چگونه آمدن وظهور مهدی موعود را که یک امر موهوم است باور کنیم؟
ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٤ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: چگونه آمدن وظهور مهدی موعود را که یک امر موهوم است ،به چه دلیلی؟

چگونه آمدن وظهور مهدی موعود را که یک امر موهوم است باور کنیم؟ به چه دلیلی؟

پاسخ:

در پاسخ به سوال مورد نظر که ناشی از یک توهم می باشد توجه به نکاتی لازم است:
الف: خیلی از شبهات و اشکالات بدوی نسبت به مسائل ناشی از توهم و پندارهای سطحی و ابتدائی می باشد به گونه ای که باعث خلط مسایل گردیده و خیلی از مسایل مسلّم که بر اساس عقل و نقل به اثبات رسیده است، از امور موهوم پنداشته می شود و اولین ضربه را به شخص متوهّم و صاحب پندار وارد می سازد و او را از حقایق و واقعیات دور کرده و گرفتار یک جبهه گیری کور و نا خواسته جدلی و محاجّه و مخاصمه عملی، می سازد. بنابر این لازم است شبهات علمی با توجه به دلائل و منابع موثق و تحقیق و بررسی دلائل و منابع در هر مسأله مطرح گردد تا بازار توهم پروری و توسعه پندارهای غلط که در بسیاری از موارد منجر به سردرگمی و احیاناً گمراهی عده ای می گردد، کساد و بی رونق گردد. چنان چه بسیاری و بلکه اکثر شبهات و اشکالات برادران اهل سنّت ناشی از عدم توجه و دقت و تحقیق در منابع شیعی بوده و بر اساس شنیده ها و پندارها و توهمات واهی که عاری از تحقیق و تدقیق علمی می باشد، صورت می گیرد.
ب: مسأله مهدویت و انتظار که در سوال به عنوان امر موهوم به آن اشاره گردیده است از مسایل و پدیده هایی است که در میان مسائل اسلامی و بلکه آسمانی، کمتر مسأله ای از نظر اتقان و شهرت و اتفاق به آن می رسد. و خدشه در آن خود یک پنداری بیش نخواهد بود. زیرا امر مهدویت و منجی گرایی و امید به اصلاح عالم با ظهور یک مصلح جهانی، مسأله ای است که ادیان آسمانی در کتب و صحف شان به آن تصریح نموده اند و دلائل عقلی و نقلی از قرآن و سنّت در کتاب های شیعه و سنی بر آن اقامه گردیده است:
تجلّی مهدویت در کتب زرتشتیان: 1ـ در کتاب معروف «زند» پس از ذکر مبارزه همیشگی «ایزدان» و «اهریمنان» می خوانیم: .... آن گاه پیروزی بزرگ از طرف ایزدان می شود و اهریمنان را منقرض می سازند... پس از پیروزی ایزدان، و بر انداختن تبار اهریمنان، عالم کیهان به سعادت اصلی خود رسیده، بنی آدم بر تخت نیکبختی خواهد نشست: 2ـ «جاماسب» در کتاب «جاماسب نامه» از زرتشت نقل می کند که می گوید: مردی بیرون آید از زمین تازیان.... مردی بزرگ سر، بزرگ تن، و بزرگ ساق، و بر آیین جد خویش و با سپاه بسیار، و روی به ایران نهد، و آبادانی کند و زمین را پراز داد کند.»(1)

