چگونگى به کارگیرى عقل و بهره‏ورى از آن‏
ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: چگونگى به کارگیرى عقل و بهره‏ورى از آن‏

قرآن‏

1 إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا، لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ‏* « سوره یوسف (12): 2» ما قرآن را به زبان عربى (فصیح و روشن) فرو فرستادیم، بدان امید که شما در آن تعقّل کنید* 2 إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا، لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ‏* « سوره زخرف (43): 3» ما قرآن را به زبان عربى (فصیح و روشن) قرار دادیم، باشد که شما در آن تعقّل کنید (و به روشى که خود قرآن، جاى جاى، آموخته است، عقل را به کار برده محتواى کتاب آسمانى را دریابید)* 3 لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَیْکُمْ کِتاباً، فِیهِ ذِکْرُکُمْ، أَ فَلا تَعْقِلُونَ‏؟* « سوره انبیا (21): 10» ما به سوى شما کتابى فرستاده‏ایم که در آن افتخار است براى شما (و ذکر دستورهاى نیکو و یادآوریهاى سودمند)، آیا در آن تعقّل نمى‏کنید؟*

حدیث‏

1 النبی «ص»: ما ادّى العبد فرائض اللَّه حتى عقل عنه. «1»

پیامبر «ص»: هیچ کس نمى‏تواند دستورهاى خدا را انجام دهد، مگر آنها را از خدا (و دین او) فرا گرفته و (با عقل خویش) دریافته باشد.

2 النبی «ص»: العلم امام العقل. «2»

پیامبر «ص»: دانش پیشرو عقل است.

* یعنى، باید دانش دین الهى و معارف آن را از اهل آن فرا گرفت، و عقل را، براى شناخت حقیقتهاى علمى و عملى و سلوکى دین، با آن دانش نیرومند ساخت، و با پیروى از آن دانش راه تکامل را پیمود.

3 الامام الکاظم «ع»: یا هشام! ما بعث اللَّه انبیاءه و رسله الى عباده الّا لیعقلوا عن اللَّه، فاحسنهم استجابة احسنهم معرفة، و اعلمهم بامر اللَّه احسنهم عقلا، و اکملهم عقلا ارفعهم درجة فی الدّنیا و الآخرة.

یا هشام: انّ للَّه على الناس حجّتین: حجّة ظاهرة و حجّة باطنة، فامّا الظّاهرة فالرّسل و الأنبیاء و الائمة- علیهم السّلام- و اما الباطنة فالعقول. «3»

اما کاظم «ع»: اى هشام! خداوند پیامبران و رسولان خویش را مبعوث کرد تا مردمان دین او را از (فرستادگان) خدا به مدد عقل فرا گیرند، پس هر کس شناخت بهترى از دین داشته باشد (و عقل خویش بهتر به کار برده باشد)، دعوت پیامبران را بهتر پاسخ داده است. و هر کس از دین خدا بهتر آگاه گشته باشد «4» از دیگران عاقلتر است. و هر کس عاقلتر

 (4) در این تعبیر «آگاه گشته باشد» دقّت شود. آگاهى از دین، با درک عمیق و جامع دین میسّر است نه جز آن. ممکن است کسى سالها دم از دین و دیندارى بزند، و درس دین نیز خوانده باشد، لیکن از جوهر آن آگاه نگشته باشد، و به درک مجموعى آن (تفقّه در دین) دست نیافته باشد. و چه بسیارند این گونه کسان: دینداران و عالمان! باشد، مقام او- در این جهان و آن جهان- بالاتر است.

اى هشام! خدا در میان مردم دو حجّت دارد: حجّتى آشکار و حجّتى نهان. حجّت آشکار پیامبران و امامانند- علیهم السّلام- و حجّت نهان عقل و خرد مردمان است (که باید آن را به کار ببرند تا حق و باطل و عدل و ظلم و خوب و بد را به وسیله آن تشخیص دهند. و در پى حقّ و عدل و خوبى روند، و از باطل و ظلم و بدى دورى کنند).

______________________________
(1) «اصول کافى» 1/ 13.

(2) «تحف العقول»/ 27.

(3) «اصول کافى» 1/ 16.

 

الحیاة / ترجمه احمد آرام، ج‏1، ص: 228