ایمان و وحدت جامعه اعتقادى‏
ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: ایمان و وحدت جامعه اعتقادى‏

قرآن‏

1 یا أَیُّهَا الرُّسُلُ کُلُوا مِنَ الطَّیِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً، إِنِّی بِما تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ* وَ إِنَّ هذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً واحِدَةً، وَ أَنَا رَبُّکُمْ فَاتَّقُونِ* « سوره مؤمنون (23): 52- 51» اى فرستادگان، از چیزهاى پاکیزه بخورید و کار نیکو کنید که من بر آنچه مى‏کنید آگاهم* این مردمان امت شمایند، امتى یگانه و یک دین، و من پروردگار شمایم، از من پروا کنید* 2 إِنَّ هذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً واحِدَةً، وَ أَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ‏* « سوره انبیا (21): 92» این مردم، که همه بر یک دینند و یگانه، امت شمایند، و من پروردگار شمایم، مرا بپرستید*

3 وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْکُمْ خَاصَّةً، وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقابِ‏* « سوره انفال (8): 25» از فتنه‏اى بترسید که تنها مخصوص ستمکاران شما نیست (بلکه همه را فرا مى‏گیرد و همه در آن گرفتارى و آزمون شریک خواهند بود)، و بدانید که خدا سخت کیفر است*

حدیث‏

1 الامام الصادق «ع»: .. من کان خاضعا فی السّرّ، کان حسن المعاشرة فی العلانیة. فعاشر الخلق للَّه! و لا تعاشرهم لنصیبک من الدّنیا، و لطلب الجاه و الرّیاء و السّمعة .. و اجعل من هو أکبر منک بمنزلة الأب، و الأصغر بمنزلة الولد، و المثل بمنزلة الاخ. و لا تدع ما تعمله یقینا من نفسک بما تشکّ فیه من غیرک! و کن رفیقا فی امرک بالمعروف، شفیقا فی نهیک عن المنکر! و لا تدع النّصیحة فی کلّ حال! قال اللَّه عزّ و جلّ: «وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً» « سوره بقره (2): 83» ..

و لا یحملنّک رؤیتهم إلى المداهنة على الحقّ! فإنّ ذلک هو الخسران المبین العظیم .. ««بحار» 74/ 160»

امام صادق «ع»: آنکه در نهان فروتن و خاضع است، در آشکار نیکو معاشرت است. پس با خلق براى خدا معاشرت کن، نه براى بهره دنیا و جاه‏طلبى و ریا و خوشنامى ... و آن را که از تو بزرگتر است همچون پدر، و آن را که کوچکتر است همچون پسر، و آن را که همانند تو است همچون برادر خویش در نظر بگیر. و کارى را که خود از روى یقین انجام مى‏دهى با شکى که در دیگران بینى، ترک مکن. و به هنگام «امر به معروف» کردن دوست باش، و به هنگام «نهى از منکر» کردن مهربان. و در هیچ حال نصیحتگویى و خیرخواهى دیگران را فراموش مکن. خداى بزرگ گفته است: وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً به مردمان سخن خوب بگویید» ... و مبادا حضور مردم (و رودربایستى از آنان) تو را بر آن بدارد تا در گفتن حق پرده‏پوشى کنى که زیان بزرگ آشکار خود همین است.

2 الامام السجاد «ع»- من رسالته فی الحقوق، المعروفة: .. و حقّ أهل ملّتک إضمار السّلامة و الرّحمة لهم، و الرّفق بمسیئهم، و تألّفهم، و استصلاحهم، و شکر محسنهم، و کفّ الأذى عنهم، و تحبّ لهم ما تحبّ لنفسک، و تکره لهم ما تکره لنفسک، و أن تکون شیوخهم بمنزلة أبیک، و شبابهم بمنزلة اخوتک، و عجائزهم بمنزلة أمّک، و الصّغار بمنزلة أولادک. ««خصال» 2/ 570»

امام سجاد «ع»: حق همدینان تو بر تو آن است که در دل خود براى آنان سلامت و رحمت بخواهى، و با بد کار ایشان مهربان باشى، و آنان را به خود نزدیک سازى، و به اصلاحشان بپردازى، و از نیکوکارشان سپاسگزارى کنى، و از رسیدن آزار به ایشان جلوگیرى، و آنچه را براى خود دوست مى‏دارى براى آنان دوست بدارى، و آنچه را به خود نمى‏پسندى به آنان نپسندى، و پیرانشان را به منزله پدر خود بدانى و جوانانشان را به منزله برادر، و پیرزنانشان را به منزله مادر، و خردسالانشان را به منزله فرزند.

