بینشها و دانشهاى سودمند
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: بینشها و دانشهاى سودمند

قرآن‏

1 وَ هُدُوا إِلَى الطَّیِّبِ مِنَ الْقَوْلِ، وَ هُدُوا إِلى‏ صِراطِ الْحَمِیدِ* «1» به گفتار پاکیزه و به راه خداى ستوده رهبرى شدند* 2 الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ‏ .. «2» آن بندگان مرا مژده ده که به گفته گوش فرا مى‏دارند و از نیکوترین آن پیروى مى‏کنند ...

3 هذا بَصائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ، وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ‏* «3» این قرآن، بصیرتهایى است از جانب پروردگار شما، و رهنمونى و رحمتى است براى مردمانى که بدان بگروند* 4 هذا بَصائِرُ لِلنَّاسِ، وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ‏* «4»

______________________________
(1) سوره حجّ (22): 24.

(2) سوره زمر (39): 18.

(3) سوره اعراف (7): 203.

(4) سوره جاثیه (45): 20.

این قرآن، بینشهایى براى مردمان است و رهنمونى و رحمتى براى گروهى که (به حقیقتها) یقین پیدا کنند* 5 أَ وَ مَنْ کانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ، کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُماتِ لَیْسَ بِخارِجٍ مِنْها؟ کَذلِکَ زُیِّنَ لِلْکافِرِینَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ‏* «1» آیا کسى که مرده بود، پس او را زنده کردیم و براى او نورى آفریدیم که با آن در میان مردمان راه برود، مثل او مانند کسى است که در ظلمات و تاریکیهاى (جهل و گمراهى) غرق گشته باشد؟ ...

حدیث‏

1 الامام علی «ع»:- فی صفة المتّقین: .. وقفوا أسماعهم على العلم النافع لهم. «2»

امام على «ع»: پرهیزگاران گوشهاى خویش را وقف بر علم سودمند براى خویش کردند.

2 الامام علی «ع»: علّموا صبیانکم، ما ینفعهم اللَّه به، لا تغلب علیهم المرجئة برأیها. «3»

امام على «ع»: به کودکانتان چیزى بیاموزید که خداوند آن چیز را سودمند قرار داده است، تا صاحبان افکار باطل آنان را گمراه نسازند.

3 الامام علی «ع»: .. فإنّ خیر القول ما نفع. و اعلم أنّه لا خیر فی علم لا ینفع،

______________________________
(1) سوره انعام (6): 122.

(2) «نهج البلاغه»/ 612.

(3) «بحار» 2/ 17- از کتاب «خصال».

 

و لا ینتفع بعلم لا یحقّ تعلّمه. «1»

امام على «ع»: بهترین گفته آن است که سود برساند، و بدان که دانشى که سودى نداشته باشد خیرى در آن نیست. و از علمى که آموختن آن شایسته نیست سودى به دست نمى‏آید.

4 الامام الباقر «ع»: أغد عالما خیرا، و تعلّم خیرا. «2»

امام باقر «ع»: همواره چنان باش که از خیر آگاه باشى، و از دیگران خیر را فراگیرى.

5 الامام الکاظم «ع»: أولى العلم بک ما لا یصلح لک العمل الّا به. و أوجب العمل علیک ما انت مسئول عن العمل به. و ألزم العلم لک ما دلّک على صلاح قلبک و أظهر لک فساده. و أحمد العلم عاقبة ما زاد فی علمک العاجل، فلا تشتغلنّ بعلم ما لا یضرّک جهله، و لا تغفلنّ عن علم ما یزید فی جهلک ترکه. «3»

امام کاظم «ع»: سزاوارترین علم آن است که بدون آن نتوانى عمل شایسته انجام دهى. و بایسته‏ترین عمل عملى است که مکلف به انجام دادن آنى. و لازمترین علم آن است که تو را به پاکسازى دل (و تهذیب باطن) رهبرى کند و تباهى و فساد دل را بر تو آشکار سازد. و نیکفرجامترین علم آن است که بر دانایى کنونى تو بیفزاید، پس به علمى نپرداز که نادانستن آن زیانى براى تو ندارد، و از علمى غافل مشو که فرو گذاشتن آن بر نادانى تو مى‏افزاید.

6 الامام الباقر «ع»: من علّم باب هدى کان له أجر من عمل به، و لا ینقص‏

______________________________
(1) «نهج البلاغه»/ 910، عبده 2/ 41.

(2) «بحار» 1/ 194- از کتاب «المحاسن».

(3) «بحار» 78/ 333.

اؤلئک من أجورهم. «1»

امام باقر «ع»: کسى که راه هدایت را به دیگرى تعلیم کند، پاداش کسى دارد که به آن عمل کند. و از پاداش راه آموزان نیز چیزى کاسته نمى‏شود.

7 الامام الکاظم «ع»: وجدت علم الناس فی أربع: أوّلها أن تعرف ربّک، و الثانیة أن تعرف ما صنع بک، و الثالثة أن تعرف ما أراد منک، و الرابعة أن تعرف ما یخرجک من دینک. «2»

امام کاظم «ع»: دانش مردمان را در چهار چیز یافتم‏ «3»: نخست اینکه پروردگار خود را بشناسى، دوم اینکه بدانى که با تو چه خوبیها کرده است (و به تو چه نعمتها داده است، از نعمت هستى گرفته تا دیگر نعمتها)، سوم اینکه بدانى از تو چه خواسته است، و چهارم آنکه بدانى چه چیز تو را از دین بیرون مى‏برد، و گمراه مى‏کند.

