سوره قدر و رابطه آن با امام زمان(عج)
ساعت ٥:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: سوره قدر و رابطه آن با امام زمان(عج)

آن چه از آیات سوره مبارکه قدر و روایات معتبری که در تفسیر آن وارد شده، استفاده می شود این است که فرشتگان در شب قدر مقدّرات یک سال را نزد «ولی مطلق زمان» می آورند و بر او عرضه می کنند. این واقعیت از نخستین روز خلقت بوده و بر نخستین پیامبر و وصی او نازل می شده و تا قیام قیامت ادامه دارد.(1) زیرا زمین از نخستین روز آفرینش تا بر پائی قیامت بی حجت نخواهد بود و خداوند در شب قدر، مقدّرات امور عالم را به وسیله ملائکه و روح که اعظم ملائکه است نزد آن حجت بر زمین (خواه پیامبر باشد و خواه وصی او) می فرستد.
در صدراسلام، درزمان حیات رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ ، محل نزول فرشتگان آستان آن حضرت بوده است و این امر مورد قبول همگان است و پس از آن حضرت به محضر امیر المومنین ـ علیه السلام ـ و سپس ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ یکی پس از دیگری و امروزه به محضر امام زمان حضرت ولی عصر مهدی موعود ـ علیه السلام ـ نازل می شوند و در هر سال تکرار می شود و انقطاعی ندارد. چنان چه از ظاهر آیه شریفه تَنَزَّلُ الْمَلَائِکةُ وَالرُّوحُ نیز تداوم این امر استفاده می شود، زیرا «تنزل» فعل مضارع بوده که دلالت بر استمرار و پیوستگی دارد، یعنی فرشتگان و روح، پیوسته و همواره فرود می آیند.(2)
رشیدالدین میبدی مفسّر معروف اهل سنّت می گوید: برخی گفته اند: این شب قدر در روزگاران پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بود، سپس از میان رفت، اما چنین نیست، زیرا که همه اصحاب پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و علمای اسلام معتقدند که شب قدر تا قیام قیامت باقی است.(3)
عالم جلیل القدر، طبرسی صاحب تفسیر مجمع البیان نیز روایتی را از ابوذر غفاری نقل می کند که: گفت: به رسول خدا گفتم: ای پیامبر، آیا شب قدر و نزول فرشتگان در آن شب، تنها در زمان پیامبران وجود دارد و چون پیامبران از دنیا رفتند، دیگر شب قدری وجود ندارد؟ فرمود: بلکه شب قدر تا قیام قیامت هست.(4)
در اصول کافی در ضمن حدیثی از قول امام صادق ـ علیه السلام ـ چنین آمده است: علی ـ علیه السلام ـ غالبا می فرمود: که هر گاه دو تن از اصحاب (عمر و ابوبکر) نزد پیامبر بودند و آن حضرت سوره «انا انزلنا» را با خشوع و گریه تلاوت می کرد، می گفتند: چه قدر در برابر این سوره حسّاسی؟ می فرمود: این حساسّیت برای چیزی است که چشمانم (فرشتگان را در شب قدر) دیده و دلم (بیان هر امر حکیم را در آن شب) فهمیده و پس از من جان این مرد اشاره به (علی ـ علیه السلام ـ ) آن را دریافت خواهد کرد. آن ها می گفتند: تو چه دیده ای و او چه خواهد دید؟ پیامبر در پاسخ آن ها روی خاک می نوشت: تَنَزَّلُ الْمَلَائِکةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن کلِّ أَمْرٍ آن گاه می فرمود: پس از این که خدای متعال فرموده است: مِّن کلِّ أَمْرٍ آیا چیزی باقی خواهد بود؟ می گفتند: نه، می فرمود: در شب های قدر بعد از من هم آن امر نازل می شود؟ می گفتند: آری، می فرمود: بر چه کسی نازل می شود؟ می گفتند: نمی دانیم، پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ دست بر سر من می گذاشت و می فرمود: اگر نمی دانید، بدانید، آن شخص پس از من این مرد است.(5) بنابراین وقتی شب قدر در هر سال و تا برپائی قیامت ادامه دارد، پس باید صاحب شب قدر که بعد از پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ اوصیاء معصوم آن بزرگوار هستند، نیز برای همیشه وجود داشته باشند، چنان چه در احادیث وارد شده است.(6) وگرنه فرشتگان بر چه کسی فرود آیند و کتاب تقدیر را نزد چه کسی بگشایند و مجاری امور را به اذن خدا به چه کسی، بسپارند؟ همان گونه که قرآن تا قیام قیامت هست، حجت خدا در زمین نیز باید وجود داشته باشد و معلوم است که پس از رحلت پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ این منصب و مقام به اوصیای او واگذار شده است.
