اهمیت شناخت‏
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

قرآن‏

1 اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ* خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ* اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ* الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ* عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ‏* «1» بخوان به نام پروردگارت که آفرید* آدمى را از خون بسته آفرید* بخوان و (بدان که) پروردگار تو همان خداى بزرگوارتر و کریمتر است* همو که با قلم آموخت* به انسان آنچه را نمى‏دانست آموخت* 2 وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها، ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِکَةِ فَقالَ: أَنْبِئُونِی بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ* قالُوا: سُبْحانَکَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا إِنَّکَ أَنْتَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ* قالَ: یا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ، فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ قالَ: أَ لَمْ أَقُلْ لَکُمْ: إِنِّی أَعْلَمُ غَیْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ‏؟* «2» (خدا) به آدم نامها همه را آموخت، سپس حقایق آنها را در نظر فرشتگان پدیدار ساخت و گفت که، اگر راست مى‏گویید، نامهاى این چیزها را به من بازگویید* فرشتگان گفتند: پاک خدایا! ما را دانشى نیست جز آنچه‏

______________________________
(1) سوره علق (96): 5- 1.

(2) سوره بقره (2): 33- 31.

خود به ما آموختى، تویى داناى حکیم* (آنگاه) خداوند گفت: اى آدم! آنان را از نامها و حقیقتها آگاهى ده، پس چون آدم فرشتگان را آگاه ساخت، خداوند گفت: آیا به شما نگفتم که من نهان آسمانها و زمین را مى‏دانم، و از آنچه آشکار مى‏سازید یا پنهان مى‏کنید آگاهم؟* 3 هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ، یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ‏* «1» او است آنکه در میان آن درس‏ناخواندگان فرستاده‏اى از ایشان برانگیخت، تا آیات او را برخواند، و آنان را پاکیزه سازد، و کتاب و حکمت آموزد، هر چند از آن پیش در گمراهیى آشکار فرو بودند* 4 أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ ساجِداً وَ قائِماً یَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ یَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ، قُلْ: هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ؟ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ‏* «2» آیا آن کس که در لحظه‏هاى شب به فروتنى پیشانى به خاک مى‏ساید و به نماز مى‏ایستد، و از سراى دیگر بیم دارد و به بخشایش پروردگار خویش امیدوار است [چنان دیگران است؟]، بگو: آیا هرگز برابر باشند کسانى که مى‏دانند و کسانى که نمى‏دانند؟ تنها خردمندان یادآور مى‏شوند و پند مى‏گیرند* 5 قُلْ: هَلْ یَسْتَوِی الْأَعْمى‏ وَ الْبَصِیرُ أَ فَلا تَتَفَکَّرُونَ‏؟* «3» بگو: آیا کور (دل) و بینا با هم برابرند؟ چرا نمى‏اندیشید!*

______________________________
(1) سوره جمعه (62): 2.

(2) سوره زمر (39): 9.

(3) سوره انعام (6): 5.

6 وَ ما یَسْتَوِی الْأَعْمى‏ وَ الْبَصِیرُ* «1» کور (دل) و بینا با یک دیگر برابر نیستند* 7 قُلْ: هَلْ یَسْتَوِی الْأَعْمى‏ وَ الْبَصِیرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِی الظُّلُماتُ وَ النُّورُ؟ .. «2» بگو: آیا کور (دل) و بینا با هم برابرند، یا: آیا تاریکى و روشنى همسانند؟ ...* 8 یُؤْتِی الْحِکْمَةَ مَنْ یَشاءُ، وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً، وَ ما یَذَّکَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ‏* «3» (خداوند) به هر کس که خواهد حکمت مى‏دهد، و هر که به او حکمت ارزانى شود نیکى فراوان به او داده شده، و جز خردمندان یادآور نگردند و پند نگیرند* 9 وَ اذْکُرْنَ ما یُتْلى‏ فِی بُیُوتِکُنَّ مِنْ آیاتِ اللَّهِ وَ الْحِکْمَةِ، إِنَّ اللَّهَ کانَ لَطِیفاً خَبِیراً* «4» (اى زنان پیامبر!) آیات خدا و حکمتى را که در خانه‏هاى شما تلاوت مى‏شود به یاد داشته باشید! همانا خداى با بندگان خوشرفتار است (و به همه چیز دانا است) و از همه چیز آگاه* 10 أَ فَمَنْ یَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ کَمَنْ هُوَ أَعْمى‏؟ .. «5» آیا آن کس که مى‏داند که آنچه از پروردگار بر تو فرو فرستاده شده حق است،

______________________________
(1) سوره فاطر (35): 19.

(2) سوره رعد (13): 16.