8 الامام علی «ع»: کفاک من عقلک ما أوضح لک سبل غیّک من رشدک. «4»

امام على «ع»: از خرد تو همین برایت بس که راه رشد و رهایى را از راه گمراهى براى تو روشن سازد.

9 الامام علی «ع»: علیکم بطاعة من لا تعذرون بجهالته. «5»

امام على «ع»: بر شما باد فرمانبردارى از کسى که عذر نادانى نسبت به او (و احکام او) پذیرفته نیست.

______________________________
(1) «بحار» 2/ 19- از کتاب «المحاسن».

(2) «کشف الغمّه» 2/ 256- 255.

(3) یعنى دانش سودمند براى مردمان، دانشى که فراگیرى آن بر همه مردمان لازم است و براى عموم مفید است.

این حدیث در «اصول کافى» (1/ 50)، از حضرت امام جعفر صادق «ع» روایت شده است.

(4) «نهج البلاغه»/ 1284.

(5) «نهج البلاغه»/ 1164.

10 الامام الصادق «ع»: أحسنوا النّظر فیما لا یسعکم جهله، و انصحوا لأنفسکم و جاهدوها فی طلب معرفة ما لا عذر لکم فی جهله، فإنّ لدین اللَّه ارکانا لا ینفع من جهلها شدّة اجتهاده فی طلب ظاهر عبادته، و لا یضرّ من عرفها فدان بها حسن اقتصاده. و لا سبیل لأحد الى ذلک الّا بعون من اللَّه عزّ و جلّ. «1»

امام صادق «ع»: آنچه را ندانستن آن بر شما روا نیست به خوبى بیاموزید، و خیرخواه خود باشید، و خویشتن را براى شناختن و دانستن آنچه عذرى براى جهل به آن ندارید برانگیزید، زیرا که دین خدا را ارکانى است که چون کسى آنها را نداند، سختکوشى براى درست کردن صورت ظاهر عبادت براى او سودى نخواهد داشت. و چون کسى آن ارکان را بشناسد و دین خویش بر پایه آنها استوار سازد، میانه‏روى در عبادت او را زیانى نخواهد رسانید. و هیچ کس را به این مرتبه، جز به یارى خداى بزرگ راهى نیست.

بنگرید! در این حدیث شریف اشارتهایى است به اهمیّت مراحل حیات قلبى و «زندگى باطنى» و «مناجات فکرى» و عبادت درونى و سرّى، تا آنجا که آن جهات را «ارکان دین» خوانده‏اند، و عبادات «قالبى» و ظاهرى را بدون عبادت «قلبى» و باطنى ناسودمند شمرده‏اند.

احتمال قوى‏تر در معناى حدیث این است که به ضرورت شناختن مربّى الهى (پیامبر و وصىّ پیامبر) اشاره مى‏کند، و به فراگیرى اصول معرفت و طریق صحیح عبادت از آنان، تا اینکه عبادت انسان مطابق «مراد الهى» واقع شود و نزد خداوند مقبول و پسندیده باشد، و نتیجه‏اى را که در «تکامل» انسان دارد ببخشد.

کلمه «ارکان»، در متن حدیث، بیشتر با این مقصود مناسب است و آن را تأکید بلکه تعیین مى‏کند.

______________________________
(1) «بحار» 1/ 209- از کتاب «کنز الفوائد».

11 الامام علی «ع»: العلم أکثر من أن یحاط به، فخذوا من کلّ علم أحسنه. «1»

امام على «ع»: دانش بیش از آن است که بتوان همه آن را فرا گرفت، پس از هر دانشى نیکوترین آن را بگیرید.

12 الامام علی «ع»: حسب المرء من کمال المروّة ترکه ما لا یجمل به، و من عرفانه علمه بزمانه .. «2»

امام على «ع»: براى کمال رادمردى همین بس که انسان آنچه را زیبنده او نیست فرو گذارد ... و براى دانایى و شناختدارى همین بس که انسان زمان خود را بشناسد.

13 الامام علی «ع»: لیس العاقل من یعرف الخیر من الشّرّ، و لکنّ العاقل من یعرف خیر الشّرّین. «3»

امام على «ع»: خردمند آن کس نیست که بد را از نیک بازشناسد، بلکه آن کس است که از میان دو بد بهترین آن دو را بتواند شناخت.

14 الامام علی «ع»- سئل أمیر المؤمنین «ع»: أیّ الناس أکیس؟ قال: من أبصر رشده من غیّه، فمال الى رشده. «4»

امام على «ع»: از امیر المؤمنین پرسیدند: چه کس زیرکتر است؟ گفت:

آنکه راه رشد خویش از راه تباهى بازشناسد و بدان راه گام نهد.

______________________________
(1) «غرر الحکم»/ 42.

(2) «بحار» 78/ 80.

(3) «بحار» 78/ 6- از کتاب «مطالب السّؤول».

(4) «امالى» صدوق/ 353.

 

________________________________________
حکیمى، محمدرضا و حکیمى، محمد و حکیمى، على - آرام، احمد، الحیاة / ترجمه احمد آرام، 6جلد، دفتر نشر فرهنگ اسلامى - تهران، چاپ: اول، 1380ش.