نقش ایمان در جهتگیرى اجتماعى‏
ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: ایمان به حکومت خدا و طرد طاغوت‏ ،نقش ایمان در جهتگیرى اجتماعى‏ ،ارتباط ایمان با اجتماع‏

أ- ایمان به حکومت خدا و طرد طاغوت‏

قرآن‏

1 ... فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ، فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏، لَا انْفِصامَ لَها .. « سوره بقره (2): 256» هر که به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد، به دستگیره استوار (عروة الوثقى) چنگ زده است، که آن را گسستى نیست ...

ب- ارتباط ایمان با اجتماع‏

حدیث‏

1 الامام الباقر «ع»: قال رسول اللَّه «ص»: من فارق جماعة المسلمین، فقد خلع ربقة الاسلام من عنقه. قیل: یا رسول اللَّه! و ما جماعة المسلمین؟

قال: جماعة اهل الحقّ و إن قلّوا. ««امالی» صدوق/ 297»

امام باقر «ع»: پیامبر اکرم گفت: هر که از جماعت مسلمین دورى گزیند، بند اسلام را از گردن خود برداشته است؛ گفتند: اى پیامبر خدا، جماعت مسلمانان کدام است؟ گفت: جماعت پیروان حق، هر چند اندک باشند.

2 الامام الصادق «ع»: من خلع جماعة المسلمین قدر شبر، خلع ربقة الایمان من عنقه. « «وسائل» 5/ 377»

امام صادق «ع»: هر که از جماعت مسلمانان به اندازه یک وجب دورى گزیند، بند ایمان را از گردن خود باز کرده است.

3 النبی «ص»- قال لقوم: لتحضرنّ المسجد، او لأحرقنّ علیکم منازلکم!. ««وسائل» 5/ 376»

پیامبر «ص»- به گروهى گفت: به مسجد حاضر مى‏شوید، یا خانه‏هاتان را بر سرتان آتش بزنم؟!

4 الامام الصادق «ع»: إنّ قوما جلسوا عن حضور الجماعة، فهمّ رسول اللَّه «ص» ان یشعل النّار فی دورهم، حتى خرجوا و حضروا الجماعة مع المسلمین. « «مستدرک» 1/ 489»

امام صادق «ع»: گروهى از حضور در نماز جماعت بازایستادند، پیامبر خدا عزم آن کرد تا خانه‏هاشان را آتش زند؛ از آن پس از خانه درآمدند و در نماز جماعت حاضر شدند.

بنگرید! این احادیث مشتمل است بر آموزشهایى سازنده و سترگ، آموزشهایى که ابعاد انسانى و مکتبى آنها همواره در خور ژرفنگرى بسیار است، به ویژه براى مربّیان و جامعه‏سازان.

انسان در ارتباط با دیگر افراد و اداى دین انسانى و اجتماعى خود نسبت به آنان به کمال مطلوب مى‏رسد. انسان بى‏توجّه به دیگران و بیخبر از احوال مردمان چیزى از انسانیّت کم دارد.  و چگونه چنین فردى از نظر اسلام پذیرفته است. اسلام انسان مسئولیّت‏شناس را مى‏پذیرد، و از بزرگترین مسئولیّتها مسئولیّت نسبت به همنوع است، بویژه که همواره در جامعه اشخاصى هستند که به دلایلى نیازمند مساعدت دیگرانند.

اسلام یک پیوند شبانه‏روزى و مستمر میان افراد برقرار کرده است، و بدان وسیله انسانها را در یک وحدت روحانى و فشرده سامانى استوار داده است، و آن وحدت روحانى نماز جماعت و حضور در آن است. این است که پیامبر اکرم «ص»- که دلسوزترین هادى و مربّى انسان و انسانیّت است- براى هر چه بیشتر استوارسازى پیوندهاى خدایى- انسانى مردم، کسانى را که پیوندهاى انسانى و اسلامى را بگسلند و از حضور در کانون سازنده مساجد بازایستند، با چنان تندى تهدید مى‏کند. و این نشانه نهایت علاقه یک راهبر الهى و مربّى بزرگ است به سعادت انسان.

احکام و عبادات اسلامى، فایده‏ها و فلسفه‏ها و حکمتهایى عمیق و ژرف دارند، حکمتها و فایده‏هایى فردى و اجتماعى، جسمى و روحى، دنیوى و اخروى، که باید براى فهم شایسته آنها و فهمانیدن به دیگران کوشش کرد.

5 الامام الکاظم «ع»: ثلاث موبقات: نکث الصّفقة، و ترک السّنّه، و فراق الجماعة. ««بحار» 2/ 266»

امام کاظم «ع»: سه چیز مایه هلاکت است: شکستن معامله، ترک سنت، و دورى گزیدن از جماعت.

6 الامام الصادق «ع»- فیما رواه عن النبی «ص»: لا صلاة لمن لم یصلّ فی المسجد مع المسلمین، إلّا من علّة. ««وسائل» 5/ 377»

امام صادق «ع»- به نقل از پیامبر اکرم: نماز کسى که بى‏علتى در مسجد با مسلمانان نماز نگزارد، نماز نیست.

7 النبی «ص»: إذا سئلت عمّن لا یشهد الجماعة فقل: لا أعرفه. ««مستدرک» 1/ 489»

پیامبر «ص»: اگر از تو در باره کسى که در نماز جماعت حاضر نمى‏شود بپرسند، بگو: او را نمى‏شناسم.

8 النبی «ص»: جاءنی جبرئیل فقال لی: یا أحمد! الاسلام عشرة أسهم، و قد خاب من لا سهم له فیها. أوّلها شهادة أن لا إله إلّا اللَّه و هی الکلمة ..

و التّاسعة، الجماعة، و هی الألفة .. ««وسائل» 1/ 14»

پیامبر «ص»: جبرئیل نزد من آمد و گفت: اى احمد! اسلام ده سهم (بخش) است؛ و آنکه در آن هیچ سهمى نداشته باشد امیدى نمى‏تواند داشت. نخستین این بخشها گواهى دادن به یگانگى خدا است، لا اله الّا اللَّه، و این کلمه توحید است ... و نهمین بخش جماعت و حضور در جماعت است، که مایه انس گرفتن با دیگران است ...

9 النبی «ص»: جماعة امّتی اهل الحقّ، و إن قلّوا. ««تحف العقول»/ 40» پیامبر «ص»: جماعت امت من اهل حق‏اند، هر چند اندک باشند.

10 الامام علی «ع»: ... فإیّاکم و التّلوّن فی دین اللَّه! فإنّ جماعة فیما تکرهون من الحقّ، خیر من فرقة فیما تحبّون من الباطل. و إنّ اللَّه سبحانه لم یعط أحدا بفرقة خیرا، ممّن مضى و لا ممّن بقی .. « «بحار» 93/ 325»

امام على «ع»: از دو رنگى در دین خدا بپرهیزید! زیرا که اجتماع کردن در امر حقى که از آن اکراه دارید، بهتر است از جدا بودن در امر باطلى که آن را دوست مى‏دارید. خداى سبحان به احدى در جدایى خیر نمى‏دهد، نه از گذشتگان و نه از آیندگان ...

11 الامام علی «ع»: .. أمّا الفرقة، فأهل الباطل و إن کثروا. و أمّا الجماعة، فأهل الحقّ و إن قلّوا. « «بحار» 93/ 325.»

امام على «ع»: جدایى و تفرقه، از آن اهل باطل است، هر چند زیاد باشند؛ و اجتماع و جماعت از آن اهل حق، هر چند اندک باشند.

الحیاة / ترجمه احمد آرام، ج‏1، ص:405 -  407