اکثر مذاهب و ادیان معتقدند که منجی آخر الزمان هنوز متولد ......
ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٤ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: اکثر مذاهب و ادیان معتقدند که منجی آخر الزمان هنوز

اکثر مذاهب و ادیان معتقدند که منجی آخر الزمان هنوز متولد نشده است. در رد قول این گروه چه جواب هایی می توان ارائه کرد؟

پاسخ:

لازم است تفکیک شود که مراد از ادیان و مذاهب چیست؟
اگر مراد از ادیان و مذاهب، ادیان غیر اسلامی باشد، همه آن ها قائل نیستند که منجی عالم هنوز بدنیا نیامده است، بلکه باید تفکیک نمود.
1- مسیحیان: منجی را همان مسیح (پسر خدا) می دانند، که قطعاً بدنیا آمده، منتهی آنها می گویند بدار زده شده و دوباره زنده شده است.(1)
2- یهودیان: می‌گویند هنوز زاده نشده است، ولی با دقت در متون دینی آن ها (هر چند تحریف شده) که به ظهور پیامبر امّی وعده داده شده، وبیان نموده که نسلی از ذریة او، روزگار درازی خواهند زیست و آینده روشن تاریخ بشریت، به دست آنان متحقق خواهد شد(2) روشن می شود که جز بر ائمه دوازده گانه شیعه قابل انطباق نیست.
3- هندو‌ها: در کتاب «وید» نام منجی را «منصور» گفته اند، و در روایات شیعیان در ذیل آیة « إِنَّهُ کَانَ مَنْصُورًا » نقل شده که مراد از منصور(3) همان مهدی است.(4)
4- زردشت: در کتاب «جاماسب» شاگرد زردشت اوصافی ذکر شده برای منجی که فقط با روایات شیعه درباره امام زمان (عج) سازگاری دارد از جمله می گوید، «زمین را پر از داد کند و از داد وی باشد گرگ با میش آب خورد».(5) چنانکه در روایات شیعه آمده «و لو قد قام قائمنا. . . واصطلحت السباع و البهائم»(6) با قیام حضرت . . . درندگان و حیوانات در کنار هم زندگی می کنند در نتیجه بطور قطع نمی توان گفت همه ادیان قائل اند که منجی به دنیا نیامده، از این گذشته مسئله حیات حضرت مهدی یک مسئله درون دینی است ضرورتی ندارد و منطقی هم نیست که برای کسانی که اصل دین ما را قبول ندارند، اقامه دلیل شود.
و اگر مراد از مذاهب و ادیان، مذاهب درون دینی باشد، دلیل های فراوانی بر حیات امام زمان (عج) داریم، که اقامه آن هم برای اقناع مذاهب دیگر، و هم تقویت ایمان شیعیان لازم و ضروری می نماید، ما برخی از این ادله را در دو بخش ارائه می کنیم:
الف: دلایلی که به صورت کلی وجود امام زنده را در هر زمان لازم و ضروری شمرده اند که این گروه از ادلّه هم، بر دو دسته تقسیم می شوند:
1- دلائل عقلی محض، دلائل عقلی که در لزوم بعثت انبیاء، در تمام ادیان مخصوصاً اسلام بیان شده است ، در امامت هم جاری و ساری است، مخصوصاً در اسلام که، نبوّت خاتمه یافته است، و حکمت الهی اقتضا می کند، که این خاتمیت توأم با نصب امام در هر زمان باشد، آن هم امامی که زنده باشد، در نتیجه در این زمان هم وجود امام زنده و حیّ در بین جامعه بشری لازم و ضروری می باشد.(7) والّا اگر امام زنده نباشد با نظام احسن بودن هستی، و کمال مطلق بودن خداوند سازگاری ندارد.
2- دلایل نقلی. که فهرست وار به برخی از آن ها اشاره می شود: 1. امام واسطة فیض الهی و قلب عالم امکان است. اگر زمین لحظه ای از حجت خدا و امام زنده خالی باشد از هم می ‌پاشد و فرو می ریزد، سبط بن جوزی از علمای اهل سنت در تذکرة الخواص نقل می کند که پیغمبر اکرم(ص) فرمود: «ستارگان امان اهل آسمان اند، اگر نابود شوند اهل آسمان نیز نابود می شوند و اهل بیت من امان ساکنین زمین می باشند پس اگر اهل بیت من وجود نداشته باشند اهل زمین نیز هلاک می گردند»(8) ابن ابی الحدید از علی ـ علیه السلام ـ نقل نموده که حضرت فرمود: «زمین خالی از حجت نیست، خواه ظاهر و آشکار و یا بیمناک و پنهان«اللهم بلی لا تخلو الارض من قائم لله بحجّةِ اما ظاهراً مشهورا او خائفاً مغمورا». و همچنین ابن حجر عسقلانی یکی از علمای اهل سنت این نظر را تأیید نموده است(9).
