روش به دست آوردن شناخت و علم‏
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: روش به دست آوردن شناخت و علم‏

قرآن‏

1 أَ وَ لَمْ یَرَوْا کَیْفَ یُبْدِئُ اللَّهُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ؟ إِنَّ ذلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ* قُلْ: سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ؟ ثُمَّ اللَّهُ یُنْشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ، إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ* «1» آیا نمى‏بینند که خدا چگونه آفرینش را آغاز مى‏کند و سپس آن را (در هنگام رستاخیز) از سر مى‏گیرد، و این بر خدا آسان است* بگو: در زمین گردش کنید و بنگرید که خدا چگونه آفریدگان را آفرید، سپس خدا پدید مى‏آورد نشئه باز پسین را، خداوند بر هر چیز توانا است* 2 أَ فَلَمْ یَنْظُرُوا إِلَى السَّماءِ فَوْقَهُمْ کَیْفَ بَنَیْناها وَ زَیَّنَّاها، وَ ما لَها مِنْ فُرُوجٍ؟* وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها، وَ أَلْقَیْنا فِیها رَواسِیَ، وَ أَنْبَتْنا فِیها مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ؟* تَبْصِرَةً وَ ذِکْرى‏ لِکُلِّ عَبْدٍ مُنِیبٍ* وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَکاً فَأَنْبَتْنا بِهِ جَنَّاتٍ وَ حَبَّ الْحَصِیدِ* وَ النَّخْلَ باسِقاتٍ لَها طَلْعٌ نَضِیدٌ* رِزْقاً لِلْعِبادِ، وَ أَحْیَیْنا بِهِ بَلْدَةً مَیْتاً کَذلِکَ الْخُرُوجُ‏* «2»

______________________________
(1) سوره عنکبوت (29): 20- 19.

(2) سوره ق (50): 11- 6.

آیا به آسمان نمى‏نگرند که چگونه آن را ساختیم و آراستیم بى‏رخنه و شکاف؟* و زمین را گستردیم و کوههاى استوار در آن افکندیم و از هر گونه گیاه زیباى شادیبخش در آن رویاندیم* این همه براى هر بنده بازگشت‏کننده مایه بینایى و پند است* و از آسمان آبى پر برکت فرو فرستادیم و با آن بوستانها و دانه‏هاى دروکردنى را رویاندیم* و درختان خرماى بلند که شکوفه‏هاى در هم رسته دارد* براى روزى بندگان، و با باران شهرک مرده را زنده کردیم، چنین است بیرون آمدن (از گورها به رستاخیز)* 3 أَ فَلا یَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ* وَ إِلَى السَّماءِ کَیْفَ رُفِعَتْ؟* وَ إِلَى الْجِبالِ کَیْفَ نُصِبَتْ؟* وَ إِلَى الْأَرْضِ کَیْفَ سُطِحَتْ‏؟* «1» آیا به شتر نمى‏نگرند که چگونه آفریده شده* و به آسمان که چگونه برافراشته شد* و به کوهها که چگونه افراخته شد* و به زمین که چگونه گسترده شد؟* 4 أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ، فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ یَسْمَعُونَ بِها؟ فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لکِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ* «2» آیا در زمین نگشتند تا صاحب دلهایى گردند خردور، و صاحب گوشهایى حق نیوش؟ این چشمهاى سر نیست که کور مى‏شود، بلکه این چشمهاى دل و باطن است در درون سینه‏ها که کور و نابینا مى‏گردد* 5 اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ، وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً، فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَکُمْ، وَ سَخَّرَ لَکُمُ الْفُلْکَ لِتَجْرِیَ فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ، وَ سَخَّرَ لَکُمُ الْأَنْهارَ* وَ سَخَّرَ لَکُمُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ دائِبَیْنِ، وَ سَخَّرَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ* «3»

______________________________
(1) سوره غاشیه (88): 20- 17.

(2) سوره حج (22): 46.

(3) سوره ابراهیم (14): 33- 32.

