انجمن حجتیه چه کسانی هستند و عقایدشان دارای چه اشکالاتی است؟
ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: انجمن حجتیه چه کسانی هستند ،عقایدشان دارای چه اشکالات انجمن حجتیه

پاسخ:

در زمان پهلوی بالاخص پهلوی دوم بهائیت رشد بسیار داشت و فرصتی پیدا کرد تا جمعیت خود را سه برابر کند و در دستگاه دولتی و شاه نفوذ فراوان بکند. رییس رادیو تلویزیون وقت دکتر شاهقلی، وزیر بهداری، وزیر آموزش و پرورش و... هویدا نخست وزیر و بسیاری دیگر بهایی بودند و به سفارش اربابان و شاه در همة امور دخالت داشتند.
در میان ملت، روحانیت و مذهبیون کشور به مقابله با بهائیت پرداختند از جمله آقای فلسفی (خطیب معروف) با اجازه حضرت آیت الله بروجردی علیه بهائیت شروع به سخنرانی میکند و حتی از رادیو پخش میشود (سخنرانی ایشان چنان تأثیر میگذارد که تیمسار باتمانقلیچ رییس ستاد ارتش کلنگی را بر روی شانه اش گذاشت و به سوی مرکز بهائیت در تهران حرکت کرد و آن جا را تصرف و سپس تخریب کرد). علماء نیز از جمله امام خمینی(ره)، پس از فوت آیت الله بروجردی به صورت فعال از سال 1340 شمسی با مشارکت فعال در اعتراض علیه لایحه انجمن ولایتی و ایالتی در صحنه حضور پیدا کرد و در مواقع مختلف برای آگاهی دادن مردم علیه بهائیان اقدام نمودند، از دیگر معترضین بهائیت در کشور، مرحوم شیخ محمود (ذاکر زاده) تولایی معروف به شیخ محمود حلبی بود. او از اعضای فعال انجمن تبلیغات اسلامی مشهد بود و مأموریت یافت دربارة فرقه بهائیت تحقیق کند. ایشان در سال 1335 اقدام به تشکیل انجمن خیریه حجتیه مهدویه کرد(1) و برخی دو علت برای تأسیس آن عنوان کرده اند: 1. دوست و همکار حلبی به نام سید عباس علوی که همراه او مأمور برای تحقیق در مورد بهائیت شده بود، جذب بهائیت شده و از مبلغان آنان گشت. 2. مرحوم حلبی در سال 32 مدعی بود که امام زمان ـ علیه السّلام ـ به او امر فرمودند که گروهی را برای مبارزه با بهائیت تشکیل بدهد.

هدف از تشکیل انجمناصلی ترین و عمده ترین هدف، فعالیتهای فرهنگی برای پیشگیری از تبلیغ و ترویج بهائیت و منزوی نمودن بهائیان در جامعه و دعوت به دین مبین اسلام بود.

کارگردانان انجمنشیخ محمود ذاکر زادة تولایی معروف به شیخ محمود حلبی .
سید رضا آل رسول .
سید محمد حسین عصار .
سید حسین سجادی .
غلام حسین حاج محمد تقی تاجر.
عمده ترین نیروهای انجمن معلمان و افراد باسواد بودند به علت حساسیت رژیم شاه، روحانیون کمی در این انجمن حضور داشتند و یا این که چون مرحوم حلبی مخالف سرسخت فلسفه بود اعضای انجمن را از غیر روحانی انتخاب میکرد.

انجمن از بعد تشکیلاتتمام دوره های آموزشی خود را که شامل 4 دوره مقدماتی و یک دوره نهایی میشد بر مبنای بهائیت برنامه ریزی کرده بود:
1. تاریخچه تشکیل بهائیه و بابیه. 2. قائمیه و رد اشکالات در مورد حضرت مهدی (عج). 3. خاتمیت و رد اشکالات در مورد خاتمیت دین اسلام. 4. ردّیه بر اصول 12 گانه بهائیه و به اصطلاح خودشان منشور بهائیت. در پایان هم دوره ای ویژه مدرسین بود.