2. همراهی قرآن و پاسداری آیین خدا،از حدیث ثقلین که تواتر آن بین مسلمین قطعی است نکاتی استفاده می شود از جمله اینکه قرآن و اهل بیت همیشه همراه یکدیگرند و جدایی ناپذیر «لن یفترقا»(10) لذا باید همیشه امام زنده ای در هر زمان در کنار قرآن وجود داشته باشد، تا مضمون حدیث تحقق پیدا کند. و همچنین پاسداری و صیانت از قرآن و آیین خدا می طلبد که همیشه امام زنده ای وجود داشته باشد، علی ـ علیه السلام ـ فرمود: «هرگز روی زمین از قیام کننده ای یا حجت و دلیلی، خالی نمی ماند . . . تا دلایل و اسناد روشنی الهی از بین نرود و به فراموشی نگراید.(11)
3. وجود شب قدر دلیل وجود امام زنده در هر عصر و زمان: چرا که نزول تقدیرات یکسال می طلبد نبی و یا امامی را که تقدیرات را از عالم اعلی دریافت (و تلقی) نماید، چنانکه پیامبر اسلام ـ صل الله علیه و آله ـ به ابابکر و عمر فرمود: تقدیرات (هر سال در شب قدر)بر چه کسی نازل می شود؟ گفتند: بر شما یا رسول الله، فرمود: آیا شب قدر بعد از من ادامه دارد، گفتند بلی، فرمود: در آن وقت تقدیرات بر چه کسی فرود می آید؟ گفتند نمی دانیم، فرمود: بدانید بر این شخص (اشاره فرمود به علی ـ علیه السلام ـ)نازل می شود . . . (12) با توجّه به این‌که ائمه ـ علیهم السلام ـ توسط امام سابق به عنوان امام اعلام می‌شود و از طرف خداوند تعیین شده‌اند. بعد از علی ـ علیه السلام ـ بر ائمة دیگر تا می رسد،به این زمان ،چون شهادت امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ از مسلمات تاریخ است بعد از ایشان، باید امام زنده ای باشد تا تقدیرات بر او(و قلب مبارکش) نازل شود، و حوادث یکسال را دریافت نماید. چنانکه علی ـ علیه السلام ـ فرمود: «لیلة القدر در هر سال وجود دارد که تقدیرات یکسال بر والیان بعد از پیامبر ـ صل الله علیه و آله ـ نازل می شود، گفته شد ولات امر چه کسانی هستند؟ فرمود: من و یازده نفراز نسل من.(13)
ب: دلائلی که به صورت خاص نشانگر تولد، و زنده بودن منجی و مهدی موعود (عج) می باشد:
1- ثبت تاریخ ولادت، مکان و زمان و . . . حضرت در تاریخ به صورت متواتر. گزارش مستند در این زمینه، از طرف «حکیمه» عمة حضرت عسکری ـ علیه السلام ـ رسیده که از نزدیک شاهد تولد حضرت مهدی بوده که در اوان سپیده دم جمعه نیمة شعبان سال(255،ه‍ ق)مطابق 868 میلادی در شهر«سامراء» در خانة امام حسن عسکری دیده به جهان گشود.(14) و همچنین عده ای زیادی به دیدار حضرت مهدی (عج) در زمان خود امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ نائل شده‌اند که دانشمندان ما جریان این دیدارها را به صورت گسترده گزارش کرده اند.(15) از جمله دیدار چهل تن از اصحاب امام حسن عسکری با آن حضرت است . . . فرمود: می خواهید به شما بگویم که برای چه اینجا آمده اید؟ همه گفتند: بفرمایید، فرمود: برای این به اینجا آمده اید که از حجت و امام پس از من بپرسید. گفتند بلی، در این هنگام پسری نورانی همچون پاره ماه که شبیه ترین مردم به امام عسکری ـ علیه السلام ـ بود وارد مجلس شد حضرت با اشاره به او فرمود: این امام شما بعد از من و جانشین من در میان شما است و . . .(16) از این گذشته تعداد قابل توجهی از مورخان اهل سنت هم، تولد آن حضرت را در کتب خود ذکر کرده‌اند، و آن را یک واقعیت دانسته اند، بعضی از پژوهشگران بیش از صد نفر از آنان را معرّفی کرده اند،(17)با جمع قول شیعیان، و صد نفر از علمای اهل سنت تواتر قطعی بدست می آید که امام زنده و حیات دارند، و سال ها قبل متولد شده است و مؤبد این مسئله وجود نائبان خاص،(18) و تشرف عده ای زیاد از بزرگان و انسان های وارسته در طول تاریخ خدمت آن حضرت است که تعداد آن ها فوق حد تواتر می باشد،(19) نوعاً برای اثبات قضایایی تاریخی، به یک نقل و چند نقل اکتفاء می شود، و حال آنکه درباره تولد و زنده بودن آن حضرت و تشرف به محضر او نقل فراوانی وجود دارد.
نتیجه این شد که هم دلایل عقلی و هم نقلی، و هم وقایع تاریخی تولد، و حیات آن حضرت را بخوبی ثابت می کنند.