خدا است آنکه آسمانها و زمین را آفرید، و از آسمان آبى فرو فرستاد، و با آن از میوه‏ها براى شما روزى فراهم آورد، و کشتى را مسخّر شما ساخت تا در دریا به فرمان او روان شود، و رودها را در اختیار شما قرار داد* و خورشید و ماه را پیوسته براى زندگى شما مسخّر ساخت، و همچنین شب و روز را* 6 وَ ما ذَرَأَ لَکُمْ فِی الْأَرْضِ، مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ، إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیَةً لِقَوْمٍ یَذَّکَّرُونَ* وَ هُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْکُلُوا مِنْهُ لَحْماً طَرِیًّا وَ تَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْیَةً تَلْبَسُونَها، وَ تَرَى الْفُلْکَ مَواخِرَ فِیهِ، وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ، وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ* وَ أَلْقى‏ فِی الْأَرْضِ رَواسِیَ أَنْ تَمِیدَ بِکُمْ، وَ أَنْهاراً وَ سُبُلًا، لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ* وَ عَلاماتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ یَهْتَدُونَ* أَ فَمَنْ یَخْلُقُ کَمَنْ لا یَخْلُقُ أَ فَلا تَذَکَّرُونَ؟* وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها، إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِیمٌ* وَ اللَّهُ یَعْلَمُ ما تُسِرُّونَ وَ ما تُعْلِنُونَ* وَ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ، لا یَخْلُقُونَ شَیْئاً وَ هُمْ یُخْلَقُونَ* أَمْواتٌ غَیْرُ أَحْیاءٍ، وَ ما یَشْعُرُونَ أَیَّانَ یُبْعَثُونَ‏* «1» آنچه در زمین به رنگهاى گونه گون براى شما آفرید، در این کار براى قومى که یادآور خویش باشند نشانه‏اى (از دانایى و توانایى او) است* و او است که دریا را مسخّر شما کرد تا از آن گوشت تازه بخورید و پیرایه‏اى بیرون آورید و بر خود بپوشید، و کشتیها را مى‏بینى که در دریا آبها را مى‏شکافند، تا از فضل و بخشش او جویا شوید، و باشد که سپاس‏گزارید* و در زمین کوههاى استوار برافراشت تا از کج شدن شما جلوگیرى کند، نیز رودها و راهها قرار داد، تا شاید شما راه بیابید، و نشانه‏ها قرار داد، و به ستارگان راه مى‏یابند* آیا آنکه مى‏آفریند همچون کسى است که نمى‏آفریند؟ چرا یادآور خویش نمى‏گردید؟* و اگر نعمتهاى خدا را بشمارید، نمى‏توانید شمارش آن را تمام کنید، همانا خدا آمرزنده مهربان است* و خدا آنچه را پنهان مى‏کنید و آنچه را آشکار مى‏سازید مى‏داند* و آن بتها، که به جاى‏

______________________________
(1) سوره نحل (16): 21- 13.

خدا مى‏خوانند، چیزى نمى‏آفرینند و خود آفریده مى‏شوند* آنها مردگانند نه زندگان و خود نمى‏دانند که چه وقت برانگیخته خواهند شد* 7 وَ هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِها فِی ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ، قَدْ فَصَّلْنَا الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ* وَ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ، فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ، قَدْ فَصَّلْنَا الْآیاتِ لِقَوْمٍ یَفْقَهُونَ* وَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً، فَأَخْرَجْنا بِهِ نَباتَ کُلِّ شَیْ‏ءٍ، فَأَخْرَجْنا مِنْهُ خَضِراً، نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَراکِباً، وَ مِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِها قِنْوانٌ دانِیَةٌ، وَ جَنَّاتٍ مِنْ أَعْنابٍ، وَ الزَّیْتُونَ وَ الرُّمَّانَ، مُشْتَبِهاً وَ غَیْرَ مُتَشابِهٍ، انْظُرُوا إِلى‏ ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ یَنْعِهِ، إِنَّ فِی ذلِکُمْ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ‏* «1» او است آنکه ستارگان را براى شما قرار داد تا در تاریکیهاى خشکى و دریا به آنها راه یابید، ما آیات (حکمت و قدرت خویش) را براى کسانى که بدانند به تفصیل بیان کردیم* و او است آنکه شما را از یک نفس آفرید، زمانى (در رحم مادر) قرار یافته و زمانى (در صلب پدر) ودیعه نهاده، ما آیات دانایى و توانایى خویش را براى قومى که بفهمند بازگشادیم* و او است آنکه از آسمان باران فرستاد، پس با آن باران روییدنیها را رویانیدیم، و سبزه‏ها را از زمین برآوردیم با دانه‏هایى بر هم سوار، و از شکوفه خرما خوشه‏هاى نزدیک به هم، و باغهایى از گونه‏هاى انگور و زیتون و انار همانند یک دیگر و غیر همانند، به آن میوه‏ها در آن هنگام که بار مى‏آورد بنگرید و به رسیدن آنها، همانا در این کار، اى انسانها، نشانه‏هایى (از قدرت خدا) است براى مردمانى که بگروند* 8 إِنَّ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَآیاتٍ لِلْمُؤْمِنِینَ* وَ فِی خَلْقِکُمْ وَ ما یَبُثُّ مِنْ دابَّةٍ، آیاتٌ لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ* وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ، وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ‏

