روان شناسی دینی
ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: روان شناسی دینی

روانشناسی دین از اصطلاحاتی است که اخیراً در ادبیات دینی و فرهنگی کشور ما متداول گشته است و امروزه افراد زیادی از آن بهره می برند. در این فرصت برآنیم به بررسی این واژه و تفاوت آن با روانشناسی دینی بپردازیم تا اندکی در رفع ابهام از این واژه نقش ایفا کرده باشیم.
پیش از بحث پیرامون اصطلاح مذکور لازم است تعریف و توضیحی کوتاه از اصطلاح مهم دیگر یعنی روانشناسی بدهیم. روانشناسی (Psychology) عبارت است از مطالعه فرایندهای فکری و رفتاری انسانها و حیوانات در فعل و انفعال یا تأثیر متقابلشان با محیط زندگی.
روانشناسی دین رشته ای است که تأثیری را که اعمال و اعتقادات دینی بر وحدت شخصیت (دینداران) برجای می گذارد مورد مطالعه قرار می دهد.»(1) روانشناسی دین آن گونه که امروزه دیده می شود موجودیت اش را به هم زمانی با پیدایش شاخه مطالعه تطبیقی ادیان در قرن نوزدهم اروپا و پیدایش دو رشته ی دیگر که درآغاز با دین بی ارتباط بودند، مدیون است. این دو رشته عبارت اند از: الف ـ روانشناسی اعماق (Depth psychology) که در حوزه ی علوم پزشکی به عنوان نخستین جست و جوی منظم در زمینه ی ضمیر ناخود آگاه برای درمان بیماری های روانی پدیدار شد. و ب ـ فیزیولوژی روانشناختی (Psychophysiology) که از فیزیولوژی به عنوان کوششی برای جانشین ساختن دستگاه و تکیه گاه فلسفی مربوط به نظریه ی ادراک با سنجش و آزمایش گری عینی انشعاب یافت. علی رغم دانش وسیع و ره یافت وسیع المشرب که در آثار نخستین پیش تازان روانشناسی دین مشهود بود این نیاکان دوگانه، این رشته را به دو رویکرد متعارض تبدیل کردند که سرانجام طیف ره یافت های امروزی در زمینه ی روانشناسی دین را تشکیل می دهند.(2)
نخستین نقطه ی عطف در روانشناسی دین در سالهای (1901 ـ 1902م) با سخنرانی های گیفورد و ویلیام جیمز (1842 ـ 1910م) به بارآمد که این سلسله سخنرانی ها در سال 1902 م تحت عنوان تنوع تجربه دینی(3) انتشار یافت.(4) زیگموند فروید (1856 ـ 1939م) و کارل گوستاو یونگ (1875 ـ 1961م) ره یافت های جدیدی در حوزه ی روانشناسی دین ارائه نمودند. ره یافت های روانشناسی به منشأ و ماهیت دین که از یونان باستان آغاز شد و کسانی هم چون شاعر رومی لوکرتیوس به تئوری ترس درباره ی آفرینش خدایان دست یافتند تا قرون جدید ادامه یافت و اندیشمندانی هم چون فروید، مارکس، ویلهم وونت و... به نوعی منشأهای روانی را برای دین مطرح ساختند. احساس اتکای مطلق توسط شلایرماخر، توجه به بعد حس مستقل در انسان به نام حس دینی توسط جیمز، نمونه هایی از ره یافت های روانشناسی دین به شمار می روند. در این زمنیه نباید از پژوهشهای گسترش روان درمانی توسط هانس شر، اسکار نیستر و ارنست جان و کارل یونگ غفلت کرد.(5)
روانشناسی دینی نیز رویکردی است که دست کم در یکی از ارکان خود یعنی موضوع، غایت و روش تحقیق از آموزه های دینی بهره می جوید و برای آنها در این امور اعتبار و ارزش خاصی قائل است ولی در مقابل روانشناسی سکولار در هیچ یک از این ارکان از دین کمک نمی گیرد.

                                                                    نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. مایکل پیترسون و دیگران، عقل و اقتصاد دینی، ترجمه احمد نراقی وابراهیم سلطانی، تهران، طرح نو، چاپ دوم، 1377، ص23.
2. ر.ک. میرچاالیاده، دین پژوهی، ترجمه بهاء الدینی خرمشاهی، دفتردوم، تهران، 1372، ص291.
3. The verietis Of religious experience.
4. دین پژوهی، همان، ص298.
5. The Encyclo pedia Of Religion ed by: milcea Eliade : Psychology and religion.