3 الامام السجاد «ع»: یا زهرىّ! و ما علیک أن تجعل المسلمین منک بمنزلة اهل بیتک، فتجعل کبیرهم بمنزلة والدک، و تجعل صغیرهم بمنزلة ولدک، و تجعل تربک منهم بمنزلة أخیک. فأیّ هؤلاء تحبّ أن تظلم؟ و أیّ هؤلاء تحبّ أن تدعو علیه؟ و أیّ هؤلاء تحبّ أن تهتک ستره؟ .. ««بحار» 71/ 230»

امام سجاد «ع»: اى محمد بن مسلم زهرى! مسلمانان را همچون اهل خانه خود بدان، پس بزرگشان را پدر خود گیر، و کوچکشان را فرزند خود، و همسنّ خود را برادر! آیا به کدام یک از اینان (پدر، فرزند، برادر خود) دوست دارى ستم کنى؟ و کدام یک را دوست دارى که طرف دعوا قرار دهى؟ (یا به زیان او ادعایى کنى) و کدام یک را دوست دارى که راز نهانش را آشکار کنى و آبرویش را بریزى؟

4 الامام الصادق «ع»- سئل عن قسمة بیت المال فقال: اهل الاسلام هم أبناء الاسلام، أسوّی بینهم فی العطاء، و فضائلهم بینهم و بین اللَّه. أحملهم کبنی رجل واحد، لا یفضّل احد منهم لفضله و صلاحه فی المیراث على آخر ضعیف منقوص .. ««وافى» 2 (م 6)/ 29»

امام صادق «ع»- از تقسیم بیت المال پرسیدند، گفت: اهل اسلام فرزندان اسلامند. من همه را در بخشش برابر قرار مى‏دهم. اگر هر یک فضیلتى و مزیتى دارند میان خود و خدایشان است. من آنان را همچون پسران یک پدر به شمار مى‏آورم، که اگر یکى از آنان فضل و صلاحى دارد، و دیگرى گرفتار ضعف و نقصى است، این چیزها در تقسیم ارث میان آنان تاثیرى ندارد.

5 الامام الصادق «ع»: المؤمن أخو المؤمن، کالجسد الواحد، إن اشتکى شیئا منه وجد ألم ذلک فی سائر جسده. ««اصول کافى» 2/ 166»

امام صادق «ع»: مؤمن برادر مؤمن است، همچون تن واحد، که اگر جایى از آن آسیب بیند، درد آن را جاهاى دیگر تن احساس مى‏کند.

6 الامام الباقر «ع»: المؤمنون فی تبارّهم و تراحمهم و تعاطفهم کمثل الجسد، إذا اشتکى تداعى له سائره بالسّهر و الحمّى. ««بحار» 74/ 234»

امام باقر «ع»: مؤمنان در نیکى کردن و مهربانى و دلسوزى نسبت به یک دیگر همچون تن واحدند، که اگر جایى از آن دردمند شود باقى جاها، در بیدارى و تب و سوز آن همدردى مى‏کنند.

7 الامام الصادق «ع»: .. لا و اللَّه! لا یکون [المؤمن‏] مؤمنا ابدا حتى یکون لاخیه مثل الجسد: اذا ضرب علیه عرق واحد، تداعت له سائر عروقه. ««بحار» 74/ 233»

امام صادق «ع»: نه، به خداى سوگند! مؤمن نیست تا آنکه براى برادر مؤمن خویش همچون تن او باشد، که اگر رگى از آن ضربه خورد، رگهاى دیگر نیز درد آن را حس کنند.

8 النبی «ص»: لتأمرنّ بالمعروف و لتنهنّ عن المنکر، أو لیسلّطنّ اللَّه شرارکم على خیارکم، فیدعو خیارکم فلا یستجاب لهم. ««بحار» 93/ 378»

پیامبر «ص»: امر به معروف و نهى از منکر کنید، و گر نه خدا بدان شما را بر نیکانتان چیره مى‏کند، و چون چنین شود، هر چه نیکان دعا کنند خدا مستجاب نخواهد کرد.

بنگرید! پیوستگى اجتماع اعتقادى چنان است که همه مسئول یک دیگرند، و همه برخوردار از پیامدهاى کردار نیک، و زیانمند از پیامدهاى کردار زشت دیگران. این است که باید یک دیگر را به کارهاى نیک، «آمرانه» بخوانند، و از کارهاى زشت، «ناهیانه» باز دارند. و اگر این نظارت فعال، از روى اعمال اجتماع و افراد اجتماع برداشته شد، و بى‏مسئولیتى جاى مسئولیت‏گرایى را گرفت، امیال و اغراض به کار مى‏افتد، و بد و بدى در جامعه رواج مى‏یابد، و بدان بسیار مى‏شوند و نیرو مى‏یابند و بر مردم مسلط مى‏گردند. و چون چنین شود هر چه نیکان و پاکان براى نجات جامعه و رهایى مردم دعا کنند، خدا دعاى آنان را پاسخ نخواهد داد؛ براى آن کوتاهى که در «امر به معروف» و «نهى از منکر» کردند، و خود باعث چیرگى بدى و خیرگى بدان گشتند.

9 الامام الباقر «ع»: أوحى اللَّه الى شعیب النّبی «ع»: إنّی معذّب من قومک مائة ألف، اربعین ألفا من شرارهم و ستّین ألفا من خیارهم. فقال: یا ربّ! هؤلاء الأشرار، فما بال الاخیار! فأوحى اللَّه عزّ و جلّ الیه: «داهنوا أهل المعاصی و لم یغضبوا لغضبی». ««وسائل» 11/ 416»

امام باقر «ع»: خدا به شعیب پیغمبر «ع» وحى کرد که «صد هزار تن از قوم تو را عذاب خواهم کرد، چهل هزار از بدان، و شصت هزار از نیکان». شعیب گفت: پروردگارا! اشرار درست، اخیار چرا؟ خداى بزرگ به او وحى کرد: «چون با اهل معاصى سازگارى کردند و براى خشم من خشم نگرفتند».

الحیاة / ترجمه احمد آرام، ج‏1، ص:412 -  415