ابوعلی سینا
ساعت ٦:٥٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: ابوعلی سینا

در طول تاریخ برخی از انسان‌ها از لحاظ نبوغ علمی و خدمت به بشریت به جایی رسیده‌اند که به تمام ملتها تعلق دارند. چنین شخصیتهایی در واقع فراملیتی محسوب می شوند.‌ اکثر دانشمندان خدمتگزار و مخترعین از چنین جایگاهی برخوردارند، لذا وابستگی به سرزمین خاصی چندان نقشی در درخشندگی آنها ندارد، فرهیختگان جهان، چونان خورشیدند که از نور آنها همه بهره‌مند هستند. لذا هرگز نمی‌شود این گونه انسانها را در یک نقطه خاص محدود کرد، بلکه برای تمام بشریت تعلق دارند. ابوعلی سینا نیز یکی از فرهیختگان بشری است که از لحاظ علمی در تمام دنیا شهرت دارد و از علم او تمام دنیا بهره جسته‌اند.
ابوعلی حسین بن عبدالله بن سینا در روستای افشنه واقع در حوالی بخارا در حدود ماه صفر 370 هجری مطابق اوت 980 میلادی به دنیا آمد، پدرش از کارمندان عالی رتبة حکومت ساسانیان بود.
او طفلی بود که به طور خارق العاده زودرس شد و مجموعه کامل علوم و فنون زمان را که عبارت بود از صرف و نحو و هندسه و طبیعیات و طب و قضا و علوم دینی فراگرفت. در هفده سالگی به اندازه‌ای شهرت داشت که از طرف شاهزاده سامانی، نوح بن منصور فراخوانده شد. در سن هجده سالگی تقریبا به همه علوم زمان آشنا شده بود و در تمام آنها مهارت داشت و مطالعات عمیق می‌نمود. مسافرت می‌کرد، امّا هیچ وقت این ایرانی ماوراء النهری از حدود اقلیم ایران پای بیرون ننهاد، در اوایل عمر مدتی در گرگان اقامت گزید و در آن دیار با همکاری و دوستی شاهزاده ابومحمد شیرازی قانون را نوشت، مدتی در ری اقامت گزید. سپس به قزوین، همدان و اصفهان رفت و از آنجا دوباره به همدان بازگشت و به سال 428، در 58 سالگی و در حوالی همدان درگذشت.(1)
چنان که گذشت محل تولد ابن سینا روستای افشنه در نزدیکی بخارا بوده است، مادرش از اهالی آن روستا بوده و پدرش از بلخ به بخارا آمده بود. شهر بخارا یکی از شهرهای مهم ماوراء النهر قدیم و سرزمین بزرگ سغذ بوده(2) که قسمتی از خاک ایران محسوب می‌شد. شهر بلخ مرکز برخی از حکومت‌های ایران و مرکز نشر علوم و معارف ایرانی و اسلامی و پایتخت دولت سامانی به شمار می‌رفت، در عصر حاضر این شهر قسمتی از خاک جمهوری ازبکستان محسوب می‌شود.(3) بنابراین هرگز نمی‌توان گفت ابن سینا افغانی بوده است، بلکه ابن سینا بر اساس تصریح و اجماع مورخین، ایرانی می‌باشد، اگر چه آن روز افغانستانی وجود نداشت که ما او را افغانی بدانیم، بلکه تمام این مناطق و اغلب جمهوری‌های آسیای میانه قسمتی از خاک ایران محسوب می‌شدند که اکثر آنها در دوره ی قاجار از ایران به زور استعمارگران جدا شدند(4) و مدت صد سال نمی‌شود که ایران تجزیه شده است.
لذا هرگز نمی‌توان ابن سینا را غیر ایرانی دانست، خصوصاً افغانی، چون بخارا فعلا قسمتی از خاک ازبکستان است نه افغانستان، و ابن سینا در دوره‌ای زندگی می‌کرد که ایران بزرگ، شامل تمام این جمهوری‌ها می‌شد.
‌چه از نگاه عقلی و عرفی و چه از نظر منابع تاریخی و نیز از نظر دانشمندان و فلاسفه بزرگ، ایرانی بودن او امری مسلم و بدون تردید است. مدفن ابوعلی سینا نیز در مرکز ایران و در شهر همدان واقع شده است.

                                                                                    نرم افزار پاسخ

 


پاورقی:

1. کربن، هانری، تاریخ فلسفه اسلامی، ترجمه اسدالله بشیری، تهران، امیرکبیر، چاپ چهارم، 1371، ص 228.
2. لستریخ، جغرافیای تاریخی، ترجمه محمود عرفان، تهران، علمی فرهنگی، چاپ چهارم، 1373، ص489، و فرهنگ معین، بخش اعلام. و رزاقی، ابوالقاسم، شناسایی علمای اسلام، تهران، انتشارات اوج، 63، ص 264.
3. محمدی، مینا، جغرافیای کامل کشورهای جهان، تهران، چاپ اول، 1372، ص8.
4. چنان که می‌دانید در دوره قاجار و پهلوی عهدنامه‌های ننگین بین ایران و کشورهای استعماری بسته شد مانند عهدنامه گلستان و ترکمانچای که طی آن قسمت‌هایی از خاک ایران جدا شد و در قلمرو خاک روسیه در آمد و هم چنین افغانستان نیز قسمتی از خاک ایران بود که در این دوره از ایران جدا شد. همچنان که در زمان رضاشاه بخشی از بلوچستان و.....در شمال شرقی ایران از کشور جدا شد.