عمل کیفیّت است نه کمیّت‏
ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: عمل کیفیّت است نه کمیّت‏ ،عمل و کار نیک‏

عمل و کار نیک‏

قرآن‏

1 إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ، إِنَّا لا نُضِیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا* « سوره کهف (18): 30» کسانى که ایمان آوردند و کارهاى نیکو کردند (بدانند) که ما پاداش کسى را که کار نیکو کرده باشد ضایع نمى‏کنیم* 2 إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِینَةً لَها، لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا* « سوره کهف (18): 7» آنچه بر زمین است آرایش آن قرار دادیم، تا ایشان را بیازماییم که کدام یک نیکوکارترند* 3 الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاةَ، لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا .. « سوره ملک (67): 20» خدا (که) مرگ و زندگى را آفرید، تا شما را بیازماید، که کدام یک نیکوکارترید ...

حدیث‏

1 الامام علی «ع»: قیمة کلّ امرئ ما یحسنه. ««نهج البلاغه»/ 1122؛ عبده 2/ 159»

امام على «ع»: ارزش هر کس به چیزى (کارى، هنرى) است که آن را نیکو مى‏داند (و در آن تخصص دارد).

2 الامام علی «ع»: النّاس أبناء ما یحسنون. «) «ارشاد» مفید/ 142»

امام على «ع»: مردمان فرزندان کاریند که آن را خوب انجام مى‏دهند.

* یعنى: همان گونه که هر کسى به پدر و اصل و تبارى منسوب است و بدان شناخته مى‏گردد، و ارج مى‏بیند، صنعت و رشته و کار و علم و تخصصى نیز که انسان در آن پخته و ماهر است و آن را خوب مى‏داند و نیکو مى‏پردازد، مانند اصل و تبار و گوهر و نژاد است. و مردم همان گونه که فرزندان پدران خویشند و بدان شناخته مى‏گردند، فرزندان مهارتها و هنرها و ارزشهاى کیفى کار خویش نیز هستند و بدان شناخته مى‏گردند و منسوب مى‏شوند، چنان که گفته مى‏شود: فلانى پزشک خوبى است، صنعتگر خوبى است، ریاضیدان خوبى است، مدیر خوبى است، نویسنده خوبى است، بنّاى خوبى است، کشاورز خوبى است ... و این سخن امام على تأکید است بر اهمیّت کیفى هر کار و هر حرفه و هر هنر، یعنى که ارزش واقعى به مهارت و خوبى کار است نه به اندازه آن.

و این تعلیم سازنده، دلیل روشنى است بر ارزش «تخصّص» و «کارشناسى» و اهمیّت بدل‏ناپذیر آن.

3 الامام السجاد «ع»: ... و أعنّی على صالح النّیّة، و مرضیّ القول، و مستحسن العمل. « صحیفه سجادیه/ 350 (دعاى 47)»

امام سجاد «ع»: مرا برداشتن نیت شایسته و گفتار پسندیده و کار در خور تحسین یارى کن.

4 الامام الصادق «ع»- فی قول اللَّه عزّ و جلّ: «لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا « سوره هود (11): 7»»، قال: لیس یعنى أکثر عملا، و لکن اصوبکم عملا. و إنّما الإصابة خشیة اللَّه، و النّیة الصّادقة .. ثم قال: الإبقاء على العمل حتى یخلص أشدّ من العمل.

و العمل الخالص: الّذی لا ترید أن یحمدک علیه أحد إلّا اللَّه عزّ و جلّ.

و النّیّة أفضل من العمل. ألا و إنّ النّیّة هی العمل. ثمّ تلا قوله عزّ و جلّ: «قُلْ: کُلٌّ یَعْمَلُ عَلى‏ شاکِلَتِهِ‏ « سوره اسرا (17): 84.»»، یعنی علی نیّته. «اصول کافى» 2/ 16»

امام صادق «ع»- در باره این آیه: لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا تا شما را بیازماید که کدام یک کارى بهتر مى‏کنید»، گفت: مقصود عمل «بیشتر» نیست بلکه عمل «بهتر» و درست‏تر است. و درستى کار بستگى به ترس از خدا دارد و داشتن قصد و نیّت صحیح ... سپس گفت: عمل را تا به پایان خالص نگاهداشتن سختتر از خود عمل است. و عمل خالص آن است که نخواهى کسى جز خداى بزرگ تو را براى آن ستایش کند. و نیّت برتر از عمل است. بدانید که نیّت همان عمل است. سپس این آیه را خواند: کُلٌّ یَعْمَلُ عَلى‏ شاکِلَتِهِ‏ بگوى: هر کسى بر طینت خود مى‏تند».

الحیاة / ترجمه احمد آرام، ج‏1، ص: 492