شناخت و ریشه‏هاى عاطفى آن‏
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: شناخت و ریشه‏هاى عاطفى آن‏

قرآن‏

1 وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ، تَرى‏ أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ، مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ، یَقُولُونَ: رَبَّنا آمَنَّا فَاکْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِینَ‏* «1» چون آیاتى که بر پیامبر فرود آمده است مى‏شنوند، مى‏بینى که چشمهاشان، به سبب حقى که شناخته‏اند، لبریز از اشک مى‏شود، مى‏گویند:

پروردگارا! به حق گرویدیم، پس ما را در شمار گواهان خویش بنویس* 2 إِنَّ فِی ذلِکَ لَذِکْرى‏، لِمَنْ کانَ لَهُ قَلْبٌ، أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ، وَ هُوَ شَهِیدٌ* «2» همانا در این سخن، پند است آن را که صاحبدل باشد، یا گوش فرا دارد، به آهنگ فهمیدن* 3 أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى‏ نُورٍ مِنْ رَبِّهِ؟ فَوَیْلٌ لِلْقاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللَّهِ، أُولئِکَ فِی ضَلالٍ مُبِینٍ‏* «3»

______________________________
(1) سوره مائده (5): 83.

(2) سوره ق (50): 37.

(3) سوره زمر (39): 22.

آیا کسى که خدا سینه‏اش را براى پذیرش اسلام گشوده و فروغ پروردگارى بر جان او تافته است (چون دیگران است؟)، اى واى بر حال آنان که دلهاى سنگشان پذیراى یاد خدا نیست، این گونه کسان آشکارا گمراهند* 4 أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ، فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِها، أَوْ آذانٌ یَسْمَعُونَ بِها، فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لکِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ* «1» آیا در زمین به گردش نپرداختند تا صاحب دلهایى گردند خردور، و صاحب گوشهایى حق نیوش؟ این چشمهاى سر نیست که کور مى‏شود، بلکه این چشمهاى دل و باطن است در درون سینه‏ها که کور و نابینا مى‏گردد* 5 وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیاتِ رَبِّهِ، فَأَعْرَضَ عَنْها، وَ نَسِیَ ما قَدَّمَتْ یَداهُ، إِنَّا جَعَلْنا عَلى‏ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذانِهِمْ وَقْراً، وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدى‏ فَلَنْ یَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً* «2» چه کس ستمکارتر از کسى است که چون به سخنان خدا او را پند دهند، از آن روى بگرداند، و کرده‏هاى خویش فراموش کند، ما بر دلهاى ایشان (به سزاى سختکوشى در انکار حق) پوششها کشیده‏ایم تا آن را درنیابند، و در گوشهاى ایشان سنگینى و کرى است، و چون آنان را به راه راست بخوانى، هرگز راه نیابند* 6 لا تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ، یُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ، وَ لَوْ کانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ، أُولئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمانَ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ، وَ یُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ‏

______________________________
(1) سوره حج (22): 46.

(2) سوره کهف (18): 57.

فِیها، رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ، أُولئِکَ حِزْبُ اللَّهِ، أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ‏* «1» قومى را نخواهى یافت که به خدا و روز دیگر مؤمن باشند، و آن کسان را که با خدا و فرستاده‏اش مخالفت کنند دوست بدارند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندان ایشان باشند، ایمان در دلهاى آن مؤمنان نوشته شده، و خدا آنان را به روح خود نیرو بخشیده است، و ایشان را به بهشتهایى درمى‏آورد که نهرها در آنها روان است و جاودانه در آنها مى‏مانند، خدا از ایشان خشنود است و ایشان از خدا خشنودند، اینان حزب خدایند، و بدانید که حزب خدا رستگارند* 7 قالَتِ الْأَعْرابُ: آمَنَّا، قُلْ: لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لکِنْ قُولُوا: أَسْلَمْنا، وَ لَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمانُ فِی قُلُوبِکُمْ، وَ إِنْ تُطِیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لا یَلِتْکُمْ مِنْ أَعْمالِکُمْ شَیْئاً، إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ‏* «2» اعراب گفتند: ایمان آوردیم؛ بگو: ایمان نیاوردید، بگویید: اسلام آوردیم و تسلیم شدیم. هنوز ایمان به دلهاى شما درنیامده است، اگر شما به فرمان خدا و رسول او گردن نهید (و از ژرفاى دل پیرو حق گردید)، از (پاداش) کردار شما هیچ چیز نخواهد کاست (و از گذشته‏هاى شما درخواهد گذشت که) خدا درگذرنده‏اى است و آمرزنده‏اى مهربان*

حدیث‏

1 النبی «ص»: العلم علمان: علم على اللّسان، فذلک حجّة على ابن آدم،

______________________________
(1) سوره مجادله (58): 22.

(2) سوره حجرات (49): 14.

