امامان معصوم‏
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: امامان معصوم

قرآن‏

1 یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ، وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ، وَ اللَّهُ‏

یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ، إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ‏* « سوره مائده (5): 67» اى پیامبر! آنچه را که از پروردگارت بر تو فرود آمده به مردمان برسان! اگر چنین نکنى رسالت او را ابلاغ نکرده‏اى؛ و خدا خود تو را از شر مردم نگاه خواهد داشت، و خدا مردم حق‏پوش را راهنمایى نخواهد کرد* 2 إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ، وَ رَسُولُهُ، وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ‏* « سوره مائده (5): 55» ولىّ و دوست و سرپرست شما خدا است، و فرستاده خدا، و کسانى که ایمان آوردند، همانان که نماز را برپا مى‏دارند و در حال رکوع صدقه مى‏دهند* 3 الْیَوْمَ، أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ، وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی، وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً ... « سوره مائده (5): 3» امروز دین شما را کامل کردم، و نعمت خود را بر شما تمام نمودم، و این اسلام (کامل شده) را به عنوان دین، براى شما، برگزیدم ...

حدیث‏

1 الامام الصادق «ع»- عن آبائه، عن النّبیّ «ص»: إنّ أئمّتکم قادتکم الى اللَّه، فانظروا بمن تقتدون فی دینکم و صلاتکم. ««بحار» 88/ 99»

امام صادق «ع»- از پدرانش، از پیامبر اکرم: امامان شما راهبران شما به سوى خدایند، پس نیکو بنگرید که در دین و در نماز خود به چه کس اقتدا مى‏کنید.

2 الامام الصادق «ع»- عن آبائه، عن رسول اللَّه: إنّ أئمّتکم وفدکم الى اللَّه، فانظروا من توفدون فی دینکم و صلاتکم. « «بحار» 88/ 86، «قرب الاسناد»/ 52»

امام صادق «ع»- از پدرانش، از پیامبر اکرم: امامان شما نمایندگان شمایند در نزد خداوند، پس بنگرید که چه کسانى را در دین و نمازتان به جانب خدا گسیل مى‏دارید.

3 الامام الباقر «ع»: یا أبا حمزة! یخرج احدکم فراسخ فیطلب لنفسه دلیلا.

و انت بطرق السّماء أجهل منک بطرق الأرض، فاطلب لنفسک دلیلا. ««اصول کافى» 1/ 184»

امام باقر «ع»: اى ابا حمزه! چون کسى از شما بخواهد چند فرسخ سفر کند، در جستجوى راهنمایى برمى‏آید. و تو نسبت به راههاى آسمان نادانتر از راههاى زمینى، پس براى خود دلیل راهى جستجو کن.

4 الامام الباقر «ع»- فی قوله تعالى: أَ وَ مَنْ کانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ‏ « سوره انعام (6): 122»»، فقال: «میت» لا یعرف شیئا، و «نُوراً یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ‏» إماما یؤتمّ به، «کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُماتِ لَیْسَ بِخارِجٍ مِنْها»، قال:

الذی لا یعرف الإمام. ««اصول کافى» 1/ 185»

امام باقر «ع»- در تفسیر این آیه: أَ وَ مَنْ کانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْناهُ، وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ، کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُماتِ‏ ... آیا کسى که مرده بود و ما او را زنده کردیم، و نورى به دل او نهادیم تا در پرتو آن نور در میان مردم راه رود (و زندگى سالم و آگاهانه داشته باشد)، سرگذشتش همچون کسى است گرفتار تاریکیها و ظلمتها (و گمراهیها) ...»، گفت: «مرده»، یعنى آنکه چیزى نمى‏داند، «نور ...»، یعنى امامى که به او اقتدا کنند، گرفتار تاریکیها، یعنى کسى که امام را نشناسد.

5 الامام الصادق «ع»- قال راوی الحدیث: قلت: جعلت فداک، قوله: «وَ لَقَدْ آتَیْنا لُقْمانَ الْحِکْمَةَ ...»؟ قال: أوتی معرفة إمام زمانه. ««تفسیر» على بن ابراهیم/ 161»

امام صادق «ع»- راوى حدیث گوید: به امام جعفر صادق گفتم: فداى تو شوم، مقصود از این گفته خداى متعال: وَ لَقَدْ آتَیْنا لُقْمانَ الْحِکْمَةَ « سوره لقمان (31): 12» ما به لقمان حکمت دادیم» چیست؟ گفت: شناخت امام زمانش به او داده شده بود.

6 الامام الباقر «ع»: من مات و لیس له إمام فموته میتة جاهلیّة، و لا یعذر النّاس حتى یعرفوا إمامهم. و من مات و هو عارف لإمامه لا یضرّه تقدّم هذا الأمر او تأخّره. و من مات عارفا لإمامه کان کمن هو مع القائم فی فسطاطه. ««بحار» 23/ 77»

امام باقر «ع»: آن کس که بى‏امام بمیرد، مرگ او همچون مرگ در زمان جاهلیت است، و اگر مردمان امامشان را نشناسند عذرى از ایشان پذیرفته نیست. و آن کس که با شناخت امام بمیرد، زود و دیر شدن این امر (یعنى:

ظهور جهانى امامت حقّه و قیام قائم «ع») به او زیانى نمى‏رساند (زیرا که او حق را شناخته و از آن پیروى کرده است)، و آنکه با شناخت امام خود از دنیا برود، همچون کسى است که با امام قائم باشد در خیمه او به سر برده باشد.

7 الامام الباقر «ع» (او الصّادق «ع»): لا یکون العبد مؤمنا حتى یعرف اللَّه، و رسوله، و الائمّة کلّهم، و امام زمانه، و یردّ إلیه و یسلّم له. ثمّ قال: کیف یعرف الآخر و هو یجهل الاوّل؟ ««اصول کافى» 1/ 180».

یکى از دو امام «ع» «2»: بنده تا زمانى که خدا و رسول خدا و همه امامان و امام زمان خود را نشناسد، و به او باز نگردد و تسلیم نشود، مؤمن نیست- سپس گفت:- چگونه ممکن است کسى نسبت به نخستین (امام اول و جریان امامت) جاهل باشد و بازپسین را (امام زمان خود را) بشناسد؟ بنگرید! در باره شناخت عالمى که شایستگى آن را دارد تا نایب امام معصوم «ع» باشد، به باب ویژه «شناخت عالمان دینى» در این کتاب مراجعه کنید، یعنى باب هشتم، در جلد دوم. و از تأمّل در «اشاره» مهمّى که در آنجا در پایان «نگاهى به سراسر باب»- در چاپهاى اخیر- آمده است غفلت نورزید. چون همان «اشاره»، نظرگاههاى مؤلّفان را از مطرح ساختن بحث در باره عالمان دینى نشان مى‏دهد، و روشن مى‏سازد که ما حقایق را تا جایى که میسور بوده است گفته‏ایم، و از هر گونه جانبدارى بى‏ملاک پرهیز کرده‏ایم.

الحیاة / ترجمه احمد آرام، ج‏1، ص: 248