راهها و روشهاى نشر اندیشه و شناخت‏
ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: راهها و روشهاى نشر اندیشه و شناخت‏

أ- فراهم آوردن زمینه مساعد

قرآن‏

1 وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا، أَصْحابَ الْقَرْیَةِ، إِذْ جاءَهَا الْمُرْسَلُونَ* إِذْ أَرْسَلْنا إِلَیْهِمُ اثْنَیْنِ، فَکَذَّبُوهُما، فَعَزَّزْنا بِثالِثٍ، فَقالُوا: إِنَّا إِلَیْکُمْ مُرْسَلُونَ* قالُوا: ما أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا وَ ما أَنْزَلَ الرَّحْمنُ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَکْذِبُونَ* قالُوا: رَبُّنا یَعْلَمُ إِنَّا إِلَیْکُمْ لَمُرْسَلُونَ‏* .. وَ جاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِینَةِ رَجُلٌ یَسْعى‏، قالَ: یا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِینَ* اتَّبِعُوا مَنْ لا یَسْئَلُکُمْ أَجْراً وَ هُمْ مُهْتَدُونَ* وَ ما لِیَ لا أَعْبُدُ الَّذِی فَطَرَنِی وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ‏؟* « سوره یس (36): 16- 13 و 22- 20» اهل آن قریه را براى ایشان مثل بزن، که فرستادگان ما بدان جا رفتند* چون دو تن را نزد مردم آن سامان فرستادیم، آنان را دروغگو خواندند، این شد که با فرستاده سومى آن دو را تقویت کردیم، و آنان به آن مردم گفتند: ما را به نزد شما به رسالت فرستاده‏اند* اهل قریه گفتند: شما جز آدمیزاده‏هایى همچون ما نیستید، خداى چیزى نفرستاده است، و شما دروغ مى‏گویید* فرستادگان گفتند: پروردگار ما مى‏داند که ما رسولانیم مأمور هدایت‏ شما* ... و مردى از کنار شهر دوان آمد و گفت: اى مردم! از فرستادگان پیروى کنید* از کسانى پیروى کنید که مزدى از شما نخواهند و خود راهیافته‏اند* چرا نباید کسى را پرستش کنم که مرا آفریده است و شما به سوى او باز خواهید گشت؟* 2 وَ لَقَدْ آتَیْنا إِبْراهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ، وَ کُنَّا بِهِ عالِمِینَ* إِذْ قالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ: ما هذِهِ التَّماثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَها عاکِفُونَ؟* قالُوا: وَجَدْنا آباءَنا لَها عابِدِینَ* قالَ: لَقَدْ کُنْتُمْ أَنْتُمْ وَ آباؤُکُمْ فِی ضَلالٍ مُبِینٍ* قالُوا: أَ جِئْتَنا بِالْحَقِّ أَمْ أَنْتَ مِنَ اللَّاعِبِینَ؟* قالَ: بَلْ رَبُّکُمْ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ، الَّذِی فَطَرَهُنَّ، وَ أَنَا عَلى‏ ذلِکُمْ مِنَ الشَّاهِدِینَ* وَ تَاللَّهِ لَأَکِیدَنَّ أَصْنامَکُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِینَ‏* « سوره انبیا (21): 57- 51» به ابراهیم، از پیش، رشد و راهشناسى دادیم و ما به شایستگى او دانا بودیم* یاد کن آن هنگام را که به پدر و قوم خود گفت که این تندیسها چیست که به پرستش آنها مى‏پردازید؟* گفتند: دیدیم که پدران ما نیز به پرستش آنها مى‏پرداختند* گفت: شما و پدرانتان تا بودید در گمراهیى آشکار بودید* گفتند: آیا پیامى جدّى و راستین بر ما عرضه مى‏دارى، یا از سر شوخى سخن مى‏گویى؟* گفت: (شوخى و بازى نیست) بلکه پروردگار شما همان پروردگار آسمانها و زمین است، او آنها را آفریده است، و من در این باره نزد شما گواهى مى‏دهم* و به خداى سوگند که چون رفتید و بدینجا پشت کردید، کارى چاره‏ساز بر سر بتان شما خواهم آورد*

ب- اقدام کردن و درگیر شدن‏

قرآن‏

1 فَقاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ، لا تُکَلَّفُ إِلَّا نَفْسَکَ، وَ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ‏ .. « سوره نسا (4): 84» (اى پیامبر!) تو خود در راه خدا کارزار کن که جز تو کسى بدان مکلف نیست، و مؤمنان را نیز بدان ترغیب کن ...