تجلّی مسأله مهدویت در کتب هندیان و برهمائیان:1ـ در کتاب وشن جوک از کتب هندوها چنین آمده است: سرانجام دنیا به کسی بر گردد که خدا را دوست دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او فرخنده و خجسته می باشد.
2ـ در کتاب دیگری به نام «دیده» آمده است: پس از خرابی دنیا پادشاهی در آخرالزمان پیدا می شود که پیشوای خلایق باشد، و نام او «منصور» باشد و تمام عالم را بگیرد و به آیین خود آورد.
3ـ در کتاب «داتک» از کتب مقدس برهمائیان آمده است: دست حق در آید و جانشین آخر «ممتاتا» ظهور کند و مشرق و مغرب عالم را بگیرد همه جا، و خلایق را هدایت کند.
4ـ در «پاتیکل» از کتب هندوان آمده است: چون مدت روز تمام شد، و دنیای کهنه نو شود، و زنده گردد و صاحب ملک تازه پیدا شود، از فرزندان دو پیشوای جهان یکی ناموس آخر زمان و دیگری و حتی بزرگ وی که «پشن» نام دارد و نام صاحب آن ملک تازه «راهنما» باشد بحق پادشاه شود، و خلیفه رام باشد و حکم براند و او را معجزه بسیار باشد.
5ـ در کتاب «باسک» از کتب هندوها آمده است: دور دنیا تمام شود به پادشاهی عادلی در آخرالزمان که پیشوای فرشتگان و پریان و آدمیان باشد، و راستی حق با او باشد، و آن چه در دریا و زمین ها و کوه ها پنهان باشد، همه را به دست آورد، و از آسمان و زمین آن چه باشد خبر می دهد و از او بزرگتر کسی به دنیا نیاید.»(2)

تجلّی مسأله مهدویت در کتب عهد قدیم «تورات» 1ـ در کتاب «مزامیر داود» مزمور 37 چنین می خوانیم: ... زیرا که شریران منقطع خواهند شد، و اما متوکّلان به خداوند وارث زمین خواهند شد، هان، بعد از اندک مدّتی شریر نخواهد بود، در مکانش تأمل خواهی کرد و نخواهد بود، امّا حکیمان (صالحان) وارث زمین خواهند شد.
2ـ ونیز در همان مزمور37 در جمله 22 می خوانیم: ... زیرا متبرّکان خداوند وارث زمین خواهند شد.
3ـ در کتاب «حبقوق» نبی، فصل 7 می خوانیم: .... و اگر چه تأخیر کند. برایش منتظر باش! زیرا که البته خواهد آمد و درنگ خواهد نمود، بلکه جمیع امت ها را نزد خود جمع می کند و تمامی را برای خویشتن فراهم می کند.

تجلّی و نشانه های مهدویت و ظهور در کتب عهد جدید (اناجیل): در انجیل «لوقا» فصل دوازدهم آمده است: کمرهای خود را بسته و چراغ های خود را افروخته دارید و شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود می کشند، تا هر وقت بیاید و در را بکوبد. بیدرنگ برای او باز کنید».(3)

و امّا تجلی و نشانه های مهدویت و انتظار در منابع اسلامی:
1ـ قرآن: خداوند متعال در قرآن کریم در آیاتی متعدد وعدة تشکیل یک حکومت واحد جهانی اسلامی، بسط دین اسلام، غلبه آن بر کلیه ادیان، زمامداری صلحاء و ارباب لیاقت، پیروزی حزب الله، بر جنود شیطان را داده است، این وعده تاکنون عملی نشده و در روایات اهل بیت نیز در تفسیر این آیات، گفته شده که این موضوع در زمان ظهور حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه ـ واقع خواهد شد. اینک به ترجمه بعضی از آیات وارده در این مساله اشاره می گردد و برای آگاهی از روایات که در تفسیر این آیات وارد شده به کتاب های تفسیری و خصوصاً به کتاب:
«المحجة فیما نزل فی القائم الحجة» تالیف سیّد هاشم بحرانی که بیش از صد آیه را در این کتاب جمع آوری نموده است مراجعه نمائید.
1ـ «با کافران جهاد کنید تا در زمین فتنه و فسادی نماند و آئین همه دین خدا شود»(4)
2ـ «اوست خدایی که رسول خود را با دین حق به هدایت خلق فرستاد تا بر همه ادیان عالم او را تسلّط و برتری دهد.»(5)
3ـ : «ما بعد از تورات در زبور داود نوشتیم که البته بندگان نیکوکار من ملک زمین را وارث و متصرّف خواهند شد.»(6)
4ـ «خداوند وعده فرموده به کسانی از شما که ایمان آورده و نیکوکار گردد در زمین خلافت دهد.»(7)
5ـ «ما البته رسولان خود و کسانی که ایمان آورده اند را در حیات دنیا یاری و پیروزی می دهیم.»(8)
6: «اراده کردیم بر مستضعفان زمین منّت نهاده، آنان را امام مردم و وارث ملک و جاه قرار دهیم.»(9) این ها و آیاتی دیگر که در تأویل و تفسیر آن ها روایتی وارد شده، مربوط به حضرت مهدی است که همگی دلالت دارند بر این که خدا وعده پیروزی به انبیاء و مؤمنین و حزب الله داده است و از آن جا که وعده خداوند تخلّف ندارد و هنوز این وعده عملی نشده، پس باید به انتظار روزی بنشینیم که دین خدا غالب آید و حزب الله پیروز شوند و دین خدا در زمین مستقر گردد. و بدیهی است که خداوند حکیم بندگانش را وعده به یک امر موهوم نمی دهد.