(3) سوره بقره (2): 269.

(4) سوره احزاب (33): 34.

(5) سوره رعد (13): 19.

همچون کسى است که کور (دل) است؟ ...*

حدیث‏

1 النبی «ص»: خرج رسول اللَّه «ص»، فاذا فی المسجد مجلسان: مجلس یتفقّهون و مجلس یدعون اللَّه و یسألونه، فقال: کلا المجلسین الى خیر، أمّا هؤلاء فیدعون اللَّه، و أمّا هؤلاء فیتعلّمون و یفقّهون الجاهل، هؤلاء افضل، بالتّعلیم أرسلت لمّا أرسلت، ثمّ قعد معهم. «1»

پیامبر «ص»- پیامبر خدا از خانه بیرون آمد، در مسجد دو مجلس دید: در یک مجلس غوررسى و تفقّه در دین مى‏شد، و مجلس دیگر به دعا خواندن و از خدا مسألت کردن مى‏گذشت. گفت: «هر دو مجلس نیک است. آن گروه خدا را مى‏خوانند، و آن گروه مى‏آموزند و مطالب را به نادانان مى‏فهمانند. این گروه آموزشگران برترند، من براى آموزشگرى فرستاده شده‏ام». آنگاه در کنار ایشان نشست.

2 الامام علی «ع»: یا کمیل! ما من حرکة الّا و انت محتاج فیها الى معرفة. «2»

امام على «ع»: اى کمیل! هیچ حرکتى (و کارى) نیست جز اینکه در آن به شناختى نیازمندى.

3 الامام علی «ع»: فقد البصر أهون من فقد البصیرة. «3»

امام على «ع»: چشم سر را از دست دادن آسانتر است تا چشم دل.

______________________________
(1) «منیة المرید»/ 13.

(2) «تحف العقول»/ 119.

(3) «غرر الحکم»/ 227.

4 النبی «ص»: جاء رجل من الأنصار الى النبی «ص» فقال: یا رسول اللَّه! إذا حضرت جنازة أو حضر مجلس عالم أیّهما احبّ الیک أن أشهد؟ فقال رسول اللَّه «ص»: إذا کان للجنازة من یتبعها و یدفنها، فإنّ حضور مجلس العالم أفضل من حضور الف جنازة، و من عیادة الف مریض، و من قیام ألف لیلة، و من صیام الف یوم، و من الف درهم یتصدّق بها على المساکین، و من الف حجّة سوى الفریضة، و من الف غزوه سوى الواجب تغزوها فی سبیل اللَّه بما لک و نفسک. و این تقع هذه المشاهد من مشهد عالم؟ أما علمت أنّ اللَّه یطاع بالعلم، و یعبد بالعلم، و خیر الدّنیا و الآخرة مع العلم، و شرّ الدّنیا و الآخرة مع الجهل. «1»

پیامبر «ص»- یکى از انصار نزد پیغمبر اکرم آمد و گفت: اى پیامبر! اگر بنا باشد جنازه‏اى را تشییع کنم یا در مجلس درس دانشمندى حاضر شوم، حضور مرا در کدام یک از این دو دوستتر دارى؟ پیامبر گفت: اگر کسانى باشند که در پى جنازه روان شوند و آن را به خاک بسپارند، حاضر شدن در مجلس مرد دانشمند از حضور در تشییع هزار جنازه، و دیدار از هزار بیمار، و بر پا ایستادن براى عبادت در هزار شب، و روزه داشتن در هزار روز، و صدقه دادن هزار درهم به بینوایان، و گزاردن هزار حج مستحبى، و حضور در هزار جنگ در راه خدا- جز جنگ واجب- و دادن مال و جان در این راه، فضیلتى بیشتر دارد.

