ایمان برتر
ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: ایمان برتر

(قال راوی الحدیث:) قلت: قد فهمت نقصان الایمان و تمامه فمن أین جاءت زیادته؟ فقال: قول اللَّه عز و جل: «وَ إِذا ما أُنْزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ أَیُّکُمْ زادَتْهُ هذِهِ إِیماناً فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا فَزادَتْهُمْ إِیماناً وَ هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ* وَ أَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ‏» « سوره توبه (9): 125- 124» و قال: «نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً‏». « سوره کهف (18): 13» و لو کان کلّه واحدا لا زیادة فیه و لا نقصان، لم یکن لأحد منهم فضل على الآخر، و لاستوت النّعم فیه، و لاستوى النّاس، و بطل التّفضیل.

و لکن بتمام الایمان دخل المؤمنون الجنّة، و بالزّیادة فی الایمان تفاضل‏ المؤمنون بالدّرجات عند اللَّه، و بالنّقصان دخل المفرّطون النّار. ««اصول کافى» 2/ 37- 33»

(ابو عمرو زبیرى، راوى حدیث، گوید: به امام صادق «ع») گفتم:

معناى «ناقص» بودن و «کامل» بودن ایمان را فهمیدم، برترى و فزونى ایمان (به چه معنى است و) از کجا سرچشمه مى‏گیرد؟ گفت: از این گفته خداى متعال: وَ إِذا ما أُنْزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ أَیُّکُمْ زادَتْهُ هذِهِ إِیماناً؟ فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا فَزادَتْهُمْ إِیماناً وَ هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ* وَ أَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ‏ چون سوره‏اى فرود آید، برخى از منافقان گویند: ایمان کدام یک از شما با این سوره افزوده شد؟ پس کسانى که ایمان آوردند ایمانشان افزوده مى‏شود و شادمانى مى‏کنند؛ و اما کسانى که در دلهاشان بیمارى است، بر بدى و پلیدى ایشان بدى و پلیدى دیگرى افزوده خواهد گشت»؛ و از این آیه: نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ، إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً‏ داستان ایشان را به راستى بر تو حکایت مى‏کنیم، آنان جوانانى بودند که به پروردگار خود ایمان آوردند، و ما بر ایمان ایشان افزودیم». اگر همه ایمانها یکسان بود و کاست و فزونى نمى‏داشت، هیچ یک از اهل ایمان را مزیّتى بر دیگرى نمى‏بود، نعمت ایمان (و هدایت خاص) در حقّ همه مؤمنان (و مجاهدان متفاوت راه خدا) یکسان مى‏بود، و مردمان همه یک گونه مى‏شدند، و برترى از میان مى‏رفت (و مراتب شایستگیها و مجاهدتها بى‏اثر مى‏گشت، و چنین نشد) بلکه ایمان کامل سبب ورود اهل ایمان به بهشت گردید، و زیادتى و برترى مراتب ایمان باعث تفاوت درجات مؤمنان در نزد خداى گشت؛ و ایمان ناقص و ناچیز علت دخول گناهکاران به دوزخ شد.

4 الامام علی «ع»- سئل عنه: الایمان قول و عمل أم قول بلا عمل؟ فقال: الایمان تصدیق بالجنان، و اقرار بالأرکان. و هو عمل کلّه .. ««بحار» 69/ 74»

امام على «ع»- پرسیدند: آیا ایمان گفتار و کردار است یا گفتار بى‏عمل؟

گفت: ایمان گواهى دادن به قلب است، و ابراز داشتن به زبان، و عمل کردن به ارکان (اعضاى بدن)؛ ایمان همه‏اش عمل است.

5 الامام الصادق «ع»- قال محمد بن مسلم: سألته عن الایمان، فقال: شهادة ان لا اله الّا اللَّه [و انّ محمدا رسول اللَّه‏]، و الاقرار بما جاء من عند اللَّه، و ما استقرّ فی القلوب من التّصدیق بذلک. قال: قلت: الشهادة الیست عملا؟ قال:

بلى. قلت: العمل من الایمان؟ قال: نعم، الایمان لا یکون الا بعمل، و العمل منه. و لا یثبت الایمان الا بعمل. ««اصول کافى» 2/ 38»

امام صادق «ع»- محمد بن مسلم گوید: از امام جعفر صادق در باره ایمان پرسش کردم، گفت: «ایمان گواهى دادن است به اینکه معبودى جز خدا نیست (لا اله الّا اللَّه) ...، و اعتراف کردن به آنچه از جانب خدا آمده است، و تصدیقى قلبى است به این اعتقادها و باورها». پرسیدم: آیا شهادت دادن به زبان، خود عمل نیست؟ گفت: «چرا». گفتم: آیا عمل از ایمان است؟

گفت: «آرى، ایمان جز به عمل نیست، و عمل بخشى از آن است. و ایمان جز به عمل ثابت و مستقر نمى‏شود».

6 الامام الصادق «ع»: ملعون ملعون من قال: الایمان قول بلا عمل. ««بحار» 69/ 19»

امام صادق «ع»: آنکه بگوید: ایمان گفتار بى‏کردار است، ملعون است.

 

الحیاة / ترجمه احمد آرام، ج‏1، ص: 487