______________________________
(1) سوره انعام (6): 99- 97

السَّماءِ مِنْ رِزْقٍ فَأَحْیا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها، وَ تَصْرِیفِ الرِّیاحِ، آیاتٌ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ* تِلْکَ آیاتُ اللَّهِ نَتْلُوها عَلَیْکَ بِالْحَقِّ، فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَ آیاتِهِ یُؤْمِنُونَ‏؟* «1» به واقع در آسمانها و زمین نشانه‏هایى براى مؤمنان است* و در آفرینش شما، و در جنبندگانى که در روى زمین پراکنده‏اند، براى گروهى که یقین پیدا کنند، نشانه‏ها است* و در پیاپى آمدن شب و روز، و در رزقى که خدا از آسمان فرو فرستاد و زمین را پس از مرگ آن زنده کرد، و در وزانیدن بادها از هر سو، براى قوى که خرد خود را بکار اندازند نشانه‏ها است* اینها همه نشانه‏هاى دانایى و توانایى خدا است که آنها را به حق بر تو فرو مى‏خوانیم، آیا مردمان، پس از خدا و آیات خدا، به چه سخنى دیگر خواهند گروید* 9 وَ کَأَیِّنْ مِنْ آیَةٍ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ، یَمُرُّونَ عَلَیْها وَ هُمْ عَنْها مُعْرِضُونَ‏* «2» چه بسیار نشانه‏ها در آسمانها و زمین است که بر آنها مى‏گذرند و از آنها رویگردان و غافلند* 10 أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِی حَاجَّ إِبْراهِیمَ فِی رَبِّهِ أَنْ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْکَ، إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ: رَبِّیَ الَّذِی یُحْیِی وَ یُمِیتُ، قالَ: أَنَا أُحْیِی وَ أُمِیتُ، قالَ إِبْراهِیمُ: فَإِنَّ اللَّهَ یَأْتِی بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِها مِنَ الْمَغْرِبِ! فَبُهِتَ الَّذِی کَفَرَ، وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ‏* «3» آیا توجه نکردى به آن کس که خدا به او فرمانروایى داده بود و او در باره پروردگار خود با ابراهیم به مجادله پرداخت، در آن هنگام که ابراهیم گفت:

پروردگار من آن است که زنده مى‏کند و مى‏میراند، و او گفت: من نیز زنده‏

______________________________
(1) سوره جاثیه (45): 6- 3.

(2) سوره یوسف (12): 105.

(3) سوره بقره (2): 258.

