شناخت قوانین تاریخ‏
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: شناخت قوانین تاریخ‏

قرآن‏

1 أَ وَ لَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ؟ کانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ أَثارُوا الْأَرْضَ وَ عَمَرُوها أَکْثَرَ مِمَّا عَمَرُوها، وَ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّناتِ، فَما کانَ اللَّهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لکِنْ کانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ‏* « سوره روم (30): 9» آیا در زمین نگشتند تا از پایان کار کسانى که پیش از ایشان بودند آگاه شوند، آنان که نیرومندیى بیشتر داشتند، و زمین را بیش از ایشان زیر و رو کردند و آباد ساختند، و رسولان با آیات روشن به نزد ایشان آمدند، آرى، خدا بر آنان ستم نکرد بلکه خود بر خویشتن ستم کردند* 2 تِلْکَ الْقُرى‏ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبائِها، وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّناتِ، فَما کانُوا لِیُؤْمِنُوا بِما کَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ، کَذلِکَ یَطْبَعُ اللَّهُ عَلى‏ قُلُوبِ الْکافِرِینَ‏* « سوره اعراف (7): 101» خبرهاى این قریه‏ها و شهرها را بر تو حکایت کردیم، که فرستادگان با آیات روشن نزد آن مردمان آمدند، لیکن آنان آنچه (آیین حق) را که پیشتر نیز دروغ شمرده بودند باز نپذیرفتند، و بدین گونه خدا بر دلهاى کافران مهر مى‏نهد*

3 قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِکُمْ سُنَنٌ، فَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ، فَانْظُروا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الْمُکَذِّبِینَ‏؟* « سوره آل عمران (3): 137» پیش از شما نیز سنتها (نهادهایى در روزگار و قانونهایى) جریان یافته است، اکنون در زمین به سیر و بررسى بپردازید تا بنگرید که سرانجام تکذیب‏کنندگان حق چگونه بوده است* 4 قُلْ: سِیرُوا فِی الْأَرْضِ، فَانْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الْمُجْرِمِینَ‏* « سوره نمل (27): 69» بگو: در زمین گردش کنید و بنگرید که پایان کار گناهکاران و بزهکاران چگونه بوده است*

حدیث‏

1 الامام الصادق «ع»: إنّ أبی حدّثنی، عن أبیه، عن جدّه، عن علیّ «ع»: أنّ رسول اللَّه «ص» قال: .. و أغفل الناس من لم یتّعظ بتغیّر الدّنیا من حال الى حال .. و أعلم الناس من جمع علم الناس إلى علمه. ««بحار» 77/ 112»

امام صادق «ع»: پدرم، از پدرانش، از على «ع» روایت کرد که پیامبر اکرم گفت: غافلترین مردمان کسى است که از دگرگون شدن دنیا از حالى به حالى دیگر پند نگیرد ... و داناترین مردمان کسى است که دانش مردمان را نیز به دانش خود بیفزاید.

2 الامام علی «ع»: .. لو اعتبرت بما مضى، حفظت ما بقی. « «نهج البلاغه»/ 981، عبده 2/ 81»

امام على «ع»: اگر از آنچه گذشته است عبرت بگیرى، آنچه را که باقى مانده است نگاه خواهى داشت.

3 الامام علی «ع»: الایمان على أربع دعائم: على الصّبر، و الیقین، و العدل، و الجهاد. و الیقین منها على أربع شعب: على تبصرة الفطنة، و تأوّل الحکمة، و موعظة العبرة، و سنّة الأوّلین. فمن تبصّر فی الفطنة، تبیّنت له الحکمة. و من تبیّنت له الحکمة، عرف العبرة، و من عرف العبرة، فکأنّما کان فی الأوّلین. « «نهج البلاغه»/ 1100- 1099، عبده 2/ 149»

امام على «ع»: ایمان بر چهار ستون تکیه دارد: صبر و یقین و عدل و جهاد ... و یقین داراى چهار شاخه است: روشن‏بینى هوشمندانه، و بهره‏ورى از حکمت، و پندپذیرى از پندمایه‏ها، و استفاده از سنتهاى گذشتگان. پس هر که در هوشمندى به بینش درست دست یابد، حکمت بر او آشکار شود، و هر که حکمت بر او آشکار شود، پند مایه‏ها را بشناسد، و هر که پندمایه‏ها را بشناسد، چنان است که گویى با گذشتگان زندگى کرده است.

