ایمان و عمل چشم‏
ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: ایمان و عمل چشم‏

و فرض على البصر أن لا ینظر الى ما حرّم اللَّه علیه، و أن یعرض عمّا نهى اللَّه عنه، ممّا لا یحلّ له، و هو عمله، و هو من الایمان، فقال- تبارک و تعالى-: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ‏»، « سوره نور (24): 30» فنهاهم أن ینظروا الى عوراتهم، و أن ینظر المرء الى فرج أخیه، و یحفظ فرجه أن ینظر الیه؛ و قال: «وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَ‏» « سوره نور (24): 31» من أن تنظر إحداهنّ الى فرج أختها، و تحفظ فرجها من أن ینظر الیها. و قال: کلّ شی‏ء فی القرآن من حفظ الفرج فهو من الزّنا إلّا هذه الآیة، فإنّها من النّظر. ثمّ نظم ما فرض على القلب و اللّسان و السّمع و البصر فی آیة أخرى فقال: «وَ ما کُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ یَشْهَدَ عَلَیْکُمْ سَمْعُکُمْ وَ لا أَبْصارُکُمْ وَ لا جُلُودُکُمْ‏»، « سوره فصلت (41): 22» یعنى بالجلود: الفروج و الأفخاد. و قال: «وَ لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا»؛ « سوره اسرا (17): 36» فهذا ما فرض اللَّه على العینین، من غضّ البصر عمّا حرّم اللَّه عز و جل. و هو عملهما، و هو من الایمان.

و بر چشم واجب کرده که به آنچه خدا دیدن آن را حرام کرده است ننگرد، و از آنچه خدا نظر به آن را نهى کرده است و حلال نیست اعراض کند؛ و این عمل چشم است و ایمان چشم، و خود گفته است: «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ‏ به مؤمنان بگو که‏ چشمهاى خود را فرو گیرند و فروج خویش نگاه دارند»؛ بدین گونه مؤمنان را از این نهى کرد که به عورتهاى خود نگاه کنند، هم باید انسان به عورت برادر خود نظر نکند، و هم اندام عورت خویش پوشیده دارد تا دیگرى آن را ننگرد؛ و گفته است: «وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَ‏ به زنان مؤمن بگو که چشمهاى خود را فرو گیرند و فروج خویش نگاه دارند»، و زنى به اندام نهان خواهر خود نگاه نکند، و آن را پوشیده دارد تا نظر دیگرى بر آن نیفتد. (زبیرى گوید: در اینجا امام صادق چنین افزود:

«هر چه در قرآن در باره نگاهدارى اندام نهان (فرج) آمده مقصود حفظ از زنا است، جز در این آیه که مقصود نگاه است). سپس خداوند آنچه بر قلب و زبان و گوش و چشم واجب است در آیه‏اى دیگر به هم پیوسته و چنین گفته است: «وَ ما کُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ یَشْهَدَ عَلَیْکُمْ سَمْعُکُمْ وَ لا أَبْصارُکُمْ وَ لا جُلُودُکُمْ‏ شما نمى‏توانستید کردار خویش از آن پوشیده دارید که گوش و چشم و پوست شما بر ضد شما گواهى دهند»، که مقصود از پوست، فرج و ران است. و باز گفته است: «وَ لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ، إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ‏ مسئولا در پى چیزى مرو که به آن علم ندارى، که گوش و چشم و قلب همه مسئولند، و از آنها مؤاخذه مى‏شود». این است آنچه خدا بر دو چشم واجب فرموده است، یعنى: نظر نکردن به آنچه خدا حرام کرده است. و این عمل چشم است و ایمان چشم.

الحیاة / ترجمه احمد آرام، ج‏1، ص: 480