 

و علم فی القلب، فذلک العلم النّافع‏ «1».

پیامبر «ص»: علم دو علم است: علمى بر زبان که حجت است بر پسر آدم، و علمى در قلب که علم سودمند همان است.

2 النبی «ص»: عوّدوا قلوبکم الرّقّة، و اکثروا التفکّر. «2»

پیامبر «ص»: دلهاى خود را به نرمى و مهربانى عادت دهید، و بسیار فکر کنید.

الامام علی «ع»: من شرفت نفسه، کثرت عواطفه. من کثرت عوارفه، کثرت معارفه. «3»

امام على «ع»: هر که نفسى بزرگوار دارد، عواطفش افزون مى‏شود. و آنکه نیکى و بخشندگیش افزون باشد، شناختها و دانسته‏هایش افزون مى‏شود.

4 الامام الصادق «ع»: .. موضع العقل الدّماغ، و القسوة و الرّقّة فی القلب. «4»

امام صادق «ع»: جایگاه خرد مغز است، و جایگاه سختى و نرمى دل.

5 الامام الباقر «ع»: .. و استجلب نور القلب بدوام الحزن. «5»

امام باقر «ع»: دل را با غمخوارى و درد آشنایى همواره روشن بدار.

6 الامام الباقر «ع»: الایمان ثابت فی القلب. و الیقین خطرات، فیمرّ الیقین‏

______________________________
(1) «بحار» 2/ 33- از کتاب «عوالى اللّئالى».

(2) «بحار» 73/ 81- از کتاب «کنز الفوائد».

(3) «غرر الحکم»/ 273.

(4) «تحف العقول»/ 273.

(5) «تحف العقول»/ 207.

 

بالقلب فیصیر کأنّه زبر الحدید، و یخرج منه فیصیر کأنّه خرقة بالیة. «1»

امام باقر «ع»: ایمان در دل ثابت است، اما یقین گاه به گاه در دل مى‏گذرد. پس هر گاه یقین بر دل گذرد، چنان شود که گویى پاره‏اى از آهن است، و چون از دل بیرون آید چنان شود که گویى لته‏اى کهنه است.

7 الامام الصادق «ع»: إزالة الجبال أهون من إزالة قلب عن موضعه. «2»

امام صادق «ع»: جا به جا کردن کوه آسانتر است از جا به جا کردن دلى از جاى آن.

8 الامام الصادق «ع»: اعلم یا فلان! إنّ منزلة القلب من الجسد، بمنزلة الامام من النّاس الواجب الطاعة علیهم. ألا ترى أنّ جمیع جوارح الجسد شرط للقلب و تراجمة له، مؤدّیة عنه .. «3»

امام صادق «ع»: اى فلان! بدان که جایگاه قلب نسبت به تن همچون جایگاه امام است نسبت به مردمان، که فرمانبردارى از وى بر ایشان واجب است. آیا نمى‏بینى که همه اندامهاى تن گماشتگان و ترجمان قلبند، و از جانب او اداى وظیفه مى‏کنند؟

9 الامام الکاظم «ع»: یا هشام! إنّ اللَّه تعالى یقول فی کتابه: «إِنَّ فِی ذلِکَ لَذِکْرى‏ لِمَنْ کانَ لَهُ قَلْبٌ‏» «4»، یعنی عقل .. «5»

______________________________
(1) «بحار» 78/ 186- 185.

(2) «تحف العقول»/ 263.

(3) «علل الشرائع» 1/ 103.

(4) سوره ق (50): 37.

(5) «اصول کافى» 1/ 16.

