ضرورت همگانى شدن شناخت و آگاهى‏
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: ضرورت همگانى شدن شناخت و آگاهى‏

قرآن‏

1 وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلَّا کَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِیراً وَ نَذِیراً، وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ‏* «1» تو را (اى پیامبر!) جز براى آن نفرستادیم که براى همه مردمان مژده‏آور و بیمرسان باشى، ولى بیشتر مردم نمى‏دانند* 2 یا أَهْلَ الْکِتابِ قَدْ جاءَکُمْ رَسُولُنا یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثِیراً مِمَّا کُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتابِ، وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیرٍ، قَدْ جاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ کِتابٌ مُبِینٌ* یَهْدِی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ، وَ یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ، وَ یَهْدِیهِمْ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ‏* «2» اى اهل کتاب! فرستاده ما نزد شما آمده تا بیشتر آنچه را که از کتاب پنهان مى‏کردید بر شما آشکار کند، و از بسیارى درگذرد، روشنى و کتابى روشنگر از سوى خدا براى شما آمد* خدا با آن کتاب هر کس را که بر پى خشنودى وى رود، به راههاى سلامتى و ایمنى رهنمون مى‏گردد، و آنان را، به خواست خویش، از تاریکیها به روشنى بیرون مى‏برد، و به راه راست هدایت مى‏کند*

______________________________
(1) سوره سبأ (34): 28.

(2) سوره مائده (5): 16- 15.

3 قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَیْکُمْ ذِکْراً* رَسُولًا یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیاتِ اللَّهِ مُبَیِّناتٍ لِیُخْرِجَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ .. «1» خدا ذکرى به سوى شما فرستاد* یعنى فرستاده‏اى که بر شما آیات روشن‏کننده خدا را فرو مى‏خواند، تا کسانى را که ایمان آوردند و عمل کردند از تاریکیها به روشنى بیرون برد ...

4 وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى‏ بِآیاتِنا أَنْ: أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ، وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ، إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ* «2» موسى را با آیات خود فرستادیم که قومت را از تاریکیها به روشنى بیرون بر، و روزهاى خدا (ایّام اللَّه) را به یادشان آر، همانا در این کار نشانه‏هایى است براى هر بردبار سپاسگزار* 5 هذا بَصائِرُ لِلنَّاسِ، وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ‏* «3» این قرآن، بصیرتهایى است براى مردمان، و رهنمونى و رحمتى است براى آن دسته که (به حقیقتها) یقین پیدا کنند*

حدیث‏

1 النبی «ص»: أربعة تلزم کلّ ذی حجى و عقل من أمّتی. قیل: یا رسول اللَّه ما هنّ؟ قال: استماع العلم، و حفظه، و نشره، و العمل به. «4»

______________________________
(1) سوره طلاق (65): 11- 10.

(2) سوره ابراهیم (14): 5.

(3) سوره جاثیه (45): 20.

(4) «تحف العقول»/ 46.

پیامبر «ص»: چهار چیز بر هر صاحب خرد و عقلى از امت من واجب است.

گفتند: اى پیامبر! آن چهار چیز چیست؟ گفت: «به علم و دانش گوش فرا دادن، و آن را به یاد سپردن، و در میان مردمان نشر کردن، و خود به کار بستن».

2 النبی «ص»: من نشر علما فله مثل أجر من عمل به. «1»

پیامبر «ص»: کسى که علمى را بپراکند و نشر دهد، پاداش کسى را دارد که به آن عمل کرده است.

3 النبی «ص»: تصدّقوا على أخیکم بعلم یرشده، و رأی یسدّده. «2»

پیامبر «ص»: به برادر خود علمى صدقه دهید که راهنماى او شود، و اظهار نظرى که او را در راه حق و عمل به آن، استوار دارد

4 النبی «ص»: یا علی! ثلاث من حقایق الایمان: الانفاق من الاقتار، و انصاف الناس من نفسک، و بذل العلم للمتعلّم. «3»

پیامبر «ص»: اى على! سه چیز از حقایق ایمان است: بخشندگى در عین تنگدستى، داد مردمان را از خود دادن، و آموختن علم به جوینده علم.