اینها کجا به پاى حضور در مجلس عالم مى‏رسد؟ آیا ندانسته‏اى که اطاعت و عبادت خدا نیز به علم است، و نیکى دنیا و آخرت با علم است، و شرّ دنیا و آخرت با جهل و نادانى؟.

5 الامام علی «ع»: لا تخبر بما لم تحط به علما. «2»

امام على «ع»: در باره آنچه از آن شناختى ندارى سخن مگوى.

______________________________
(1) «روضة الواعظین»/ 12.

(2) «غرر الحکم»/ 332.

6 الامام علی «ع»: علیکم بالدّرایات لا بالرّوایات. «1»

امام على «ع»: در پى دریافت و درایت (سخنها) باشید، نه در پى نقل و حکایت.

7 الامام علی «ع»: العلم اصل کلّ خیر. «2»

امام على «ع»: علم ریشه هر نیکى است.

8 الامام علی «ع»: لا تستعظمنّ أحدا حتّى تستکشف معرفته. «3»

امام على «ع»: پیش از آنکه از دانش و معرفت کسى با خبر شوى در بزرگداشت او مکوش.

9 الامام الباقر «ع»: .. ادفع عن نفسک حاضر الشّرّ بحاضر العلم، و استعمل حاضر العلم بخالص العمل، و تحرّز على خالص العمل من عظیم الغفلة بشدّة التّیقّظ، و استجلب شدّة التّیقّظ بصدق الخوف .. و توقّ مجازفة الهوى بدلالة العقل، و قف عند غلبة الهوى باسترشاد العلم. «4»

امام باقر «ع»: بدى و شر موجود را، با علمى که دارى، از خویشتن دور کن.

و همین علم را با انجام دادن عمل خالص به کار بند. و در عمل خالص، خود را با کمال مراقبت و بیدارى، از هجوم غفلت مصون دار. و براى بدست آوردن چنین بیدارى و مراقبتى، از خداى صادقانه بترس ... همچنین با راهنمایى عقل، از افتادن در دام هواهاى باطل بپرهیز. و به هنگام چیرگى هواى نفس درنگ کن، و از دانشى که دارى براى نجات خود ارشاد بخواه.

______________________________
(1) «بحار» 2/ 160- از کتاب «کنز الفوائد».

(2) «غرر الحکم»/ 20.

(3) «غرر الحکم»/ 333.

(4) «تحف العقول»/ 207.

10 الامام الصادق «ع»- عن الامام الباقر «ع»: یا بنیّ! اعرف منازل الشیعة على قدر روایتهم و معرفتهم، فإنّ المعرفة هی الدّرایة للرّوایة. و بالدّرایات للرّوایات یعلو المؤمن الى اقصى درجات الایمان. إنّی نظرت فی کتاب لعلیّ «ع» فوجدت فی الکتاب: إنّ قیمة کلّ امری‏ء و قدره معرفته. إنّ اللَّه- تبارک و تعالى- یحاسب الناس على قدر ما آتاهم من العقول فی دار الدّنیا. «1»

امام صادق «ع»- نقل از پدر خویش: ابو جعفر باقر «ع» گفت: پسرم! مقام و منزلت شیعیان را از اندازه نقل احادیث و شناختى که (در باره مفاهیم و معارف حدیثى) دارند بشناس! زیرا که شناخت و معرفت، در حقیقت، همان درک آگاهانه (علوم و مفاهیم) حدیث است. و با همین درک آگاهانه محتواى احادیث است که مؤمن به بالاترین پایه‏هاى ایمان (شناخت اعتقادى و عملى) مى‏رسد. من در نامه‏اى از على «ع» به این نوشته برخوردم: ارزش و ارج هر کس معرفت او است. خداى متعال مردمان را به میزان خردى که در دار دنیا به ایشان ارزانى داشته است حسابرسى مى‏کند.

11 الامام الصادق «ع»: العلم أصل کلّ حال سنیّ، و منتهى کلّ منزلة رفیعة.

لذلک قال النبیّ «ص»: «طلب العلم فریضة على کلّ مسلم و مسلمة»، أی: علم التّقوى و الیقین. «2»

امام صادق «ع»: علم اصل و ریشه هر حالت عالى است و بلندترین پایگاه صعود است. به همین جهت پیامبر «ص» گفت: «طلب علم بر هر مرد و زن مسلمان واجب است»، یعنى علم (و آیین) پرهیزگارى و یقین.