4 الامام علی «ع»: .. و احذروا ما نزل بالأمم قبلکم من المثلات، بسوء الأفعال، و ذمیم الأعمال؛ فتذکّروا فی الخیر و الشّرّ أحوالهم، و احذروا أن تکونوا أمثالهم. فإذا تفکّرتم فی تفاوت حالیهم، فالزموا کلّ أمر لزمت العزّة به شأنهم، و زاحت الأعداء له عنهم، و مدّت العافیة فیه علیهم، و انقادت النعمة له معهم، و وصلت الکرامة علیه حبلهم: من الاجتناب للفرقة، و اللّزوم للألفة، و التّحاضّ علیها، و التّواصی بها. و اجتنبوا کلّ أمر کسر فقرتهم، و أوهن منّتهم: من تضاغن القلوب، و تشاحن الصّدور، و تدابر النّفوس، و تخاذل الأیدی. و تدبّروا أحوال الماضین من المؤمنین قبلکم کیف کانوا فی حال التّمحیص و البلاء؟ ألم یکونوا أثقل الخلائق أعباء، و أجهد العباد بلاء، و أضیق أهل الدّنیا حالا؟ اتّخذتهم الفراعنة عبیدا، فساموهم سوء العذاب، و جرّعوهم المرار، فلم تبرح الحال بهم فی ذلّ الهلکة و قهر الغلبة، لا یجدون حیلة فی امتناع و لا سبیلا الى دفاع، حتى اذا رأى اللَّه سبحانه جدّ الصّبر منهم على الأذى فی محبّته، و الاحتمال للمکروه من خوفه، جعل لهم من مضایق البلاء فرجا، فأبدلهم العزّ مکان الذّل، و الأمن مکان الخوف، فصاروا ملوکا حکّاما، و أئمّة أعلاما. و قد بلغت الکرامة من اللَّه لهم، ما لم تذهب الآمال إلیه بهم.

فانظروا کیف کانوا حیث کانت الأملاء مجتمعة، و الأهواء مؤتلفة، و القلوب معتدلة، و الأیدی مترادفة، و السّیوف متناصرة، و البصائر نافذة، و العزائم واحدة؟! ألم یکونوا أربابا فی أقطار الأرضین؟ و ملوکا على رقاب العالمین؟ فانظروا الى ما صاروا الیه فی آخر أمورهم، حین وقعت الفرقة، و تشتّتت الألفة، و اختلفت الکلمة و الأفئدة، و تشعّبوا مختلفین، و تفرّقوا متحاربین، قد خلع اللَّه عنهم لباس کرامته، و سلبهم غضارة نعمته، و بقی قصص أخبارهم فیکم، عبرة للمعتبرین منکم. ««نهج البلاغه»/ 803- 801»

امام على «ع»: از آن بر حذر باشید که عقوبتهایى که بر پیشینیان شما- در نتیجه بدکارى و زشت‏کردارى- رسید به شما نیز برسد. احوال خوب و احوال بد آنان را همواره به یاد آورید، و چنان کنید که امثال ایشان نباشید.

