عید نوروز که چی ؟
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: عید نوروز که چی ؟

متوکل ابراهیم بن عباس صولى را خواست و فرمود که با مؤبد در باره نوروز هم نظرى کند، و روزها را حساب کند و یک قانون ثابتى تنظیم نماید، و تأخیر نوروز را بهمه شهرستانها ابلاغ کند، و موافقت شد که نوروز به 17 حزیران پس افتد و سال 243 هجرى در محرّم نامه‏ها بهمه شهرستانها فرستاده باشد، و بخترى در باره آن قصیده‏اى در مدح متوکّل سرود، و متوکّل کشته شد و این کار بسامان نرسید، تا معتضد بخلافت برخاست و شهرستانها را از شورشیان باز گرفت، و بامور رعیت پرداخت، و مسأله کبیسه را مهمترین کار خود ساخت و باتمام رساند و نوروز را پس انداخت، جز اینکه نظرى جز نظر متوکل داد.

چون متوکل فاصله را تا آغاز تاریخ یزدجرد در نظر گرفت و معتضد تا زوال ملک فرس و هلاک یزدجرد، بگمان اینکه اهمال کبیسه از این زمان بوده، و آن 243 سال بود و 4/ 1 روز در آنها برابر 60 روز کسرى شد، و آن را بسال افزود و نوروز را دو ماه پس انداخت و برابر یکم خرداد ماه آن سال شد و 11 حزیران، و بناى نوروز را بر کبیسه روم نهاد تا با آنها در کبیسه ماهها برابر باشد، و متصدى انجام این کار وزیرش أبو القاسم نواده سلیمان بن وهب بود، و على بن یحیى در این باره سرود.

روز نوروزت یکى باشد نیفتد پیش و پس‏

 

در حزیران تا همیشه یازدهم در دسترس‏

     

 

و او گرچه در تحصیل نوروز دقت کرد ولى نوروز فرس را بدست نیاورد، زیرا رها شدن کبیسه نزدیک 70 سال پیش از هلاک یزدجرد بود، زیرا آنان در زمان یزدجرد پسر شاپور دو ماه کبیسه کردند، یکماه براى پس انداختن سال که لازم بود، و نشانه‏گذارى شد و نوبت بآبانماه میرسید چنانچه آن را یاد آریم و یکماه براى آینده که تا مدّت درازى از آن فراغت باشد.

و چون از فاصله میان یزدجرد بن شاپور را تا او 120 سال کم کنیم هفتاد سال میماند تقریبا زیرا تواریخ فرس مشوّش هستند و سهم 4/ 1 این 70 سال نزدیک 17 روز است و باید نوروز را 77 روز پس انداخت نه 60 روز و بنا بر آن نوروز 28 حزیران مى‏شود، ولى متصدّى پنداشت روش کبیسه فرس موافق کبیسه روم است و روزها را از زمان هلاک و ملک آنها در حساب گرفت و مطلب بر خلاف آنست چنانچه بیان کردیم و بیان خواهیم کرد.

سپس گفته: این آخرین تاریخ مشهور در جهانست، و شاید ملّتهاى بسیار دور از ما را تاریخها باشد که بما نرسیده یا متروک شده مانند گبران که در کیش خود آغاز هر تاریخ را قیام هر پادشاه خود میدانستند بترتیب و چون پادشاهى میمرد تاریخ گذشته را رها میکردند و از جلوس شاه جانشین او آغاز میکردند (پایان آنچه میخواستم از کتابش بیاورم).

این گفته اگر چه ترک کبیسه را از زمان یزدجرد تأیید میکند و گردش نوروز را در فصول میرساند، ولى دلیل بر اسقاط نمیشود و با برخى ضوابط گذشته هم منافات دارد، و در آنچه بعد از او نقل کنیم مؤیّد آن هم بیاید.

و خلاصه: امر در باره اخبار وارده در این موضوع بچند وجه دور میزند.

یکم: نظر اخبار باسقاط 4/ 1 و همه 5 روز است چنانچه سال پادشاهان پیشدادى و برخى ملوک هند بوده که در پیش بدان اشاره کردیم و فرموده او در خبر معلّى هم بدان اشاره دارد که فرموده «اینها روزهاى دیرینى هستند از ماههاى دیرین که هر ماهى 30 روز بوده بى‏کم و بیش، و مؤیّد آنست اخبار بسیارى که دلالت دارند سال 360 روز است و آغاز فروردین بدین حساب نوروز است.

و بر آن اعتراض مى‏شود که حواله نوروز و سال بر قرارداد متروکى که نه معین است و نه آغاز ماهش معلوم است از قانون‏گذار دور است.

دوم: بر پایه نوروز فرس قدیم باشد که بیانش گذشت و این قوى است ولى بنیادگذارى یک امر شرعى بر وضعى تغییر پذیر که در هر زمانى بدنبال فرمان یک پادشاه جور است و دچار غفلت و ناتوانى از انجام کبیسه چنانچه در دوران یزدجرد رخ داد بسیار دور است از باور بعلاوه ظاهر اینست که فضیلت این روز یا براى امور مقارن آنست و احوال واقع در آن که بسیارى از آنها پیش از زمان یزدجرد بوده و بر پایه کبیسه بوده و پس از آن سقوط کرده، یا براى برخى اوضاع فلکیه یا زمینى است مانند ورود خورشید در برجى و دخول برجى از بروج یا درجه‏اى از آن یا پدید شدن گل و روئیدن گیاه و درخت و جز آن و هیچ کدام از آنها وابسته به نوروز باین معنى نیستند که در فصول جابجا مى‏شود و با این باز هم از نظر دلیل اقوى از همه است.