5 النبی «ص»: من کتم علما نافعا، ألجمه اللَّه یوم القیامة بلجام من نار. «4»

پیامبر «ص»: هر کس دانشى سودمند را پنهان دارد، خدا در روز بازپسین دهانبندى آتشین بر دهان او نهد.

______________________________
(1) «مستدرک الوسائل» 3/ 185.

(2) «عدّة الدّاعى»/ 63.

(3) «خصال» 1/ 125.

(4) «بحار» 2/ 78- از کتاب «عوالى اللّئالى».

6 الامام علی «ع»: ضادّوا الجهل بالعلم. «1»

امام على «ع»: به وسیله علم با جهل و نادانى مبارزه کنید.

7 الامام الجواد «ع»: .. العلماء فی أنفسهم خانة إن کتموا النّصیحة، إن رأوا تائها ضالّا لا یهدونه، او میّتا لا یحیونه، فبئس ما یصنعون، لأنّ اللَّه- تبارک و تعالى- أخذ علیهم المیثاق فی الکتاب، أن یأمروا بالمعروف و بما أمروا به، و أن ینهوا عما نهوا عنه، و أن یتعاونوا على البرّ و التّقوى، و لا یتعاونوا على الإثم و العدوان .. «2»

امام جواد «ع»: دانشمندان، چون از پند دادن خوددارى کنند، خیانت ورزیده‏اند، اگر گمراهى را ببینند و او را راهنمایى نکنند، یا مرده دلى را ببینند و او را زنده نسازند، بد کرده‏اند، زیرا که خداى متعال، در قرآن، از ایشان پیمان گرفته است که به نیکى و به آنچه بدان فرمان رفته است فرمان دهند، و از آنچه از آن ممنوع شده‏اند دیگران را باز دارند، و اینکه در نیکى و پرهیزگارى مددکار یک دیگر باشند، و در گناه و دشمنى مددکار نباشند.

8 الامام علی «ع»: ما أخذ اللَّه میثاقا من أهل الجهل بطلب تبیان العلم، حتى أخذ میثاقا من أهل العلم ببیان العلم للجهّال، لأنّ العلم قبل الجهل. «3»

امام على «ع»: خدا از نادانان، از آن پس پیمان دانش‏طلبى گرفت که از دانایان پیمان گرفته بود دانش و علم را به دیگران بیاموزند، زیرا که دانایى و علم مقدم بر نادانى و جهل است.

______________________________
(1) «غرر الحکم»/ 205.

(2) «کافى» 8/ 54.

(3) «بحار» 2/ 23، نیز رجوع کنید به «اصول کافی» 1/ 41.

9 الامام الصادق «ع»- فی قوله تعالى: مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ‏ ...: ممّا علّمناهم یبثّون. «1»

امام صادق «ع»- در تفسیر این آیه قرآن: ... وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ‏ از آنچه به آنان روزى کرده‏ایم به دیگران مى‏بخشند» فرمود: یعنى از علمى که به عالمان دادیم به دیگران مى‏آموزند.

10 الامام الباقر «ع»: إنّ الّذی تعلّم العلم منکم، له مثل أجر الّذی یعلّمه، و له الفضل علیه. تعلّموا العلم من حملة العلم، و علّموا إخوانکم کما علّمکم العلماء. «2»

امام باقر «ع»: آن کس از شما که دانش بیاموزد، پاداشى دارد همچون پاداش کسى که به او مى‏آموزد، و البته آموزگار را بر او برترى است. دانش را از دارندگان دانش فرا گیرید، و همان گونه که دانشمندان به شما آموخته‏اند شما نیز به برادران خود بیاموزید.

11 الامام الصادق «ع»: اکتب و بثّ علمک فی إخوانک، فإن متّ فأورث کتبک بنیک، فإنّه یأتی على الناس زمان هرج لا یأنسون فیه إلّا بکتبهم. «3»

امام صادق «ع»: علم خویش را بنویس و میان برادرانت انتشار ده، و هنگامى که مرگت فرا رسید کتابهاى خود را به ارث براى فرزندانت باقى گذار، زیرا که زمانى پرآشوب خواهد آمد که مردم به چیز دیگرى جز کتاب نتوانند انس یافت.

