اصالت و اهمیت عمل‏
ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: اصالت و اهمیت عمل‏

قرآن‏

1 وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى‏* وَ أَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُرى‏* ثُمَّ یُجْزاهُ الْجَزاءَ الْأَوْفى‏* « سوره نجم (53): 41- 39» انسان را جز (پاداش) آنچه خود در آن کوشید چیزى نیست* و به زودى (پاداش) کوشش خود را (در این جهان) خواهد دید* سپس پاداشى تمامتر (در آن جهان) به او خواهند داد* 2 فَمَنْ یَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ، وَ هُوَ مُؤْمِنٌ، فَلا کُفْرانَ لِسَعْیِهِ وَ إِنَّا لَهُ کاتِبُونَ‏* « سوره انبیا (21): 94» هر که کارهاى نیکو کند و مؤمن باشد، کوشش او بى‏سپاس نمى‏ماند، و ما براى او مى‏نویسیم* 3 وَ مَنْ یَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى‏، وَ هُوَ مُؤْمِنٌ، فَأُولئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا یُظْلَمُونَ نَقِیراً* « سوره نسا (4): 124»

هر که از مرد و زن کارهاى نیکو کند و مؤمن باشد، از کسانى است که به بهشت درمى‏آیند، و به اندازه نقیرى (سیاهى بسیار خرد پشت هسته خرما) ستم نمى‏بینند* 4 وَ مَنْ یَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ، وَ هُوَ مُؤْمِنٌ، فَلا یَخافُ ظُلْماً وَ لا هَضْماً* « سوره طه (20): 112» هر کس کارهاى نیکو کند و مؤمن باشد، نهراسد نه از ستمى و نه از شکستى* 5 وَ إِنْ کَذَّبُوکَ فَقُلْ: لِی عَمَلِی وَ لَکُمْ عَمَلُکُمْ، أَنْتُمْ بَرِیئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَ أَنَا بَرِی‏ءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ‏* « سوره یونس (10): 41» اگر تو را دروغگو خواندند، بگو: عمل من براى من است و عمل شما براى شما؛ شما از آنچه من مى‏کنم بیزارید، و من از آنچه شما مى‏کنید بیزارم* 6 فَلِذلِکَ فَادْعُ وَ اسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ، وَ قُلْ: آمَنْتُ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ کِتابٍ وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَیْنَکُمُ، اللَّهُ رَبُّنا وَ رَبُّکُمْ، لَنا أَعْمالُنا وَ لَکُمْ أَعْمالُکُمْ، لا حُجَّةَ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمُ، اللَّهُ یَجْمَعُ بَیْنَنا وَ إِلَیْهِ الْمَصِیرُ* « سوره شورى (42): 15» پس بدین سبب (مردمان را به دین اسلام) بخوان، و چنان که فرمان یافته‏اى استوار باش، و از هواهاى ایشان پیروى مکن؛ و بگو به کتابى که خدا بر من فرو فرستاده ایمان آورده‏ام، و فرمان یافته‏ام که میان شما داد کنم؛ خدا پروردگار ما و پروردگار شما است، کارهاى ما براى ما است و کارهاى شما براى شما، میان ما و شما حجتى نیست؛ خدا ما را با شما گرد خواهد آورد، و بازگشت به او است*

7 وَ لِکُلٍّ دَرَجاتٌ مِمَّا عَمِلُوا، وَ ما رَبُّکَ بِغافِلٍ عَمَّا یَعْمَلُونَ‏* « سوره انعام (6): 132» براى همگان درجاتى است از روى کارهایى که کرده‏اند؛ و پروردگار تو از آنچه مى‏کنند غافل نیست* 8 مَنْ کَفَرَ فَعَلَیْهِ کُفْرُهُ، وَ مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِأَنْفُسِهِمْ یَمْهَدُونَ‏* « سوره روم (30): 44» هر که کفر ورزد، کفرش به زیان او است، و کسانى که کار نیکو کنند براى خود آماده مى‏کنند* 9 لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ، وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِکَةِ وَ الْکِتابِ وَ النَّبِیِّینَ وَ آتَى الْمالَ عَلى‏ حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساکِینَ وَ ابْنَ السَّبِیلِ وَ السَّائِلِینَ وَ فِی الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّکاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرِینَ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حِینَ الْبَأْسِ، أُولئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ‏* « سوره بقره (2): 177» نیکوکارى آن نیست که روهاى خود را به سوى مشرق و مغرب کنید، بلکه نیکوکار کسى است که به خدا و روز دیگر و فرشتگان و کتابها و پیامبران ایمان آورد، و به دوستى خدا مال را به خویشاوندان و یتیمان و درویشان و در راه‏ماندگان و سائلان و گرفتاران بخشد. و نماز را بر پاى دارد، و زکات دهد، و چون پیمان بندد بر سر پیمان بایستد، و در سختى و بیچیزى و رنجورى و هنگام کارزار شکیبا باشد؛ این گونه کسان آنانند که (در دیندارى) راست گفتند، و این گونه کسان پرهیزگاراند*