افکار و عقاید انجمن1. توجه به تبصره 2 از ماده دوم که در سال 1335 تدوین و تصویب شد به هیچ وجه انجمن در امور سیاسی مداخله نخواهد داشت چون که دخالت در سیاست زیبنده پیشوایان دینی نیست.
2. مرحوم حلبی تأکید میکرد که دشمن اصلی اسلام بهائیت است. و امروز تکلیف شرعی و دینی همه ما آن است که با بهائیت مبارزه کنیم.(2)
3. قبل از امام زمان (عج) هر پرچمی که بلند شود در ضلالت است و به شکست می انجامد باید منتظر بود تا خود حضرت بیایند.
4. تشکیل حکومت خالص در زمان امام مهدی (عج) است: استناد به روایت امام صادق ـ علیه السّلام ـ که میفرماید: "ما خرج و لا یخرج منا اهل البیت الی قیام قائمنا احد لیدفع ظلما او ینعش حقا الا اصطلمة البلیة و کان قیامه زیادة فی مکر و هنا و شیعتنا".(3)
5. باید گناه و ستم و معصیت به اوج خود برسد تا زمینه قیام آن حضرت فراهم شود و حضرت بیایند.
6. جهاد در دوران غیبت معنا ندارد، گفتار مرحوم حلبی: شیعه میگوید در عصر غیبت امام زمان (عج) جهاد نیست چون که حاکم اسلامی باید معصوم باشد و مصداق پیدا نکرده است.(4)
7. تقیه را در مقابل مبارزه قرار میدادند و معتقد بودند که مبارزه هدر دادن نیروهاست.(5)
8. در عصر غیبت تمام مسئولیت ها و وظایف یک انسان مسلمان، انتظار است و ندیدن امام معصوم از بزرگترین مصیبت هاست .
9. بهایی ها وجود امام زمان (عج) را منکرند، انجمنی ها آثار وجودی حضرت را نفی میکنند.(6)
10. یکی دیگر از برخوردها و روشهای انجمن که پس از پیروزی انقلاب و حتی هم اکنون به آن دامن میزنند بحث اختلاف شیعه و سنی است.(7)
11. فلسفه را نوعی بدعت و ورود فلسفه یونان را به اسلام از طرح های استعماری میدانند.(8)
12. هر گونه مبارزه با استعمار و استبداد نه تنها سودی ندارد بلکه مایه نیرومندی وپیشرفت بهائی ها خواهد شد و پیوسته این اندیشه را پراکنده می ساختند که مبارزه با زورمندان و قدرت های جهانی ویژه حضرت مهدی (عج) است(9) و قرآن با صریحا اعلام میدارد که خود را به دست خویش هلاک نکنید. و لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه.
13. خود را از علما و فقها، اسلام شناس تر، آگاه تر، عالم تر و دلسوزتر برای اسلام میدانستند.(10)
14. رهبر و ولی و حاکم جامعه فقط باید معصوم باشد، عدالت تنها کافی نیست، عصمت هم میخواهد.(11)
15. اصول سه گانه:
1. خودداری از تعرض به شاه. 2. خودداری از تعرض به آمریکا و اسراییل. 3. خودداری از تعرض به مسایل سیاسی.

روش برخورد شاه با انجمنحکومت از آنها حمایت میکرد زیرا از یک سو کاری به سیاست نداشتند و خطری برای رژیم به حساب نمی آمدند و از طرفی نیز می توانستند بستری برای مبارزه با رشد کمونیسم باشند.(12)
مرحوم حلبی میگفت شاه از همه سلاطین قبلی با عفت تر است(13) و در سال 1357 که مردم فوج فوج در خون خویش غوطه ور بودند انگشتری را که روی سطح آن نوشته بود یدالله فوق ایدیهم برای سلامت شاه ارسال کرد.(14)

امام و انجمن حجتیهامام خمینی(ره) در خواست اجازه مصرف سهم امام را در انجمن در 28 دیماه 1349 برابر شعبان 1390 میدهند ولی در سال 1351 این اجازه را لغو میکند. و پس از انقلاب ، آیت الله خزعلی که برای تهیه گزارش و تکمیل اطلاعات خودشان درباره انجمن به امام مراجعه کرد و امام ایشان را برای نظارت جهت تهیه گزارش بر این گروه تعیین کردند تا انجمن را زیر نظر گرفته وگزارش فعالیت های آن را به امام تقدیم نماید. انجمن نیز اقدام به چاپ و تکثیر سخنرانیهای آیت الله خزعلی در تأیید خود نموده و کوشید وانمود کند که امام و نماینده ایشان هوادار انجمن است و امام این نظارت را در 12 رمضان 60 شمسی لغو میکند و به آقای خزعلی میفرمایند شما دیگر در رابطه با آنها ارتباطی نداشته باشید.(15)