مى‏کنم و مى‏میرانم، ابراهیم گفت: خدا خورشید را از خاور برمى‏آورد، تو آن را از باختر برآور! پس آنکه کافر شده بود مبهوت ماند، و خدا گروه ستمگران را رهنمونى نمى‏کند* 11 تَبارَکَ الَّذِی بِیَدِهِ الْمُلْکُ، وَ هُوَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ* الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاةَ، لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا، وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ* الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً، ما تَرى‏ فِی خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ، فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى‏ مِنْ فُطُورٍ؟* «1» فرخنده خدایى که فرمانروایى جهان به دست او است و او بر هر چیز توانا است* او که آسمانها و زمین را آفرید تا شما را بیازماید که کدام نیکوکارترید، و او عزیز و آمرزنده است* او که هفت آسمان را طبقه طبقه آفرید، در آفرینش خداى رحمان تفاوتى نمى‏بینى، چشم باز کن و بنگر آیا هیچ نقصانى در کار مى‏نگرى؟* 12 أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ، وَ الْفُلْکَ تَجْرِی فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ، وَ یُمْسِکُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ؟ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ‏ لرءوف‏ رَحِیمٌ* وَ هُوَ الَّذِی أَحْیاکُمْ، ثُمَّ یُمِیتُکُمْ، ثُمَّ یُحْیِیکُمْ، إِنَّ الْإِنْسانَ لَکَفُورٌ* «2» آیا نمى‏بینى که خدا آنچه را در زمین است مسخّر شما کرد، و کشتى در دریا به فرمان او روان مى‏شود، و آسمان را نگاه مى‏دارد تا بر زمین جز به دستور وى فرو نیفتد؟ خدا به مردمان مهربان است و بخشنده* او است آنکه شما را زنده مى‏کند، و سپس مى‏میراند، و باز زنده مى‏کند، البته انسان ناسپاس است*

______________________________
(1) سوره ملک (67): 3- 1.

(2) سوره حج (22): 66- 65.

13 وَ لَقَدْ صَرَّفْنا فِی هذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ، وَ کانَ الْإِنْسانُ أَکْثَرَ شَیْ‏ءٍ جَدَلًا* «1» ما براى مردمان در این قرآن از هر مثالى مکرر آوردیم، اما آدمى بیش از هر چیز اهل مجادله و ستیز است* بنگرید! این است روش قرآن براى کسب دانش و جستجوى شناخت و پروردن خرد. قرآن خردها را به ژرفنگرى در آفریده‏هاى زمینى و آسمانى، گیاهى و کانى، جانورى و انسانى، فرا مى‏خواند. سپس سخن در باره حقایق انسانى را به احوال روانى و تنى و فردى و اجتماعى گسترش مى‏دهد، و نظرها را به آنچه به زمان حاضر یا گذشته تاریخ پیوستگى دارد، و مسائلى جز اینها- از قبیل قوانین ثابت تاریخ و اجتماعات بشرى- معطوف مى‏دارد، آنگاه از همگان مى‏خواهد که در همه این حقایق عینى خارجى و واقعیتهاى ملموس و نمودهاى خاموش گویا نظر کنند.

قرآن با همین روش استوار زنده خردها را برمى‏انگیزد، و ذهنها را تیز مى‏کند، و سینه‏ها را مى‏گشاید. و در این روش، هیچ اتکا و اعتمادى به استدلال ذهنى خالى از تجربه عینى- بدان گونه که در نزد بسیارى از فیلسوفان دیده مى‏شود و بسیارى از فلاسفه اسلام نیز به دنبال آنان در همین راه گام برداشته‏اند- مشاهده نمى‏شود.

و چنین است که قرآن کریم، سبک تقلیدى متکى بر ذهنیات صرف را طرد کرده، و روشى ویژه، و منطقى آزمایشى و پرده‏گشا، و سبکى بیدارکننده و ره‏آموز، و طریقه‏اى گرانقدر و زنده عرضه کرده است، که همچون خود جهان زنده و مانند آب رودها در جریان است و تپشى برسان تپش زندگى دارد.

______________________________
(1) سوره کهف (18): 54.

آموزشهاى سنت و حدیث نیز- چنان که نمونه‏اى از آن پس از این خواهد آمد- بر همین روش جریان دارد. اکنون براى این مقصد مهم به قرآن رجوع کنید، و آن را، آیه آیه، مورد تأمل قرار دهید، و سپس به سنت پیامبر و حدیث در نگرید، و به مناظراتى که در هر باب میان پیامبر اکرم «ص» و امامان بزرگوار «ع» با اصحاب مذاهب و ادیان در باره آفرینش و توحید و فطرت و آیات جهانى واقع شده است، و همچنین بنگرید به شرح طبیعت و نمودهاى آن در کتابهاى حدیث، و به آنچه در طبیعیّات «نهج البلاغه» و در «توحید مفضّل» و «حدیث هلیله» و امثال آن آمده است.