2ـ روایات:
1ـ روایات اهل سنّت: اهل سنّت در این که مهدی موعود از نسل پیامبر و از فرزندان زهرای اطهر است و زمین را پر از عدل و داد می کند، پس از آن که، پر از جور و ستم شده باشد و این که عیسی مسیح ـ علیه السلام ـ از آسمان نازل شده و در پشت سر آن حضرت نماز می خواند و مردم در عصر آن بزرگوار در رفاه زندگی می کنند،اتفاق نظر دارند و با توجه به روایات زیادی که از پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ درباره مهدویت وارد شده ابداً نسبت به وجود آن حضرت به خود تردید راه نمی دهند.
به عنوان مثال، حافظ ابو عبد الله گنجی شافعی متوفای سال 658 هـ .ق در کتاب البیان خود می گوید: «احادیث پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ درباره مهدی ـ علیه السلام ـ به دلیل راویان بسیاری که دارد به حد تواتر (که احتمال کذب در آن نمی رود) رسیده است»(10) و ابن حجر عسقلانی شافعی متوفای سال 852 هـ.ق در کتاب فتح الباری که شرح صحیح بخاری است می گوید: اخبار متواتر (از رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ) رسیده است که مهدی از این امت است و عیسی ـ علیه السلام ـ از آسمان فرود خواهد آمد و پشت سر مهدی نماز خواهد خواند»(11) و به دلیل همین عقیده است که قاضی محمد شوکانی یمنی، رساله خود را «التوضیح فی تواتر ما جاء فی المنتظر و الدجال و المسیح» نامیده است و در این باره می گوید: «همه احادیث مذکور را که آورده ایم به حد تواتر می رسد بنابر این، با توجه به همه احادیث مذکور مسلّم گشت که احادیث رسیده درباره مهدی منتظر متواتر است»(12) و ده ها عالم و دانشمند سنی دیگر که مجال ذکر آن ها نیست و احادیث در مورد مهدی ـ علیه السلام ـ را بسیاری از بزرگان اهل سنّت در کتاب های شان آورده اند مانند احمد حنبل، ابی داود، ابن ماجه، ترمذی، مسلم، نسائی، بیهقی و غیر آن ها.

