکومت مهدوی این سه ویژگی را به بهترین شکل دارد:
1. الهی است و نظام حکومتی و تشریعی و تقنینی آن مطابق با وجود تکوینی عالم است و لذا در زمان حکومت و فرمانروائی آن حضرت آسمان و زمین برکات و نعمت های نهفته در خودش را ظاهر می گردانند به گونه ای که سراسر عالم را وفور و فراوانی نعمت فرا می گیرد:
2. مردمی است و دموکرات ترین دولتی است که جهان در خود دیده است زیرا نه تنها افکار عمومی و جهانی خواستار چنین حکومتی است بلکه بر اساس برخی روایات مردم آن دولت و فرمان روای آن را دوست دارند و به او عشق می ورزند، چیزی که در هیچ حکومتی سابقه ندارد: از رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نقل شده که فرمود: «شما را به مهدی، مردی از قریش بشارت می دهم که ساکنان آسمان و زمین از خلافت و فرمانروایی او خشنودند»(2) و نیز از آن حضرت نقل شده که فرمود: «مردی از امت من قیام می کند که مردم زمین و آسمان او را دوست می دارند.»(3)
3. با توجه بدو ویژگی که برای حکومت مهدوی بیان کردیم، ویژگی سومی که از لازمه این دو ویژگی است خود بخود مطرح می گردد و آن ویژگی عدالت گستری و تحکیم پایه های عدالت اجتماعی در همه جوانب آن در دولت مهدوی می باشد، آن قدر که در روایات بر ویژگی عدالت گستری آن بزرگوار تأکید شده بر سایر مسائل نشده است و این نشان از برجستگی این مهم در دوران حکومت مهدوی دارد به گونه ای که در برخی زیارات از آن حضرت تعبیر به «عدل مشتهر» شده است. ده ها و بلکه صد ها روایت در کتاب های مختلف روائی و هم چنین آیاتی از قرآن در مورد عدالت گستری آن بزرگوار و حکومت او وارد و تفسیر گردیده است، چیزی که تمام حکومت ها در طول تاریخ از توسعه و تحکیم آن در سطح جهانی عاجز بوده اند.

 


پاورقی:

1. مطالب فوق از کتاب (حکومت جهانی مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ ) آیت الله مکارم شیرازی، نقل گردیده است.
2. قندوزی، ینابیع الموده، ص431. اثبات الهداه، ج3، ص 524.
3. ملاحم ابن طاوس، ص 70.