حدیث‏

1 الامام علی «ع»- فی صفة عجیب خلق أصناف من الحیوان: .. و لو فکّروا فی عظیم القدرة، و جسیم النّعمة، لرجعوا الى الطریق، و خافوا عذاب الحریق. و لکنّ القلوب علیلة، و البصائر مدخولة. ألا ینظرون الى صغیر ما خلق، کیف احکم خلقه، و اتقن ترکیبه، و فلق له السّمع و البصر، و سوّى له العظم و البشر؟.

أنظروا الى النّملة فی صغر جثّتها، و لطافة هیئتها، لا تکاد تنال بلحظ البصر و لا بمستدرک الفکر، کیف دبّت على أرضها، و صبّت على رزقها، تنقل الحبّة الى جحرها، و تعدّها فی مستقرّها، تجمع فی حرّها لبردها، و فی وردها لصدرها، مکفولة برزقها، مرزوقة بوفقها، لا یغفلها المنّان، و لا یحرمها الدّیّان، و لو فی الصّفا الیابس، و الحجر الجامس، و لو فکّرت فی مجاری أکلها، و فی علوها و سفلها، و ما فی الجوف من شراسیف بطنها، و ما فی الرّأس من عینها و أذنها، لقضیت من خلقها عجبا، و لقیت من وصفها تعبا، فتعالى الّذی أقامها على قوائمها، و بناها على دعائمها، لم یشرکه فی‏

فطرتها فاطر، و لم یعنه على خلقها قادر. و لو ضربت فی مذاهب فکرک لتبلغ غایاته ما دلّتک الدّلالة إلّا على أنّ فاطر النّملة هو فاطر النّخلة لدقیق تفصیل کل شی‏ء و غامض اختلاف کلّ حیّ. و ما الجلیل و اللّطیف، و الثّقیل و الخفیف، و القویّ و الضّعیف، فی خلقه إلّا سواء. «1»

امام على «ع»- در باره شگفتیهاى آفرینش گونه‏هاى جانوران: ... اگر در قدرت عظیم و نعمت بزرگ بیندیشند، به راه باز خواهند گشت، و از آتش سوزنده خواهند ترسید، ولى دلها بیمار است و بصیرتها گرفتار تباهى، آیا در کوچکترین آفریده‏ها نمى‏اندیشند که چگونه آفرینش آنها استوار و ترکیب آنها متقن است، و چگونه چشم و گوش کوچکترین جنبنده‏ها فراهم آمده و استخوان و پوست آنها ساخته شده؟

به مورچه- با کمال کوچکى اندام و ناچیزى هیئت آن، که نزدیک است از دید آدمى پنهان و از دریافت اندیشه دور بماند- نگاه کنید که چگونه روى زمین راه مى‏رود و به دنبال یافتن روزى تلاش مى‏کند، و دانه را به لانه خود مى‏برد و در قرارگاه ویژه آن مى‏نهد، در ایام گرمى هوا آن را براى روزهاى سرد ذخیره مى‏کند، روزى او تضمین شده است، و آنچه باید به او برسد مى‏رسد، و خداوند بخشنده آن را از نظر دور نمى‏دارد، هر چند بر تخته سنگ هموار و در سنگستان خشگ باشد. اگر در گذرگاههاى خوراک آن بیندیشى و در بالا و پایین اندام آن نظر کنى، و در آنچه در شکافهاى شکم آن است، و در چشم و گوش آن به تفکر بپردازى، از آفرینش این جانور در شگفتى مى‏افتى، و از توصیف آن خسته مى‏شوى. پس آن خداى بزرگ است که مورچه را بر پاهاى خود برافراشت و استوار داشت، و در آفریدن آن دیگرى با او شریک نبود و به یارى او برنخاست. و چون تو در اندیشه خود پیش روى و بخواهى تا آنجا که مى‏شود اندیشید بیندیشى، درخواهى یافت که پدیدآورنده مورچه همان آفریننده خرما بن است، زیرا که همه چیز داراى‏

______________________________
(1) «نهج البلاغه»/ 737- 736.

ریزه‏کاریهایى ژرف است، و تفاوت خلقتها و خصلتهاى جانداران با یک دیگر اسرارآمیز است. بزرگ و کوچک، و سنگین و سبک، و نیرومند و ناتوان همه با یک دیگر برابرند.

