آثار و برکات دین در زندگی
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: آثار و برکات دین در زندگی ،دین سرمایه زندگی

دین مجموعه ای از احکام و قوانین است که در جوامع دینی از سوی خداوند متعال توسط پیامبران گرامی به بشر ابلاغ شده است.
اولاً به بررسی اجمالی آثار دین در زندگی می پردازیم:

دین سرمایه زندگیقوه تفکر، قوه نیرومندی است که در بشر به ودیعت نهاده شده و به ابدیت می اندیشد و با جهان دیگر پیوند پیدا می کند، این قدرت فکری و تصوری، احساسات و تمایلات ابدیت خواهی را در او به وجود می آورد. پیدایش این تمایلات و خواسته های عظیم با ساختمان بدنی و محدود و فانی او ناسازگار است لذا یک عدم تعادل عجیب و ناراحت کننده ای میان آرزوها و میان استعداد جسمانی خود می بیند و تصور محرومیت از ابدیت او را خرد می کند. بسیاری از تلاش های بشری برای جاوید ماندن نام و عنوان و یادگاری هایشان مولود همین احساس و آرزو است و می دانیم که لذت از شهرت و افتخار نام و عنوان فرع بر بقا و حیات خود انسان است تنها چیزی که این احساس و احتیاج را به صورت کامل و مطمئن تامین می کند احساسات دینی و عقاید دینی است.
ویکتور هوگو می نویسد: «راستی اگر انسان این طور فکر کند که عدم است و بعد از این زندگی، نیستی مطلق است دیگر اصلا زندگی برای او ارزشی نخواهد داشت آن چیزی که زندگی را برای انسان گوارا و لذت بخش می کند و کار او را مفرح می سازد و به دل حرارت و گرمی می دهد و افق دید انسان را خیلی وسیع می کند همان چیزی است که دین به انسان می دهد یعنی اعتقاد به خلود و جهان ابدی، اعتقاد به اینکه تو ای انسان فانی نبوده و از این جهان بزرگتری و این جهان برای تو آشیان کوچک و موقتی است و فقط یک گهواره برای دوران کودکی توست و دوران بیشتر دوران دیگری است.(1)
تولستوی حکیم روسی در پاسخ به تعریف ایمان می گوید: «ایمان همان چیزی است که انسان با آن زندگی می کند و سرمایه زندگی است.»(2) بنابراین برای اینکه از حیات بهره مند شده و حقیقت زندگی را دریافته تا از پوچی دور بمانیم باید به پرسشهای اساسی فلسفه زیستن (از کجا آمدم؟ در کجا هستم؟ به کجا می روم؟) پاسخ دهیم و تنها دین به این سوال ها پاسخ های روشن و شفاف می دهد. بسیاری از انسانها از زندگی روزمره خود بیزار شده و گاه حیات اجتماعی را رها می سازند و گاه دست به خود کشی می زند و این امور زاییده پوچی و بی معنا خواندن و گرایش به بی دینی است.

نقش دین در کنترل غرایزخطرات و انحرافاتی که بشر را تهدید می کند به قدمت بشر باز می گردد و اختصاصی به دوران جهل و غارنشینی او ندارد بلکه این خطرات در عصر دانش و اتم و فضا بیشتر و عظیم تر شده است چون منشاء انحرافات بشر فقط جهل و نادانی نبوده و نیست بلکه از ناحیه غرائز و تمایلات کنترل نشده مثل شهوت و غضب، افزون طلبی و لذت طلبی وتکبر و نفس پرستی است و شاهدش استکبار کشورهای پیشرفته جهان و استثمار ملت های ضعیف است و علوم و فنون ابزار دست این غرائز شده است و دانشمندان خادمان سیاستمداران و جباران شدند.
علم در خدمت اهداف بشر است اما اینکه اهداف چیست و چه باید باشد را دین تعیین می کند و به آن جهت می بخشد چون کار دین تسلط بر غرائز و تمایلات حیوانی و تحریکات غرائز عالی و انسانی اوست علم همه چیز را تحت تسلط خود می گیرد مگر انسان و غرائز او را و انسان علم را در اختیار می گیرد و به هر جهت که بخواهد آنرا به کار می گیرد اما دین، انسان را در اختیار می گیرد و جهت و مقصد او را عوض می کند و روی همین جهت بود که ویل دورانت در مقدمه لذات فلسفه می گوید: «ما از لحاظ ماشین توانگر شده ایم ولی از نظر مقاصد فقیر.»(3)
بنابراین باورهای اعتقادی به ویژه اعتقاد به خدا و معاد ضامن اجرای ارزشها و هنجارهای دینی اند. افراد جامعه و حکومت با دو روش کنترل و نظارت می شوند: نظارت بیرونی از طریق احکام جزایی و انواع مجازات ها و نظارت درونی که از طریق باورهای اعتقادی تحقق می یابد و این نوع نظارت، علاوه بر هزینه کم، تاثیر و نقش بیشتری دارد.

دین پشتوانه اخلاق و قانونرکن اساسی اجتماع، اخلاق و قانون است و پشتوانه آن فقط دین و ایمان برخاسته از عمق وجدان بشر است.
الکسیس کارل می گوید: «مغزها خیلی پیش رفته است اما افسوس که دلها هنوز ضعیف است دل را فقط ایمان قوی می کند و تمام مفاسد بشراز این نوع است که مغزها نیرومند شده و دلها ناتوان باقی مانده اند... تمدن برای انسان فقط ابزارهای خوب ساختند اما آدمها چطور؟ چیزی که بتواند آدمها را عوض کند و ارزشهای انسانی را جانشین کند دین است پس انسانیت مساوی با دین و ایمان است.»(4)
اخلاق منهای دین پایه ندارد و پایدار نمی ماند تجربه نشان داده است که آنجا که دین از اخلاق جدا شده، اخلاق خیلی عقب مانده است. داستایوفسکی می نویسد: «اگر خدا نباشد همه چیز مباح می شود.»(5) یعنی غیر از خدا، هیچ چیز دیگری که واقعا بتواند مانع انسان از انجام اعمال ضد اخلاقی شود نیست. و همچنین هیچ یک از مکاتب اخلاقی غیر دینی در کار خود موفق نبوده اند.

