محدود بودن شناختهاى حسى و لزوم شناخت عقلى‏
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: محدود بودن شناختهاى حسى و لزوم شناخت عقلى‏

قرآن‏

1 یَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَیاةِ الدُّنْیا .. «1» (تنها) از صورت ظاهر جهان و چیزها اندکى اطلاع دارند ...

2 .. وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ، لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ‏* «2» خداوند به شما گوش و چشم و دل (مرکز شعور باطنى و ادراکهاى غیر حسّى) داد، تا (با بهره‏مندى از آنها) او را سپاس دارید.

حدیث‏

1 الامام علی «ع»: لیست الرّؤیة مع الإبصار، فقد تکذب العیون أهلها، و لا یغشّ العقل من استنصحه. «3»

امام على «ع»: دیدن با چشمها نیست، چه گاه چشمها به دارندگان خود

______________________________
(1) سوره روم (30): 7.

(2) سوره نحل (16): 78.

(3) «نهج البلاغه»/ 1223.

دروغ مى‏گویند، ولى عقل به هر کس که خواستار اندرز او گردد دروغ نمى‏گوید.

2 الامام الصادق «ع»- قال الدّیصانی للصّادق «ع»: .. قد علمت أنّا لا نقبل إلّا ما أدرکناه بأبصارنا، أو سمعناه بآذاننا، أو ذقناه بأفواهنا، أو شممناه بأنوفنا، أو لمسناه ببشرتنا. فقال ابو عبد اللَّه «ع»: ذکرت الحواسّ الخمس و هی لا تنفع فی الاستنباط إلّا بدلیل، کما لا تقطع الظلمة بغیر مصباح. «1»

امام صادق «ع»: دیصانى به حضرت صادق «ع» گفت: تو مى‏دانى که ما جز آنچه به چشمان خود ببینیم، یا به گوشهاى خود بشنویم، یا به دهانهاى خود بچشیم، یا به بینیهاى خود ببوییم، یا به پوست بدن خود بساویم، نخواهیم پذیرفت. امام صادق در پاسخ او گفت: حواسّ پنجگانه را بر شمردى، این حواس جز با کمک راهنمایى (بیرون از خود آنها) چیزى را ادراک نمى‏کنند، همان گونه که در تاریکى نمى‏توان بدون چراغ راه رفت.

3 الامام الصادق «ع»- فی حدیث الإهلیلجة .. أمّا إذا أبیت إلّا الجهالة، و زعمت أنّ الاشیاء لا تدرک الا بالحواسّ، فإنّی أخبرک أنّه لیس للحواسّ دلالة على الأشیاء، و لا فیها معرفة الا بالقلب، فإنّه دلیلها و معرّفها الأشیاء الّتی تدّعی أنّ القلب لا یعرفها إلّا بها .. إنّک تعلم أنّه ربما ذهبت الحواسّ او بعضها، و دبّر القلب للاشیاء الّتی فیها المضرّة و المنفعة، من الأمور العلانیة و الخفیّة، فأمر بها و نهى، فنفذ فیها أمره، و صحّ فیها قضاؤه .. أ لست تعلم أنّ القلب یبقى بعد ذهاب الحواسّ .. «2»

______________________________
(1) «ارشاد» شیخ مفید/ 281.

(2) «بحار» 61/ 62.

امام صادق «ع»- در «رساله هلیله» «1»، خطاب به پزشک دانشمند هندى:

گفتم: اگر بر نادانى خود پاى فشارى، و چنان پندارى که دریافت چیزها جز به حواس میسر نشود، من تو را آگاه مى‏کنم که حواس به خودى خود اشیا را درک نمى‏کند، و راه شناختى براى حواس بدون قلب وجود ندارد. قلب است که راهنماى حواس است، و اشیایى که مدعى هستى قلب آنها را از راه حواس ادراک مى‏کند، در ادراک آنها به وسیله حواس، قلب مؤثر اصلى است ... مى‏دانى چه بسا هست همه یا برخى از حواس از میان مى‏رود، و در این حال سنجش سود و زیان چیزها، چه امور پنهان و چه آشکار، با قلب است. و قلب است که (به استفاده از سودمند) فرمان مى‏دهد، و (از چیزهاى زیانبخش) بازمى‏دارد. و امر نهى او نافذ است، و داورى او درست در مى‏آید ... آیا این را نمى‏دانى که پس از نابود شدن حواس قلب باقى خواهد ماند؟ ...

4 الامام الصادق «ع»: .. أخبرنی هل تحدّث نفسک من تجارة او صناعة او بناء أو تقدیر شی‏ء و تأمر به إذا أحکمت تقدیره فی ظنّک؟ قال: نعم. قلت: فهل أشرکت قلبک فی ذلک الفکر شیئا من حواسّک؟ قال: لا. قلت: أفلا تعلم أنّ الّذی أخبرک به قلبک حقّ؟ قال: الیقین هو .. «2»

امام صادق «ع»- در «رساله هلیله»: گفتم: به من بگو، آیا هیچ گاه با خود در باره کارهاى بازرگانى یا صنعتى یا ساختمانى یا اندازه‏گیرى چیزى سخن مى‏گویى، و چون آن چیز را در تصور خویش انداز و برانداز کردى به انجام دادن آن دستور مى‏دهى؟ گفت: آرى. گفتم: آیا در این اندیشیدن هیچ یک از حواس را در کار دل و عقل خود دخالت مى‏دهى؟ گفت: نه.

گفتم: اکنون آیا نمى‏دانى که آنچه دلت در آن حال به تو گفته است درست است؟ گفت: به یقین چنین است ...

______________________________
(1) این رساله، دربردارنده «مناظره‏اى» است که میان حضرت امام جعفر صادق «ع» و پزشکى هندى پدید آمده است و سپس امام آن گفتگو را براى شاگرد خویش، مفضّل جعفى، نقل کرده است.

(2) «بحار» 61/ 55.

________________________________________
حکیمى، محمدرضا و حکیمى، محمد و حکیمى، على - آرام، احمد، الحیاة / ترجمه احمد آرام، 6جلد، دفتر نشر فرهنگ اسلامى - تهران، چاپ: اول، 1380ش.