پیوستگى ایمان و عمل‏
ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: پیوستگى ایمان و عمل‏

قرآن‏

1 وَ الْعَصْرِ* إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِی خُسْرٍ* إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ‏ .. « سوره عصر (103): 3- 1» قسم به روزگار* «2» که آدمى در زیانکارى است* جز آنان که ایمان آوردند و کارهاى نیکو کردند ...

2 إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ، أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ* « سوره بیّنه (98): 7» کسانى که ایمان آوردند و کارهاى نیکو کردند، بهترین آفریدگانند* 3 لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ* ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِینَ* إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ، فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ‏* « سوره تین (95): 6- 4» آدمى را به بهترین ساخت آفریدیم* پس او را فروترین فروتران کردیم* مگر کسانى که ایمان آوردند و کارهاى نیکو کردند، که ایشان را پاداشى است‏ بى‏منت و ناکاسته* 4 وَ یَسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ یَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ‏ .. « سوره شورى (42): 26» (خداوند) کسانى را که ایمان آوردند و کارهاى نیکو کردند، اجابت مى‏کند، و ناخواسته پاداش ایشان را مى‏افزاید ...

5 قُلْ: إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ: تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى‏ وَ فُرادى‏ .. « سوره سبأ (34): 46» بگو: تنها به یک چیز شما را پند مى‏دهم، و آن اینکه دو دو، و یک یک، براى خدا قیام کنید ...

6 وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ آمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلى‏ مُحَمَّدٍ، وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ، کَفَّرَ عَنْهُمْ سَیِّئاتِهِمْ وَ أَصْلَحَ بالَهُمْ* « سوره طه (20): 75» کسانى که ایمان آوردند و کارهاى نیکو کردند، و به آنچه بر محمد فرو فرستاده شده- که حق است و از پروردگار ایشان است- باور داشتند، خدا گناهان ایشان را شست و همه کارهاى ایشان را راست کرد* 7 وَ مَنْ یَأْتِهِ مُؤْمِناً قَدْ عَمِلَ الصَّالِحاتِ، فَأُولئِکَ لَهُمُ الدَّرَجاتُ الْعُلى‏* « سوره سبأ (34): 46» کسانى که با ایمان و عمل صالح نزد خدا آیند، پایگاههایى عالى دارند* 8 وَ ما أَمْوالُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ بِالَّتِی تُقَرِّبُکُمْ عِنْدَنا زُلْفى‏، إِلَّا مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً، فَأُولئِکَ لَهُمْ جَزاءُ الضِّعْفِ بِما عَمِلُوا، وَ هُمْ فِی الْغُرُفاتِ آمِنُونَ‏* « سوره سبأ (34): 37» مالها و فرزندان شما چیزى نیست که شما را به خدا نزدیک کند، مگر کسانى که ایمان آوردند و کار نیکو کردند؛ اینان براى آنچه کرده‏اند پاداشى دو برابر مى‏یابند و در غرفه‏هاى بهشت با آسودگى جاى مى‏گیرند*

حدیث‏

1 الامام الصادق «ع»: الإیمان عمل کلّه. « «اصول کافى» 2/ 34»

امام صادق «ع»: ایمان همه عمل است.

2 الامام الصادق «ع»: الإیمان لا یکون إلّا بعمل، و العمل منه. و لا یثبت الایمان إلّا بعمل. ««وسائل» 6/ 127»

امام صادق «ع»: ایمان جز به عمل نیست، و عمل پاره‏اى از آن است. و ایمان جز به عمل برقرار نمى‏شود.

3 الامام الصادق «ع»- قال ابو عمرو الزّبیریّ: قلت لأبی عبد اللَّه «ع»: أیّها العالم! أخبرنی أیّ الأعمال أفضل عند اللَّه؟ قال: ما لا یقبل اللَّه شیئا إلّا به. قلت: و ما هو؟ قال: الایمان باللَّه، الّذی لا إله الا هو، أعلى الأعمال درجة، و أشرفها منزلة، و أسناها حظّا. قال: قلت: ألا تخبرنی عن الایمان أقول هو و عمل، أم قول بلا عمل؟ فقال: الایمان عمل کلّه، و القول بعض ذلک العمل، بفرض من اللَّه بیّن فی کتابه، واضح نوره، ثابتة حجّته، یشهد له به الکتاب و یدعوه الیه. قال: قلت: صفه لی- جعلت فداک- حتى‏ أفهمه. قال: الایمان حالات، و درجات، و طبقات، و منازل: فمنه التّامّ المنتهی تمامه. و منه النّاقص البیّن نقصانه، و منه الرّاجح الزّائد رجحانه.