2 الامام علی «ع»- فی خلقة السماء و الکون: .. و کذلک السماء و الهواء، و الرّیاح و الماء، فانظر الى الشّمس و القمر، و النّبات و الشّجر، و الماء و الحجر، و اختلاف هذا اللّیل و النّهار، و تفجّر هذه البحار، و کثرة هذه الجبال، و طول هذه القلال، و تفرّق هذه اللّغات، و الألسن المختلفات، فالویل لمن أنکر المقدّر، و جحد المدبّر. زعموا أنّهم کالنّبات ما لهم زارع، و لا لاختلاف صورهم صانع. و لم یلجئوا الى حجّة فیما ادّعوا، و لا تحقیق لما اوعوا، و هل یکون بناء من غیر بان، او جنایة من غیر جان. «1»

امام على «ع»- در باره آفرینش آسمان و جهان: چنین است آسمان و هوا، و بادها و آب. به خورشید و ماه، و درخت و گیاه، و آب و سنگ، و به پیاپى آمدن شب و روز، و گستردگى دریاها، و فراوانى کوهها، و ارتفاع قله‏ها، و اختلاف زبانها و لهجه‏ها، نیکو بنگر! اى بدا به حال آن کس که تقدیرکننده و مدبّر این جهان را انکار کند. منکران چنان پنداشتند که اینها هم همچون گیاهان خودرو هستند که زارعى ندارند، و این صورتهاى گوناگون را صانعى نیست. و آنان براى این ادعاى خود هیچ حجت و برهانى نداشتند، و به هیچ گونه تحقیقى در این باره برنخاستند. آیا مى‏شود که ساختمانى بى‏سازنده باشد و کارى بى‏کننده آن انجام پذیرد.

3 الامام علی «ع»- فی مختلف صور الأطیار: .. فأقام من شواهد البیّنات على لطیف صنعته، و عظیم قدرته، ما انقادت له العقول معترفة به، و مسلّمة له، و نعقت فی أسماعنا دلائله على وحدانیّته. و ما ذرأ من مختلف صور الأطیار

______________________________
(1) «نهج البلاغه»/ 737.

 

التی أسکنها أخادید الأرض، و خروق فجاجها و رواسی أعلامها، من ذات أجنحة مختلفة، و هیئات متباینة، مصرّفة فی زمام التّسخیر، و مرفرفة بأجنحتها فی مخارق الجوّ المنفسح، و الفضاء المنفرج، کوّنها بعد إذ لم تکن، فی عجائب صور ظاهرة .. «1»

امام على «ع»- در باره اشکال گوناگون پرندگان: خداوند چندان گواهیهاى آشکار بر صنعت لطیف و قدرت عظیم خوبش فراهم آورد که خردها به وجود او خستو گشت، و در برابر او سر تسلیم فرود آورد، و بانگ دلایل بر یگانگى او در گوشهاى ما طنین انداز شد. از این جمله است پرندگان گوناگونى که آنها را آفرید، و در فرورفتگیهاى زمین و شکافهاى کوهها و دره‏ها جایگزین ساخت، پرندگانى که بالهاى گونه‏گون و صورتهاى متفاوت دارند و همه در فرمان اویند، و بالهاى خود را در گذرگاههاى فضاى گسترده به حرکت درمى‏آورند و در آسمان پرواز مى‏کنند. خداوند آنها را از نبود بود کرد، و به آنها این همه شکلهاى شگفت‏انگیز بخشید ...

2 الامام علی «ع»- فی عجیب خلقة الطّاوس: .. و من أعجبها خلقا، الطّاوس الّذی أقامه فی أحکم تعدیل، و نضّد ألوانه فی أحسن تنضید، بجناح أشرج قصبه و ذنب أطال مسحبه .. یختال بألوانه، و یمیس بزیفانه ..

أحیلک من ذلک على معاینة .. «2»

امام على «ع»- در باره آفرینش بدیع طاوس: از شگفت‏انگیزترین پرندگان در آفرینش طاوس است، که او را در استوارترین تعادل بر پاى داشته، و رنگهاى او را به نیکوترین صورت در کنار هم پیچیده است، بالى دارد که پرهاى آن به زیبایى در کنار هم چیده شده، و دمى دراز که بر زمین کشیده مى‏شود ... به رنگهاى خود بر خود مى‏بالد، و با تبختر گام برمى‏دارد ... و

______________________________
(1) «نهج البلاغه»/ 532- 530.

(2) «نهج البلاغه»/ 532- 530.