2ـ مهدویت از دیدگاه شیعه و روایات آن: در مورد عقیده شیعه نیازی به سخن گفتن و اقامه برهان نیست. اصولاً شیعه بر خلاف سایر فرق اسلامی معتقد است که زمین هیچ گاه خالی از حجت و واسطه فیض نخواهد بود زیرا اگر زمین بدون امام و حجت الهی بماند، اهل خود را فرو خواهد برد.
امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «لو بقیت الارض بغیر حجة لساخت باهلها»(13) بنابراین، اعتقاد شیعه به مهدویت نیاز به استدلال ندارد چرا که یکی از اصول و امتیازاتش از سایر فرق، اعتقاد به مهدی موعود با نام و نشان و مشخصات کامل است، و علاوه بر این و احادیث متواتری که از رسول خدا درباره مهدویت وارد شده و چنان چه در کتب اهل سنّت هم به تفضیل آمده است، روایات فراوانی از ائمه اطهار درباره حضرت مهدی و غیبت آن بزرگوار و فضیلت انتظار ظهورش، نقل شده که در کتب معتبر روایی موجود است به گونه که جای هیچگونه تردید و ابهام برای انسان آگاه باقی نمی گذارد.
جابر بن عبد الله انصاری از رسول خدا روایت کرده که فرمود: «مهدی از اولاد من است نامش نام من و کنیه اش کنیه من می باشد. صورت و سیرتش از همه کس به من شبیه تر است. غیبتی کند که مردم دچار حیرت گردند و بسیاری از فرقه ها گمراه شوند، آنگاه مانند ستاره تابانی از پرده غیبت ظاهر شده، به در آید و زمین را پر از عدل و داد کند آن چنان که پر از ظلم و ستم شده باشد .(14)
از امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ نقل شده که فرمود: «قائم ما غیبتی طولانی خواهد داشت، شیعیان را چنان می بینم که برای پیدا کردن او دشت و دمن را زیر پا گذارند و او را پیدا نکنند. بدانید آن ها که در غیبت وی در دین خود ثابت بمانند و از طول مدّت غیبت اش منکرش نشوند، روز قیامت با من خواهند بود.»(15)
از امام رضا ـ علیه السلام ـ نقل شده که امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ به امام حسین ـ علیه السلام ـ فرمود: « نهمین فرزند تو قیام به حق می کند و دین را پایدار می سازد و عدل را گسترش می دهد. امام حسین ـ علیه السلام ـ گفت: آن چه فرمودی تحقق خواهد یافت؟ فرمود: آری به خداوندی که محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ را به مقام پیغمبری بر انگیخت و او را بر همه مخلوقاتش برتری داد. لکن پس از غیبت او وضعی پیش می آید که جز دوستان مخلص ما و مومنین پاک سرشت که نور ایمان و محبت ما در لوح دل شان نقش بسته، کسی در عقیده دینی خود ثابت نمی ماند.»(16)و ده ها و بلکه صدها حدیث معتبر دیگر که در کتب روایی معتبره موجود است.
و نکته آخر این که: همان گونه که توحید حقیقی و یکتا پرستی از اندیشه و تأمل در ایات و روایات قرآن به اثبات می رسد اعتقاد به موعود واصل انتظار هم از آیات قرآن بر اساس روایات و تفاسیر اهل بیت به دست می آید. و سوالی که مطرح می شود این است که آیا نادیده گرفتن این همه دلایل و شواهد که در مقاله به آن اشاره گردید و ادیان و مذاهب مختلف به آن اعتقاد مستدل دارند، توهم و پندار است، یا ادله متقن عقلی و نقلی که عقلاء در اثبات هر امری به آن تمسک کرده اند؟!

 


پاورقی:

1. آیت الله مکارم شیرازی، حکومت جهانی مهدی، ص 53.
2. همان، ص 54.
3. آیت الله مکارم شیرازی، حکومت جهانی مهدی، ص 55.
4. انفال : 39.
5. توبه : 33 ـ فتح : 28.
6. نساء : 105.
7. نور : 55.
8. غافر : 51.
9. قصص : 5.
10. آیت الله صافی، منتخب الاثر، ص 5ـ4.
11. همان منبع.
12. همان..
13. اصول کافی، ج1، کتاب الحجه، ح10.
14. همان، ص110.
15. بحار الانوار، ج51، ص 71.
16. بحار الانوار، ج51، باب 2، ص 109.