سوم: بر پایه نوروز قدیم بر اساس کبیسه در 120 سال چنانچه دانستى چون در فرس همان نوروز اصیل بوده، و رها کردن کبیسه براى مشوّش شدن وضع و ناتوانى از ضبط قواعد رخ داده، و باز هم اعتراض گذشته مى‏آید که یک تکلیف عام مشترک میان عوام و خواصّ نمى‏تواند مبنى بر یک امر مشکل باشد که جز یک استاد یگانه در نجوم و هیئت از آن خبر ندارد، بلکه براى هیچ کس شناخت حقیقت آن میسّر نیست جز آنکه گفته شود قاعده آن را امام بمعلّى آموخته و او روایت نکرده یا مردم از او روایت نکرده‏اند و آن هم بعید است.

چهارم: اینکه مراد همان نوروزیست که اکنون میان منجمان معروف است که دخول خورشید ببرج حمل است براى آنکه امام علیه السّلام میدانسته قانون فرس قدیم همین بوده، و آن را وانهادند و بدنبال کبیسه 120 ساله رفتند براى آسان شدن کارشان‏ یا گفته شود نوروز فرس آغاز فروردین بوده با رعایت کبیسه بهر وضع از کم و بیش در زمان و شامل نوروز جلالى هم هست گرچه این نوع هنوز مورد عمل نشده بوده.

و مؤیّد آنست که منجمان فرس و دیگران آغاز سال را بتحویل خورشید بحمل مقرر داشته‏اند چنانچه کوشیار در کتاب مجمل الاصول گفته «معلوم است که آغاز سال جهان همان تحویل خورشید است باول ثانیه از برج حمل و طالع آن طالع سال است» و مانند آن از کلمات آنها، خبر هم میگوید نوروز آغاز سال فرس است و باز تأیید شده باینکه در آغاز آفرینش جهان خورشید در حمل بوده و باینکه چون ما پس گرد حساب کنیم دریابیم که عید غدیر در سال 10 هجرى مطابق نزول خورشید باول حمل بوده، طبق برخى ارصاد و طبق برخى یک روز پیش از آن بوده چنانچه ابن فهد- ره- بدان اشاره کرده، و طبق برخى دو روز چنانچه دیگرى گفته، و موافقت برخى ارصاد کافى است.

و باینکه آغاز حمل آغاز نموّ بدن جانداران و درختان و گیاهها است چنانچه خدا سبحانه فرموده «آیا ندانید که خدا زمین را پس از مرگش زنده میکند» (اختلافى با آیه 19 و 50 سوره روم و 17 سوره- الحدید دارد) و قدرت و حکمت و لطف و رحمت صانع در آن نمایان شود، و سزاوارتر است که شکر پروردگار کریم نمود و آن را آغاز سال و عید بزرگ دانست، و سخن در باره بیشتر اینها گذشت.

و دلیل بر اینکه این مقصود از روایت نیست اینست که آن در زمان امام صادق علیه السّلام مشهور و معمول نبوده است با اینکه معلّى میگوید: من روز نوروز نزد امام صادق علیه السّلام رفتم. و باید آن روز معروف باشد در آن زمان، و در آن زمان جز تاریخ یزدجردى وجود نداشته است و این درست نیاید جز با تکلف و بست و بندى که ما در آغاز بدان اشاره کردیم‏ «1».

______________________________
(1) باید گفت عید و مراسم عید یک امر قراردادى است و جعلى و هر ملتى نظر به پیشامدهاى ملى و عقائد و احساسات مناسب با خود روزى یا چند روز را در سال عید مقرر سازند و در آن مراسمى موافق عقیده و احساسات خود برپا دارند و بر آن نامى نهند مانند عید نوروز در ملت فرس، کرسیمس در مسیحیان، فصح در یهود و موضوع عید نوروز توافق ملت پارس است بر یک روز در سال براى انجام مراسم شادى و این مراسم بر دو نوع است.

مشروع و مستحسن از نظر اسلام مانند دیدار یک دیگر و تهنیت و هدیه بهم دادن و گذشت از بدیهاى یک دیگر و مانند آنها و کارهاى نامشروع از ساز و آواز و مى‏خوارى و مانند آن و منظور روایات این باب روز مشخص نیست بلکه هر روزى که به قرارداد فارسیان مسلمان که معاصر امام صادق علیه السّلام بودند بعنوان عید شناخته شود یا بعد از آن این عنوان را پیدا کند مورد توجه است و در شرع از نظر عید بودن پذیرفته شده ولى مراسم نامشروع آن الغاء شده و مراسم مشروع و مستحسن چون غسل و تنظیف و عطر زدن و نماز بجاى آن مقرر شده.

و بعبارت دیگر نوروز در روایات روز نوعى است نه روز شخصى تا نیاز باین همه جستجو و بحث داشته باشد و تحقق آن بعرف مسلمانان فرس است بهر وجهى و بهر وضعى و در هر تاریخى و هر روزى مورد این توافق شد و نزد آنها عید نوروز مقرر شد موضوع تعظیم و بزرگداشت و اعمال مقرره است و شاید منظور از روزهائى که در آن بیان شده چون مبعث و غدیر و فتح مکه اینست که این روزها هم صلاحیت دارند که عید باشند و در آنها مراسم مشروع عید انجام شود و نیاز بتوجیه هم ندارند (شرح مترجم)

آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 54)، ج‏3، ص:117 -  118