قلت: إنّ الایمان لیتمّ و ینقص و یزید؟ قال: نعم. قلت: کیف ذلک؟ قال: لأنّ اللَّه- تبارک و تعالى- فرض الایمان على جوارح ابن آدم، و قسّمه علیها، و فرّقه فیها، فلیس من جوارحه جارحة إلّا و قد وکّلت من الایمان بغیر ما وکّلت به أختها؛ فمنها قلبه الّذی به یعقل و یفقه و یفهم. و هو أمیر بدنه الّذی لا ترد الجوارح و لا تصدر إلّا عن رأیه و امره. و منها عیناه اللّتان یبصر بهما، و أذناه اللّتان یسمع بهما، و یداه اللّتان یبطش بهما، و رجلاه اللّتان یمشی بهما، و فرجه الّذی الباه من قبله، و لسانه الّذی ینطق به، و رأسه الذی فیه وجهه. فلیس من هذه جارحة إلّا و قد وکّلت من الایمان بغیر ما وکّلت به أختها، بفرض من اللَّه- تبارک اسمه- ینطق به الکتاب لها، و یشهد به علیها.

ففرض على القلب غیر ما فرض على السّمع، و فرض على السّمع غیر ما فرض على العینین، و فرض على العینین غیر ما فرض على اللّسان، و فرض على اللّسان غیر ما فرض على الیدین، و فرض على الیدین غیر ما فرض على الرّجلین، و فرض على الرّجلین غیر ما فرض على الفرج، و فرض على الفرج غیر ما فرض على الوجه.

امام صادق «ع»- ابو عمرو زبیرى گوید: به خدمت امام جعفر صادق گفتم:

اى دانا! مرا خبر ده که کدام عمل در نزد خدا برتر است؟ گفت: آنچه خدا چیزى را بدون آن نمى‏پذیرد. گفتم: آن چیست؟ گفت: ایمان به خدا- که جز او سزاوار پرستشى نیست- از همه اعمال بالاتر است و از همه شریفتر، و در بهره‏مندى آدمى از آن از همه عالیتر. گفتم: آیا بیان نمى‏دارى که ایمان گفتار همراه با کردار است، یا گفتار بدون کردار؟ گفت: ایمان همه‏اش عمل و کردار است، و گفتار (و اقرار به زبان) پاره‏اى از این کردار است. خدا خود این چنین قرار داده و در کتاب خویش بیان کرده است، آنسان که فروغ آن آشکار است و حجت آن پایدار. و کتاب خدا به آن گواهى مى‏دهد و به آن فرا مى‏خواند. گفتم: فدایت شوم، این سخن را بیشتر شرح ده تا بفهمم.

گفت: ایمان حالتها و درجه‏ها و طبقه‏ها و مرتبه‏هایى دارد: گونه‏اى از آن تمام تمام است، و گونه‏اى ناقص که نقص آن آشکار است، و گونه‏اى برجسته که رجحان و برجستگى زیاد دارد. گفتم: آیا ایمان هم تمام و ناقص و زاید دارد؟ گفت: آرى. گفتم: چگونه چنین مى‏شود؟ گفت: براى آنکه خدا ایمان را بر اندامهاى فرزندان آدم واجب ساخت، و آن را بر آنها پخش کرد و براى هر یک بخشى قرار داد. بدین گونه هیچ اندام و عضوى نیست جز اینکه براى آن ایمانى است ویژه، غیر از ایمان اندامهاى دیگر. از آن جمله است قلب آدمى که با آن تعقل مى‏کند و مى‏فهمد. و آن امیر بدن او است. و اندامها هر کارى کنند همه به رأى و فرمان قلب است. و از جمله اندامها است دو چشمان او که با آنها مى‏بیند، و گوشها که با آنها مى‏شنود، و دستها که با آنها نیروى خود را به کار مى‏برد، و پاها که با آنها راه مى‏رود، و اندام نهان که لذت همخوابگى از آن است، و زبان که با آن سخن مى‏گوید، و سر که چهره وى در آن جاى دارد. پس اندامى نیست جز آنکه در ایمان به کارى مأمور است جز آنچه اندامهاى دیگر به آن مأمورند. و این بنا بر تقدیرى است که خداى متعال مقرر فرمود؛ و قرآن از آن سخن مى‏گوید و به آن گواهى مى‏دهد.

بدین گونه خدا بر قلب چیزى را واجب کرده جز آنچه بر گوش واجب کرده است، و بر گوش چیزى سواى آنچه بر چشمان واجب ساخته، و بر دو چشم جز آنچه بر زبان واجب فرموده، و بر زبان جز آنچه بر دو دست واجب کرده، و بر دو دست جز آنچه بر دو پا واجب ساخته، و بر دو پا جز آنکه بر اندام نهان واجب داشته، و بر اندام نهان جز آنچه بر چهره واجب قرار داده است.

الحیاة / ترجمه احمد آرام، ج‏1، ص: 475