فهم و دریافت دین‏
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: فهم و دریافت دین‏

قرآن‏

1 وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّةً، فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ، لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ، وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ، لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ‏؟* «1» نمى‏شود که مردمان مؤمن همه (براى جهاد یا طلب علم) بسیج شوند، بنا بر این چرا نباید از هر گروه از ایشان، تنى چند، بسیج شوند و بکوشند تا دانش دین بیاموزند و هنگامى که بازگشتند قوم خود را بیم و اندرز دهند (و بیاگاهانند)، باشد که آنان نیز از نافرمانى خدا حذر کنند*

حدیث‏

1 الامام علی «ع»: أیّها النّاس! لا خیر فی دین لا تفقّه فیه .. «2»

امام على «ع»: اى مردم! خیرى در آن دین (و دیندارى) نیست که با تفقّه و نیک‏فهمى (فهم عمیق و جامع) همراه نباشد.

______________________________
(1) سوره توبه (9): 122.

(2) «بحار» 70/ 307- از کتاب «المحاسن».

2 الامام علی «ع»: المتعبّد على غیر فقه کحمار الطّاحونة، یدور و لا یبرح. «1»

امام على «ع»: عبادت‏کننده ناآگاه از دین، همچون خر آسیاب است، که دور خود مى‏چرخد ولى از جایى که هست بیشتر نمى‏رود.

3 الامام الصادق «ع»: لو أتیت بشابّ من شباب الشّیعة لا یتفقّه، لأدّبته. «2»

امام صادق «ع»: اگر جوانى از جوانان شیعه را نزد من آورند که در دین تفقّه و غوررسى نکرده باشد، او را ادب خواهم کرد.

4 الامام الصادق «ع»: لیت السّیاط على رؤوس أصحابی حتى یتفقّهوا فی الحلال و الحرام. «3»

امام صادق «ع»: کاش تازیانه‏ها بر سر اصحاب من افراخته بود، تا اینکه در حلال و حرام تفقّه کنند (و آنها را درست و کامل و در ارتباط با هم بفهمند).

5 الامام الکاظم «ع»: تفقّهوا فی دین اللَّه، فإنّ الفقه مفتاح البصیرة، و تمام العبادة، و السّبب الى المنازل الرّفیعة، و الرّتب الجلیلة، فی الدّین و الدّنیا.

و فضل الفقیه على العابد کفضل الشّمس على الکواکب. و من لم یتفقّه فی دینه لم یرض اللَّه له عملا «4».

امام کاظم «ع»: در دین خدا تحقیق و تفقّه کنید، که فهم و فقه کلید بینایى، و کامل‏کننده عبادت، و سبب رسیدن به جایگاههاى بلند و پایگاههاى بزرگ در دین و دنیا است. برترى فقیه (دین‏شناس) بر عابد همچون برترى خورشید بر ستارگان است. و هر کس در دین خود تفقه نکند،

______________________________
(1) «اختصاص»/ 238.

(2) «بحار» 1/ 214- از کتاب «المحاسن».

(3) «بحار» 1/ 213- از کتاب «المحاسن».

(4) «تحف العقول»/ 303- 302.

خدا از هیچ عمل او خرسند نمى‏شود.

بنگرید! «فقیه» در کاربرد احادیث و اخبار، به معنایى که در سده‏هاى بعد اصطلاح شده و تاکنون نیز متداول است نیست. فقیه، در این اصطلاح، یعنى کسى که علم «فقه» اصطلاحى را به صورت اجتهادى بداند.

لیکن فقیه، در منطق احادیث و تعالیم، یعنى عالم به ابعاد گوناگون دین و شناختهاى دینى و عامل به موازین اخلاق و اعمال اسلامى، کسى که دین را در بعد توحید و خداشناسى، و حاکمیت سیاسى و اجتماعى، و تربیت و اخلاق و خودسازى، و مدیریت و قضا و حقوق و احکام و اقدام و اعمال به خوبى بشناسد و خود نمونه عملى آن باشد. و چون اکنون روزگارى است جهان بشرى دگرگون شده و حیات انسانى متحول گشته است، و مسائل بیشمارى در مفاهیمى نو، براى انسان و انسانیت پیش آمده است، فهم همه مبانى و مسائل اسلامى، در ارتباط با انسان و جهان و بشریت و حیات، کار فرد نیست. این است که باید از این پس، این مسائل به وسیله هیئتها و گروههاى عالم و شایسته، و تخصص دیده، و انسانگرا و زندگیشناس، شناخته و تبیین و عرضه گردد.

________________________________________
حکیمى، محمدرضا و حکیمى، محمد و حکیمى، على - آرام، احمد، الحیاة / ترجمه احمد آرام، 6جلد، دفتر نشر فرهنگ اسلامى - تهران، چاپ: اول، 1380ش.