______________________________
(1) «معانى الأخبار» 1/ 2.

(2) «بحار» 2/ 32- 31- از کتاب «مصباح الشّریعة».

12 الامام الصادق «ع»: أنتم- و اللَّه- الّذین قال اللَّه: «وَ نَزَعْنا ما فِی صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ إِخْواناً عَلى‏ سُرُرٍ مُتَقابِلِینَ‏». إنّما شیعتنا اصحاب الاربعة الأعین:

عینین فی الرّأس، و عینین فی القلب .. «1».

امام صادق «ع»: شمایید- به خدا سوگند- آن کسان که خداوند گفته است: «هر کینه‏اى را از دلشان زدودیم، برادرانند همه، بر روى تختها روبروى هم نشسته». بیگمان شیعیان ما را چهار چشم است: دو چشم در سر، و دو چشم در دل.

13 الامام الصادق «ع»: اذا کان یوم القیامة، جمع اللَّه عزّ و جلّ، الناس فی صعید واحد، و وضعت الموازین، فتوزن دماء الشّهداء مع مداد العلماء، فیرجح مداد العلماء على دماء الشّهداء. «2»

امام صادق «ع»: چون روز قیامت شود، خداى بزرگ، مردمان را همه، در پهنه‏اى یکسان گرد آورد، و ترازوها گذارده شود. آنگاه خون شهیدان را با مرکّب خامه دانشمندان در دو کفّه ترازو نهند، پس مرکّب خامه دانشمندان بر خون شهیدان فزونى یابد.

14 الامام الصادق «ع»- عن النبی «ص»: أعلم الناس من جمع علم الناس الى علمه .. و اکثر الناس قیمة اکثرهم علما، و أقلّ الناس قیمة أقلّهم علما. «3»

امام صادق «ع»- نقل از پیامبر اکرم: داناترین مردمان کسى است که دانش دیگران را با دانش خویش جمع کند ... و ارزشمندترین مردم کسى است که علم بیشتر داشته باشد. و کم ارزشترین آنان کسى است که دانش کمتر داشته باشد.

______________________________
(1) «تفسیر عیاشى» 2/ 244.

(2) «بحار» 2/ 14- از کتاب «امالى» شیخ صدوق.

(3) «امالى» صدوق/ 19.

15 الامام الصادق «ع»- عن آبائه، عن علیّ، عن النبی «ص»: اکثر الناس قیمة اکثرهم علما، و اقلّ الناس قیمة اقلّهم علما. «1»

امام صادق «ع»- نقل از پدرانش، از على، از پیامبر اکرم: ارزشمندترین مردم کسى است که علم بیشتر داشته باشد. و کم ارزشترین آنان کسى است که دانش کمتر داشته باشد.

16 الامام الصادق «ع»- عن سماعة: قلت له: قول اللَّه عزّ و جلّ: «مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ‏ .. فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً، وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً «2»»؟ قال: من أخرجها من ضلال إلى هدى، فکأنّما أحیاها، و من أخرجها من هدى إلى ضلال فقد قتلها. «3»

امام صادق «ع»- سماعة بن مهران گوید: به امام صادق گفتم: این سخن خدا در قرآن: «... مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ، أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ، فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً، وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً هر کس شخصى را جز در برابر کشتن شخصى دیگر یا تبهکارى در زمین بکشد، گویى چنان است که همه مردمان را کشته باشد، و هر کس که جانى را زنده کند، گویى چنان است که همه مردمان را زنده کرده باشد» یعنى چه؟ امام صادق گفت: «هر که جانى را از گمراهى به راهیافتگى برآورد، بدان ماند که آن را زنده کرده است. و هر که جانى را از راهیافتگى به گمراهى بیرون برد، در حقیقت آن را کشته است».

17 الامام الصادق «ع»- محمد بن مارد قال: قلت لأبی عبد اللَّه «ع»: حدیث روی لنا إنّک قلت: «إذا عرفت فاعمل ما شئت»؟ فقال: قد قلت ذلک. قال:

______________________________
(1) «بحار» 77/ 112.

(2) سوره مائده (5): 32.