و چون در احوال خوب و احوال بد آنان اندیشیدید، کارهایى را برگزینید که سبب عزت و رفعت شأن ایشان بود، و دشمنان را از ایشان دور مى‏کرد، و عافیت را در میان ایشان پیوسته مى‏داشت، و نعمتها را در اختیار ایشان قرار مى‏داد، و مایه بزرگى و کرامت ایشان مى‏شد، یعنى دورى گزیدن از تفرقه، و پایفشارى بر اتحاد، و یک دیگر را بر آن برانگیختن و سفارش کردن.

همچنین از هر امرى دورى جویید که سبب شکست آنان بود، و از نیرومندیشان مى‏کاست: یعنى دشمندلى و کین‏توزى نسبت به یک دیگر، و پشت کردن به هم، و خوددارى از همپشتى و همدستى با یک دیگر. لازم است در احوال مؤمنان پیش از خود تدبر کنید که در هنگام رسیدن بلا و مورد آزمایش قرار گرفتن چگونه بودند؟ آیا مؤمنان در روزگاران قدیم، بارى سنگینتر از همه بر دوش نداشتند، و از همه بندگان خدا گرفتارتر نبودند، و از همه اهل دنیا تنگدست‏تر زندگى نمى‏کردند؟ فرعونها آنان را به بندگى گرفته بودند، و گونه گونه عذاب و شکنجه به ایشان مى‏چشانیدند. و چنان بود که نمى‏توانستند خویشتن را از خوارى مهلکه و سطوت پیروزمندان برهانند، نه حیله‏اى براى گریز داشتند و نه وسیله‏اى براى دفاع. تا آنگاه که خداى سبحان نگریست که ایشان در راه محبت او نهایت شکیبایى را در مقابل آزار و رنج از خود نشان دادند، و از ترس او همه آن ناملایمات را تحمل کردند. در آن هنگام براى آنان گریزگاهى از تنگناهاى محنت و بلا فراهم آورد. پس آنان را از ذلت به عزت و از ترس به امنیت رساند. و آنان فرمانروایانى حکمروا و پیشوایانى بنام گشتند. و خدا چندان کرامت آنان را افزایش داد که از پیشبینى رؤیایى آنان نیز درگذشت. اکنون یکى بنگرید که در آن هنگام که بزرگان قوم به هم پیوسته، و خواستها به هم آمیخته، و دلها بر حال اعتدال، و دستها در یک دیگر، و شمشیرها پشتیبان هم و بصیرتها نافذ، و عزیمتها یگانه بود، آن اقوام بر چه حالى قرار داشتند؟ آیا خداوندگاران آفاق نبودند، و بر همه جهانیان فرمان نمى‏راندند؟ و آنگاه به حالى نظر کنید که پس از تفرقه و پراکندگى و اختلاف کلمه‏ها و دلها و انشعاب پیدا- کردن و به جنگ با یک دیگر پرداختن، به آن رسیدند: خدا جامه عزت و کرامت از تن ایشان برکند، و نعمت فراوان خویش از ایشان گرفت. و اکنون آنچه از آنان بر جاى مانده است مشتى حکایت و قصه است، تا براى کسانى از شما که اهل عبرت آموختن باشند، مایه عبرت گردد.

5 الامام علی «ع»: أحی قلبک بالموعظة! .. و أعرض علیه أخبار الماضین! و ذکّره بما أصاب من کان قبلک من الأوّلین! و سر فی دیارهم و آثارهم، فأنظر فیما فعلوا و عمّا انتقلوا، و أین حلّوا و نزلوا .. ««نهج البلاغه»/ 910- 909»

امام على «ع»: دل خود را به پند و موعظه زنده ساز ... اخبار گذشتگان را بر آن عرضه کن، و آن را به یاد پیشامدهایى انداز که بر کسانى که پیش از تو بوده‏اند گذشته است. و در سرزمینهاى ایشان گردش کن، و آثار بر جاى مانده از آنان را بنگر، و ببین که چه کردند و چه چیزهایى گذاشتند و رفتند، و از کجا به کجا شدند ...

الحیاة / ترجمه احمد آرام، ج‏1، ص: 272