10 مَنْ عَمِلَ سَیِّئَةً فَلا یُجْزى‏ إِلَّا مِثْلَها، وَ مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ، فَأُولئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ یُرْزَقُونَ فِیها بِغَیْرِ حِسابٍ‏* « سوره غافر (40): 40» هر کس کار بد کند جز به اندازه آن کیفر نمى‏بیند، و هر که از مرد و زن کار نیکو کند و مؤمن باشد، از کسانى است که به بهشت درمى‏آیند و بى‏حساب روزى داده مى‏شوند** در اینجا مقصود ما از عمل و اهمیت و اصالت آن همان است که در شریعت اسلامى به تعبیرهاى گوناگون آمده است، یعنى انگیختن بر عمل و کار، و قرار دادن عمل و کار را اصلى از اصول بشرى در این زندگى، و از مهمترین اصولى که دین به تحقق بخشیدن به آن دعوت کرده است. این معنى از نظام تعلیماتى اسلام به خوبى فهمیده مى‏شود. و با این گونه نگرش به عمل و کار و اقدام، اهمیت اساسى و حکمت سازنده و حیاتبخش آن، در ارتباط انسان با خود، و با خدا، و با اجتماع، و با تاریخ جهان، آشکار مى‏شود. خواننده مى‏تواند آیات و احادیثى را که در فصلهاى این باب مى‏آید، براى این مقصود، ملاحظه کند.

حدیث‏

1 النبی «ص»: .. فإنّکم الیوم فی دار عمل و لا حساب، و أنتم غدا فی دار حساب و لا عمل. « «خصال» 1/ 51»

پیامبر «ص»: شما امروز در خانه کردارید نه حساب، و فردا در خانه حسابید نه کردار.

2 الامام علی «ع»: .. إنّ الیوم عمل و لا حساب، و غدا حساب و لا عمل.

امام على «ع»: امروز عمل است نه حساب، و فردا حساب است نه عمل.

3 النبی «ص»: العمل کنز، و الدّنیا معدن ..

پیامبر «ص»: کردار گنج است، و دنیا کان (جاى بیرون آوردن گنج).

4 الامام علی «ع»: إنّی لمن قوم لا تأخذهم فی اللَّه لومة لائم، سیماهم سیما الصّدّیقین، و کلامهم کلام الأبرار، عمّار اللّیل، و منار النّهار، متمسّکون بحبل القرآن، یحیون سنن اللَّه و سنن رسوله، لا یستکبرون، و لا یعلون، و لا یغلّون، و لا یفسدون، قلوبهم فی الجنان، و أجسادهم فی العمل.

امام على «ع»: من از آن قومم که در امور مربوط به خدا (تکالیف دینى) سرزنش سرزنش‏کنندگان در آنان تأثیرى ندارد؛ سیماى آنان سیماى راستان است، و سخن ایشان سخن نیکان؛ آبادکنندگان شبند (به شب‏زنده‏دارى) و مشعل فروغ‏گستر روزند (به عدالت‏گسترى)؛ گردنکشى نمى‏کنند و بزرگى نمى‏جویند و خیانت نمى‏ورزند و فساد نمى‏کنند؛ قلبهاشان در بهشت است و بدنهاشان در کار و کوشش.

الحیاة / ترجمه احمد آرام، ج‏1، ص: 465