2 فَجَعَلَهُمْ جُذاذاً إِلَّا کَبِیراً لَهُمْ، لَعَلَّهُمْ إِلَیْهِ یَرْجِعُونَ* قالُوا: مَنْ فَعَلَ هذا بِآلِهَتِنا، إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِینَ* قالُوا: سَمِعْنا فَتًى یَذْکُرُهُمْ یُقالُ لَهُ إِبْراهِیمُ‏* « سوره انبیا (21): 60- 58» پس آنگاه ابراهیم (به درون بتخانه پاى نهاد) و آن بتها را ریزه ریزه کرد مگر بت بزرگ را، تا شاید (براى رسیدگى) به نزد او بازآیند (و دریابند که آن بتان چیزى نیستند و توانى ندارند)* (و چون بازآمدند) گفتند: چه کسى با خدایان ما چنین کرده؟ هر که هست از ستمکاران است* (برخى در پاسخ) گفتند: شنیدیم جوانى از آنها به بدى یاد مى‏کرد که او را ابراهیم خوانند*

ج- آیین تبلیغ‏

قرآن‏

1 ادْعُ إِلى‏ سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ، وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ، وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ‏ .. « سوره نحل (16): 125» مردمان را به راه خداى خود، با حکمت و دانایى، و با وعظ نیکو فراخوان، و (چون کار به مجادله کشد) با آنان به بهترین گونه مجادله و گفتگو کن ...

(جدال به احسن کن).

د- تبلیغ موفّق‏

قرآن‏

1 وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ، إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ‏ .. « سوره ابراهیم (14): 4» هیچ پیامبرى را جز با زبان مردم خود او نفرستادیم، تا بتواند براى ایشان (مطالب و دانستنیها را) به روشنى باز گوید ...

2 نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ* عَلى‏ قَلْبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الْمُنْذِرِینَ* بِلِسانٍ عَرَبِیٍّ مُبِینٍ‏* « سوره شعرا (26): 195- 193» قرآن را فرشته وحى فرود آورد* بر قلب تو تا از بیم دهندگان باشى* به زبان روشن روشنگر** در این باره به بابهاى مناظره، در حدیث و سنت، مراجعه کنید تا معلوم شود که راهنمایان یکتاپرستى با چه روشى مردمان را به حق فرا مى‏خواندند، و چگونه اندیشه ایمان و راستى را به نیکوترین وجه و شایسته‏ترین راه مناسب با ذهنها و اندیشه‏ها و اجتماعات منتشر مى‏ساختند.

ه- کردار مبلّغ و نقش آن در موفقیت تبلیغ‏

قرآن‏

1 وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ‏ وَ قالَ: إِنَّنِی مِنَ الْمُسْلِمِینَ‏؟* « سوره فصّلت (41): 33» گفته چه کس نیکوتر از گفته کسى است که مردمان را به خدا فراخواند، و خود عمل صالح کرد، و گفت که من نیز از مؤمنان به اسلامم* 2 یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا، لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ؟* کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ‏* « سوره صف (61): 3- 2» اى کسانى که ایمان آورده‏اید، چرا چیزى مى‏گویید که به آن عمل نمى‏کنید؟* اینکه چیزى بگویید که خود بدان عمل نکنید، سخت در نزد خدا زشت است*

حدیث‏

1 النبی «ص»: یا أبا ذرّ! مثل الّذی یدعو بغیر عمل، کمثل الّذی یرمی بغیر وتر. ««مکارم الاخلاق»/ 548»

پیامبر «ص»: اى ابا ذر! مثل کسى که بى‏عمل دعوت کند، همچون مثل کسى است که با کمان بى‏زه تیراندازى کند.

2 الامام الصادق «ع»: کونوا دعاة للنّاس بغیر ألسنتکم، لیروا منکم الورع‏ و الاجتهاد، و الصّلاة و الخیر، فإنّ ذلک داعیة. ««وسائل» 11/ 194»

امام صادق «ع»: مردمان را تبلیغ کنید، اما نه با گفتار بلکه با کردار، تا ببینند که شما خود اهل پرهیزپیشگى و کوشش و نماز و عبادت و کار نیکید.

تبلیغ واقعى این است.

3 الامام الصادق «ع»: إنّ العالم اذا لم یعمل بعلمه، زلّت موعظته عن القلوب، کما یزلّ المطر عن الصّفا. ««منیة المرید»/ 48»

امام صادق «ع»: عالم که به علم خود کار نکند، پند او چنان از روى قلبها مى‏لغزد و فرو مى‏افتد که دانه باران از تخته سنگ هموار صاف.

الحیاة / ترجمه احمد آرام، ج‏1، ص:206 -  211