امام کاظم «ع»: اى هشام! خداى متعال در کتاب خویش مى‏گوید: إِنَّ فِی ذلِکَ لَذِکْرى‏ لِمَنْ کانَ لَهُ قَلْبٌ‏ در این سخن پندى است براى کسى که صاحب دل باشد»، یعنى عقل.

10 الامام الباقر «ع»: .. لا فقر کفقر القلب. «1»

امام باقر «ع»: هیچ فقرى چون فقر قلب نیست.

11 الامام السجاد «ع»: .. أشعر قلبی الازدجار عن قبائح السّیّئات، و فواضح الحوبات. «2»

امام سجاد «ع»: (خدایا!) به دل من، از کارهاى زشت و گناهان مایه رسوایى، بیزارى بیاموز.

12 الامام السجاد «ع»: اللّهمّ صلّ على محمد و آله! و فرّغ قلبی لمحبّتک .. و قوّه بالرّغبة إلیک. «3»

امام سجاد «ع»: خدایا، بر محمد و آل محمد درود فرست! و دل مرا براى دوستى خود خالى کن ... و آن را با تمایل به جانب خودت نیرومند ساز.

13 الامام السجاد «ع»: .. و اجعل هوای عندک .. «4»

امام سجاد «ع»: (خدایا!) مرا عاشق خودت کن.

______________________________
(1) «تحف العقول»/ 208.

(2) «صحیفه سجادیه»/ 349 (دعاى 47).

(3) «صحیفه سجادیه»/ 146 (دعاى 21).

(4) «صحیفه سجادیه»/ 149 (دعاى 22).

14 الامام السجاد «ع»: اللّهم صلّ على محمّد و آله! .. و اشعر قلبی تقواک، و استعمل بدنی فیما تقبله منّی، و اشغل بطاعتک نفسی عن کلّ ما یرد علیّ حتى لا أحبّ شیئا من سخطک، و لا أسخط شیئا من رضاک .. و اشغله (قلبی) بذکرک، و انعشه بخوفک و بالوجل منک .. و أمله إلى طاعتک، و اجر به فی أحبّ السّبل الیک، و ذلّله بالرّغبة فیما عندک أیّام حیاتی کلّها. «1»

امام سجاد «ع»: خدایا، بر محمد و آل محمد درود فرست! ... ترس از خود را به دل من بیاموز، و تن مرا به کارى که آن را از من مى‏پذیرى مشغول دار، و نفس مرا به فرمانبردارى خود چنان سرگرم ساز که از هر چه بر من وارد مى‏شود دور بمانم، و چنان شوم که خشم تو را به هیچ گونه دوست ندارم، و بر آنچه خرسندى تو در آن است به هیچ گونه خشمگین نگردم. خدایا، بر محمد و آل محمد، درود فرست! و دل مرا براى دوستى خودت خالى کن، و به ذکر خود مشغول دار، و با ترس و بیم از خود حیاتش بخش، و با تمایل به جانب خود نیرومندش ساز، و به فرمانبردارى از خود مایلش کن، و از هر راهى که دوستتر دارى به سوى خود روانه‏اش گردان، و در سراسر ایام زندگى به رغبت داشتن به آنچه در نزد تو است آموخته‏اش کن.

15 الامام السجاد «ع»: اللّهم صلّ على محمّد و آله! و ارزقنی الرّغبة فی العمل.

لک لآخرتی حتّى أعرف صدق ذلک من قلبی، و حتى یکون الغالب علیّ الزّهد فی دنیای، و حتى أعمل الحسنات شوقا، و آمن من السّیّآت فرقا و خوفا، و هب لی نورا أمشی به فی النّاس و أهتدی به فی الظّلمات، و أستضی‏ء به من الشّکّ و الشّبهات. «2»

______________________________
(1) «صحیفه سجادیه»/ 146- 145 (دعاى 21).

(2) «صحیفه سجادیه»/ 151 (دعاى 22).

امام سجاد «ع»: خدایا، بر محمد و آل محمد درود فروست! و مرا چنان رغبتى روزى گردان که همواره به فرمان تو براى آخرت خود کار کنم، تا بدان جا که صدق دل خویش در این راه دریابم، و دنیاى خویشتن پیوسته به زهد بگذرانم، و با شوق و ذوق به انجام دادن کارهاى نیکو برخیزم، و با ترس از تو از پرداختن به کارهاى بد در امان بمانم، و نورى به من ببخش تا با آن در میان مردمان راه بروم، و راه خود را در تاریکیها بیابم، و در پرتو آن شک و شبهه را بازشناسم.