نیکوتر آن است که این همه را خود به چشم ببینى ...

5 الامام علی «ع»- فی بدیع خلقة الخفّاش: .. و من لطائف صنعته، و عجائب حکمته، ما أرانا من غوامض الحکمة فی هذه الخفافیش الّتی یقبضها الضّیاء الباسط لکلّ شی‏ء و یبسطها الظّلام القابض لکلّ حیّ. و کیف عشیت أعینها عن أن تستمدّ من الشّمس المضیئة نورا تهتدی به فی مذاهبها، و تصل بعلانیة برهان الشّمس الى معارفها. و ردعها بتلألؤ ضیائها عن المضی‏ء فی سبحات إشراقها، و أکنّها فی مکامنها عن الذّهاب فی بلج ائتلاقها، فهی مسدلة الجفون بالنّهار على أحداقها، و جاعلة اللیل سراجا تستدلّ به فی التماس أرزاقها، فلا یردّ أبصارها اسداف ظلمته، و لا تمتنع من المضی‏ء فیه لغسق دجنّته، فإذا ألقت الشمس قناعها، و بدت أوضاح نهارها، و دخل من إشراق نورها على الضّباب فی وجارها، أطبقت الأجفان على مآقیها، و تبلّغت بما اکتسبته من المعاش فی ظلم لیالیها. فسبحان من جعل اللّیل لها نهارا و معاشا، و النّهار سکنا و قرارا، و جعل لها اجنحة من لحمها تعرج بها عند الحاجة الى الطّیران، کأنّها شظایا الآذان غیر ذوات ریش و لا قصب، إلّا أنّک ترى مواضع العروق بیّنة أعلاما، لها جناحان لم یرقّا فینشقّا، و لم یغلظا فیثقلا. تطیر و ولدها لا صق بها، لا جی‏ء إلیها، یقع إذا وقعت، و یرتفع إذا ارتفعت، لا یفارقها حتّى تشتدّ أرکانه، و یحمله للنهوض جناحه، و یعرف مذاهب عیشه و مصالح نفسه.

فسبحان البارئ لکلّ شی‏ء على غیر مثال خلا من غیره .. «1»

امام على «ع»- در باره شگفت‏انگیزى آفرینش شبپره: از لطایف صنع و شگفتیهاى حکمت او اسرارى است که در خلقت شبپره‏ها نمودار ساخته‏

______________________________
(1) «نهج البلاغه»/ 484- 483.

است! روشنى و نور که سبب گسترش و انبساط هر چیز است، مایه گرفتگى و انقباض این حیوان مى‏شود، و تاریکى مایه قبض و گرفتگى، سبب انبساط آن. بنگرید که چگونه چشمهاى این جانور براى گرفتن نور از خورشید فروزان و راه بردن به جایى که باید برود ناتوان است! و چگونه پرتو خورشید این جانور را از آن بازمى‏دارد تا در شکوه تابش آفتاب جولان کند و به پرواز درآید. به محض آنکه نور خورشید از افق سر برآرد، شبپره در پناهگاه خود باقى مى‏ماند و سراسر روز از بیرون رفتن در روشنى خوددارى مى‏کند، و پلکها را بر هم مى‏نهد، لیکن شب را براى خود همچون چراغى قرار مى‏دهد و راه خود را براى یافتن روزى در پرتو تاریکى مى‏یابد، و چشم نور گریزش از آن همه تاریکى شب جز آسایش و بینایى چیزى احساس نمى‏کند، و از اینکه در بحبوحه تاریکى شب به راه خود برود هیچ غمى ندارد. و چون خورشید پرده از رخ برگیرد، و روز آشکار شود، و پرتوهاى آفتاب به درون لانه او درآید، چشم فرو مى‏بندد و از روزى- در تمام روز- به آنچه شب هنگام بهره او شده است قناعت مى‏ورزد. منزّه است خدایى که شب را براى این حیوان چنان روز، هنگام فراهم‏سازى معاش قرار داد، و روز را مخصوص آرام و قرار او ساخت.

