چرا خداوند پس از خلق شاهکاری به نام انسان، فرمان سجده .......
ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: شاهکاری به نام انسان، فرمان سجده

چرا خداوند پس از خلق شاهکاری به نام انسان، فرمان سجده به خود را صادر نکرد چرا که معمولا از مخترعان آثار برتر تجلیل می شود؟

پاسخ:

قبل از همه باید گفت گرچه مثال مطرح شده در پرسش به اصطلاح قیاس مع الفارق است. یعنی جریان اختراع و شی اختراع شده هرگز نمی تواند مثال و تشبیهی برای جریان خلقت آدم و نقش و منزلت او باشد. چون به گفتة شاعر:
میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است.
اما در عین حال باید توجه داشت که اگر به مخترع و پدیدآورندة صنعتی احترام می شود در واقع به خاطر اختراع اوست، و گرنه چرا قبل از آن مورد احترام و تکریم قرار نمی گرفت. پس احترام به مخترع در حقیقت به خاطر کار ارزشمند اوست.
نکتة‌ دیگر این که باید دید جریان سجده بر آدم مفهومش چیست تا روشن شود که سجده کردن بر آدم چه حقیقتی را نشان می دهد؟ مفسرین گفته اند: سجدة‌ فرشتگان در برابر آدم، تحیت و احترام و تکریمی برای آدم بود و خضوع و عبادتی برای خداوند، زیرا برای امتثال امر خداوند، چنین تکریمی برای انسان کامل روا داشتند.(1) و در روایتی نیز آمده که امام رضا ـ علیه السلام ـ دربارة سجدة فرشتگان بر آدم فرمود: «کان سجود هم لله تعالی عبودیة و لآدم اکراماً و طاعة»(2) یعنی سجدة فرشتگان، پرستش خداوند از یک سو، و اکرام و احترام آدم از سوی دیگر بود.
از این گونه مسائل به دست می آید، که احترام و تعظیم و به تعبیر دیگر سجدة‌ فرشتگان بر آدم در واقع سجدة برای خداوند بود و در حقیقت خداوند به فرشتگان فرمود: بر من سجده کنید، لذا برخی از بزرگان در این باره گفته اند: معبود حقیقی فرشتگان در این سجده، فقط خداوند بود، و آنها از باب اطاعت امر الهی برای آدم سجده کردند، یعنی چون آدم را مظهر خدا یافتند بر او سجده کردند. و اگر ابلیس رجیم شد و ملعون گردید، جرمش این بود که در آینة آدم. عکس خدا را ندید و به گفتة شاعر:
جرمش این بود که در آینه‌ عکس تو ندید
ورنه بر بوالبشری ترک سجود این همه نیست.
پس سجده بر آدم عبادت خدا و تکریم آدم بود.(3) پس خلاصة مطلب این شد که اولاً: خداوند به ملائکه دستور داد بر آدم سجده کنند و با این سجده عبادت خدا را که همان انجام فرمان اوست به جا آورند. ثانیا:ً مشکل شیطان در حقیقت از ترک سجده بر آدم پدید نیامده است بلکه از تکبر و تمرد او نسبت به فرمان خداوند پدید آمده است.
در مثالی که در پرسش آمده باید توجه داشت که مردم به خاطر یک اختراع به فردی احترام می کند. یعنی منشاء و عامل احترام، همان کار صنعتی شخص است. اما در جریان سجدة فرشتگان، از باب حق اطاعت و به اصطلاح از جهت سرگذاشتن به فرمان خالق و آفریدگار، فرشتگان بر آدم سجده کردند نه به خاطر خلقت آدم، چون فرشتگان اساساً خلقت آدم برای شان سوال برانگیز بود که چرا موجودی آن گونه آفریده شود، لذا قرآن می گوید: فرشتگان به خداوند گفتند چرا کسی را که خون ریزی می کند می آفریند؟(4)
از این هم بدست می آید که سجدة فرشتگان در واقع برای خدا و صرفاً به دلیل امتثال امر الهی بوده است چه این که خداوند از طریق سجده بر آدم میزان انقیاد فرشتگان را در برابر حکم خود نشان داد، و از سویی، کفر نهفته و تکبر پنهان در نهاد ابلیس را نسبت به اطاعت از امر خداوند برای خود ابلیس و همة فرشتگان و همة بشر و موجودات دیگر آشکار نمود و از این طریق برای همگان به روشنی معلوم شد که ابلیس باطن ناپاکی دارد گرچه به ظاهر در میان فرشتگان مشغول عبادت است، پس بدین ترتیب یکی از آثار و پی آمد های دستور سجده بر آدم نمایان شدن حقایق نهفته یاد شده و امثال آن بوده است.(5)
پس در مجموع به فرض این که گفته شود که خداوند به سجده بر آدم دستور داده است و «نفرموده است که بر من سجده کنید» باز هم در این کار، اسرار و آثار نهفته ی فراوانی وجود دارد که به برخی از آن اشاره شد که مواردی از آن در کلام امیر مومنان ـ علیه السلام ـ در نهج البلاغه آمده است حضرت می فرماید: خداوند از فرشتگان خواست که امانتی را که به ایشان سپرده بود و پیمانی را که با ایشان بسته بود، در پذیرش سجده بر آدم و فروتنی در برابر عظمت او، ادا کنند. غرور ابلیس را فرا گرفت، و بدبختی به او چیره گشت و به آفریده شدنش از آتش فخر فروخت، و آفرینش آدم از گلی خشک را خوار شمرد،‌آنگاه خداوند برای نشان دادن استحقاق شیطان برای خشم الهی و تکمیل آزمایش او به شیطان مهلت داد.(6)

 


پاورقی:

1. جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، قم، نشر مرکز اسراء، 1380 ش، ج 1، ص 271. و مکارم شیرازی، ناصر، تفسیرنمونه، تهران، نشر دارالکتب الاسلامیه، 1379 ش، ج 1، ص 183.
2. الحویزی، عبد علی، تفسیر نور الثقلین، قم‌، نشر المطبعة العلمیة، بی تا، ج 1، ص 58.
3. جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، نشر پیشین، ج 1، ص 273.
4. بقره: 31.
5. جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، پیشین، ج 1، ص 280.
6. نهج البلاغه، خطبة 1.