و امّا جواب از عقاید انجمن حجتیه1. عدم مداخله در امور سیاسی.
دخالت نکردن در سیاست به این معنا بود که در مقابل شاه و رژیم او ساکت باشد در حالی که امام تقیه را حرام کرده بودند.
2. بزرگ نمایی بهائیت واینکه تکلیف فقط مبارزه با بهائیت است.
علت قوت و پرورش بهائیت، شاه و رژیم اسراییل و آمریکا بود اگر شاه از بین میرفت بهائیت هم از بین میرفت، پس باید مبارزه با شاه می شد تا با رفتن علت، معلول هم از بین برود.
3. قبل از امام زمان (عج) هر پرچمی بلند شود در ضلالت است و به شکست می انجامد .
مراد پرچمی است که به نام امام مهدی و با ادعای مهدویت برپا گردد نه هر پرچمی که برای برطرف کردن ظلم و جور برپا شود.
4. باید گناه و ستم و معصیت زیاد بشود تا امام زمان (عج) بیاید .
امام در پیام خودشان فرمودند یک دسته دیگر هم که تزشان این است که بگذارید معصیت زیاد شود تا حضرت صاحب بیاید حضرت صاحب مگر برای چه چیزی میآید، حضرت صاحب میآید معصیت را بردارد ما معصیت کنیم که او بیاید این اعوجاجات را بردارید، ...برای خاطر خدا اگر مسلمان هستید و برای کشورتان اگر ملی هستید، این دسته بندها را بردارید. در این موجی که الان این ملت را به پیش می برد خودتان را وارد کنید و برخلاف این موج حرکت نکنید که دست و پای تان خواهد شکست (پیام امام در 26 تیرماه 1362).
5. جهاد در دوران غیبت معنا ندارد .
اولاً که قیام ها در زمان شاه، دفاع از اسلام بوده است و ثانیاً دلیل آنها بر عدم جهاد این بود که می گفتند رهبر معصوم نبوده و مصداق حاکم اسلامی وجود ندارد. در جواب باید گفته شود که خود امامان هم نایب داشتند و وکالت در امور را به بعضی از امنا و فقها سپرده بودند و در دوران غیبت امام معصوم امور را به فقها سپرده است.
6. تقیه را در مقابل مبارزه قرار دادن و گفتن این که مبارزه، هدر دادن نیروهاست .
امام راحل میفرماید: و الله گنهکار است کسی که ساکت بنشیند.(16)
7. تمام مسئولیت و وظیفه یک انسان انتظار است و ندیدن امام بزرگترین گناه است .
تمام وظیفه یک انسان عمل به تکلیف است و تکلیف در هر زمان فرق میکند و امام زمان (عج) از ما انجام وظیفه را میخواهد و دیدن آن حضرت تکلیف نیست.
8. جدایی دین از سیاست .
امام راحل فرمود : دیانت ما عین سیاست ماست، دین بدون سیاست که معنا ندارد یعنی فقط از ما یک نماز و روزه را خواسته اند ؟ شیوه امامان معصوم هم دخالت در امور اجتماعی (بوده ) و (هم ) رهبری جامعه را به عهده داشتند این سیاست است . پس ائمه ـ علیهم السّلام ـ هم دین و سیاست را با هم عمل میکردند و در سال 1362، 26 تیرماه امام راحل در پیامی که یک دسته دیگر هم تزشان این است که بگذارید که معصیت زیاد بشود تا حضرت صاحب بیاید حضرت صاحب مگر برای چه خبری می آید، حضرت صاحب میآید که معصیت را بردارد ما معصیت کنیم که او بیاید این اعوجاجات را بردارید این دسته بندیها را به خاطر خدا اگر مسلمید و برای کشورتان اگر ملی هستید بردارید در این موج که الآن این ملت به پیش می برد خودتان را وارد کنید و برخلاف این موج حرکت نکنید که دست و پای تان خواهد شکست.
و پس از این بود که با پیام مرحوم حلبی جلسات انجمن حجتیه تعطیل اعلام شد. در ضمن باید گفت که انجمن که قبل از انقلاب طبل جدایی دین از سیاست را می زد پس از انقلاب رو به پُست های کلیدی آورد که مورد مخالفت شدید روشنفکران قرار گرفت و پس از انقلاب بسیاری از اسناد را در مرکز ساواک که به ضرر خودشان بود از بین بردند.
ما باید به این نکته توجه داشته باشیم که خط و تز و فکر انجمن خراب بود و عده ای از آقایان به خاطر اعتقاد به وجود امام زمان(عج) شاید چند روزی هم با آنها همکاری می کردند ولی بعد از این که مخالفت انجمن و امام را دیدند از انجمن جدا شدند.
این خلاصه و گوشه ای از فعالیت انجمن حجتیه بود در صورت علاقه بیشتر لطفا به کتب و منابع زیر رجوع کنید:
1. در شناخت حزب قاعدین، عماد الدین باقی.
2. نهضت امام خمینی، سید حمید روحانی، ج 3.
3. چشم به راه مهدی، نوشته گروهی از محققین.
4. در جستجوی قائم، مجیدپور طباطبایی.
5. مجله پگاه، شماره های 71، 72 و 73، آبان 1381.
6. روزنامه اعتماد، 6 آبان 1381.

 


پاورقی:

1. روزنامه جمهوری اسلامی ایران، 9 آبان 1381 ولی آقای طاهر احمد زاده در نشریه چشم انداز... صفحه اول، ش دوم، 1378 سال تأسیس انجمن را 1336 به بعد میگوید.
2. روحانی، سید حمید، کتاب نهضت امام خمینی، ج 3، ص 134.
3. در شناخت حزب قاعدین، ص 40، روزنامه اعتماد، ص 3، سال 1381، 6 آبان.
4. پگاه، ش 71، 4 آبان 1381.
5. در شناخت حزب قاعدین، ص 44.
6. کیهان، 26 : 10 : 68.
7. روزنامه اعتماد، ص 3، سال 1381، 6 آبان.
8. روزنامه اعتماد، ص 3، سال 1381، 6 آبان.
9. نهضت امام خمینی، همان، ص 134.
10. همان، ص 137.
11. شناخت حزب قاعدین، ص 118.
12. روزنامه اعتماد، دوشنبه 6 آبان، 1381، ش صفحه 3 ضمیمه.
13. شناخت حزب قاعدین، ص 239.
14. همان، ص 239.
15. در شناخت حزب قاعدین، ص 236.
16. در شناخت حزب قاعدین، ص 46.