دین پدید آورنده علوم است و به علوم گرمی می بخشدتمام ادیان آسمانی نجات انسان از جهل و نادانی را وظیفه و آرمان بزرگ می دانستند و انبیا تمام تلاش خود را برای این هدف به کار گرفتند و همواره علم را فضیلت دانستند و مقام عالم را ارج نهادند به ویژه دین اسلام طلب علم را فریضه و وظیفه عمومی مسلمین (بدون اختصاص به زن و مرد) می داند(6) و امام باقر(ع) فرمود: «دانش را از حاملان آن بیاموزید و آنرا به برادران خود بیاموزید همانگونه که علماء آن را به شما آموختند.»(7)
آن زمان که هنوز غرب در خواب بود مسلمانان در پرتو تعالیم دین به پیشرفتهایی نایل شدند و تمدن بزرگ اسلامی را بنا نهادند و اگر امروز از دنیای علوم و تکنولوژی غرب عقب افتاده ایم به خاطر این است که تعالیم را جدی نگرفتیم و عمل نکردیم.

جلوگیری از بحران های روانی و تولید بهجت و انبساطانسان ها برای آنچه که ندارند سعی و تلاش می کنند تا به دست‌ آورند غم و غصه می خورند و هم چنین نسبت به آنچه که دارند نیز نگران هستند که مبادا حوادث روزگار آنرا از چنگ آنها درآورد و تنها ایمان هر دو آفت را از بین می برد و در انسان ایجاد انبساط و سرور می کند. به عبارت دیگر آنچه اعصاب آدمی را در این زندگی فرسوده می کند اضطراب ها و هیجانهایی است که از شادمانی دستیابی به علایق مادی، و افسردگی از نرسیدن به آنها حاصل میشود و تنها ایمان است که به مومن آرامش و اطمینان می دهدو انسان را به ساحل امنیت و آرامش و سلامت می رساند.

رهایی انسان از اسارت های ظاهری و باطنیاسلام به انسانها هشدار می دهد تا از خواب غفلت بیدار شوند و خود را از هر قیود و اسارت آزاد کرده و راه تکامل به سوی آستان الهی را بپیماید و بیان می کند که خدا تو را آزاد آفریده و گل سر سبد هستی تویی و تمام عالم را تحت تسخیر تو قرار داده و اگر به حقیقت خود بنگری متوجه می شوی که از ملائک هم بالاتری و دارای چه ارزش و کرامتی هستی پس خود را از قیود و اسارت امور ظاهری و باطنی رها کن.
بیداری ملل مسلمان، این امید را در دلها زنده می کند که در آینده بسیار نزدیک از زیر فشار و سلطه مستبدان و قدرت های استکباری و استعماری رها شده تا به استقلال و آزادی برسند.

زدودن عقاید باطل و خرافی از جوامع انسانیخرافه ها و عصبیت های کور و تقلیدهای کورکورانه از باروهای گذشتگان، بزرگترین مانع رشد و تکامل و ترقی انسان هاست که زدودن آنها از مبارزه با شرک و بت پرستی طاقت فرساتراست و دین اسلام موفقیت خود را در این میدان (مثل نگرش منفی به زن و زنده به گور کردن دختران و...) نشان داده است و خرافه ها و عصبیت های مدرن تنها توسط اسلام ناب قابل زوال هستند.
تمام باورها و احکام اسلام مثل ازدواج و طلاق و قصاص، حرمت هم جنس بازی، حرمت زنا و شراب خوردن، احکام ارث و... دارای آثار و برکات فراوان است که مجال ذکر آن نیست و فقط به عنوان مثال کلام قرآن را دربارة برکات پرداخت خمس و زکات بیان می کنیم که فرمود: ما افاء الله علی رسوله من اهل القری فلله و للرسول و لذی القربی و الیتامی و المساکین و ابن السبیل کی لا یکون دولة بین الاغنیاء منکم(8) با این احکام عدالت و تعدیل اقتصادی در بین مسلمانان به وجود می آید چون این کار منشاء گردش عمومی پول و ثروت و حذف انحصار مال از دست ثروتمندان است و با توزیع عادلانه فاصله طبقاتی از بین می رود.
تذکر: ایمان و دینداری دارای مراتب شدت و ضعف است و ضعف و قوت آثار و کارکرد دین بستگی به شدت و ضعف ایمان متدینان و نحوه رویکرد و توجه آنها به دین دارد یعنی به هر مقدار که به دین عمل شود آثار دین نیز پیاده می شود.

 


پاورقی:

1. مجموعه آثار شهید مطهری، ج3، ص398.
2. همان.
3. مطهری، مرتضی، امدادهای غیبی در زندگی بشر، تهران، انتشارات صدرا، 1368، ص86.
4. همان، ص40ـ39.
5. مطهری، مرتضی، تعلیم و تربیت در اسلام، تهران، انتشارات صدرا، 1368، ص100.
6. قال رسول الله(ص): طلب العلم فریضه علی کل مسلم و مسلمه. شهید ثانی، منیه المرید، تحقیق رضا مختاری، مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ سوم، 1374، ص99.
7. همان، ص111، تعلموا العلم من حمله العلم علموه اخوانکم کما علمکموه العلماء.
8. حشر:7.