(3) «اصول کافى» 2/ 210.

قلت: و إن زنوا أو سرقوا أو شربوا الخمر؟ فقال لی: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ‏، و اللَّه ما أنصفونا أن نکون أخذنا بالعمل و وضع عنهم، إنّما قلت:

إذا عرفت فاعمل ما شئت، من قلیل الخیر و کثیره، فإنّه یقبل منک. «1»

امام صادق «ع»- محمد بن مارد گوید به امام صادق گفتم: حدیثى روایت کرده‏اند که شما گفته‏اید: «چون حق را شناختى و دانستى، هر چه خواهى کن». گفت: آرى چنین گفته‏ام. گفتم: حتى اگر مرتکب زنا شوند، و دزدى کنند، و شراب نوشند؟ گفت: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ‏، به خدا سوگند (کسانى که معناى آن حدیث را چنین پنداشته‏اند) در حق ما انصاف روا نداشته‏اند، که چنان باشد که ما را به عمل بگیرند و آنان را از آن معاف دارند.

آنچه گفتم معنایش این است: «چون حق را شناختى، هر کار خیرى که خواستى انجام ده، چه کم و چه زیاد، که کار از تو (با شناخت حق) پذیرفته خواهد شد».

18 الامام الصادق «ع»: لا ینبغی لمن لم یکن عالما أن یعدّ سعیدا، و لا لمن لم یکن ودودا أن یعدّ حمیدا، و لا لمن لم یکن صبورا أن یعدّ کاملا، و لا لمن لا یتّقی ملامة العلماء و ذمّهم أن یرجى له خیر الدّنیا و الآخرة. و ینبغی للعاقل أن یکون صدوقا، لیؤمن على حدیثه، و شکورا لیستوجب الزیادة. «2»

امام صادق «ع»: شایسته نیست آن کس را که عالم نیست سعادتمند بخوانند، و آن کس را که مهربان نیست پسندیده بشمارند، و آن کس را که شکیبا نیست کامل بدانند. همچنین آن کس که از سرزنش و نکوهش دانشمندان و دانایان پرهیز نکند، نتوان امید داشت که به خیر دنیا و آخرت برسد. سزاوار شخص عاقل آن است که راستگو باشد تا مردم به گفتارش اطمینان داشته باشند، و سپاسگزار نعمتها باشد تا مستوجب فزونى نعمت گردد.

______________________________
(1) «وسائل» 1/ 87.

(2) «تحف العقول» 268.

19 الامام الکاظم «ع»: یا هشام! إنّ لقمان قال لابنه: .. یا بنیّ! إنّ الدّنیا بحر عمیق، قد غرق فیه عالم کثیر. فلتکن سفینتک فیها تقوى الله، و حشوها الایمان، و شراعها التّوکّل، و قیّمها العقل، و دلیلها العلم، و سکّانها الصّبر. «1»

امام کاظم «ع»: اى هشام! لقمان به پسر خویش گفت: «... دنیا دریایى ژرف است که مردمان بسیار در آن غرق شده‏اند. چنان کن که کشتى تو در این دریا ترس از خدا، و بار آن ایمان، و بادبان آن توکّل، و کشتیبان آن عقل، و راهنماى آن علم، و سکّان آن بردبارى باشد».

20 الامام الکاظم «ع»- فی حدیث طویل: لا نجاة إلّا بالطّاعة، و الطاعة بالعلم، و العلم بالتعلّم، و التّعلّم بالعقل یعتقد. و لا علم إلّا من عالم ربّانیّ. «2»

امام کاظم «ع»: رستگارى جز به طاعت نیست. و طاعت به علم است. و علم به آموختن فراهم مى‏شود. و انسان با هدایت عقل به آموختن مى‏گراید. و علم واقعى آن است که از نزد عالم ربّانى رسیده باشد.

______________________________
(1) «تحف العقول»/ 285.

(2) «وسائل» 18/ 8.

________________________________________
حکیمى، محمدرضا و حکیمى، محمد و حکیمى، على - آرام، احمد، الحیاة / ترجمه احمد آرام، 6جلد، دفتر نشر فرهنگ اسلامى - تهران، چاپ: اول، 1380ش.