 


پاورقی:

1. ر ک، او خواهد آمد، چاپ هشتم، ص 58- 73، و مجلّه انتظار شمارة 1، ص 175 .
2. مجلّه انتظار شمارة 1، ص 175 .
3. بشارات عهدین، ص 245، به نقل از پیشوای دوازدهم، مؤسسه در راه حق، (چاپ دهم 1376) ص 8 .
4. محدث نوری، نجم الثاقب، ص 47 .
5. بشارات عهدین، ص 258، به نقل از پیشوای دوازدهم، ص 9.
6. صافی گلپایگانی، لطف الله، منتخب الاثر، ص 473.
7. آموزش عقائد (پیشین)، ص 306 .
8. سبط بن جوزی، تذکره الخواص الامه، چاپ سوم، 1285ه‍ ، ص185.
9. «وفی صلاة عیسی خلف رجل من هذه الامة مع کونِهِ فی آخر الزمان و قرب قیام السائد، دلالةٌ للصحیح من الاقوالِ ان الارض لا نخلو عن قائم لله بحجّة» احمد بن علی بن حجر العسقلانی، فتح الباری شرح صحیح البخاری، بیروت، دار المعرفة، ج 6، ص 494 .
10. مکارم شیرازی، ناصر، با همکاری جمعی از دانشمندان، پیام قرآن، قم، انتشارات نسل جوان، چاپ دوم، 1374 ش، ج 9، ص 75 .
11. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، قاهره، دار احیاء الکتب العربّیه، 1960 م، ج 18، خطبة 147 .
12. کلینی، محمد بن یقوب، اصول کافی، ترجمة سید هاشم رسولی، تهران، انتشارات علمیه اسلامیه ، چاپ چهارم، ج 1، ص 363 .
13. حر عاملی، اثباة الهداة، ج 2، ص 298، به نقل از بدایة، ج 2،ص 127 .
14. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، دار التراث العربی، ج 51، ص 15 – 16، وص 25، و رک، اصول کافی، ج 1، ص 514، و ارشاد مفید، ص 326، اکمال الدین صدوق، ج 2، ص 97 و 106، و غیبت شیخ طوسی، ص 124- 128 .
15. صدوق، کمال الدین، قم، موسسة النشر الاسلامی، 1405 ه‍ . ق، ص 475، و ر ک، ینابیع المودة، بیروت، موسسة الاعلمی للمطبوعات، ج 3، ص 125، و ارشاد مفید، ص 350- 351 .
16. طوسی، الغیبة، تهران، مکتبة نینوی الحدیثه، ص 141، و ر- ک، قندوزی، سلیمان، ینابیع المودة، بیروت موسسة الاعلمی للمطبوعات، ج 3، ص 131، و صافی، لطف‌الله، منتخب الاثر، تهران، مرکز نشر کتاب، 1373 ه‍ . ق، ص 355 .
17. فقیه ایمانی، مهدی، مهدی منتظر در نهج البلاغه، اصفهان، کتابخانة عمومی امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ ص 23- 39 ، و مهدی پیشوایی در سیرة پیشوایان، ص 667، منابعی را که به این حقیقت اعتراف دارند چنین نام می برد: ابن حجر هیتمی، الصواعق المحرقة (ط 2، قاهره ه‍ . ق)، ص 208 شیراوی، الاتحاف بحب الاشراف، قم، منشورات الارضی 1363 ه‍ . ش، چاپ 2، ص 179، محمد امین بغدادی سویدی، سبائک الذهب فی معرفة قبائل العرب، بیروت، دارصعب، ص 78، مؤمن شبلنجی، نور الابصار، قاهرة، مکتبة المشهد الحسینی، ص 168 –محمد صبان اسعاف الراغبین ،در حاشیة نور الابصار، ص 141 – ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر، ج 7، ص 274، (حوادث سال 260) – حمدالله مستوفی، تاریخ گزیده، تهران، انتشارات امیر کبیر، چاپ دوم، 1362 ه‍ . ش، ص 207 – ابن طولون، الائمة الاثنی عشر، قم، منشورات الارضی، ص 117 – ابن صباغ مالکی، الفصول المهمة (بی تا) ص 310، قندوزی، سلیمان ینابیع المودّة، بیروت، موسسة الاعلمی للمطبوعات، ج 3، ص 36 .
18. سیرة پیشوایان، پیشین، ص 675 .
19. بحار، ج 53، ص 323 و ج 52، ص 6 – 89 .