12 الامام الصادق «ع»: لکلّ شی‏ء زکاة، و زکاة العلم أن یعلّمه أهله. «4»

______________________________
(1) «بحار» 70/ 267.

(2) «بصائر الدّرجات»/ 4.

(3) «وسائل» 18/ 56.

(4) «عدّة الدّاعى»/ 63.

امام صادق «ع»: هر چیزى را زکاتى است، و زکات علم آموختن علم است به اهل آن.

13 الامام الصادق «ع»: على کلّ جزء من أجزائک زکاة واجبة للَّه عزّ و جلّ ..

و زکاة اللّسان النّصح للمسلمین، و التّیقّظ للغافلین .. «1»

امام صادق «ع»: خداى بزرگ بر هر عضوى از اعضاى بدن تو زکاتى واجب کرده است ... زکات زبان اندرز گفتن به مسلمانان است و بیدار کردن غافلان ...

14 الامام علی «ع»: تزاوروا و تذاکروا الحدیث، إن لا تفعلوا یدرس. «2»

امام على «ع»: به دیدار یک دیگر بروید و با هم در باره «احادیث» سخن گویید، اگر چنین نکنید احادیث کهنه و مندرس مى‏شود.

15 الامام الصادق «ع»: تزاوروا، فإنّ فی زیارتکم إحیاء لقلوبکم، و ذکرا لاحادیثنا. و أحادیثنا تعطّف بعضکم على بعض، فإن أخذتم بها رشدتم و نجوتم، و إن ترکتموها ظللتم و هلکتم، فخذوا بها و أنا بنجاتکم زعیم. «3»

امام صادق «ع»: از یک دیگر دیدار کنید که در این دیدار دلهاى شما زنده مى‏شود، و از اخبار و احادیث ما یاد مى‏کنید. احادیث ما شما را نسبت به یک دیگر مهربان خواهد کرد، اگر به آنها عمل کنید به آگاهى و رشد مى‏رسید و رستگار مى‏شوید، و اگر آنها را فرو گذارید گمراه مى‏گردید و هلاک مى‏شوید. به آنها عمل کنید که من پایندان رستگارى شما خواهم بود.

______________________________
(1) «بحار» 96/ 7.

(2) «مستدرک الوسائل» 3/ 182.

(3) «وسائل» 18/ 61.

16 الامام الرضا «ع»: رحم اللَّه عبدا أحیا أمرنا. (قال راوی الحدیث:) فقلت له:

و کیف یحیى أمرکم؟ قال: یتعلّم علومنا و یعلّمها النّاس، فإنّ الناس لو علموا محاسن کلامنا لاتّبعونا .. «1»

امام رضا «ع»: خدا بیامرزد کسى را که امر ما را زنده کند. (راوى حدیث گوید:) به امام گفتم: چگونه امر شما زنده مى‏شود؟ گفت: «به آموختن علوم ما و تعلیم دادن آن به مردمان، چه اگر مردمان از آن تعالیم والا که در سخنان ماست آگاه گردند، پیرو ما خواهند گشت».

17 الامام الجواد «ع»- عبد العظیم الحسنی عنه: ملاقاة الإخوان یسرة، و تلقیح للعقل، و إن کان نزرا قلیلا. «2»

امام جواد «ع»:- به روایت عبد العظیم حسنى: دیدار برادران مایه آسایش روح و بارورکننده عقل است (از طریق انتقال دادن معلومات و آگاهیها)، هر چند بسیار اندک باشد.

18 الامام الباقر «ع»: تزاوروا فی بیوتکم، فإنّ ذلک حیاة لامرنا .. «3»

امام باقر «ع»: در خانه‏هاتان از یک دیگر دیدار کنید، که این کار، سبب زنده ماندن امر ما است.

______________________________
(1) «معانى الاخبار» 1/ 174.

(2) «امالى» طوسى 1/ 93.

(3) «خصال» 1/ 22.

________________________________________
حکیمى، محمدرضا و حکیمى، محمد و حکیمى، على - آرام، احمد، الحیاة / ترجمه احمد آرام، 6جلد، دفتر نشر فرهنگ اسلامى - تهران، چاپ: اول، 1380ش.