همچنین براى این جانور بالهایى از گوشت فراهم آورد تا هنگام نیازمندى به پرواز با آنها بالا رود، بالهایى که همچون لاله‏هاى گوش است و پر و شاهپرى در آن دیده نمى‏شود، جز اینکه جاهاى رگها در آن مشهود است، این بالها نه چندان نازک است که شکافته شود، و نه چندان ستبر که بر جانور سنگینى کند. در آن هنگام که به پرواز درمى‏آید بچه‏اش نیز به او چسبیده است، که چون بالا رود با آن بالا مى‏رود و چون فرود آید و قرار گیرد آن نیز قرار مى‏گیرد، تا زمانى که اندامها و ارکان بدن این بچه استوار نشده و بالهایش براى پرواز آمادگى پیدا نکرده و از یافتن راه زندگى و نگاهدارى خود چنان که باید آگاه نشده است، این پیوستگى به مادر را از دست نمى‏دهد. منزّه است آفریننده هر چیز که بى‏داشتن نمونه‏اى که از دیگرى بر جاى مانده باشد همه چیزها را آفریننده است.

6 الامام الصادق «ع»: یا مفضّل! تأمّل وجه الذّرة الحقیرة الصّغیرة، هل تجد فیها نقصا عمّا فیه صلاحها؟ فمن این هذا التقدیر و الصواب فی خلق الذّرّة؟ إلّا من التدبیر القائم فی صغیر الخلق و کبیره.

أنظر الى النّمل و احتشادها فی جمع القوت و إعداده، فإنّک ترى الجماعة منها إذا نقلت الحبّ الى زبیتها بمنزلة جماعة من الناس ینقلون الطّعام أو غیره، بل للنّمل فی ذلک من الجدّ و التّشمیر ما لیس للناس مثله.

أما تراهم یتعاونون على النقل کما یتعاونون الناس على العمل؟ ثم یعمدون الى الحبّ فیقطعونه قطعا، لکیلا ینبت فیفسد علیهم. فإن أصابه ندى أخرجوه فنشروه حتّى یجفّ. ثم لا یتّخذ النّمل الزبیة الّا فی نشز من الأرض، کی لا یفیض السیل فیغرقها. فکلّ هذا منه بلا عقل و لا رویّة، بل خلقة خلق علیها لمصلحة، لطفا من اللَّه عزّ و جلّ. «1»

امام صادق «ع»: اى مفضّل! در مورچه ناچیز کوچک نیک بیندیش! آیا در این جانور کاستى از آنچه که شایسته او باشد مى‏بینى؟ آیا این اندازه‏گیرى درست در آفرینش مورچه از کجا است؟ آیا جز بنا بر تدبیرى است که در آفرینش کوچک و بزرگ آفریده‏ها مشهود است؟ به مورچگان و فراهم آمدن آنها براى گردآورى و آماده ساختن قوت و غذا خوب دقت کن.

گروهى از آنها را مى‏بینى که هنگام بردن دانه به لانه همچون جماعتى از مردمان با یک دیگر همکارى مى‏کنند که به کار انتقال خوراک یا چیز دیگر اشتغال دارند. بلکه مورچگان را در این کار، کوشش و همتى است که مردمان همانند آن را ندارند. آیا نمى‏بینى که در جا به جا کردن چیزها همان گونه با یک دیگر همکارى مى‏کنند که مردمان در کارهاى خود با یک دیگر همکارى دارند؟ و سپس به کار آماده کردن دانه‏ها مى‏پردازند، آنها را پاره پاره مى‏کنند تا سبز و تباه نشود و اگر به آن رطوبتى رسد، از لانه بیرونش‏

______________________________
(1) «بحار» 3/ 102- 101.

مى‏آورند و مى‏گسترند تا بخشکد. دیگر اینکه مورچگان در جایى لانه مى‏سازند که بلند باشد تا سیل آن را فرا نگیرد و سبب غرق مورچگان شود. آیا این همه بدون عقلى و اندیشه‏اى تواند بود؟ نه، بلکه این خداى بزرگ است که جهان آفرینش را بنا بر مصلحت و لطف خویش این چنین آفرید.

________________________________________
حکیمى، محمدرضا و حکیمى، محمد و حکیمى، على - آرام، احمد، الحیاة / ترجمه احمد آرام، 6جلد، دفتر نشر فرهنگ اسلامى - تهران، چاپ: اول، 1380ش.