علی ـ علیه السلام ـ درباره وجود شب قدر در هر سال و وجود حجت خدا و صاحب آن شب در هر عصر فرمود: انّ لیلة القدر فی کلّ سنةٍ و انه ینزل فی تلک اللیلة امر السنة و ان لذلک الأمر ولاتاً بعد رسول الله(ص). شب قدر در هر سالی هست، در این شب امور همه ی سال (و تقدیر ها و سرنوشت ها) فرو فرستاده می شود، پس از درگذشت پیامبر نیز این شب صاحبانی دارد.
جالب اینجا است که در تفسیر حدیث ثقلین حتی اهل سنت نیز در مواردی به این حقیقت اعتراف کره اند که وقتی قرآن برای همیشه تا قیامت هست باید از عترت پیامبر نیز که در این حدیث «عدل» قرآن اند کسی تا قیامت باشند. ابن حجر مکّی شافعی در کتاب «الصواعق المحرقه» می گوید: احادیثی که از پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ رسیده و در آن ها تأکید شده است، بر پیروی از خاندان پیامبر و چنگ زدن به هدایت آنان، می فهماند که همیشه تا قیامت کسی از خاندان پیامبر وجود دارد که شایسته رهبری و هدایت است، چنان که قرآن نیز تا قیامت راهبر و هادی است و برای همین (که همیشه کسی از ایشان در جهان است) آنان سبب ایمنی و بقاء اهل زمین اند...».(7)
حدیث ثقلین علاوه بر اثبات اصل امامت، تداوم آن را نیز اثبات می کند، زیرا در حدیث تصریح شده که قرآن و عترت ابدا قابل جدایی نبوده و از هم جدا نمی شوند و تا قیامت که در حوض کوثر بر رسول خدا وارد شوند، از هم جدا نمی شوند.
وقتی قرآن تا قیامت باقی است قهرا عترت نیز باقی خواهد بود، لذا تمسک به هر دو لازم است و تفرقه بین آن دو باعث ضلالت و هلاکت می شود، و اگر رهبر و امام و پیشوائی از عترت در زمین نباشد مقدّرات امور هر سال در شب قدر بر چه کسی نازل شود؟ و ملائکه بر چه کسی نازل می شوند؟
مرحوم میر حامد حسین قدّس سرّه نیز از همین طریق، حدیث ثقلین را نه تنها دلیل بر امامت علی ـ علیه السلام ـ و امامت ائمه اثنا عشر(علیهم السلام) به طور عموم گرفته است، بلکه آن را به طور اخص، دلیل بر امامت امام زمان ـ علیه السلام ـ گرفته است، چون بقای عترت با قرآن تا قیامت به وسیله حضرت ولی عصر ـ علیه السلام ـ خواهد بود، زیرا شهادت سایر ائمه ـ علیهم السلام ـ مسلّم و قطعی است.(8)
پس قرآن، شب قدر و وجود مقدّس انسان کامل که حجت خدا در زمین است، با هم ارتباط تنگاتنگ و ناگسستنی دارند و از مجموع آن چه گفته شد به روشنی معلوم گردید که صاحب شب قدر در زمان ما حضرت ولی عصر حجة بن الحسن المهدی ـ علیه السلام ـ است و اوست که حجت خدا و وصّی اوصیاء و خلیفه رسول الله ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و معصوم از هر گناه و پلیدی است و تنها اوست که لیاقت چنین مقامی را دارد وگرنه مردم شأنیت و شایستگی چنین کاری ندارند که ملائکه یا ملک اعظم در شب قدر هر سال به نزد آن ها فرود آیند و تقدیر امور را در محضر آن ها انجام دهند پس ناچار باید شخص معصوم و انسانی کامل به عنوان حجت و خلیفه خدا در زمین وجود داشته باشد تا این تقدیر امت و جهان در محضر او انجام گیرد، آن شخص یا پیامبر است یا وصی پیامبر و چون پیامبر اکرم و سایر جانشینان و اوصیا پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ رحلت کرده و از دنیا رفته اند قهراً باید حضرت حجه ابن الحسن ـ علیهما السلام ـ زنده باشد و ملائکه بر او نازل شوند و تقدیر امور تا یک سال نمایند.(9)

 


پاورقی:

1. اصول کافی، کتاب الحجه، ج2، باب فی شأن «انا انزلنا».
2. سیمای آفتاب، ص264، حبیب الله طاهری.
3. کشف المراد، ج10، ص559.
4. مجمع البیان، ج10، ص518.
5. کافی، کتاب الحجه، باب فی شأن «انا انزلناه»، حدیث 5،
6. همان، حدیث 7.
7. به نقل از: عبقات الانوار، ج3، ص151، میر حامد حسین هندی (ره).
8. همان، ص65ـ66.
9. سیمای آفتاب، دکتر حبیب الله طاهری، ص268.