16 الامام الباقر «ع»: .. ایّاک و الغفلة! [ف] فیها تکون قساوة القلب .. «1»

امام باقر «ع»: از غفلت بپرهیز! که دلسنگى در غفلت است.

17 الامام الصادق «ع»: .. کثرة النّوم یتولّد من کثرة الشّرب، و کثرة الشّرب یتولّد من کثرة الشّبع. و هما یثقلان النفس عن الطّاعة، و یقسیان القلب عن التّفکّر و الخشوع. «2»

امام صادق «ع»: پرخوابى از زیادى آشامیدن نوشیدنیها حاصل مى‏شود، و زیادى نوشیدن نتیجه‏اى از زیادى سیرى و پرخوارى است. این هر دو، نفس را از فرمانبردارى باز مى‏دارند، و قلب را سخت مى‏کنند، و مانع تفکر و خشوع مى‏شوند.

18 الامام علی «ع»: لا ترتابوا فتشکّوا .. و لا ترخّصوا لانفسکم فتدهنوا، و لا تداهنوا فی الحقّ فتخسروا! .. و اسألوا اللَّه الیقین، و ارغبوا الیه فی العافیة! و خیر ما دار فی القلب الیقین .. «3»

______________________________
(1) «تحف العقول»/ 207.

(2) «بحار» 76/ 189- از کتاب «مصباح الشریعه».

(3) «بحار» 2/ 54- از کتاب «مجالس» مفید.

امام على «ع»: مردّد نشوید تا به شک نیفتید ... نفسهاى خود را رها نکنید تا شما را فریب ندهند. در باره حق سازشکارى نداشته باشید تا زیان نکنید ... و از خدا درخواست یقین کنید، و در حال خوشى و عافیت نیز روى به درگاه او نهید! بهترین چیزى که در قلب درآید یقین است.

19 النبی «ص»: شرّ العمى عمى القلب. «1»

پیامبر «ص»: بدترین کورى کورى دل است.

20 الامام الباقر «ع»: القلوب ثلاثة: قلب منکوس لا یعثر على شی‏ء من الخیر، و هو قلب الکافر، و قلب فیه نکتة سوداء فالخیر و الشّرّ فیه یعتلجان، فما کان منه أقوى غلب علیه، و قلب مفتوح، فیه مصباح یزهر و لا یطفأ نوره الى یوم القیامة، و هو قلب المؤمن. «2»

امام باقر «ع»: دلها بر سه گونه‏اند: دلى باژگونه که از هیچ خیر و نیکى باخبر نیست، و آن دل کافر است، و دلى که در آن نقطه‏اى سیاه است، از این رو خیر و شر با هم در آن به حال جنگند، و هر یک از آن دو نیرومندتر باشد آن را تسخیر مى‏کند، و دلى گشوده که در آن چراغى فروزان است و روشنى آن تا روز بازپسین خاموش نمى‏شود، و آن دل مؤمن است.

* در این حدیث شریف اشاره به این چگونگى است که زمینه هر یک از خیر (افکار و کردار خوب) و شر (افکار و کردار بد) در دل قویتر و نیرومندتر باشد، دل را به همان سو مى‏برد و مغلوب مى‏سازد. این است که باید از پیدا شدن زمینه‏هاى فکر نادرست و شر و گناه و زشتى و ... در دل جلوگیرى کرد، و در این باره بسیار کوشید، و براى پیدا شدن‏

______________________________
(1) «اختصاص»/ 339.

(2) «بحار» 70/ 51، «معانى الاخبار» 2/ 376.

زمینه‏هاى فکر درست و خیر و فضیلت و پاکى و کردار صالح در دل کار کرد، و در این باره بسیار کوشید. و باید همواره، در هر دو جهت، مراقب و بیدار بود.

________________________________________
حکیمى، محمدرضا و حکیمى، محمد و حکیمى، على - آرام، احمد، الحیاة / ترجمه احمد آرام، 6جلد، دفتر نشر فرهنگ اسلامى - تهران، چاپ: اول، 1380ش.